مقاله رایگان درمورد سرمایه گذاری، توسعه اقتصادی، رشد اقتصادی، تأمین مالی

دوران تنزل حجم سرمایه گذاری به شدت آسیب دیده باعث تشدید کاهش تولید می شود و کاهش تولید و کسادی بازار که مقدمه بیکاری، ورشکستگی و کاهش درآمد است. به نوبه خود لطمه شدیدتری را بر سرمایه گذاری وارد می سازد. جامعه ای که خواهان ترقی و توسعه اقتصادی است متناسب با آتش اشتیاق خود باید از مصرف و واردات کالاهای مصرفی به نفع کالاهای تولیدی بکاهد. سرمایه گذاری گرچه به لحاظ حجم و اندازه در مصرف کوچکتر است ولی سهم بسیار بزرگی در ایجاد تولید دارد.
از بعد تئوریک و نظری، سرمایه گذاری در رشد و توسعه اقتصادی هر کشور نقش مهمی دارد اقتصاددانان بسیاری، سرمایه را موتور رشد اقتصادی به حساب می آورند و از طریق بکارگیری بهینه منابع تولیدی استفاده از امکانات سرمایه گذاری را از مهمترین عوامل دستیابی به پیشرفت اقتصادی و توان افزایی مادی محسوب می دارند. از این دیدگاه ، افزایش نیروهای مولد جامعه، تنها از طریق سرمایه گذاری در داخل و هموار کردن مسیر جریان ورودی سرمایه به کشور میسر و ممکن می باشد و توسعه اقتصادی تابعی از سرمایه گذاری است. کشورها برای تأمین مالی هزینه سرمایه گذاری داخلی در سطوح مختلف اقتصادی، باید از منابع و پس اندازهای داخلی بطور کارا استفاده نموده و آنها را بسیج نمایند و می باید به ترویج و تشویق یک فضای اقتصادی مطلوب و مناسب از طریق اجرای سیاستهای کلان اقتصادی پایدار بپردازند.
بحران سال ۱۹۳۰ و سالهای بعد از آن یک رشته اصطلاحات تازه درباره نظریه جلوگیری از بیکاری و درآمد ملی و تجزیه و تحلیل این مسائل بوجود آورد که از آن جمله اصطلاح سرمایه گذاری است و چون این اصطلاح رسماً از مفهوم تشکیل سرمایه تولیدی مشخص و متمایز نگشته به سهولت یکی به جای دیگری بکار برده می شود. بطوریکه امروزه غالباً این دو را به صورت دو اصطلاح مترادف بکار می برند. روش اقتصادی کی نس (L.Keynes) دانشمند اقتصادی معروف انگلیس در تجزیه و تحلیل مسائل اقتصادی مبنی بر این است که حاصل و بازده تولیدات را در هر دوره معین اقتصادی به دو طبقه تولیدات مصرفی و سرمایه گذاری طبقه بندی نماید. اغلب مخارج غیر مصرفی برای توسعه دستگاه تولید یا تجهیز آن یا افزایش موجودی اموال بکار می افتند و این همان مفهومی است که معمولاً مردم درباره معنی سرمایه گذاری دارند و همین معنی اصطلاح عمومی گردیده است که کلیه اینگونه مخارج را سرمایه گذاری تلقی نمایند.۱۰۹
عمل سرمایه گذاری متوالی که در کشورهای پیشرفته این اندازه مایه امید رونق اقتصادی و اسباب ترقی جمع درآمد عمومی می شود، یعنی درآمد پولی افراد را زیاد می کند، در کشورهای عقب مانده قابل استفاده و اجرا نمی باشد. زیرا در اینگونه کشورها جمع حاصل تولیداتشان بعلت انعطاف ناپذیر بودن و قابل افزایش نیست و تقریباً در سطحی ثابت قرار دارد. در کشورهای عقب افتاده میزان پول در جریان و قیمتها را می توان بالا برد اما حاصل حقیقی تولید و درآمد واقعی را یک دفعه نمی توان ترقی داد.۱۱۰
یکی از عناصر اصلی رشد و توسعه اقتصادی کشورها، سرمایه گذاری است. سرمایه گذاری به بیان خلاصه عبارتست از چشم پوشی از مصرف حال و آینده تحقق می یابد. بدیهی است اگر منابع یک کشور صرفاً در زمان حال مورد مصرف قرار گیرند، در آینده مشکلات اقتصادی زیادی بوجود خواهد آمد. بسیاری از مشکلات اقتصادی که در کشورهای جهان سوم با آن روبرو هستند، بدلیل عدم توجه کافی به سرمایه گذاری و اثرات آن در رشد و توسعه اقتصادی می باشد. همچنان که از تعریف سرمایه گذاری استفاده می گردد، سرمایه گذاری امری منحصر به دولت باشد یا اقشار خاصی از جامعه نبوده و هر کسی که پس انداز مثبت دارد، یک سرمایه گذار بالقوه شناخته می شود و می تواند از طرف مؤسسات سرمایه پذیر جذب شود. حال با این وجود چرا تمامی افراد به دنبال سرمایه گذاری نمی روند و یا اینکه چرا حتی برخی از افراد پس درآمد سراغ سرمایه گذاری های جدید نمی روند؟ پاسخ اولیه این است که سرمایه گذاری فرایند پیچیده ای است و احتیاج به مهارتهای خاص خود دارد، کسب مهارتهای لازم احتیاج به راهنمایی و گذراندن دوره های سرمایه گذاری و نیز ترویج فرهنگ سرمایه گذاری تقسیم منابع بین مصرف و پس انداز دارد.
«اسمیت» اندیشمند قرن هجدهم می گوید: نرخ پیشرفت یک اقتصاد، متناسب با نرخ سرمایه گذاری در آن اقتصاد است، سرمایه گذاری بیشتر، منجر به اشتغال و تولید بیشتر و رشد سریع تر سطح زندگی می گردد.۱۱۱
تراکم سرمایه در برگیرنده تمامی سرمایه گذاری های انجام گرفته در وسایل و تجهیزات، زمین و نیروی انسانی است. سرمایه گذاری انجام گرفته در یک کشور موجب افزایش ظرفیت تولیدی کشور می شود بعضی سرمایه گذاریها نظیر راهها و ارتباطات، آب، برق و اقدامات بهداشتی جنبه زیربنایی و زیرساختی دارند و بعضی دیگر نظیر کارخانه ها و ماشین آلات و مواد جدید مستقیماً مولد هستند.
سرمایه گذاری در امور زیربنایی به افزایش سرمایه گذاری در فعالیتهای تولیدی مستقیم می‎انجامد. برای مثال عرضه نیروی برق ارزان تر سبب تأسیس صنایع کوچک می شود.۱۱۲
براساس نظر «آدام اسمیت»، سرمایه گذاری از دو طریق موجب افزایش تولید می شود:
۱- جذب و تقاضای کارگر بیشتر
۲- افزایش توان کارگران شاغل
نقش سرمایه و پس انداز در سرمایه گذاری :
در فرایند سیاستهای تعدیلی ، باید منابع و امکانات بالقوه و بالفعل کشور، با دقت شناسایی شوند. باید کشورها بیش از هر چیز به پس اندازها و سرمایه گذارهای داخلی تکیه کنند و در صدد بهبود آن برآیند استفاده بهینه و کارا از امکانات و منابع داخلی، ممکن است نیاز شدید به منابع خارجی را تا حد قابل ملاحظه ای تعدیل نماید. بهبود در پس اندازها را می توان با کاهش کسری بودجه انجام داد و برای این کار می توان در مصارف و هزینه های دولتی تجدیدنظر کلی بعمل آورد و بسیاری از دستگاهها و فعالیتهای موازی و زائد و مصارف غیر کارا را حذف کرد. در حقیقت مصارف، باید براساس اولویتهای سیاست گذاری تحقق یابند.۱۱۳
برای تحلیل چگونگی تأثیر متغیرهای جامعه شناختی بر رشد اقتصادی، کار را با الگوی اقتصادی که توسط «رگنار نورکس» شرح داده شده است آغاز می کنیم. او استدلال می کند مناطق توسعه نیافته مرتباً در بازده سرانه کم گرفتار می آیند. دامی که از دو دور باطل تشکیل شده است، یکی از طرف عرضه عوامل تولید و یکی از طرف تقاضا برای محصولات، از جهت عرضه عوامل تولید، سرمایه بخاطر ظرفیت کم مردم برای پس انداز کمیاب است. ظرفیت کم برای پس انداز بازتاب سطح پایین درآمد واقعی است. سطح پایین درآمد منعکس کننده پایین بودن بهره وری در اقتصاد است. که آن هم به نوبه خود بصورت گسترده ای ناشی از نبود سرمایه است. نبود سرمایه تا اندازه ای نتیجه ظرفیت کم برای پس انداز است و بدین ترتیب دور کامل می شود. این متغیرها نظامی از تأثیر متقابل می سازند که اثر خالص آن کوچک نگهداشتن ارزشهای کلیه متغیرهاست. از جهت تقاضا، ممکن است به علت محدود بودن قدرت خرید اشخاص، رغبت به سرمایه گذاری کم باشد که آن هم به درآمد واقعی بسیار کم آنها مربوط می شود، این درآمد واقعی کم از بهره وری پائین ناشی می شود که آن هم به نوبه خود منعکس کننده میزان سرمایه کوچک مورد استفاده در تولید است. حجم کم سرمایه گذاری سرانجام متکی به اشتیاق کم به سرمایه گذاری است. باز هم روابط متقابل میان کلیه متغیرها برای پائین نگهداشتن ارزش هر متغیر عمل می کند. بیشتر توضیح «نورکس»۱۱۴ به آزمایش راههایی که با آنها می توان این دورهای باطل را شکست اختصاص یافته است. اگر این کار را بتوان انجام داد، یعنی اگر امکان داشته باشد که ارزش هر متغیر مثلاً ترغیب به سرمایه گذاری را بالا برد کلیه متغیرها رو به افزایش می گذارند و نتیجه آن دور سودمندی برای رشد اقتصادی خواهد بود، نورکس در میان امکاناتی که برای تغییر دورهای باطل وجود دارد، این موارد را افزایش تجارت بین المللی، کاهش دادن (یا حداقل متوقف کردن رشد) جمعیت، برداشتن نیروی کار اضافی از روی زمین، اجباری کردن پس اندازها و دریافت وامهای بین المللی پیشنهاد می کند با وجود این استدلال می کند بسیاری از موارد پیشنهادی احتمالاً غیر مؤثر خواهند بود مگر اینکه کارفرمایان در اقتصاد وارد شوند و متغیر ترغیب به سرمایه گذاری را زیاد کنند در این صورت آنها با این عمل خود تغییرات بنیادی ساختاری در عوامل تولید ایجاد خواهند کرد.۱۱۵
از جمله عوامل مهم در رشد اقتصادی کشورها، بویژه کشورهای در حال توسعه، فراهم آوردن سرمایه به منظور تأمین مالی تشکیل سرمایه داخلی است. از دیدگاه تئوریک، تزریق سرمایه به اقتصاد از این اعتقاد ناشی می شود که اقتصاددانان موتور رشد و توسعه اقتصادی را سرمایه می دانند. تئوری رشد «هارورد- دومار»، «سولو» ، تئوری توسعه «روستو» و سایر تئوریهای مدرن اغلب متکی بر توان زایی ماده از طریق بکارگیری سرمایه در کالبد اقتصادند. کم بودن میزان سرمایه گذاری که از عدم امکان پس انداز ناشی می شود، به دشواری چاره پذیر است و دولت کشورهای توسعه نیافته بعلت نقص سازمان اداری و نبودن تشکیلات مرتب و منظم دارای قدرت کافی برای تجهیز منابع به منظور تشکیل سرمایه نیستند. بنابراین کشورهای توسعه نیافته برای بالا بردن سطح زندگی مردم خود در مراحل اولیه توسعه نیازمند کمک های خارجی نیز می شوند. ارز خارجی مورد نیاز برای توسعه را بوسیله تقلیل واردات و بسط صادرات و سرمایه گذاری و کمک های خارجی می توان تأمین کرد.
به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران، مشکل اصلی اقتصاد در بیشتر کشورهای جهان سوم سوء مدیریت سرمایه است. این گروه از اقتصاددانان ادعای خود را چنین مستدل می سازند که در کشورهای جهان سوم سرمایه گذاری اندک است، به دلیل آنکه پس اندازها در سطح پایین قرار دارد و کمبود پس انداز و سرمایه گذاری، عمدتاً به پایین بودن درآمد کل ربط پیدا می کند که آن نیز خود به علت پایین بودن سرمایه گذاری است. بنابراین تنها راه خروج از این جریان بسته را در ورود سرمایه و سرمایه گذاری خارجی می دانند. در مقابل این گروه عده دیگری قرار دارند که مشکل اصلی را در جذب و هدایت سرمایه به بخشهای تولیدی می دانند به این معنا که بیشتر کشورهای جهان سوم، از لحاظ داشتن سرمایه آنچنان فقیر هم نیستند و مسئله اصلی آنان عدم توانایی در جذب سرمایه ها و هدایت آنها به بخشهای تولیدی است و حتی اگر ورود سرمایه هم وجود داشته باشد، تضمینی در بکارگیری آن در بخشهای تولیدی وجود ندارد به هر حال، با هر کدام از این دو نگرش روشن است که مشکل اصلی اقتصاد اکثر کشورهای جهان سوم از جمله اقتصاد ایران در عامل سرمایه نهفته است.۱۱۶
منابع مالی و وجوه مورد نیاز طرحها بطور کلی از دو منبع فراهم می شود:
۱- منابع داخلی مانند سود ویژه طرحهای اجرا شده که از

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه رایگان درموردرگرسیون، تعدیل اقتصادی، نرخ بیکاری، مدل لوجیت

دیدگاهتان را بنویسید