ابعاد کیفیت زندگی

ابعاد کیفیت زندگی

1-6-2 بعد روانی کیفیت زندگی

روانشناسان در اولین قدم برای مطالعه کیفیت زندگی خواهان بررسی نگرش فرد نسبت به زندگی هستند. در این زمینه، سطح سنجش آنها در مقیاس خُرد قرار دارد و بر حسب طبقه بندیهای  متداول در شمول شاخص‌های ذهنی طبقه بندی می‌شود. بسیاری از نظریه پردازان بر میزان احساس سعادت فرد از زندگیش به عنوان عامل تعیین کننده در نگرش فرد به زندگی تأکید کرده اند. در حقیقت، از جمله عواملی که برای مدت زیادی از جانب روانشناسان به عنوان ویژگی‌های تعریف کنندۀ احساس سعادت یا خوشبختی ارائه شده اند می‌توان به معیارهایی نظیر دوست داشتن دیگران، لذت بردن از زندگی، یا شناخت خود اشاره کرد. اما تعریف جدیدی که داینر[1] (2000) برای احساس سعادت ارائه می‌دهد متضمن این است که افراد خودشان از زندگی خود یک ارزیابی مثبت داشته باشند. این تعریف ذهنی احساس سعادت به اعتقاد وی تعریفی دموکراتیک و مردم محور است زیرا از خود فرد خواسته می‌شود که زندگیش را ارزیابی کند و تشخیص دهد که آیا از زندگیش احساس خوشبختی می‌کند یا خیر، چنین تعریفی از یک زندگی خوب همان«احساس سعادت ذهنی» نامیده می‌شود که در محاورات دانشگاهی گاهی اوقات از آن به عنوان احساس خوشحالی نام می‌برند.

محققان زیادی در توصیف این احساس به ارزیابی مردم از زندگی خودشان توجه می‌کنند، ارزیابی‌ای که هم عاطفی است و هم شناختی. مسأله‌ای که در ارتقاء احساس سعادت نقش بسیار مهمی دارد، نیازها و میزان برآورده شدن آنها در نزد افراد است. در این زمینه اولین کوشش‌ها از جانب مازلو از منظری جامعه شناختی نسبت به مقولۀ نیازها صورت گرفت. مازلو نیازهای انسان را به چند دستۀ نیازهای فیزیولوژیکی و جسمی، نیاز به امنیت، نیاز به روابط اجتماعی و محبت، نیاز به تأیید و احترام و نیاز به خویشتن یابی  طبقه بندی کرد و معتقد است تا نیازهای انسان در هر مرحله برآورده نشوند نیازهای بعدی مطرح نخواهند شد. بر اساس رهیافت‌های روانشناختی تا زمانی که نیازهای انسان در یک اندازۀ مورد قبول برآورده نشوند احساس سعادت انسان افزایش نخواهد یافت. در بعد روانی میزان رشد فردی اهمیت زیادی دارد، رشد فردی معمولاً به لحاظ شناختی، اجتماعی و عملی مورد توجه محققان قرار می‌گیرد. همچنین، عملکرد فرد و میزان موفقیت وی در رسیدن به اهداف تعیین شده در کنار میزان کارآمدی از عوامل تعیین کنندۀ این متغیر می‌باشند(شالوک،2004، به نقل از ربانی خوراسگانی و کیانپور، 1384).

در کنار احساس سعادت، برخی محققان از احساس رضایت از زندگی در اجتماع نیز به عنوان عاملی مؤثر در بالا بردن کیفیت زندگی سخن گفته اند.(داینر،2000) همچنین این عامل از جمله شاخص‌های ذهنی در تعیین کیفیت زندگی می‌باشد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   فرضیه های کلی رویکرد روان درمانی و اهداف مشاوره گروهی

2-6-2 بعد اجتماعی کیفیت زندگی

بعد اجتماعی از جمله عوامل کلیدی در شکل دادن کیفیت زندگی است که تأثیر قابل توجهی بر احساسات اساساً اجتماعی مردم دارد. این بعد در سطح میانه مورد سنجش قرار می‌گیرد و شاخص‌های آن تلفیقی از شاخص‌های ذهنی و عینی کیفیت زندگی هستند. در صحبت از بعد اجتماعی کیفیت زندگی معمولاً از ارزیابی کارکردی شهروندان سخن به میان می‌آید. به عبارت دیگر، وظیفه یا کارکردی که یک شهروند می‌تواند در اجتماع به عهده بگیرد تأثیر مهمی بر کیفیت زندگی اش به جا می‌گذارد. هرچه نقش و کارکرد شهروندان در امور اجتماعی بیشتر باشد کیفیت زندگی آنها افزایش می‌یابد.(شاسلر و فیشر،1985)

3-6-2 بعد محیطی کیفیت زندگی

این بعد در سطح کلان قرار دارد، شرایط خارجی و عوامل محیطی را مورد بررسی قرار می‌دهد، و در محافل آکادمیک تحت عنوان شاخص‌های اجتماعی از آن نام برده می‌شود. از جمله مهم ترین این شاخص‌ها می‌توان به شرایط محیط زیست و وضعیت بهداشت- سلامتی شهروندان اشاره کرد. کیفیت زندگی به طور خاص مسائل مربوط به وضعیت بهداشتی- سلامتی و محیط زیست انسان را مورد توجه قرار می‌دهد. اهمیت وضعیت بهداشتی- سلامتی شهروندی به حدی است که دیگر نمی‌توان آنرا در قالب فقدان بیماری یا رهایی از چنگ امراض خلاصه کرد. سلامتی هم اکنون به عنوان یک حالت کامل فیزیکی، روانی و اجتماعی مطرح می‌باشد. (همان منبع)

اسچالوگ و همکاران[2] (2002) با بررسی کیفیت زندگی در بیش از 20 کشور 8 عامل را برای اندازه گیری کیفیت ذکر کردند: سلامت عاطفی، روابط بین فردی، بهداشت ، روابط زناشویی، رشد فردی، رشد فردی ، سلامت عاطفی ، روابط بین فردی، بهداشت، روابط زناشویی، رشد فردی، سلامت جسمانی، توانایی تصمیم گیری برای خود و دیگران(انگر و هاومن[3]، 2002، به نقل از رضایی، احدی، شریفی و کریمی،1386).

بررسی‌ها در قلمرو کیفیت زندگی کودکان و نوجوانان نشان داده اند، سطوح بالای کیفیت زندگی فردی به عنوان نیرو یا سرمایه روان شناختی عمل می‌کند. کیفیت زندگی نیروی قدرتمندی در راستای هدایت، حفظ و پیشبرد سلامت و تندرستی در جوامع و فرهنگ‌های مختلف می‌باشد(نیک آذین ، شعیری و نائینیان، 1392). به لحاظ اهمیت و دامنه‌ی فراگیر کیفیت زندگی، عوامل مؤثر بر آن همواره بررسی شده است. در این میان نقش تاب آوری و آموزش مؤلفه‌های آن در افزایش کیفیت زندگی بسیار اساسی به نظر می‌رسد.

[1]- Diener

[2]-Schalock et  al

[3]- Englar& Haveman