تماس چشمی و پردازش هیجانی

تماس چشمی و پردازش هیجانی

نقایص و آسیب های اجتماعی یکی از ویژگی های عمده اختلال درخودماندگی هستند که در میان این آسیب های اجتماعی، شناخت و درک حالتهای هیجانی چهره به طور وسیع در پژوهش های مربوط به افراد درخودمانده گزارش شده است. درک و فهم اینکه حالتها و هیجانات دیگران برای سازگاری و انطباق مناسب در موقعیت های اجتماعی، رشد تعاملات و ارتباط با دیگران تعیین کننده است، بسیار حائز اهمیت بوده چرا که کودکان درخودمانده اغلب در درک حالت های روانی دیگران ناتوان هستند و این می تواند دلیل اجتماعی شدن نامناسب و به وجود آمدن آسیب های واقعی در زندگی شان باشد(بتی،میوکس، ویتمیر، راگ، تیلور،2011).

یک مولفه ی مهم بدکارکردی اجتماعی در افراد درخودمانده، پردازش نابهنجار هیجانات مربوط به حالت های چهره است(کلین هانس و همکاران،2010). چهره ی انسان در همه ی سنین منبع مهمی از اطلاعات که برای ارتباط کارآمد با دیگران مهم و حیاتی است را تشکیل می دهد و وارسی کارآمد چهره می تواند هسته ی اصلی مهارتهای ارتباطی را به وجود آورد(ویت، فالکیتر،هافستن،2008).چرا که علائم اولیه ی ادراک  و فهم هیجانات می تواند در طول سال دوم زندگی مشاهده شود(بیگر، کات، ریف، ترواگت،استیگ،2008).در همین راستا نظریه انگیزش اجتماعی درخودماندگی بیان می کند که بدکارکردی اجتماعی، شکست و ناتوانی این افراد در تشخیص چهره ها به علت فقدان تجربه کردن چهره ها در طول دروره های حساس رشد است که مکانیزم علت شناسی برای این آسیب برمی گردد به ارتباط متقابل با افراد یا نگاه کردن به چهره ها که در افراد درخودمانده خیلی نادر است(کلین هانس و همکاران،2010).

نگاه کردن مستقیم در انسان ها اغلب به عنوان یک عامل مهم و حیاتی برای تعامل و ارتباط اجتماعی است (سیبرا،2006). پژوهش های پیگیری چشمی نشان دادند هنگامی که به چهره دیگران نگاه می کنیم به طور ترجیحی به چشم ها بیشتر از قسمت های دیگر چهره متمرکز می شویم و زیاد تعجب برانگیز نیست که اطلاعات در ناحیه چشم ها برای پردازش های مختلف چهره همچون تشخیص هویت،سن، جنسیت و حالت های هیجانی – عاطفی مهم وحیاتی است. بدین دلیل است که الگوی غیرعادی نگاه کردن متقابل یا تماس چشمی در میان افراد درخودمانده به عنوان یک آسیب کیفیدر تعامل اجتماعی مطرح است(سنجو،2009).

علاوه بر این، وجود تماس چشمی غیر عادی در رشد اولیه، به طور بالقوه می تواند دامنه ی وسیعی از یادگیری اجتماعی را مختل کند. بنابراین تماس چشمی نقش مهم و حیاتی در یادگیری ارتباطی و اجتماعی، که از ملزومات زندگی انسانهاست، دارد (سیبرا،2006). بر اساس پژوهش های انجام شده تماس چشمی، شناسایی چهره و پردازش اطلاعات حاصل از دیدن چهره همچون حالتهای عاطفی و هیجانی را در طول سال اول زندگی آسان می کند (گراسمن، 2008).

نشانه شناسی اجتماعی درخودماندگی شامل تماس چشمی غیر عادی و تأثیر ناقص حالتهای مختلف روحی روانی و ادراکات است (جسا،2008). جسا و همکارانش (2008) با بررسی ادراک اجتماعی در افراد درخودمانده نشان دادند که این افراد چهره ها را به گونه ای متفاوت از افراد عادی پردازش می کنند.

بتی، میوکس،ویتمیر،راگ و تیلور(2011) در پژوهشی به بررسی پردازش هیجانی چهره در 15 کودک درخودمانده با روش توان مرتبط با رویداد پرداختند و نتایج آنان نشان داد که مشکلات پردازش چهره ای و هیجانی در افراد درخودمانده می تواند از نابهنجاری هایی در پردازش ادراکی-دیداری ناشی شود .

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   خلاقیت به عنوان دیوانگی!

 

 

مبانی نظری و عصب شناختی درباره تماس چشمی

براساس پژوهش های عصب شناختی الگوی غیرعادی تماس چشمی در کودکان درخودمانده می تواند با مشکلاتشان در پردازش دیگر اطلاعات اجتماعی همانند هویت و شخصیت مرتبط باشد. برای نمونه چندین پژوهش گزارش دادند که فعالیت ضعیف شکنج مخروطی در طول پردازش چهره در افراد درخودمانده می تواند تا حدی به کاهش خودبخودی تمرکز چشم ها منجر شود(حاجی خانی،2007). بنابراین مدت زمان تمرکز خودبخودی بر چشم ها با سطح فعالیت شکنج مخروطی مرتبط می باشد(دالتن،2005) و عدم تمرکز صحیح چشم ها در افراد درخودمانده نتیجه سطح عملکرد غیرعادی شکنج مخروطی است(هادجی خانی،2007).

به تازگی در تبیین اختلالات طیف درخودماندگی به کژکنشی نظام عصبی آینه ای انسان اشاره شده که ممکن است زمینه ساز نقص های اجتماعی در افراد درخودمانده باشد. مطالعات FMRI  به طور برجسته حاکی از فعالیت محدود شده جزء پیشانی از نظام عصبی آینه ای در کودکان درخودمانده در جریان مشاهده و تقلید چهره های هیجانی است. علاوه بر این نتایج، انحراف فعالیت نظام عصبی آینه ای را در کودکان درخودمانده در حوزه هیجانی به طور مکرر نشان می دهد(داپریتوو همکاران،2006 ).

در پژوهشی دیگر کلین و همکارانش (2008)، نشان دادند که نوجوانان درخودمانده رویدادهای اجتماعی را به شیوه ای انحرافی بررسی می کنند، آنها همچنین خاطر نشان کردند که افراد درخودمانده نسبت به افراد عادی تمرکز بیشتری را بر بدن و دهان نسبت به چشم ها انجام می دهند.

در پژوهشی پیگوت و همکارانش(2004) با بررسی کودکان درخودمانده و عادی با به کارگیری فن آوری FMRI نشان دادند که در جریان تکلیف پردازش چهره فعالیت شکنج پیشانی و آمیگدال در کودکان درخودمانده نسبت به کودکان عادی کمتر است.همچنین نظریه آمیگدال درخودماندگی بیان می کند که بدکارکردی های سیستم زیرقشری نقش اساسی را در نقایص اجتماعی- هیجانی افراد درخودمانده بازی می کنند(میو، پانا،آورام،2012).

پژوهش های الکتروفیزیولوژیک پردازش چهره در اختلال درخودماندگی، نشانه های مهمی راجع به طبیعت و رشد آسیب های  شناخت اجتماعی در این اختلال فراهم کرده اند، بررسی های الکتروانسفالوگرافی (EEG) در این زمینه نشان دادند سیستم های عصبی که در عملکرد پردازش چهره دخالت دارند در کودکان 3ساله مبتلا به درخودماندگی مختل هستند. این روند اختلال سیستم  های عصبی تا سن بزرگسالی ادامه دارد که  بر مرحله رمزگذاری و  بازنمایی پردازش چهره تأثیرگذار هستند. این چنین آسیب های آشکار در ادراک حالت های هیجانی  و پردازش ضعیف چهره می تواند با آسیب های رفتاری و اجتماعی شدید در ارتباط باشد. بدین دلیل پژوهش هایی که تأثیر مداخلات اولیه را بر پردازش چهره کودکان درخودمانده بررسی می کنند باید ناهنجاری های عصبی این افراد را مدنظر قرار دهند(داوسن،2005). چرا که علاوه بر اینها چندین پژوهش الکتروفیزیولوژیک دیگر تفاوت هایی را در سیگنال های EEG در طول ادراک چهره بین افراد درخودمانده و عادی نشان دادند(حاجی خانی،2004).

[1]Emotional Processing

[2]Witt

[3] Falck-ytter

[4] Hafsten

[5]Begeer

[6] Koot

[7] Rieffe

[8] Terwogt

[9] Stegge

[10]Kleinhans and et al

[11] – Csibra

[12]-Eye traking

[13]-Grossman

[14]Event-ralated Potential

[15]-Fusiform gyrus

[16]-Hadjikhani

[17] – Dalton

[18]-Human Mirror Neuron System-HMNS

[19] -Dapretto

[20]-Klein

[21]-Piggot

[22] -Functional Magnetic Resonance Imaging – FMRI

[23]-Electrophysiological

[24] – Electroencephalogram