دانش کسب و کار

دانش کسب و کار

2-3-1-دانش به عنوان منبع

چالش جدید پیش روی اقتصاد دانان منبع تلقی کردن دانش است. دانش را باید همانند سایر عوامل تولید، منبع ورودی برای تولید محصولات و خدمات در نظر گرفت. این چالش از آنجا نشئت میگیرد که اگر از هر منبعی بیش از یک حد معینی استفاده شود قانون  بازده های نهایی نزولی بر آن جاری می شود اما دانش را با مخارج بالا می توان تولید کرد در حالی که اشاعه آن مخارج کمی نیاز دارد.

برخلاف کالاهای فیزیکی که هنگام استفاده مصرف می شوند و در طی زمان بازده های نزولی پیدا می کنند هر میزان از دانش بیشتر استفاده شود، بازده های صعودی بوجود  می آورد. هر اندازه که بتوان از دانش در بنگا ههای اقتصادی بیشتر استفاده کرد، برارزش آن افزوده می شود و چرخه بالندگی بوجود  می آورد(کلارک[1] مترجم حمیدی زاده ، 2001)

ویژگی فرآیندهای پویا، دانش را منبع کمیابی معرفی می کند که به سرعت ترمیم پذیراست و قابلیت گستردگی بالایی دارد، همچنین سرعت انتقال آن هم بالا است و می تواند در اشکال محسوس و غیر محسوس نشر یابد. به هر حال، دانش جنبه منحصر بفردی دارد وهنگامیکه در اختیار کسی  قرار گیرد قدرت رقابت پذیری بالایی پیدا می کند. هنگام اکتشاف و نشر دانش،مخارج نهایی آن اساساً برای کاربران تا حد صفر تنزل می کند. ( استگلیز[2] ، 1999)

در هر صورت دانش تنها ظرفی است که هرچه بر درون آن افزوده شود، گسترده تر  می شود. اگر چه دانش ضمنی تعلق به افراد دارد و قابل رؤیت نیست اما از طریق یادگیری قابل رشد است و میتوان با صرف مخارج آن را همانند زمان و دیگر منابع در تولید بکار گرفت و محصولات فیزیکی یا خدمات ارزشمند با آن تولید کرد.

در این نوع کسب و کار دانش محور، حضور دانش در فرآیند تولید کالاها و خدمات گسترده می شود و در تجارت  نمیتوان برای آن ارزشی قایل شد. اگرچه آهن و آلیاژهای آن به معادن ذغال سنگ تعلق دارند اما زیربنای تولید و نصب کارخانه های پتروشیمی،کارخانه های تولید خودرو و سازمانهای هوا و فضا و دیگر کارخانه ها را شکل می دهند.

لیکن بدون دانش این کارخانه ها،  قابلیت های تولیدی نخواهند داشت. از این رو، دانش بازرگانی همانند نرم افزاری عمل می کند که با استفاده از آن می توان از فرآیندهای پیچیده، مینیاتوری، پردازشی و یکپارچه گرا با ایده های متنوع سرافزار بیرون آمد. ( کامر ، 2003 و فدرال ریورس[3] ، مترجم حمیدی زاده، 2001)

2-3-2-دانش و قابلیتها

کسب و کار دانش محور مبتنی بر نشر و اشاعه و استفاده از اطلاعات، علم، عقل ودانش و نیز خلق آن است. تعیین عوامل موفقیت برای بنگاه های اقتصادی و نظام تجارت ملی بیشتر در چارچوب دستیابی به اثربخشی ، گردآوری و استفاده از دانش است (البینیو ، 2004 و کلارک[4] 2001)  .

فناوری و توانمندیها در تعامل با یکدیگر رشد و توسعه می یابند و تسهیم آنها در زیر گروه ها و شبکه ها براساس میزان دانستنیهای افراد حایز اهمیت میشود.کسب و کار الکترونیکی سلسله مراتبی از شبکه ها است که بر سرعت تغییرات و یادگیری می افزاید.

آنچه که خلق می شود در جامعه به صورت شبکه ای است و باید دریافت در کجاها فرصتها و قابلیتها در دسترس قرار می گیرند. روابط نزدیک دانش و یادگیری، موقعیت اجتماعی اقتصادی اشخاص و بنگاه های اقتصادی را تعیین می کند. در کسب و کار دانش محور باید به تبیین و مدلسازی تولید دانش ،تحقیق و توسعه دانش جدید، غنی سازی دانش  درآموزش و پرورش و توسعه انسانی، انتقال دانش ،نشر و اشاعه دانش و نوآوری پرداخت. در کسب وکار دانش محور دانش براساس نوع دانستیها، چرایی دانستنیها، چگونگی دانستنیها و کسانیکه آن را می دانند به انواع مختلف تفکیک  می شود.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ارتباط باور فردی ، باورهای غیر منطقی،باور های فرا شناختی و مصرف مواد

اگرچه بعضی از انواع دانش در ارتباط بسیار نزدیکی با بازارهای مختلف است اما بخشی دیگر از دانشها در ارتباط با فناوری و افراد دانشمند هستند و این نوع دانش هم جنبه ضمنی دارد و هم جنبه آشکار، سنجش دانش ضمنی به سختی صورت می گیرد.(حمیدی زاده ، 1384)

امروزه، توسعه و تسهیم دانش به حدی در بنگاه های اقتصادی نوین رشد شتابنده دارد که موجب شده نوآوری به صورت مدلهای پیچیده و غیرخطی و نمایی رشد یابند. ( یانگ[5] ، 2004).

محیطهای نوآور معمولاً در عرصه های زیر با دیگر محیطها تفاوت می کنند:

رشد تعداد بخشهای بازار، ظرفیت تولید دانش جدید، پردازش، اشاعه و انتقال دانش، آزمون حیطه های کاری، تبدیل دانش به اهرمهای توانمندساز محوری بنگاه اقتصادی.

توانمندیهای محوری را میتوان نظام تعاملی چند بعدی دارائیهای دانشی دانست که فرآیند و محتوای آن را در بر گرفته است و در طی زمان شکل میابد در حالی که هم اکنون آماده تکثیر یا انتقال نیست و بر ارزشهای مشترک استوار است. این قابلیتها مزیت رقابتی را با حمایت از عملکرد و نوآوری فرآیندها یا خطوط تولید بوجود می آورند.( لونارد، 1999 و ریما[6] 2001).

2-3-3-حوزه های دانش کسب و کار

حوزه های دانش تعریف کننده آن می­باشند که از طرفی یک فرد شاغل در تحلیل کسب و کار چه چیزهایی را باید درک کرده و آشنا باشد و از طرف دیگر باید توانایی انجام چه وظایفی را داشته باشد. توجه به این نکته حائز اهمیت است که حوزه های دانش به عنوان فازهای یک پروژه مورد استفاده قرار نمی گیرند بلکه آنها به عنوان حوزه­های کمکی در جهت دسته بندی منطقی وظایفی که یک تحلیلگر کسب و کار باید در طول مدت زمان اجرای پروژه خود انجام دهد مورد استفاده قرار می­گیرند.

موسسه بین المللی کسب و کار یک موسسه علمی و غیرانتفاعی است که بصورت بین­المللی در حوزه تحلیل کسب و کار و مباحث مرتبط با آن فعالیت می نماید. هدف اصلی این موسسه گسترش دانش روز دنیا در زمینه تحلیل کسب و کار و حرفه تحلیلگر کسب و کار می­باشد که توانسته است در مدت کوتاهی به علت اهمیت موضوع و کاربرد آن در حوزه­های مختلف صنعتی و غیر صنعتی شعبات را (شامل بیش از 80 شعبه اصلی و 50 شعبه درحال آماده شدن) در کشور­های مختلف دنیا راه­اندازی نماید تا علاوه بر گسترش دانش تحلیل کسب و کار، بحث بومی سازی آن نیز مطابق با شرایط و فرهنگ کاری هر کشور صورت پذیرد. از دیدگاه این موسسه 6 حوزه دانش در کسب و کار می توان تعریف نمود:

[7] .نظارت و برنامه ریزی تحلیل کسب و کار : Business Analysis Planing and Monitoring

  1. استخراج اطلاعات : Elicitation
  2. تحلیل سازمانی : Enterprise Analysis
  3. تحلیل نیازمندی ها : Requirements Analysis
  4. اعتبار سنجی و ارزیابی راه حل : Solution Assessment and Validation
  5. ارتباطات و مدیریت نیازمندی ها : Requirements Management and Communication

[1] . Clarke

[2] . Stiglitz

[3] . Kumar, 2003; US Federal Reserve, 2001

[4] . Albino et al, 2004; Clarke, 2001

[5] . Yang

[6]. Rima, 2001; Leonard, 1999

[7].  http://iran.theiiba.org/index.php/babok/babok