عوامل خطر ساز پرخاشگری

عوامل خطر ساز پرخاشگری

به طور کلی عوامل بسیاری را می­توان در بروز پرخاشگری موثر دانست. عوامل زیستی و وراثتی، یادگیری محیطی و پردازش شناختی از یک سو و محرک های مربوط به فرد از سوی دیگر از جمله عوامل مهم بروز پرخاشگری هستند. اما به طور کلی می توان عوامل خطرساز پرخاشگری را به سه دسته تقسیم کرد:

2-6-3-1-عوامل خطرساز موثر در پرخاشگری از جانب کودک

بسیاری از پژوهش­ها به این نتیجه رسیده­اند که عوامل مربوط به کودک موثرترین نقش را در تعیین و شکل­دهی رفتار او ایفا می­کنند؛ از این رو تلاش برای یافتن علت­های ارثی یا زیستی ضرورت می­یابد. عواملی مانند ناهنجاری­های جسمانی، اختلالات هورمونی و ناهنجاری­های قطعه پیشانی مغز به عنوان علت­های احتمالی ذکر شده­اند. همچنین بررسی مزاج خردسالان نشان داده است که احتمال ابتلا به مشکلات رفتاری در کسانی که مشکلات مزاجی دارند بیشتر است (لی[1] و بیتز[2]، 1985). گروه دیگری از پژوهشگران دریافته­اند که رفتار کودکان با کیفیت یا امنیت دلبستگی آنها با مراقبان اولیه شان (مادر) ارتباط دارد؛ به عبارت دیگر، کودکان نوپایی که در دوران دلبستگی احساس ناایمنی می­کرده­اند احتمال دارد از نظر پذیرش، نزدیکی و راحتی با مادر یا مراقبانشان با مشکلاتی روبرو باشند                      (اریکسون[3]، سروف[4] و ایلند[5]، 1985؛ گرین برگ[6] و اسپلتز[7]، 1988). احتمالا آن گروه از کودکانی که در دوره رابطه دلبستگی برای تنظیم عواطف خودیاری نشده­اند، مشکلات رفتاری بیشتری دارند، زیرا نتوانسته­اند روش­های موثر برای مهار محرک­ها و عواطف را فراگیرند. تحقیقات نشان داده است که کیفیت یا امنیت دلبستگی با کیفیت تعامل­های اولیه کودک با مراقبش (مادر)، عدم حساسیت والدین و طرد کودک از سوی والدین ارتباط دارد.

پژوهشگران دریافته­اند که کودکان پرخاشگر و تسلیم­ناپذیر تمایل دارند دنیا و اطرافیان خود را غیرقابل اعتماد و حتی ترسناک تصور کنند (کریک و دوج، 1994؛ دوج، پتی و مک کلاسکی، 1986). کودکان پرخاشگر به جای همکاری با دیگران همواره تصور می­کنند که طرد شده اند و در نتیجه پرخاشگرانه عمل می کنند. در طول زمان اینگونه ادراک ها در مقابل تغییر مقاومت می کنند؛ زیرا کودکان پرخاشگر به این قبیل ادراک ها آگاهی ندارند و تحت تاثیر محتوای افکار و فرایندهای اسنادی در دسترس قرار می­گیرند.

 

2-6-4-عوامل خطرساز موثر در پرخاشگری از جانب والدین

2-6-4-1-اسنادهای نادرست والدین به عنوان عامل خطر ساز پرخاشگری

برداشت و ادراکی که والدین از فرزند خود دارند به طور معناداری بر تعامل های آنان با فرزندشان و در نتیجه، بر رفتار کودک تاثیر می گذارند؛ برای مثال، پژوهش ها نشان داده است که بین افسردگی مادر با ادراک مادر از مشکلات رفتاری کودک رابطه وجود دارد (کوچاناسکا، رادکیارو، کوچاناسکا و فریدمن، 1987؛ فیلد، 1992؛ کارو، گرانت، گاتلیب و کمپاس، 1993؛ به نقل از حرفتی، 1389). بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که اینگونه ادراک ها تحریف شده و تغییر شکل داده اند؛ برای نمونه مادران افسرده به احتمال زیاد مشکلات رفتاری فرزند خود را به وراثت یا حوادث دیگری نسبت می دهند که به احساس تسلیم شدن و عدم توانایی در ایفای نقش خود منجر می شود.

مطالعات متعددی نشان داده است که اسنادهای والدین بدرفتار نقش مهمی در تعیین شیوه فرزندپروری آنان دارد؛ برای مثال این قبیل والدین به اشتباه انگیزه اعمال کودک را رفتاری مغرضانه  می­دانند که از روی عمد طراحی شده است تا والدین را آزار دهد. همچنین ممکن است انتظارات نابجا و غیرواقعی از کودک به واکنش های شدید والدین و تنبیه های شدید کودک منجر شود. به نظر می رسد که انتظارات والدین از فرزندشان نقش مهمی در برقراری رابطه با کودک دارد و در نتیجه در رفتار کودک و ادراک او از خود و دیگران موثر است. با این وجود، از نظر تجربی توجه اندکی به تجربیات ذهنی والدین از فرزندشان معطوف شده است. چگونگی ادراک والدین از فرزندشان و تفسیر و تجربیات ذهنی والدین به فرایند درمان مفهوم معناداری می بخشد. بر اساس توصیف والدین از نشانه های رفتاری فرزندشان و برداشت آنها از این نشانه ها، درمانگر خواهد توانست زمینه اصلی تعارض و اضطراب والدین را شناسایی کند.

2-6-4-2-ویژگی های فردی والدین به عنوان عامل خطرساز در پرخاشگری

بلسکی[8](1984) شخصیت و سلامت روانی پدر و مادر را به عنوان یک عامل مهم در سبک های تربیتی والدین می داند. به اعتقاد وی سبک های تربیتی همانند وجوه دیگر کنش و رفتار انسان تحت تاثیر ویژگی های نسبتا پایدار یا صفات شخصیتی والدین قرار دارد. به همین دلیل می توان انتظار داشت که اکثر کودکان ناسازگار دست پرورده والدین ناسازگارند. در همین راستا یافته های یک مطالعه طولی شش ساله بر روی 693 خانواده نشان می دهد که 66 درصد کودکانی که مادرانشان آشفته بوده است از مشکلات عاطفی رنج می برده اند. همچنین این مطالعه حاکی از آن است که در خانواده هایی که پدران مساله دار هستند 47 درصد از کودکانشان نیز دارای مشکلات عمده ای هستند. این درحالی است که در خانواده های دارای پدر و مادر دارای مشکلات هیجانی و عاطفی 72 درصد از کودکانشان نیز واجد همین مشکلات هستند(بارآن[9] و پارکر[10]، 2001). بنابراین بی قراری و مشکلات عاطفی و هیجانی پدر و مادر که بر سلامت عاطفی و رشد مهارت های شناختی کودکان تاثیرات منفی و قابل توجهی می گذارد(گولمن[11]، 1986).

فرض کنید در خانواده ای مادری دارای مشکلات عطفی وجود داشته باشد. در این شرایط کاملا بدیهی است که بی مهری و عدم پذیرش نسبت به فرزندان وجود داشته باشد. آنچه که مسلما مشکلات عمده ای را از جانب مادر به فرزندان تحمیل می کند و می تواند سرمنشاء بسیاری از ناسازگاری ها نیز باشد. همسو با این تبیین برخی از تحقیقات نشان داده اند که کودکان مادران افسرده  کم حوصله و پرخاشگرند(فلمینگ[12]، فلت[13]، روبل[14] و شال[15]، 1988). اما در خانواده هایی که فرزندان شادی و نشاط را در خانواده خود می یابند، احساس ایمنی بیشتری کرده و پیوندهای عاطفی عمیق تری با پدر و مادر خود برقرار می کنند. به همین دلیل است که بلسکی و ایزابلا[16](1988)، اذعان دارند که در این خانواده ها کودکان از کنش های شناختی و عملکرد بهتری برخوردارند. بنابراین همانطور که ملاحظه می گردد ویژگی های روانی والدین به عنوان یک عامل موثر در پرخاشگری کودکان باید مدنظر قرار گیرد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   کاشی بین کابینتی در آشپزخانه های پرنور

-6-5-روابط پدر – مادر به عنوان عامل خطر ساز در پرخاشگری

پیوند زناشویی و روابط پدر و مادر به عنوان یکی از سیستم های فرعی خانواده بسیار در مباحث مربوط به خانواده حائز اهمیت است (بوجنتال و گودنو، 1998). بنابراین بررسی روابط زن و مرد به عنوان پدر و مادر فرزندانی که مشکلات آن ها بررسی می گردد از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در واقع شالوده اولیه خانواده بر اساس روابط زن و شوهر پی ریزی می گردد. بنابراین هنگامی که این پایه و اساس اولیه براساس عشق، تعهد و روابط صمیمانه شکل بگیرد می تواند تاثیرات عمیق و گسترده ای بر تمامی اعضای خانواده داشته باشد. به اعتقاد هترینگتون، مارویس و پارک (1999)، آنگاه که خانواده بر اساس پیوند و روابط عمیقی شکل بگیرد زمینه اجرای شیوه ههای صحیح فرزند پروری، در راستای بروز سازگاری و رشد بهنجار کودک فراهم می گردد. در واقع در چنین خانواده ای زن و شوهر نه تنها بر اساس پیوندهای عمیق زناشویی با یکدیگر تعامل می کنند بلکه با کودکان نیز که ماحصل این روابط عمیق اند نیز ارتباطی گرم و صمیمانه دارند. به عبارت دیگر کیفیت روابط زن و شوهر بر کیفیت روابط آنان با فرزندان عمیقا تاثیر می گذارد. در تایید این گفتهکتز و گاتمن(1997) نشان داده اند که زمانی که زن و شوهر از حمایت عاطفی هم برخوردار باشند، بیشتر خود را درگیر تربیت فرزندان می کنند. و در نتیجه در امور فرزند پروری نیز بیشتر از خود مهر، صمیمیت نشان می دهند. همچنین این  دو پژوهشگر نشان داده اند که تعارض میان زن و شوهر اثرات زیان باری بر سازگاری و رشد کودکان بر جای می گذارد. چرا که این والدین پذیرا نبوده و رفتارهای سرد پرخاشگرانه ای را نسبت به فرزندان خود اعمال می کنند. این همان سبک تربیتی ضعیفی است که به اعتقاد کتز و گاتمن(1997) به صورت ناسازگاری به ویژه به شکل خشم و نافرمانی در کودکان بروز می کند.

2-6-5-1-تعامل والدین- کودک به عنوان عامل خطرساز در پرخاشگری

صمیمیت و گرمی روابط میان والدین و فرزندان یکی از جنبه های مهم تربیتی به شمار می رود(فراتز، مکللند و واینبرگر، 1991).  بسیاری از پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که کیفیت رابطه مراقب- کودک (والدین- کودک) یکی از مهمترین عوامل موثر در گسترش مشکلات رفتاری کودک محسوب می­شود. مشاوران متعددی گزارش کرده­اند که ادراک والدین از رابطه خود با فرزندانشان بر توانایی واکنش دلسوزانه و قابل پیش­بینی آنان نسبت به کودکان تاثیر می­گذارد (اشترن، 1989؛ به نقل از حرفتی، 1389). فقدان عاطفه پدر و مادری، طرد کودک، بی­توجهی در تربیت کودک و منفی­گرایی والدین نسبت به کودک، موجب رشد الگوهای رفتاری خصومت­آمیز در کودک می­شود (پاترسون، رید و دیشیون، 1992).به اعتقاد بکر(1964)  چنانچه شیوه های تعامل والدین با فرزندان بر اساس پذیرش  باشد مسئولیت و خود نظم دهی را در کودکان پرورش می دهد. اما عدم پذیرش به رفتارهای پرخاشگرانه، نافرمانی و مقاومت در برابر مراجع قدرت منجر می شود.

مادرانی که دارای کودک پرخاشگر هستند در مقایسه با مادرانی که کودک عادی دارند اشتیاق کمتری به موفقیت کودک خود نشان می دهند؛ از این رو در مطالعات انجام شده بر روی والدینی که فرزندشان مشکل دارد، ملاحظه شده است که اغلب آنها از نظر سبک فرزندپروری و نظم و انضباط دارای ناهماهنگی هایی با هم می باشند. اینگونه والدین در مقایسه با والدین هماهنگ بیشتر مایل به تنبیه کودکان خود هستند؛ به بیان دیگر، در خانواده ناهماهنگ نظم و انضباط همواره به شکل ناهماهنگی صورت می گیرد (تیرگر، 1390).

به طور کلی می­توان گفت محیط خانوادگی یکی از مهمترین الگوهای ساختاری موثر در یادگیری رفتار از جمله بروز پرخاشگری افراد است. محیط خانوادگی ناسازگار با مشاجره دائمی پدر، مادر و اعضای خانواده، آثار سوء در رفتار کودک باقی می­گذارد. این آثار در سنین بلوغ و بزرگسالی به صورت عصیان، پرخاشگری، سرکشی از مقررات و قوانین اجتماعی در مردان و با بی­تفاوتی، انزوا و گوشه­گیری در زنان نمایان شده و منجر به رفتارهای ناسازگار و ناسالم در فرزندان می­گردد (شیخاوندی، 1379).

 

2-6-5-2-سایر تعاملات اجتماعی والدین به عنوان عامل خطرساز در پرخاشگری

بلسکی(1984) یکی دیگر از عوامل مهم و تاثیر گذار بر شیوه های تربیتی و چگونگی رابطه والدین با کودکان را حمایت اجتماعی و تعامل با دیگران می داند. پدر و مادر به دلیل پیوندی که با بستگان، آشنایان و دوستان توسط شبکه ای از روابط احاطه شده ند. تعاملات اجتماعی خانواده با اطرافیان می تواند استرس زا و یا منبعی برای حمایت عاطفی باشند. مشکلات و در گیری ها بین والدین با سایر نهادهای اجتماعی از جمله در ارتباط با پدر، مادر، برادر، خواهر و دوستان و حتی همکاران در محیط کاری همه و همه به محیط خانواده انتقال می یابد. چنانچه این مشغله ها می تواند به صورت جر و بحث و مشاجره میان زن و شوهر منجر گردد و در نتیجه بر کودکان اثرات منفی گذارند(مناگان[12]، پارسل[13]، 1990). این در حالی است که چنانچه مدیریت روابط در برخورد با سایرین در مناسبات و تعاملات اجتماعی صورت گیرد می تواند استرس های ناشی از این روابط را کاهش داده و حتی موجبات آرامش و آسایش را فراهم آورد. چرا که سیستمهای اجتماعی چنانچه نقشی حمایتی داشته باشند خانواده و از همه مهمتر والدین را از آثار زیانبار وقایع استرس زا مصون می دارند(زارلینگ[14]، هیرش[15] و لاندری[16]، 1988). همسو با این تبیین بلسکی(1988) نشان داده است که چنانچه والدین از حمایت اجتماعی برخوردار گردند روش ها و سبک های بهتری را به منظور تربیت فرزندان استفاده خواهند کرد و آنچه که موجبات سازگاری و انطباق را در  کودکان فراهم خواهد آورد.

[1]. Goodnow

[2]. Bugental

[3]. Hetheington

[4]. Marvis

[5]. Parke

[6]. Katz

[7]. Gottman

[8]. Patterson

[9]. Reid

[10].Dishion

[11]. Becker

[12]. Menaghan

[13]. Parcel

[14]. Zarling

[15]. Hirsch

[16]. Landry

 

[1]. Bates

[2]. Lee

[3]. Egeland

[4]. Sroufe

[5]. Erikson

[6]. Greenberg

[7]. Speltz

[8]. Belsky

  1. 1. Bar-On

[10]. Parker

[11]. Goldman

[12]. Fleming

[13]. Ruble

[14]. Flett

[15]. Shaul

[16]. Isabella