اختلال شخصیت خودشیفته

اختلال شخصیت خودشیفته

2-7-4-1 ویژگی های تشخیصی

ویژگی اصلی اختلال شخصیت خودشیفته، الگوی فراگیر بزرگ منشی، نیاز به تحسین و فقدان همدلی است که از اوایل بزرگسالی آغاز و در زمینه های گوناگون ظاهر می شود. . (نیکخو،1044:1389)

افراد مبتلا به این اختلال، یک حس بزرگ منشی مبنی بر مهم بودن دارند. آنها به طور معمول    توانائی­های خود را بیش از اندازه برآورده می کنند و مهارت­های خود را بزرگ جلوه می­دهند، اغلب مغرور و پرمدعا به نظر می­رسند و با شادمانی تصور می کنند که دیگران ارزش همانندی را برای کوشش­های آنان قایلند و هرگاه تمجیدی را که فکر می کنند سطاوار آنند دریافت نکنند، ممکن است شگفت زده شوند. اغلب در قضاوتهای مغرورانه از مهارتهای خود، مهارتهای دیگران را به طور ضمنی کمتر از اندازه برآورد می کنند ( بی ارزش کردن ). آنها اغلب با خیال­پردازی­های مربوط به موفقیت نامحدود، قدرت، استعداد برجسته، زیبایی یا عشق آرمانی اشتغال ذهنی دارند. آنها ممکن است درباره ی تحسین و امتیازی که مدتهاست «به تأخیر افتاده» ، اشتغال ذهنی داشته باشند و خودشان را به گونه ای دلخواه با افراد مشهور یا ممتاز مقایسه کنند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته معتقدند که برتر، استثنایی یا بی همتا هستند و از دیگران انتظار دارند که آنها را به همین صورت در نظر بگیرند. ممکن است احساس کنند که تنها افراد استثنایی و یا از طبقه ی اجتماعی بالا می توانند آنها را درک کنند و فقط باید با اینگونه اشخاص ارتباط داشته باشند و ممکن است ویژگیهایی چون «بی همتا»، «کامل» و یا «سرآمد» را به اشخاصی که با آنها ارتباط دارند، نسبت دهند. افراد مبتلا به این اختلال معتقدند که نیازهایشان استثنایی و فراسوی بینش افراد معمولی است. عزت نفس این افراد با نسبت دادن ارزش آرمانی به کسانی که با آنها در رابطه هستند، افزایش می یابد (یعنی بازتاب آیینه وار از خودشان). آنها احتمالاً در ارتباط داشتن با اشخاص «سطح بالا» (دکتر، وکیل، آرایشگر، استاد) و به عضویت در آمدن در «بهترین» مؤسسات پافشاری می کنند ولی ممکن است برای اعتبار افرادی که آنها را مأیوس می کنند، ارزشی قایل نشوند (نیکخو 1389، 1045).

افراد مبتلا به این اختلال معمولاً به تحسین زیادی نیاز دارند. عزت نفس آنها تقریباً به طور ثابتی بسیار شکننده است. آنها ممکن است نسبت به اینکه تا چه اندازه کارها را خوب انجام می دهند و تا چه اندازه توسط دیگران مورد احترام قرار می گیرند، اشتغال ذهنی داشته باشند. این امر اغلب به شکل نیاز به توجه و تحسین دایمی ظاهر می شود. ممکن است انتظار داشته باشند که با هیاهوی بسیار از آنها استقبال به عمل بیاید و هرگاه دیگران به دارائیهای آنهاغبطه نخورند متعجب می شوند. آنها ممکن است با جاذبه و فریبندگی زیاد همواره در جستجوی تحسین و ستایش باشند. در انتظار غیر منطقی این افراد از رفتار بسیار خوب دیگران، یک حس استحقاق داشتن وجود دارد. آنها انتظار دارند نیازمندیهایشان بر آورده شوند در غیر این صورت متحیر و یا خشمگین می شوند. برای مثال، ممکن است فکر کنند که مجبور نیستند در صف بایستند و حق تقدم آنها چنان مهم است که دیگران باید نوبت خودشان را به آنها بدهند و بنابراین هرگاه دیگران در «کارهای خیلی مهم آنها» همکاری نکنن، عصبانی خواهند شد. این احساس محق بودن همراه با فقدان حساسیت نسبت به خواسته­ها و نیازهای دیگران ممکن است به بهره کشی هشیارانه یا ناخواسته از دیگران منجرگردد. آنها انتظار دارند هر آن چه را که می خواهند و یا احساس می کنند که نیاز دارند، به دست آورند، قطع نظر از اینکه این امر چه معنایی برای دیگران دارد. برای مثال، این افراد انتظار دارند دیگران برای آنها از خود گذشتگی زیادی انجام دهند و ممکن است بدون توجه به تأثیری که این امر برزندگی دیگران می گذارد، کارهای زیادی را به عهده ی آنان بگذارند. آنها به شرطی مایل به برقراری روابط دوستانه یا عاشقانه هستند که به نطرشان شخص مورد نظر وسیله ای برای رسیدن به هدف­هایشان باشد و یا عزت نفس آنها را تقویت کند. این افراد اغلب امتیازهای ویژه یا منابع زیادی را غصب می کنند چون معتقدند که به علت «استثنایی بودن» شایستگی آنهارا دارند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مرجع آگهی و نیازمندیها : سایت دو فانوس

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته معمولاً فاقد حس همدلی بوده و در شناخت خواسته­ها، تجربه­های ذهنی و احساس­های دیگران مشکل دارند. ممکن است فکر کنند دیگران به رفاه آنها کاملاً علاقمند هستند. آنها مایلند در زمینه ی مسایل مورد علاقه ی خود به طور مفصٌل و نامناسبی بحث کنند، در حالی که نمی توانند درک کنند که دیگران نیز ممکن است احساسها و نیازهایی داشته باشند. اغلب نسبت به اشخاصی که در زمینه ی مسایل مورد علاقه ی خود صحبت می کنند، به گونه ای اهانت آمیز و عجولانه برخورد می کنند. این افراد اغلب از آزاری که گفته هایشان ممکن است به بار آورد غافلند (برای مثال، مکرراً به معشوق یا معشوقه­ی قبلی خود می گویند که « من اکنون یک رابطه­ی جاودانی دارم!»؛ در برابر فردی که بیمار است در مورد سلامتی خود لاف می زنند). هنگامی که به نیازها، خواسته ها یا احساسهای دیگران پی می برند، به گونه ای اهانت آمیز این پدیده­ها را نشانه ی ضعف یا آسیب پذیری تلقی می کنند. کسانی که با افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته در ارتباطند، به طور معمول آنها را از لحاظ هیجانی، سرد و فاقد علاقه ی متقابل می­یابند (نیکخو 1389، 1046).

این افراد اغلب به وضعیت دیگران غبطه می­خورند و یا معتقدند که دیگران به آنها حسادت می­ورزند. آنها معمولاً به موفقیت­ها یا دارائیهای دیگران غبطه می خورند و احساس می کنند که خودشان شایستگی بیشتری برای آن نوع پیشرفت­ها، تحسینها یا امتیازها دارند. آنها به شدت کارهای دیگران را بی ارزش می کنند، بویژه هنگامی که دیگران به واسطه ی کارهایی که انجام داده اند مورد سپاسگزاری یا تمجید قرار   می­گیرند. رفتارهای غرورآمیز و متکبرانه، مشخصه ی این افراد است. آنها اغلب نگرش­های متکبرانه، تحقیرکننده و ترحم آمیز دارند. برای مثال، فرد مبتلا به این اختلال ممکن است از کودنی یا گستاخی یک مستخدم بی دست و پا شکایت کند و یا با این استدلال که معاینه ی پزشک از سر لطف یا از روی ترحم است، ارزیابی پزشک را متوقف سازد.

2-7-4-2 ویژگی ها و اختلال های همراه

آسیب پذیری عزت نفس افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته باعث می شود که آنها نسبت به «آسیب» ناشی از انتقاد یا شکست خیلی حساس باشند. اگر چه آنها ممکن است ظاهراً این حساسیت را نشان ندهند، ولی انتقاد باعث می شود که آنها احساس پستی، سرافکندگی، پوچی و تهی بودن نمایند. آنها ممکن است به این بی اعتنایی با تکبر، خشم و نافرمانی واکنش نشان دهند. چنین تجربه هایی اغلب به انزوای اجتماعی یا ظاهری متواضع می انجامد که بزرگ منشی آنها را پنهان کرده و یا آن را محافظت     می­کند. در این افراد روابط بین فردی معمولاً به علت مشکلات ناشی از احساس محق بودن، نیاز به تحسین و عدم توجه نسبی به حساسیت­های دیگران، آسیب می بیند. اگر چه ابراز جاه طلبی تکبرآمیز و گستاخی زیاد ممکن است به پیشرفت زیاد منجر گردد، ولی عملکرد فرد به علت عدم تحمل انتقاد یا شکست مختل می شود. گاهی کارکرد شغلی پائین می آید و به صورت عدم اشتیاق فرد برای خطر کردن در موقعیت­های رقابتی یا سایر موقعیت­هایی که در آنها امکان شکست وجود دارد، ظاهر می شود. احساس­های مستمر شرم و سرافکندگی همراه با انتقاد از خود ممکن است با انزوای اجتماعی، خلق افسرده و اختلال افسردگی عمده یا افسرده خویی در ارتباط باشند. بر عکس آن ، دوره­های پایدار بزرگ منشی ممکن است با خلق هیپومنیک[1]در ارتباط باشند. اختلال شخصیت خودشیفته همچنین با بی­اشتهایی عصبی و اختلال­های مرتبط با مواد (بویژه مرتبط با کوکائین) همراه است. اختلالهای شخصیت نمایشی، مرزی، ضداجتماعی و پارانویایی ممکن است با اختلال شخصیت خودشیفته همراه باشند.

2-7-4-3 ویژگی های خاص وابسته به سن و جنسیت

صفات خودشیفتگی بویژه ممکن است در نوجوانان شایع باشد و لزوماً مبین آن نیست که چنین فردی به اختلال شخصیت خود شیفته مبتلا خواهد شد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته ممکن است در سازگاری با محدودیت­های جسمانی و شغلی که جزء جدایی ناپذیر فرایند پا به سن گذاشتن است، مشکلات ویژه­ای داشته باشند (نیکخو 1389، 1047).

  1. hypomanic mood