تحقیق با موضوع سرمایه اجتماعی، تعهد مدنی، اعتماد اجتماعی، وضعیت تأهل

به نحوی که ارزشهای انتقالی در سال ۱۳۷۵، دال بر ترویج فرهنگ مادی، ارزشهای مادی و رفاهگرایی است. از دید محقق، آزادسازی ویدئو سبب گسترش فرهنگ موجود در فیلمهای خارجی شد و باعث کاهش تقلید و پایبندی آنها به ارزشهای دینی شده است. (رفیعپور، ۱۳۷۸، ص۸۷) محقق مدعی است که عملکرد رسانههای جمعی در طی سالهای اخیر در جهت القاء ارزشهای مادی به جامعه و کاهش تقیّد به ارزشهای دینی و میل به مصرفگرایی و فردگرایی شده است. از دید محقق، برایند کلی عملکرد رسانهها در طی سالهای اخیر (۱۳۷۸-۱۳۶۵) در تقویت سرمایههای اجتماعی نقش مثبتی نداشته است و سبب افزایش آشفتگی اجتماعی و انحرافات، کاهش اعتماد اجتماعی، کاهش رضایت و انسجام اجتماعی و بسیاری دیگر از بیماریهای اجتماعی شده است. ( رفیعپور، ۱۳۷۸، ص۱۰۸)
۲-۱-۲ تحقیقات خارجی
– تام رایس۱۴: سرمایه اجتماعی و عملکرد حکومتی در اجتماعات آیوا
تام رایس(۲۰۰۱) در این مطالعه به بررسی سرمایه اجتماعی با عملکرد حکومت در سطح اجتماعات یعنی شهرک های آیوا پرداخت. او به این منظور از نظرات حدود ۱۰۰ نفر از ساکنان ۱۱۴ اجتماع آیوا، داده های مطالعه خود را تشکیل داد. داده ها به نظرات شهروندان درباره میزان سرمایه اجتماعی و پاسخگویی و کارآمدی حکومتهای محلی اشاره داشت. تحلیل رایس از دادهها نشان داد که رابطه روشنی میان سرمایه اجتماعی و عملکرد حکومت محلی وجود دارد. در شهرهایی که سرمایه اجتماعی بیشتری داشتند، شهروندان حکومتهای محلی خود را پاسخگوتر و کارآمدتر تعریف کرده بودند. تحلیلهای دیگر رایس نشان داد که سرمایه اجتماعی با محافظت از خیابانها و پارک های عمومی شهر ارتباط دارد. حتی با کنترل کردن دیگر عوامل اجتماعی –اقتصادی، این روابط به طور معنادار پابرجا میماند. (ایزدی جیران و جاوید، ۱۳۸۹، ص۸۳)
– در تحقیق آیا رادیو و تلویزیون موجب تخریب سرمایه اجتماعی می شود؟ که توسط بنجامین ای اولکن۱۵ انجام شده و توسط عالیه شکربیگی و زهره رجبیشایان ترجمه شده است، اثر رادیو و تلویزیون بر مشارکت و اعتماد در گروههای اجتماعی و اعمال کنترل بر دهکدههای اندونزی بررسی شده است. به منظور شناختن اثر رادیو و تلویزیون به مولفههای یاد شده در اندونزی، از دو متغیر خارجی استفاده شده است: اولین متغیر نوسانات قدرت سیگنال در کوههای شرقی و مرکز جاوه است و دومین متغیر، بر اساس معرفی فضا و زمان تلویزیون خصوصی در اندونزی است. محقق با استفاده از این دو رویکرد، دریافته است که با زیاد شدن کانالهای صوتی و تصویری، زمان تماشای تلویزیون و گوش دادن به رادیو افزایش مییابد که همین امر باعث کم شدن مشارکت و اعتماد در سازمانها و جامعه میشود. (ای اولکن، ۱۳۸۸)
– مطالعه رابرت پاتنام۱۶: دموکراسی و سنتهای مدنی در ایتالیا
رابرت پاتنام درباره علل کارآمدی نهادهای دموکراتیک در شمال ایتالیا نسبت به جنوب آن کشور تحقیق کرده است. پاتنام در مطالعه حکومتهای منظقهای تازهتاسیس ایتالیا در دهه ۱۹۷۰ در مییابد که تفاوتهای بسیاری از نظر کارآمدی اداری و پاسخگویی آنها به نیازهای شهروندان میان دو بخش شمال و جنوب ایتالیا وجود دارد. پرسش اساسی پاتنام از علل این تفاوتها با وجود مشابهتهای بسیار از نظر ساختار اداری و بودجه حکومتهای منطقهای این دو بخش است. بررسیهای پاتنام او را به این نتیجه میرساند که شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی متفاوت این دو بخش به ویژه از نظر وجود سنتهای مدنی پایدار و همهگیر در شمال ایتالیاست که افراد را در شبکههای روابط اجتماعی افقی مانند انجمنهای داوطلبانه، باشگاهها و احزاب قرار میدهد. این شبکهها همکاری میان آنها را تشویق و آسان میکنند. نتایج بررسی پاتنام نشان میدهد که در ایتالیا میتوان مناطق مدنی و غیرمدنی را از یکدیگر تشخیص داد. مناطق مدنی جاهایی هستند که زندگی به طور افقی سامان یافته و در آنها شهروندان احساس قدرت و اختیار برای مشارکت در تصمیمگیریهای عمومی میکنند. آنها مشتاقانه مسائل عمومی را در مطبوعات دنبال کرده و به یکدیگر اعتماد کرده و از قوانین طبعیت میکنند. در این مناطق سازمانهای مدنی مانند انجمنهای سرودخوانی، تیمهای فوتبال، باشگاههای حفاظت از پرندگان زیادتر هستند. مناطق غیرمدنی ویژگیهای بسیار متفاوت از مناطق مدنی دارند و در آنها مفهوم شهروند، عجیب مینماید. مشارکت افراد در مسائل عمومی و سیاسی به سبب وابستگی شخصی و طمع فردی است. در انجمنهای اجتماعی و فرهنگی مردم مشارکت کمی دارند. فساد، هنجار تلقی میشود و قانون برای نقض کردن وضع شده است. تقریباً تمامی افراد احساس ضعف، استثمارشدگی و نارضایتی میکنند. به نظر پاتنام با توجه به این یافتهها عملکرد خوب نهادهای دموکراتیک در شمال ایتالیا که مدنیتر است چندان جای تعحب ندارد. عامل اصلی و مهم، سرمایه اجتماعی است. همکاری داوطلبانه در جامعهای که سرمایه اجتماعی عظیمی را در شکل هنجارهای عمل متقابل و شبکههای مشارکت مدنی به ارث برده بهتر صورت میگیرد. از نطر او سرمایه اجتماعی، وجوه گوناگون سازمان اجتماعی مانند اعتماد، هنجارها و شبکههاست که میتواند با تسهیل اقدامات هماهنگ، کارایی جامعه را بهبود بخشند. (ایمانی جاجرمی، ۱۳۸۹، صص۷۹-۷۸)
– نقش رسانههای جمعی در ایجاد سرمایه اجتماعی در آمریکا
در تحقیقی که موسسهAAPR Researc 17در مورد بافت اجتماعی آمریکا انجام داده است، مشخص شد که اعتماد به حکومت ملی در میان ۲۵ درصد از آنها که مورد پیمایش قرار گرفتند، پایین است، یعنی کسانی که گفتند هر روز به صحبتهای رادیویی گوش میدهند. اما گرایشهای اعتمادی آنهایی که گاهگاهی به رادیو گوش میکنند، همانند آنها که اصلاً گوش نمیکنند بیشتر از گوشدهندگان منظم به رادیو است.
سطوح بالای تماشای تلویزیون با داشتن اعتماد پایین پاسخگویان به دیگران و اعتماد نسبتاً بیشتر به آینده مرتبط است. ولی در عین حال بر اعتماد آنها به حکومت تاثیری نداشته است. خواندن روزنامه تاثیری بر اعتماد اجتماعی نشان نمیدهد، اما اطمینان پاسخگویان را به آینده و اعتماد آنها را به حکومت در کل سطوح تقویت میکنند. لیست عواملی که در پیشبینی و تبیین درگیرشدن در مسایل سیاسی مهماند، به ترتیب کاهش میزان اثرشان گزارش شدهاند:
– عضویت در سازماندهی: هر چه تعداد گروههایی که فرد بدانها تعلق دارد بالاتر باشد، احتمال درگیری در مسایل سیاسی بیشتر است.
– اثربخشی سیاسی: اعتقاد به امکان تاثیرگذاری در حکومتی که فرد تحت حاکمیت آن زندگی میکند، باعث تشویق وی به درگیری در مسایل سیاسی میشود.
– هر چه فرد بیشتر روزنامه میخواند، بیشتر در مسایل سیاسی و اجتماعی مشارکت میکند. (جوادییگانه و همکاران، ۱۳۸۴، ص۱۵۰)
– بررسی رابطه بین تماشای تلویزیون با میزان تعهد مدنی و اعتماد میان فردی
این پژوهش توسط «داون وی شه»۱۸ در بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۸ انجام گرفته است. وی شه معتقد است که در بررسی رابطه بین استفاده از رسانههای جمعی و میزان اعتماد باید به ابعاد مختلف رسانههای جمعی توجه کرد و جزئیات رسانههای جمعی را مورد نظر قرار داد. بحث نظری پژوهش وی شامل دو بخش، نظریه سرمایه اجتماعی پاتنام و رسانههای جمعی میباشد. در بخش اول با تکیه بر نظریه سرمایه اجتماعی پاتنام، اعتماد میانفردی، اعتماد تعمیمیافته مبنی بر درستی و صداقت دیگران و تعهد اجتماعی، عضویت در گروههای رسمی و مشارکت اجتماعی تعریف شده است. بر مبنای نظریه پاتنام بین تعهد اجتماعی و اعتماد اجتماعی رابطه متقابلی فرض شده است. در بخش رسانههای جمعی با تاکید بر کارکردهای رسانهها مانند کارکرد اطلاعاتی، کارکرد هویتی، کارکرد پیوستگی اجتماعی و کارکرد تفریحی و سرگرمی، ارتباط بین رسانههای جمعی با میزان اعتماد اجتماعی و تعهد مدنی را اینگونه بیان نموده است: استفاده از رسانههای جمعی موجب شناخت جهان اجتماعی که افراد در آن زندگی میکنند، گردیده و به هویت فردی و محیطی آنها شکل داده و از این طریق الگوی رفتار اجتماعی به آنها میدهد که در زندگی مدنی خود از آن استفاده کنند و موجب ارتباط با دیگران میگردد. اما استفاده از برنامههای سرگرمکننده، میزان مشارکت افراد را در جامعه تغییر داده و در کاهش سرمایه اجتماعی موثر است.
ویشه در بخش میدانی مطالعه خود به تحلیل ثانویه دادههای پژوهش «مطالعه سبک زندگی» پرداخته است. او متغیرهای مورد بررسی را به چهار گروه تقسیم میکند:
متغیرهای جمعیتی شامل سن، جنس، وضعیت تأهل و درآمد؛ متعیر موقعیتی مانند نژاد؛ متغیر نگرشی مانند اعتماد به دولت، اعتماد به تجار و میزان رضایت از زندگی و متغیرهای مستقل مانند رسانهها.
او برای تحلیل خود برنامههای تلویزیون را به پنج گروه تقسیم میکند: برنامههای خبری، برنامههای علمی، سریالهای اجتماعی، سریالهای طنز، برنامههای جدیتر چون برنامههای سیاسی و مطالب روزنامهها را به دو گروه مطالب کوتاه شامل خبرهای سخت و مطالب بلند شامل مقالات، سرمقالهها، یادداشتها و تفسیرها تقسیم کرده است.
نتایج تحلیل رگرسیون نشان میدهد متغیرهایی مانند سن، تحصیلات، وضعیت تأهل، محل سکونت، مشارکت اجتماعی، علایق سیاسی، روزنامه خواندن، تماشای برنامههای علمی، سریالهای تلویزیونی، وضعیت تأهل و علایق سیاسی از متغیرهای مهم تأثیرگذار بر تعهد مدنی در این تحقیق میباشد. به عبارتی متغیرهای رسانهای، روزنامه خواندن، تماشای برنامههای علمی و تماشای سریالهای تلویزیونی موثر بر تعهد مدنی میباشد.
تحلیل ثانویه یافتهها نشان میدهد که بین تمامی متغیرهای مستقل با متغیر اعتماد میانفردی رابطه معنیداری وجود دارد. میزان روزنامه خواندن، تماشای دسته جمعی برنامههای تلویزیون، تماشای برنامههای علمی و تماشای تلویزیون ملی موجب تغییر در اعتماد میانفردی افراد میگردد. در بررسی رابطه بین تلویزیون با تعهد مدنی و اعتماد میانفردی باید شرایط وجود رابطه و همچنین نوع برنامهای که مورد علاقه مخاطبان بوده و به طور مداوم آن را تماشا میکنند، مورد توجه قرار گیرد. (حسینپور، ۱۳۸۹، صص۳۲-۱۳۱)
– سرمایه اجتماعی، تلویزیون و جهان زشت، اعتماد، خوشبینی و مشارکت
این پژوهش توسط« اوسلنر»۱۹ بین سالهای ۱۹۵۵ تا ۱۹۸۸ انجام گرفته است. اوسلنر در رد ادعای پاتنام مبنی بر تأثیر تلویزیون در کاهش سرمایه اجتماعی در بین دو نسل یعنی در فاصله ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۳ با استفاده از دادههای مربوط به پژوهش اجتماعی GSS 20وضعیت سرمایه اجتماعی را در بین دو نسل یعنی نسل اول که محصول انفجار جمعیت در دهه پنجاه آمریکاست و به نسل انفجار جمعیت معروف است و نسل دوم که در اواخر دهه هفتاد متولد شدهاند را اینگونه استدلال میکند که هر دو نسل از نظر تاریخی، شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی متفاوتی را تجربه کردهاند. در حالی که پاتنام دلیل کاهش اعتماد اجتماعی در نسل اول

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مقاله رایگان درموردسرمایه گذاری، استراتژی، استراتژیک، جهان خارج

دیدگاهتان را بنویسید