تعریف های مربوط به نگرش

نگرش

2-1-4-1- منشاء ‌اولیه نگرش

درباره منشاء و مبدأ نگرش‎ها و علل و عوامل مؤثر بر آن بحث‎های زیادی صورت گرفته است، برخی منشاء آن را موارد ذیل می‎دانند:

  • تجارب اولیه کودک در پنج و شش سال اول زندگی و آموزشهای غیر مستقیم از والدین
  • معاشرت با گروهها یا افراد (رسمی یا غیررسمی) که در مراحل بعدی زندگی با آنها در تماس هستند
  • تجارب جمعی یا فردی و تجارب مشابهی که در سراسر زندگی تکرار می‎شود.

لیکن در یک کلام نگرش از طریق آموزش (مستقیم و غیر مستقیم) پدید می‎آید و یا تغییر پیدا می‎کند.

2-1-4-2- تعریف های مربوط به نگرش

نگرش را از سه جنبه می‌توان تعریف کرد:

الف) تعریف نگرش به عنوان یک «واکنش ارزشی یا عاطفی»،

ب) تعریف نگرش به عنوان یک «آمادگی برای پاسخ دادن»،

ج) تعریف نگرش به عنوان «منظومه‌ای از عناصر شناختی، عاطفی و رفتاری»

پژوهشگران جامعه شناسی و روان شناسی، واژه ” نگرش”  را مناسب ترین معادل برای”Attitude” معرفی کرده‌اند. اما از سوی دیگر معادل‌های متعددی نیز همچون، «طرز تلقی»، «وجهه نظر»، «بازخورد»، «وضع روانی»، «ایستار»، «گرایش»، «هیأت روانی»،«طرز فکر»، «شیوه رفتار» و … برای این واژه مورد استفاده قرار گرفته است. ولی اکنون اصطلاح نگرش، قبول عام یافته و به صورت­های مختلف نیز تعریف شده است. نگرش یک سازه فرضی است، زیرا به صورت مستقیم قابل مشاهده نیست، بلکه بیشتر با اظهارات کلامی و رفتاری همراه است (کریمی، 1387).

نگرش، از مفاهیم کاربردی در علم روان‌شناسی اجتماعی است. این اصطلاح در دهه 1950 به بعد متداول گردید و امروزه یکی از مهم­ترین مفاهیم مورد استفاده در روان‌شناسی اجتماعی آمریکا می‌باشد.

ترکیب شناخت‌ها، احساس‌ها و آمادگی برای عمل نسبت به یک چیز معین را نگرش شخص نسبت به آن چیز گویند(کریمی، 1373).

یکی از اولین کسانی که از واژه نگرش ذهنی استفاده کرد، هربرت اسپنسر بود. وی در یکی از نخستین آثار خود در سال 1862 نوشت: داوری صحیح درباره پرسش‌های مورد بحث تا اندازه‌ای به نگرش‌ها در هنگام شنیدن ناله یا شرکت در مناقشه بستگی دارد و برای داشتن نگرش صحیح لازم است میانگین درستی یا نادرستی باورهای انسانی را بدانیم(آلپورت، جونز، ادوارد؛ 1371).

از جمله تعاریفی که شاید جامع­تر از بقیه باشد، تعریف کمبرت و همکاران(1964 به نقل از مسعودی، 1390) است: “نگرش عبارت است از یک روش نسبتاً ثابت در فکر، احساس و رفتار نسبت به افراد، گروه­ها و موضوع­های اجتماعی وسیع­تر، هر گونه حادثه­ای در محیط فرد”.

طبق نظر فریدمن و همکارانش(1970، به نقل از کریمی، 1387)، نگرش نظامی با دوام است که شامل یک عنصر شناختی[1]، یک عنصر احساسی[2] و یک عنصر تمایل به عمل[3] است.

مؤلفه عاطفی شامل هیجانات و عاطفه فرد نسبت به موضوع، خصوصاً ارزیابی­های مثبت و منفی است. مؤلفه­ی رفتاری چگونگی تمایل به عمل فرد در راستای موضوع را شامل می گردد. مؤلفه­ی شناختی شامل افکاری که فرد درمورد آن موضوع نگرش خاص دارد شامل: حقایق، دانش و عقاید(تیلور، پپلا و سیرز[4]، 2003). این سه عنصر تحت عنوان مدل سه بخشی نگرش معرفی شده اند(شیفمن و کانوک[5]، 1977؛ به نقل از مسعودی، 1390).

کرچ و کراچفیلد[6] (به نقل از کریمی 1387)می‌نویسند:”ترکیب شناخت‌ها، احساس‌ها و آمادگی برای عمل نسبت به یک چیز معین را نگرش شخص‌ نسبت به آن چیز می‌گویند. “

طبق تعریف ترستون[7] یکی از پیشگامان برجسته سنجش نگرش، نگرش عبارت از یک واکنش ارزشی یا عاطفی نسبت به موضوع نگرش است. به بیان دیگر، از نظر ترستون وقتی فرد نسبت به موضوعی، ارزیابی[8] یا احساس[9]خود را بیان می‌کند، نگرش خود را نسبت به آن موضوع نشان داده است. تعریف آلپورت[10] از نگرش، نوع دوم آن است. طبق تعریف آلپورت نگرش عبارت است از: یک حالت آمادگی روانی عصبی، برای پاسخ دادن که از خلال تجربه سازمان یافته، بر پاسخ (رفتار) فرد نسبت به همه اشیا و موقعیت‌هایی که با آن‌ها در ارتباط می‌باشد، تأثیری جهت‌دهنده یا پویا می‌گذارد.

سومین تعریف نگرش عبارت است از: منظومه‌ای از عناصر شناختی، عاطفی و رفتاری. این تعریف که توسط طرفداران نظریه شناختی عرضه شده است و امروزه هم مورد قبول بسیاری از روانشناسان اجتماعی است، می‌گوید که هر نگرش تنها یک ارزیابی (یا قضاوت عاطفی) یا آمادگی برای پاسخ صرف نیست، بلکه نگرش، ترکیب یا منظومه‌ای است که هم عنصر شناختی دارد (اطلاعاتی که فرد درباره موضوع نگرش دارد)، هم عنصر عاطفی (قضاوت عاطفی که فرد نسبت به موضوع نگرش دارد) و هم عنصر آمادگی برای پاسخ یا رفتار(مسعودی، 1390).

 

2-1-4-3-تعریف سه عنصر نگرش

الف. نگرش­های مبتنی بر شناخت: اگر ارزیابی فرد بیش از هر چیز مبتنی بر باور او در مورد خصوصیات موضوع نگرش باشد.

ب. نگرش­های مبتنی بر عواطف: نگرشی که بیشتر مبتنی بر هیجان ها و ارزش­ها باشد تا بر ارزشیابی عینی مزایا و معایب، نگرش مبتنی بر عواطف خوانده می­شود(کریمی، 1373).

ج. نگرش­های مبتنی بر رفتار: مشاهده چگونگی رفتار فرد نسبت به موضوع نگرش. بنا بر نظریه “ادراک خویشتن” تحت شرایط خاص فرد نمی­داند چه احساسی نسبت به موضوعی دارد، تا آنکه رفتار خود را نسبت به آن موضوع ببیند. افراد تحت شرایط خاص، نگرش خود را از رفتارهای خویش استنتاج می­نمایند( ارونسون و همکاران، 1385؛ به نقل از مسعودی، 1390).

علاوه بر عناصر فوق، نگرش دارای سه ویژگی است: نخست اینکه هر نگرشی شامل یک شیء، شخص، رویداد، یا موقعیت است (موضوع نگرش). دوم آنکه نگرش­ها معمولاً ارزشیابانه­اند. و سوم آنکه نگرش­ها معمولاً دارای ثبات و دوام قابل توجهی­اند. وقتی ما بگوییم: من با هر کاری که فلانی بکند موافقم، این عبارت اولاً در مورد یک شخص است، ثانیاً جنبه ارزشیابانه دارد (با او موافقم)، و ثالثاً از این عبارت چنین برمی­آید که عقیده ما درباره او دارای ثبات نسبی است. از میان عناصر تشکیل دهنده، عنصر عاطفی و از میان ویژگی­ها، ویژگی ارزشیابی کردن، مهم­ترین مؤلفه­های نگرش­ها را تشکیل می­دهند.

بحث مربوط به نگرش­ها و چگونگی شکل­گیری آن­ها، عناصر تشکیل دهنده­ی آن­ها و تغییر نگرش­ها از جمله مباحث مهم و جالب روانشناسی اجتماعی است. نگرش­ها نقش مهمی در زندگی، اندیشه­ها و رفتارهای فردی و اجتماعی ما دارند. افراد نسبت به موضوعات مختلف و دیگران دیدگاه­های خاصی دارند که این دیدگاه ناشی از اطلاع آن­ها، احساس نسبت به آن­ها و تمایل به انجام عمل در مورد آن­هاست، و همین دیدگاه در اغلب موارد تعیین کننده­ی شیوه­ی برخورد با آن اشیاء یا موضوعات و یا افراد است. نگرش یک دانش آموز نسبت به یک درس خاص ناشی از میزان اطلاع و آگاهی او از محتوای آن درس و اهمیت آن در زندگی واقعی و همچنین احساس او نسبت به آن درس می­باشد. در واقع نگرش­ها بخشی از انگیزه­های افراد برای انجام اعمال خاصی را توجیه می­کنند.

بر اساس یکی از تعاریف نگرش، “نگرش یک حالت آمادگی روانی و عصبی است که از طریق تجربه­ی سازمان یافته تأثیر هدایتی یا پویا بر پاسخ های فرد در برابر کلیه­ی اشیاء یا موقعیت هایی که به آن مربوط می شود، دارد” (آلپورت ، 1935، به نقل از کریمی، 1373).

بیشتر روان شناسان اجتماعی بر روی یک تعریف سه عنصری نگرش اتفاق نظر دارند. عنصر اول عنصر شناختی است و شامل اعتقادات و باورهای شخص درباره­ی یک شیء یا اندیشه است. افراد نسبت به پدیده ­ها و آنچه که پیرامون آن­ها است، دارای آگاهی­ها و اطلاعات متفاوتی بوده و به شیوه­های مختلفی به پردازش می­پردازند و به ادراکات و شناخت­های متفاوتی از آن دست می یابند. همین ادراکات و شناخت­های مختلف است که عنصر شناختی نگرش آن­ها را تشکیل می دهد، و لذا افراد در مقایسه با یکدیگر نگرش­های متفاوتی نسبت به جهان پیرامون خود دارند.

عنصر دوم نگرش، عنصر احساسی یا عاطفی آن است. انسان­ها بر اساس باورها و اعتقادات خود نسبت به پدیده­های مختلف در جهان پیرامون خود، دارای احساس­ها و عواطف گوناگونی هستند. دوستی و نفرت دو نمونه از عواطف و احساسات مثبت و منفی نگرش می­باشند.

سومین عنصر نگرش، عنصر رفتاری آن است. تمایل به عمل و آمادگی برای پاسخگویی به شیوه­ای خاص، عنصر رفتاری نگرش محسوب می­شود. فردی که نگرش مثبتی نسبت به یک شیء یا یک موضوع دارد، تمایل و آمادگی بیشتری دارد تا در همان زمینه­ی مورد علاقه­ی خود اقدامات و اعمالی را انجام دهد. به عنوان مثال دانش­آموزی که دارای یک نگرش قوی و مثبت نسبت به درس ریاضی یا علوم است، تمایل و آمادگی زیادی برای وارد شدن به این حوزه­ها و انجام فعالیت­هایی در این زمینه دارد.

با توجه به توصیفی که از عناصر سه­گانه­ی شناختی، عاطفی و رفتاری نگرش به عمل آمد، می­توان به این جمع­بندی دست یافت که در شکل دادن به نگرش­های افراد می­توان روی هر یک از عناصر سه گانه­ی فوق تأکید نمود. به عنوان مثال با ارائه­ی آگاهی­های صحیح و منطقی از موضوعات مختلف درسی و روشن ساختن کاربرد و ارزش واقعی آنان در زندگی و هم چنین درگیر ساختن دانش­آموزان در فعالیت­های نظری و عملی دروس آموزشگاهی و تغییر احساس­ها و عواطف آنان نسبت به مدرسه و یادگیری­های مدرسه­ای، زمینه­ی ایجاد نگرش­های مثبت و سازنده را در آن­ها فراهم نمود و به این ترتیب تأثیر مثبت متغیر نگرش را در پیشرفت تحصیلی به بالاترین سطح خود رساند.

روی هم رفته تعریف سه عنصری نگرش تعریفی است که بیشتر روی آن اتفاق نظر دارند.

عنصر شناختی شامل اعتقادات و باورهای شخص درباره یک شیء یا اندیشه است. عنصر احساسی یا عاطفی آن است که معمولاً نوعی احساس عاطفی است که با باورهای ما پیوند دارد، و عنصر تمایل به عمل،‌ به آمادگی برای پاسخگویی به شیوه­ای خاص اطلاق می­شود. به عنوان مثال، نگرش یک شخص نسبت به یک شخصیت سیاسی ممکن است حاوی این شناخت باشد که او یک شخصیت سیاسی است، مرد است، بخش احساسی آن این است که شخص شیفته طریق سخنرانی آن شخصیت سیاسی است که بسیار جذاب سخن می­گوید و شنوندگان خود را مسحور می­کند. بخش رفتاری این نگرش آن است که شخص همواره آماده ملاقات و مشتاق حضور در جلسات سخنرانی آن شخصیت سیاسی است.

2-1-5- نگرش اینترنتی

در چند دهه گذشته، رایانه­ها به یک بخش اساسی محیط­های کاری و آموزشی تبدیل شده­اند. بخش قابل توجهی از پژوهش­ها و نظریات به ارزیابی و تحقیق در چگونگی سازگاری دانشجویان و نیروی کار با رایانه و فن آوری اطلاع رسانی پرداخته­اند و برخی از شواهد نشانگر آن است که دانشجویان و کارکنانی که تجربه کار با رایانه داشته اند، تأثیر قابل توجهی در کارایی بالای محیط­های رایانه­ای دارند.

یکی از الگو­های مفهومی برای بررسی ادراکات و نگرش کاربران در خصوص فن آوری­های اطلاعاتی و اینترنت “الگوی سه حلقه­ای استفاده از فن آوری[11]” (لیاو، 2004؛ به نقل از نقوی، 1386). این الگو برآمده از الگوی دیگری به نام ” الگوی پذیرش فن آوری” است که به عنوان یکی از نظریات مطرح در زمینه نظر سنجی درباره نگرش کاربران به فن آوری­های اطلاعاتی محسوب می­شود. در این الگو دو متغیر اساسی وجود دارد : احساس مفید بودن رایانه و احساس سهولت استفاده از رایانه. دو زمینه قابل توجه برای استفاده از نظام های رایانه­ای و فن آوری اطلاعات آن است که افراد، مفید بودن استفاده از رایانه را ادراک کنند و امکان استفاده آسان از رایانه در افراد احساس شود. دو زمینه مذکور موجب افزایش نگرش مثبت نسبت به رایانه و همچنین باعث تمایل رفتاری به استفاده از رایانه می­گردد و در نهایت موجب استفاده عملی از رایانه می­شود. بر اساس الگوی مذکور یکی از عوامل موثر که موجب استفاده از فن آوری رایانه می­شود، نگرش­های افراد به رایانه می­باشد. این دو نگرش در مجموع تعیین کننده قصد نو نیت یک فرد در استفاده از فن آوری است. اما بر اساس “الگوی سه حلقه­ای” طرز نگرش فرد به فن آوری اطلاعاتی از سه حلقه تبعیت می­کند: حلقه مربوط به تجربه فرد و کیفیت نظام، حلقه احساسی شناختی و حلقه قصد و نیت رفتاری. حلقه اول (تجربه فرد و کیفیت نظام) بر عناصر شناختی و احساسی، حلقه دوم (حلقه احساس و شناختی) بر چگونگی تغییر قصد رفتاری افراد اثر می­گذارد و حلقه آخر (قصد و نیت رفتاری) قصد فرد را برای به کارگیری فن آوری پیش­بینی می­کند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   بررسی SOAR و کاربرد اون در تصمیم گیری دور و بر راه حل 

بر اساس مفاهیم الگوی سه­حلقه­ای، کیفیت نظام عامل کلیدی مؤثر در ارتباط با عناصر شناختی و احساسی است. در نگرش شناختی و احساسی درباره چگونگی تغییر قصد و نیت رفتاری فرد بررسی می­شود. دیلون و مک­لین[12] (1992؛ به نقل از علی­آبادی و مشتاقی، 1385) معتقدند که کیفیت نظام، هم کیفیت نظام و هم کیفیت اطلاعات را مورد سنجش قرار می­دهد و به عنوان عاملی بسیار مهم در موفقیت نظام­های اطلاعاتی محسوب می­شود. به علاوه، نگرش کاربران به محیط­های الکترونیکی همانند نگرش به سهولت استفاده یا میزان رضایتمندی به عنوان کارکردهای کیفیت نظام محسوب می­شود. به عبارتی یکی از عواملی که تأثیر مهمی در نظام­های اطلاع رسانی دارد، عامل انسانی است و در نهایت، میزان رضایت مندی کاربران، رابطه معناداری با عملکرد نظام های اطلاعاتی داشته است (زکی ، 1385).

از آن­جایی که یکی از بارزترین جلوه­های فن آوری­های آموزشی جدید رایانه­ها هستند، طی چند دهه اخیر توجه پژوهشگران معطوف به آن­ها شده و تاکنون مقیاس­های معتبر و شناخته شده­ای در سراسر دنیا برای سنجش نگرش نسبت به کاربرد رایانه در گروه­های متفاوت آزمودنی­ها ساخته و اعتباریابی شده است. برای مثال لوید و گرسارد[13](1984) مقیاس نگرش سنج رایانه (CAS)[14] را در قالب سه خرده مقیاس اضطراب، اطمینان و علاقه­مندی به رایانه، ساخته و اعتباریابی کرده­اند.

یکی از قدیمی­ترین و در عین حال پرکاربردترین مقیاس­هایی که به طور مستقیم در این زمینه توسعه یافته، مقیاس PATT [15] است. این مقیاس را اولین بار در سال 1985 دو پژوهشگر هلندی با نام­های رات و دی وریس[16] با هدف سنجش نگرش­های مرتبط با فن آوری اجرا کردند. صد گویه این مقیاس اظهارات مثبت و منفی را درباره نگرش نسبت به فن آوری در قالب شش خرده مقیاس در طیف لیکرت نشان می­داد(مشتاقی، قربانی و رضائیان، 1387).

مقیاس دیگری که تهیه فرم فارسی آن موضوع پژوهش علی آبادی و مشتاقی (1385) می­باشد، فرم ترکی مقیاس نگرش نسبت به فن آوری[17] است که در ترکیه اعتباریابی شده است (یاووز، 2005). این مقیاس دارای 50 گویه با اظهارات سازگار و ناسازگار (مثبت و منفی) درباره­ی نگرش نسبت به فن آوری­های روز و بهره­گیری از آن در فرایند یاددهی – یادگیری در طیف پنجگانه لیکرت، تنظیم شده است. در تحلیل عاملی پنج عامل استخراج شد که عبارتند از: 1. مزایای کاربرد فن آوری در آموزش، 2. تصورات در مورد کاربرد فن آوری در آموزش، 3. عدم تأثیرگذاری فن آوری در آموزش، 4. پیش­بایست­های کاربرد فن آوری در آموزش و 5. اثربخشی تجهیزات فن آوری در آموزش.

بر اساس دیدگاه­های لیاو و هانگ [18] (2003) می­توان ساختار نگرش­های کاربران را به فن آوری­های رایانه­ای و اینترنت به سه قسمت عمده و قابل سنجش تقسیم کرد که عبارت است از : سنجش احساسی، شاختی و رفتاری. سنجش احساسی مقولاتی نظیر بررسی میزان رغبت و سنجش شناختی مواردی نظیر خودکامیابی و میزان مفید بودن را در بر می­گیرد که این موارد اثر مثبتی بر سنجش رفتاری می­گذارد. سنجش رفتاری نیز شامل مواردی نظیر قصد و نیت رفتاری برای استفاده از یادگیری الکترونیکی به عنوان ابزار آموزش می­شود.

در مجموع کی[19] (1993) چهار عنصر را محور همه این مقیاس­های نگرش سنج می­داند: اول، عاطفه[20] که چگونگی احساسات شخصی آزمودنی را نسبت به فن آوری بیان می­کند؛ دوم، سودمندی[21] که گستره­ای از باورهای آزمودنی را در مورد کاربرد فن آوری به­منظور ارتقای قابلیت­های شغلی نشان می­دهد؛ سوم، نظارت[22] که از نظر آزمودنی درباره سهولت یا صعوبت بهره­گیری از فن آوری است؛ و چهارم مقاصد رفتاری[23]  که به نظرات آزمودنی در مورد الزامات و پیش­نیازهای بهره­گیری از فن آوری در رفتار واقعی می­پردازد.

رضایت مندی، بخشی از مؤلّفه­های مؤثر بر نگرش افراد تلقی می­شود. « نگرش» یکی از عوامل مهم برای پیش بینی رفتار بشری شمرده می­شود. نگرش­ها به عنوان عاملی مؤثّر در استفاده از فن آوری ارتباطات و اطلاع رسانی شناخته می­شود و به تأثیرات مثبت و معنادار نگرش­های عاطفی و شناختی نسبت به رایانه در استفاده از نظام اطلاع رسانی منجر می­شود (یوسورو[24]، 2000). در پژوهشی دیگر با استفاده از تحلیل مسیر، الگویی در خصوص عوامل فردی، اجتماعی و سازمانی مؤثر در چگونگی استفاده از فن آوری اطلاعات ارائه شد (لوپز[25]، 1997). بر اساس یافته­های آنان فشارهای اجتماعی و حمایت سازمانی موجب افزایش “سودمندی ادراک شده” و “احساس خودکارآمدی در کار با رایانه” می شود و بدین واسطه استفاده از سامانه فن آوری اطلاعات مقدور خواهد بود. دو متغیر استفاده از اینترنت و تجربه اینترنتی در خودکارآمدی کار با رایانه و خودکارآمدی کار با رایانه تاثیر منفی در اضطراب ناشی از اینترنت دارند و با افزایش آن، میزان افسردگی نیز افزوده می­شود ( لاروس[26]، ایستین[27] و گریگ[28]، 2001).

در پژوهشی دیگر توسط جوینر[29](2005؛ به نقل از زکی، 1385) بیان شد که تمایزات جنسی در استفاده از اینترنت اثر دارد. به­طوری­که مردان استفاده بیشتری از اینترنت دارند. تئو[30] تحقیقات مختلفی در موضوع نگرش کاربران نسبت به اینترنت داشته است (1999 و 2001) . نتیجه تحقیق تئو نشان دهنده رابطه معنادار بین متغیر انگیزش و استفاده از اینترنت بوده است. تسائی[31]، لین[32] و تسائی (2001) پرسشنامه­ای درباره نگرش کاربران به اینترنت در چهار حوزه اصلی طراحی و اعتباریابی نمودند. در این پرسشنامه چهار زیرمقیاس شامل احساس سودمندی، احساس نظارت بر استفاده، عاطفی و رفتار برای نگرش اینترنتی در نظر گرفته شد. آن­ها نتیجه گرفتند که رابطه معناداری بین تجربه استفاده از اینترنت و نگرش به اینترنت وجود دارد. دینف[33] و کوآفتروس[34]( 2002؛ به نقل از زکی، 1385) در دو گزارش جداگانه به ارائه نتایج نهایی تحقیقات خویش درزمینه نگرش به اینترنت پرداخته اند. آن­ها به سنجش دو نوع نگرش کابران نسبت به اینترنت ( نگرش به خودکارآمدی اینترنت و نگرش نسبت به استفاده از اینترنت ) پرداختند و ابزاری جهت سنجش این مقیاس را طراحی کردند.

استفاده گسترده از فن آوری­های رایانه ( اینترنت، انواع پایگاه و بانک­های اطلاعاتی و … ) در زمینه دروس دوره دانشگاهی، اهمیت ارزیابی نگرش دانشجویان به استفاده از منابع مبتنی بر رایانه و منابع کتابخانه­ای را تشدید می­کند. با توجه به این مطلب، تحقیقات انجام شده توسط جربک[35] و همکاران ( 2001) نشان می­دهد که بین اضطراب کتابخانه­ای و اضطراب رایانه­ای، بر اساس مقایسه نمرات حاصل از مقیاس­های LAS و مقیاس اضطراب رایانه­ای[36]، در میان دانشجویان دوره کارشناسی، رابطه معنی داری وجود دارد.

مطالعه آن­ها نشان داد که همبستگی مثبت معنی داری  بین این دو مقیاس تنها در میان زنان وجود دارد. تحقیقات انجام شده توسط فلیوتز (1992، به نقل از کاتلین، 2004 ) نشان داد که دانشجویان دوره کارشناسی اضطراب رایانه­ای را در هنگام تلاش برای دسترسی به پایگاه­های چندرسانه­ای رایانه­ای تجربه می­کنند. بخصوص زمانی که هر پایگاهی روش جست وجوی خاص خود را نیازمند است. آنوگبوزی ( 1997) نشان داد که هر 5 بعد اضطراب کتابخانه­­ای( بوستیک، 1992) بر احساس اضطراب دانشجویان در طول استفاده از کتابخانه تاثیر می­گذارد. نتایج چنین نشان می­دهد که درک دانشجویان از اعتماد به فن آوری( به عنوان مثال دسترسی به منابع ) بالاترین سطح اضطراب کتابخانه­ای را داراست. به­عبارتی بالاترین میزان اضطراب کتابخانه­ای مربوط به بعد راحتی با فن آوری مورد استفاده در کتابخانه می­باشد.

در پژوهش­های دیگر مبنی بر ارزیابی تاثیر آموزش کتابخانه­ای بر اضطراب دانشجویان، دلمان[37] (1996، به نقل از کاتلین، 2004) دریافت که آموزش کتابخانه­ای به طور غیر مستقیمی با سطوح اضطراب رایانه­ای در ارتباط است، در عین حال که سطوح اضطراب کتابخانه­ای راکاهش نمی­دهد. جیکوب سان و مارک[38] ( 1995) و کولتاو[39] (1998) چنین گزارش کردند که ترکیب جنبه­های شناختی و عاطفی فرایند جست وجوی اطلاعات در آموزش کتابخانه­ای، سطوح اضطراب کتابخانه­ای را کاهش می­دهد. در یک مطالعه دیگر، زاور (1993، به نقل از کاتلین، 2004) راهکارهایی را در آموزش کتابخانه­ای گنجانیده است که به جای تأکید بر دسترسی به منابع خاص به بالا بردن درک دانشجویان از روند انجام تحقیقات می­پردازد . نتایج زاور کاهش اضطراب کتابخانه­ای دانشجویان و بهبود کلی در نگرش آنها نسبت به کتابخانه را نشان داد.

اخیرا، تحقیقاتی که به ارزیابی نگرش بزرگسالان دراستفاده از اینترنت پرداخته است نشان می­دهد که استفاده بزرگسالان از اینترنت محدود به، به دست آوردن اطلاعات و به عنوان وسیله­ای برای برقراری ارتباط با دیگران است. هرچند دانش محدود آموزشگران بزرگسال در مورد فن آوری و چگونگی دسترسی به انواع منابع اینترنتی، استفاده آن­ها از منابع چندگانه موجود دراینترنت را محدود می­کند.

در انتها می­توان جمع­بندی نمود، تاکنون در داخل و خارج پژوهشی به بررسی رابطه میان اضطراب چندبعدی کتابخانه­ای با در برداشتن ابعاد اینترنتی و الکترونیکی در کتابخانه­ها و نگرش اینترنتی، نپرداخته است. از این رو پژوهش حاضر درصدد بررسی رابطه بین اضطراب چندبعدی کتابخانه­ای و نگرش اینترنتی در میان دانشجویان کارشناسی ارشد است و با این پیش­فرض صورت­بندی شد که نگرش­ها تأثیر بسیار بر فراوانی و ماهیت بهره­گیری از
فن آوری­های اینترنتی مورد استفاده در کتابخانه­ها می­توانند داشته باشند.

 

[1]. Cognitive Element

[2]. Emotional Element

[3]. Elements Tend To Act

[4]. Taylor, Pepla & Syzer

[5]. Shyfman & Kanvek

[6]. Krech And Cruchfield

[7]. Louis Thurston

[8]. Evalution

[9]. Feeling

[10]. Alport

[11]  .Three-tier Technology Use Model (3-TUM)

[12] .Delone & Mclean

[13]. Loyed & Gressard

[14]. Computer Attitude Scale

[15] .Public Attitude Towards Technology

[16] . Jan Roat & Mrac Devries

[17] .Technology Attitude Scale (Turkish Form)

[18] . Liaw & Huang

[19] . Kay

[20] . Affection

[21] . Usefulness

[22] . Control

[23] . Behavioral Intentions

[24] . Usoro

[25] . Lopez

[26] . Larose

[27] . Eastin

[28] . Gregg

[29] . Joiner

[30] . Teo

[31] . Tsai

[32] . Lin

[33] . Dinev

[34] . Koufteros

[35] .Jerebeck & et al.

[36] .Computer Anxiety Scale (CAS)

[37] .Dolman

[38]. Jacobsen & Mark

[39] . Kulthau