اصطلاحات مختلف مربوط به هوش هیجانی

توضیحاتی درباره اصطلاحات مختلف مربوط به هوش هیجانی  

درادبیات تحقیق، اصطلاح شناسی[1] همواره از اهمیت خاصی برخوردار است. چگونگی نامیدن یک پدیده، منعکس کننده باورهایی درباره زیر ساخت ها، عوامل علت شناختی[2] و عوامل دیگری است که درمجموع اساس سیاست ها، برنامه ها و فعالیت ها را به منظور بهبود بخشیدن به پدیده مورد بحث تشکیل می دهند.(آستبوری[3]،2006).

همچنان که اصطلاحات متفاوت از یکدیگرند، تعاریف و آثار آنان نیز بالطبع از یکدیگر متفاوت است و از آنجا که مفهوم هوش هیجانی به سبب تکثر آرای موجود درادبیات تحقیق و چالشهای نظری به اشکال گوناگون ظاهر شده است متمایز کردن این اصطلاحات ضروری به نظر می رسد. بی شک هیچ یک ازاین اصطلاحات کامل نبوده و واجد مزایا و معایبی هستند که به برخی از آنها اشاره می کنیم.

 

2-12-1- سواد هیجانی

این اصطلاح معمولاً به اشتاینر(اشتاینر[4]وپری[5]،1997نقل ازویر[6]،2000) نسبت داده می شود و شامل توانایی درک، بیان و مهار هیجان های خود و پاسخ دادن به هیجان های دیگران به گونه ای است که این هیجان ها برای خود و دیگران مفید واقع شوند.

برای روشن شدن آنچه از اصطلاح ((سوادهیجانی)) حداقل در سطح فردی برداشت می شود و بر تعدادی از توانش های هیجانی و اجتماعی کلیدی را فهرست کرده است(2000).

  • درک خود[7]
  • داشتن برداشتی دقیق و مثبت از خود
  • برخورداری از حس خوش بینی نسبت به خود وجهان
  • برخورداری از پیوستگی و استمرار درجریان زندگی
  • درک و مهار هیجان
  • تجربه کل دامنه هیجانها
  • درک علل هیجان ها
  • بیان هیجان ها به نحو مناسب
  • مهار پاسخ به هیجان ها به طور مؤثر برای مثال مدیریت خشم، مهار برانگیختگی ها
  • شناسایی شیوه های حفظ طولانی مدت احساسات خوشایند
  • استفاده از اطلاعات مرتبط با هیجان ها دربرنامه ریزی و حل مسأله
  • انعطاف پذیری[8]، پردازش و دوری گزینی از تجارب دشوار

3- درک موقعیت های اجتماعی و ایجاد روابط

  • دلبستگی به دیگران
  • داشتن تجربه همدلی با افراد دیگر
  • برقراری ارتباط و ارائه مؤثر به دیگران
  • مهار روابط به طور مؤثر
  • خود پیروی و برخورداری از استقلال[9]

استفاده از این اصطلاح به رغم آنکه یادآور این نکته است که سواد هیجانی می تواند یاد گرفته شود به جای این که کیفیتی فطری و ثابت باشد، توجه را برافراد و قابلیت های آنان متمرکز می سازد و موجب غفلت از بافت پیرامونی و تعیین کننده های اساسی بهزیستی هیجانی واجتماعی می شود.

 

 2-12-2- توانش هیجانی[10]

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ابعاد کیفیت زندگی

سارنی[11](2000) مهارتهای مربوط به توانش هیجانی را چنین برشمرده است:

  • آگاهی ازحالت هیجانی خود با درنظر گرفتن این احتمال که یک نفر هیجان های چند گانه ای راحتی درسطوح رشد یافتگی بیشتر تجربه می کند، آگاهی از این که فرد ممکن است نسبت به احساس های خود به دلیل پویاییهای ناهشیار[12] یا فقدان توجه انتخابی، ناهشیار باشد.
  • مهارت درمتمایز کردن هیجان های دیگران براساس نشانه های بیانی و موقعیتی که واجد درجاتی ازاجماع فرهنگی درباره معنای هیجان هاست.
  • مهارت درکاربرد واژگان هیجانی و اصطلاحات معمول درفرد، فرهنگ فرد در سطوح رشد یافته تر، مهارت درکسب پاسخ های فرهنگی[13] که هیجان را با نقش های اجتماعی مرتبط می سازد.
  • ظرفیت همدلی وهمدردی با تجارب هیجانی دیگر
  • مهارت درفهم حالت هیجانی درون که با بیان بیرونی مطابقت ندارد هم درخود و هم در دیگران و درسطوح رشد یافته تر فهمیدن رفتار بیان هیجانی که خود ممکن است دیگری را تحت تأثیر قراردهد.
  • مهارت در مقابله سازش یافته باهیجان های نفرت انگیز و اندوه بار با استفاده از راهبردهای خود نظم دهی (نظیر تیدگی شدید) که شدت یا مدت چنین حالت های هیجانی را بهبود می بخشد.
  • آگاهی از این که بخشی از ساختار یا ماهیت ارتباط ها به وسیله درجه بی واسطه بودن یا واقعی بودن بیان هیجانی توسط درجه و توازن درون ارتباط به نمایش درمی آید، بدین معنی که صحت هیجانی که تا حدی توسط شراکت رشد یافته یا متقابل هیجان های واقعی تعریف می شود درحالی که رابطه والد- کودک ممکن است شراکت نامتوازنی از هیجانهای واقعی باشد.
  • گنجایش برای خودکارآمدی هیجانی: خودکارآمدی هیجانی به این معنی است که یک فرد تجربه هیجانی خود را چه به صورت منحصر به فرد و غیر عادی و چه بر طبق قراردادهای فرهنگی می پذیرد و این پذیرش در پیوند با باورهای فرد درمورد تعادل هیجانی قرار می گیرد.

گفتنی است به رغم آنکه سواد هیجانی و هوش هیجانی در قالب توانش هایی خاص بیشتر قابل آموزش و دستیابی اند اما مجزا در نظر گرفتن این توانش ها می تواند موجب فروپاشی یک مفهوم کل نگر شود، از سوی دیگراصطلاحاتی مانند ((سواد))، ((هوش))، ((توانش))، ((یادگیری)) برافراد و استعدادهای آنها متمرکزند نه بر بافت پیرامون و تعیین کننده های زیربنایی توانش هیجانی- اجتماعی و بهزیستی.

 

[1] .Terminology

[2] .etiology

[3] Astbury,J.A.

[4] .Steiner,c.

[5] .perry,p.

[6] .wear,K.

[7] .self.understanding

[8] .resilience

[9] .autonomous

[10] .Emotional competence

[11] .saarni,C

[12] .unconscious dynamics

[13] .cultural scripts