منابع تحقیق درباره استفاده از اینترنت، دانشجویان پزشکی

1-1- بیان مساله
تقلبعلمی پیآمدهای جدی دارد و این وظیفه آموزشدهندگان است که نادرستیها را نشان دهند، پیش از آن که «دانشجویان امروز»، « مجرمان فردا» شوند (شاو ، 2004).
تشخیص تاریخ سوءرفتار علمی حداقل به قرن هفدهم بازمی‌گردد. مدتی پیش از آنکه جوامع علمی سلطنتی در انگلستان و فرانسه ایجاد شوند، اختلافاتی در مورد حقوق تالیف و اختراع شکل گرفته بود. پس از آن بهتدریج مفاهیمی همچون مالکیتفکری ، کپیرایت، حقثبت و علامتتجاری در جهان غرب پذیرفته و بوسیلهی سیستمهای قانونی پشتیبانی شدند. تاریخ تحقیق و اکتشاف، همواره مملوء است از مناقشههای چشمگیری که «چه کسی اولین نفر است؟» و همراه با این مناقشهها اتهاماتی از قبیل مفاهیم دزدیدهشده ، دادهای جعل شده ، متون سرقت شده ، خرابکاری کار تحقیقی و حتی کردارهای تنفر برانگیزتر از این، مطرح شدهاست (دکو ، 2002: 2). با ظهور نهادهای جدید آموزشعالی به شکل کنونی و سیستم آزمونها و ظهور تکنولوژیهای نوین ارتباطی، رفتارهای متقلبانه علمی شکل جدیدتر و پیچیدهتری را به خود گرفتهاست. از آنجا که در جامعهی امروز بخش مهمی از موفقیت زندگی اجتماعی افراد در گرو موفقیت آنها در دانشگاه است، تلاش برای رسیدن به مدرک دانشگاهی جهت دستیابی به سرمایههای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی به مسالهی مهمی تبدیل شده و در این مسیر ممکن است ارزشها و اخلاقیات علمی زیرپا گذاشته شوند.
تحقیقات انجام گرفته در زمینهی عدم صداقت دانشگاهی درصد بسیار بالایی از شیوع تقلب علمی را در نهادهای آموزشی گزارش داده‌اند. خدایی (2011) با توجه به نتایج تحقیق خود بیان می‌کند که 95 درصد از دانش آموزان به تقلب در طول سال تحصیلی اعتراف کرده‌اند و موفقیت 75 درصد آنان در تقلب گزارش شدهاست. نخعی و سیدحسینی (1384) گزارش می‌دهند از دیدگاه تعداد قابل توجهی از دانشجویان پزشکی که جمعیت مورد تحقیق را تشکیل میدادهاند، برخی از انواع تقلب مورد تأیید آن‌ها بوده و فراوانی نسبی آن‌ها تا 50 درصد بوده است. در پژوهش بورآسا (2011) به طور کلی 77 درصد از نمونه تحقیق بر اساس پاسخ به 24 رفتار تقلبی، تقلب خود را گزارش داده‌اند. مونیکا و دیگران (2010) اظهار کرده‌اند 61 درصد از افراد تحقیق، از میان شش نوع رفتار تقلبی‌ای که در تحقیق بیان شده، دو نوع از این رفتارها را به صورت جدی انجام داده‌اند و 70 درصد آنان حداقل یک بار مرتکب رفتارهای تقلب شده‌اند. علیوردینیا و صالح نژاد (1392) در تحقیق اخیر خود گزارش دادهاند که حدود 9/31 درصد از دانشجویان در حد متوسط به بالا، در جلسات امتحانی تقلب کردهاند. میزان تقلب در سی سال گذشته به‌طور منظم در حال افزایش بوده و با پیشرفت فنآوریهای جدید به حدی شایع شده که می‌توان آن را معضلی همهگیر در مراکز آموزشی دانست (مرداک، 2006، به نقل از خامسان، 1390). آنچنان که زابو و آندروود (2004) بیان میکنند در حدود 32 درصد از دانشآموزان به سرقت علمی با استفاده از اینترنت، به منظور تحقق اهداف آکادمیک خود اعتراف کردهاند.
1-1-1- تعاریف تقلب علمی
یک مسئله‌ی جدّی در تحقیقات مربوط به عدم صداقتعلمی، توافق اندکی است که بر روی تعریف عدم صداقتعلمی و تقلب وجود دارد (بویسِن ، 2007: 5). با وجود مطالعات منتشرشدهی متعدد از رفتارهای متقلبانه علمی، هنوز هیچ اجماعی در مورد یک تعریف استاندارد از این اصطلاح وجود ندارد (مارسدن ، 2008؛ موهنی ، 2007). تمامیِ پژوهشهایی که در حوزه رفتارهای مربوط به تقلب علمی انجام‌گرفته به ابهام بر سر تعریف و نوعشناسی این رفتارها اذعان داشتهاند. تعریف تقلب علمی یا عدم صداقتعلمی گسترده است؛ اصطلاح مبهمی که بسیاری از اشکال متفاوت و رفتارهای مختلف را در بردارد (موهنی ، 2007). قوانین اجتماعی معمولاً صریح هستند، درحالی‌که اغلب درجهای از ابهام در باب رفتارهای مربوط به تقلب علمی وجود دارد. در تلاش برای روشن کردن آنچه به‌منزله‌ی تقلب علمی است، مؤسسات آموزشی اغلب آیین‌نامه‌ها و مقرراتی را برای رفتارهای متقلبانه علمی ارائه میکنند که تعاریف خاصی را شامل میشود (بوراس و همکاران، 2007). از آنجا که تفاوتهای روششناختی و مفهومی موجب میشود بر سر نرخ رفتارهای متقلبانه علمی اختلافنظر پیش بیاید (علیوردینیا و صالحنژاد، 1392) و از طرفی تغییر تعاریف و اختلافات جزئیِ ذهنی ممکن است به شیوع رفتارهای متقلبانه کمک کند (رولیاس، 2004؛ به نقل از مارسدن، 2008). در این بخش از پژوهش با تکیه بر پیشینهی پژوهشی تلاش میشود که به نوعشناسی عدم صداقتعلمی و تفاوتها و همپوشانیهای آن پرداخته شود.
برای ورود به تعریف عدم صداقت علمی باید از اصطلاح صداقت آغاز کرد. روشن کردن تعریف صداقت، ما را در فهم عدم صداقت علمی و تقلب علمی یاری خواهد داد. ریشه صداقت «integrity» به زبان انگلیسی مشتق شده از کلمات لاتین «integer» و «integrates» به معنی کامل و یا کل ، تمامیت قسمتهای مختلف از خود واقعی فرد است. در فلسفه اخلاق کلمه «integrity» به ‌طور نزدیکی با فضایلی که یک فرد «خوب » را تشکیل میدهند، مرتبط است (مک فارلن و همکاران، 2012: 2). با توجه به تعریف صداقت میتوان صداقت علمی را بینقصی و بیعیبی در کارهای علمی تعریف کرد که با نوعی فضایل اخلاقی همراه است. مرکز صداقت علمی اصطلاح صداقت علمی را اینگونه تعریف کردهاست:
«صداقت علمی، ولو در مواجهه با سختی، یک تعهد نسبت به پنج ارزش اساسیِ درستکاری ، اعتماد، بیطرفی ، احترام و مسئولیتپذیری است. از این ارزشها اصول رفتاری جریان مییابد که قادر میسازد جوامع دانشگاهی آرمانهای خود را به عمل تبدیل سازند» (مرکز صداقت علمی، اکتبر 1999: 4).
این مرکز، صداقت علمی را اساس تدریس، یادگیری، تحقیق و خدمت و پیشنیازی برای تحققِ اعتماد کامل، احترام و مسئولیتپذیری میداند (همان، 1999). اجتماع آموزشی ای که صداقت علمی را حفظ میکند در حال نشان دادن احترام به ارزشهای اجتماعای است که پایه و اساسی را برای آموزشعالی و کل جامعه فراهم میکند (سادلمایر ، 2005: 2). هنگامی که از این ارزشها و به عبارت دیگر از اصول صداقتعلمی تخطی میشود؛ آنگاه آن را به‌عنوان عدم صداقتعلمی یا تقلبعلمی میشناسند. کریستنسن ، 2011: 10؛ هاگس و مککیب ، 2006) تقلبعلمی و عدم صداقتعلمی در برخی پژوهشهای مربوط به این حوزه، در یک معنی و به صورت مترادف به کار برده شدهاند (نگاه کنید به؛ بایسِن، 2007؛ مارسدن، 2008). با این حال در برخی دیگر از مطالعات، عدم صداقتعلمی را مفهومی وسیعتر از تقلب در نظر گرفتهاند و تقلب را یکی از انواع عدم صداقتعلمی میدانند (نگاه کنید به: سادلمایر، 2005؛ کلُزبلیکر ، 2007: 26-27؛ وایتلی و اسپیگل ، 2002: 17-16؛ آکبولوت و همکاران، 2008: 464). در همهی انواع رفتارهای مربوط به عدم صداقت علمی که در پژوهشها، آییننامهها و مقررات دانشگاهها از آن نام برده شده و یا نزد اعضای هیأت علمی، پژوهشگران و دانشجویان ارائه میشود و یا جامعه آن را خلاف ارزشهای اخلاقی میداند، عمل «تقلبکردن » را ذیل مفهوم و تعریفی که لغتنامهها عرضه میکنند، میتوان مشاهده کرد. به عنوان نمونه در فرهنگ آنلاین مریام- وبستر تقلبکردن تحت عنوان: «شکستن یک قاعده یا قانون که معمولا برای به دستآوردن چیزی انجام میشود»، «نقض قوانین از روی بیصداقتی» تعریف شدهاست (وبستر، 2014). در همه رفتارهای مربوط به تقلبعلمی، افراد به گونهای از فریب و نیرنگ متوسل میشوند. با این اوصاف، دو اصطلاح عدم صداقت علمی و تقلب علمی میتوانند به یک معنی به کار برده شوند . علاوه بر این هاگس و مککیب (2006: 50) از یک اصطلاح سوم یعنی سوء رفتار علمی نیز نام میبرند و اظهار میکنند که اصطلاحات عدمصداقت علمی و سوءرفتار علمی در اشاره به طیف وسیعی از رفتارهای غیر اخلاقی است که برخی از دانشجویان برای کامل کردن کار علمیشان در آن درگیر می شوند و این دو اصطلاح غالبا به جای یکدیگر به کار میروند.
هدف از تقلب به دستآوردن یک مزیت شخصی در یک موقعیت خاص است. بیشتر مطالعات دربارهی اعمال غیرصادقانه در محیط علمی، تعریف تقلب را مطابق به دست آوردن یک مزیت غیرمنصفانه به وسیلهی فریب یا سرپیچی از قانون و تخطی از سیاستهای نهادی درصداقت و تخطی از قوانین و مقررات در یک محیط دانشگاهی تعریف کردهاند (بلُدگود و همکاران ، 2008؛ تورن-فیگوئروا ، 2010: 26). برخی از نویسندگان تقلب را به عنوان تخطی از نقشها یا انتظارات برای اعمال یا وظایف علمی خاصی تعریف میکنند (مارسدن، 2008: 9). همچنین تقلب را به عنوان اعمال یا تلاشهای فریبآمیز ِ یک دانشجو برای استفاده از وسایل ممنوعه یا غیر قابل قبول در هر کار علمی تعریف کردهاند (تورن-فیگوئروا، 2010). به نظر تاس (2010: 441) تقلب میتواند شامل ارائه نادرست افراد از دانش خودشان یا نشاندادنِ خود به عنوان یک فرد دارایِ دانش به گونهای فریبکارانه، تعریف شود.
در بسیاری از پژوهشهای انجام شده، تقلب به عنوان رفتاری غیراخلاقی همراه با قصد و نیت قبلی تعریف شدهاست (تورنفیگوئروا، 2010). طبق نظر کلنرود (2009: 507) «تقلب بدون شک یک پدیده وابسته به اخلاق است»؛ از اینرو دستهای از تعاریف در عدم صداقت علمی بر بعد اخلاقی متمرکز شدهاند. در وسیعترین سطح، عدم صداقت علمی به عنوان یک «رفتار غیر اخلاقی » تعریف میشود (مارسدن، 2008). تقلب رفتاری را نشان میدهد که از «هنجارهای اخلاقی» دور میشود و بطور فریبآمیزی در تلاش برای به دستآوردن چیزهای با ارزش، از قوانین تخلف میشود (بلُدگود و همکاران، 2008). مطالعات دیگر، پدیده تقلب علمی را به عنوان یک تضاد بین فرهنگ جوانان و هنجارهای سیستم آموزشی یا به عنوان نشانهای از فرهنگهای متفاوت در برنامههای آموزشی متفاوت تلقی میکنند (کلنرود، 2009: 507). با توجه به توضیحات فوق میتوان گفت رفتارهای غیراخلاقی، فریبکارانه و خلافقانون در یک محیط آموزشی محور تعریف تقلب علمی را تشکیل می‌دهند.
1-1-2- نوعشناسی تقلب علمی
تقلب علمی طیف وسیعی از رفتارها را در برمیگیرد. بسیاری از تحقیقات عدم صداقت علمی را شامل همهی رفتارهای نادرستی که در فضای آموزشی رخ میدهند، دانستهاند؛ رفتارهایی که دامنهی آن، استفاده از یادداشتهای پنهانی (برگه تقلب) تا وانمودکردن به بیماری را در بر میگیرد. برخی دیگر از تحقیقات نیز فهم عدم صداقت علمی را به تقلب در امتحان، کپی کردن تکالیف یا کارهای کلاسی از روی دانشجویان دیگر و سرقت علمی محدود کردهاند. مساله تعریف رفتارهای مربوط به عدم صداقت علمی هنگامی گیجکننده میشود که استادان و دانشجویان وقتی دربارهی عدم صداقت علمی صحبت میکنند، معانی متفاوتی را از آن مراد میکنند. اگر چه دانشجویان و استادان اذعان دارند که تقلب علمی یک مشکل اساسی در نهادهای آموزشی است؛ اما در اینکه چه چیزی تقلب است و چه چیزی تقلب نیست، توافق نظر ندارند (بُیسِن، 2007: 5). گاهی ممکن است دانشجویان درستکار درباره چیزی که عمل نادرستی هست یا نه، دچار سردرگمی شوند و سهوا پا را از حدود خود فراتر نهاده و مرتکب رفتارهای متقلبانه شوند (مارسدن، 2008). مککیب و همکاران (2006: 181)، مارسدن و همکاران (2005: 2) عدمصداقت یا تقلبعلمی را شامل رفتارهای مختلفی دانستهاند و آن را به دو دستهی تقلب مربوط به آزمونها و تقلب در کارهای مکتوب تقسیم کردهاند.
1-1-2-1- تقلب در آزمونها
اگر چه سیزک (1999) تقلب امتحانی را به عنوان تخطی از قانون تعریف میکند (به نقل از مارسدن، 2008: 12)، معمولاً تقلب امتحانی در مطالعات تعریف نمیشود؛ بلکه بیشتر بر اساس رفتارهای خاصی که به‌وسیله‌ی محققان بررسی شدهاست توصیف می‌شود؛ همانطور که بسیاری از مطالعات گویههایی را در ارتباط با استفاده نابهجای تکنولوژی در هنگام برگزاری امتحان به کار بردهاند. برای مثال، هاردینگ (2000) گویههای مککیب و باورس را درباره یادداشتهای پنهانی، با پرسیدن این سؤال که « آیا به منظور تقلب در امتحان، اطلاعاتی را در یک ماشین‌حساب یا پی دی ای ذخیره کردهاند؟» به کار بردهاست (به نقل از مارسدن، 2008: 13-12). مککیب و همکاران (2006: 181) رفتارهای متقلبانهای را که مربوط به امتحانات و آزمونها میباشند، شامل این موارد ذکر کردهاند: 1- کپی کردن از اوراق امتحانی دانشجویانِ دیگر در طول یک امتحان؛ با اجازه یا بدون اجازه آنها. 2- استفاده از یادداشتهای پنهانی. 3- کمک کردن به شخص دیگری برای تقلب کردن در امتحان.
1-1-2-2- تقلب در تکالیف درسی و پژوهشی
به منظور استمرار فرایند آموزش در خارج از محیط علمیِ دانشگاه، دانشجویان موظفاند که فعالیتهایی را به عنوان وظایف پژوهشی شامل کارنوشتهای درسی، پاسخ به یک سؤال مشخص، ارائه گزارش یک تحقیق یا آزمایش، انجام داده و نتایج آن را به کلاس ارائه کنند. دانشجویان نیاز دارند آنچه را خواندهاند یاد بگیرند و تحلیل کنند و به روشنی آن را توضیح دهند. وظایف پژوهشی به دانشجویان کمک میکند که یک مسئله را تدوین نموده، اطلاعات مورد نیاز خود را بشناسند و اطلاعات مربوطه را ارزیابی و سازماندهی کنند. در نهایت اینکه آنها باید روند پژوهش و آنچه را که آموختهاند منعکس کنند (لاثراپ و فاس ، 2005: 164). بسیاری از دانشجویان تکالیف درسی و پژوهشی خود را مطابق با آنچه از آنها خواسته شده انجام نمیدهند و در انجام آن مرتکب تقلب میشوند. اصطلاح تقلب در تکالیف درسی و سرقت علمی اغلب به جای یکدیگر استفاده میشوند؛ اما با وجود ارتباط بین آنها این دو سازه همیشه مترادف هم نیستند. کپیکردن کار از دانشجویان دیگر باید فراتر از همکاریهای غیرمجاز، به عنوان سرقت ادبی بازتعریف شوند. اصطلاح تقلب در وظایف درسی، طیف وسیعی از رفتارها از مستندسازی و بازخوانیهای درهم ریخته تا فریبکاری عمدی و آشکار را در بر میگیرد ( مارسدن: 2008). تقلب در تکالیف درسی میتواند سرقت ادبی باشد و سرقت ادبی هم نیز میتواند تقلب در تکالیف محسوب شود؛ البته نه همیشه. گرایش به تعریف همهی اشکالِ تقلب در تکالیف درسی، به عنوان سرقت ادبی، میتواند مشکلات بزرگی را برای دانشگاهیان و سیاستگذاران که نقششان نشاندادن مشکلات علمی در دانشگاههاست، ایجاد کند (همان: 2008). تقلب درمطالب پژوهشی و تکالیف درسی علاوه بر سرقتعلمی، اعمال متقلبانهی دیگری را نیز در برمیگیرد. مککیب و همکاران ( 2006: 181) رفتارهای مربوط به کارنوشت درسی را شامل 1- سرقتعلمی، 2- همکاری در تکالیفی که به طور خاص برای کار انفرادی خواسته شده باشد، 3- کپی کردن یا چسباندن چند جمله از یک منبع مکتوب یا اینترنتی بدون استناد به آن منبع 4- جعل یا تحریف منابع و مراجع، 5- ارائه کاری که به ‌وسیله‌ی شخص دیگری انجام گرفته است، 5- ارائه کمکهای غیر مجاز به کسی روی تکالیف درسی و 6. ارائه یک مقاله دانلود شده از یک وب‌سایت؛ میباشند.
1-1-2-3- سوءرفتارهای علمی
مارسدن (2008) در رساله دکتری خود علاوه بر تقلب امتحانی و تقلب در تکالیف درسی، سوءرفتارهای علمی را نیز بر این تقسیمبندی افزوده است. مارسدن سوءرفتارهای علمی را آن دسته از رفتارهای غیرصادقانه علمی میداند که بهطور مستقیم با تقلب در امتحان و تقلب در تکالیف درسی مرتبط نیستند. با توجه به ارتباط امتحان دانشگاه و تقلب در تکالیف درسی، سوء رفتار علمی طیف وسیعی از فعالیتها را در بر میگیرد که این فعالیتها غالباً کمتر در ادبیات تحقیق مطرح شدهاند. پارهای از فعالیتهای مربوط به سوءرفتار علمی، برحسب ارائهی توجیهات واهی به منظور تأخیر یا عدم حضور در جلسهی امتحان و یا تحویل ندادن تکالیف درسی، مورد بررسی قرار گرفتهاند. همچنین سوءرفتار علمی میتواند شامل تغییر یا تخریب بخشهایی از اسناد مرجع مانند از بین بردن صفحات ارزشمندِ کتب در کتابخانه، یا پنهانکردن یک کتاب در قفسهای متفاوت از جای اصلی آن، برای جلوگیری از دسترسی دیگران به آن کتاب، باشد. انواع جعل علمی که فعالیتهای غیر قانونی در برخی حوزههای قضایی ، شامل استفاده از اسناد جعلی و جانشینسازیشخص را نشان میدهد، در این دستهبندی قرار گرفتهاند. مدارک جعلی میتوانند برای ایجاد گواهینامههای قلابی به منظور ورود به یک دوره تحصیلی خاص که شخص بطور قانونی واجد شرایط آن نمیباشد، استفاده شوند. جانشینسازیشخص به عمل دانشجویانی اشاره داردکه شخصی دیگری را -اغلب با ویژگیهای فیزیکی مشابه- وادار میکنند تا به جای آنها در جلسهی آزمون حاضر شود و به سوالات آزمون پاسخ دهد. چمبری ( 1385) سوءرفتار علمی را در دستهبندی کجروی در محیط علمی، در کنار جعل، سرقت ادبی، تقلب و… آورده و سوءرفتار علمی را تخطی عمدی از سیاستهای دانشگاه میداند. دستبردن در نمرات یا مشارکت در خرید یا توزیع سوالاتِ امتحانی که هنور برگزار نشده، تلاش برای تغییر یا اصلاح یک نمره در یک دفتر نمره، وارد شدن به یک ساختمان به منظور به دستآوردنِ برگه و سوالات امتحاناتی که برگزار نشده؛ نمونههایی از سوءرفتار علمی هستند (چمبری، 1385: 7).
1-1-3- نوعشناسی تقلب علمی بر اساس تعاریف عملی

                                                    .