منابع تحقیق درباره رفتار مجرمانه، مقطع تحصیلی

علاوه بر تقسیمبندی رفتارها در سه بخش تقلب در امتحان، تقلب در تکالیف پژوهشی و سوء رفتارهای علمی، مطالعات انجام شده در تقلب و عدم صداقت علمی دستهبندهایی را بر پایه تعریف عملی ارائه دادهاند که هر کدام از آنها میتوانند در طبقهبندی پیشین یعنی تقلب در امتحان و پژوهش بگنجند. این دستهبندیها، رایجترین دستهبندی در تحقیقات انجام شده در این حوزهاند. این نوعشناسی را میتوان در مطالعات کلزبلیکر (2007: 26-27)، (سادلمایر، 2005: 2) وایتلی و اسپیگل (2002: 17-16)، آکبولوت و همکاران (2008: 464) و لاثراپ و فاس (2005: 83) یافت.
1-1-3-1- تقلب
تقلب در این دستهبندی عبارت است از استفاده عمدی یا تلاش برای استفاده از مواد ، اطلاعات یا مطالعهی غیرمجاز در هر کار علمی که برای گرفتن نمره یا امتیاز ارائه میشود؛ بنابراین چنین رفتارهایی شامل استفاده از یادداشتهای پنهانی یا کپی کردن از کار دیگران در طی برگزاری یک امتحان یا همکاری غیرمجاز در امتحان، کوئیز، تکالیف خارج از کلاس، یا پروژه و…، بدون اجازه می‌باشد. با توجه به اینکه همکاری غیرمجاز در دستهی تقلب قرار گرفته است. برخی مطالعات (به عنوان مثال؛ کلنرود و روزندر: 2009) آن را در یک دسته‌بندی جداگانه قرار دادهاند. در این مطالعات واژهی تقلب را برای رفتارهای خلاف قوانین برگزاری امتحان و همکاریهای غیرمجاز را مربوط به تقلب در تکالیف درسی در نظرگرفتهاند.
1-1-3-2- سرقت علمی
تمامی نوعشناسی و تقسیمبندیهایی که از عدم صداقت علمی صورت گرفته است بیشترین تمرکز را بر سرقت علمی داشته‌اند (مارسدن، 2008). سرقت علمی را در نظر گرفتن ایدهها و یا کلمات مکتوب و غیر مکتوب دیگران و ارائه آن‌ها به خود، بدون استناد دادن تعریف کردهاند. به‌عنوان‌مثال خرید یک مقاله از یک منبع تجاری، ضعف در ارجاع دادن به منابع در یک مقاله، استفاده از محتوای سایتها بدون ذکر نام سایت، یا ارائه یک مقالهی مشابه برای امتیاز گرفتن در بیش از یک دوره یا مقطع تحصیلی، بدون اجازهی استاد، که آن را «خود سرقت علمی » تعبیر کرده‌اند (کلُزبلیکر، 2008: 26) از مصادیق سرقت علمی هستند.
به نظر میرسد که در یک دیدگاه جهانی سرقت علمی را به عنوان یک جرم دانشگاهی فرض کردهاند. سرقت علمی به‌ندرت قابل تشخیص است و حتی پس از تشخیص، آن را به بیدقتیِ مربوط به عدم مهارت در استناد دادن ، ارتباط میدهند (وندی ، 2008). سرقت علمی ارتباط بسیار نزدیکی با سایر رفتارهای مربوط به عدم صداقت علمی دارد، به گونهای که وندی (2008) بیان میکند:
« اگر ما بررسی کنیم که سرقت ادبی در تحقیقات چگونه تعریف شدهاست، یک بررسی اولیه از دامنهی تعاریف سرقت علمی در لغتنامههای عمومی؛ تحت عنوان آنچه که در آییننامهها و مقررات دانشگاهی (در زمینه اخلاق علمی) وجود دارد؛ نشان میدهد که همگی این تعاریف از نوعی قصد غیراخلاقی، دروغ گفتن، تقلب، دزدی، نادرستی و فریب حکایت میکنند. چیزی که از این بررسیها برای تعریف سرقت علمی ظاهر میشود، این است که سرقت علمی زیر چتر « تقلب علمی» که معمولا به عنوان یک جرم علمی دیده میشود و مستحق مجازات است، قرار میگیرد. در واقع، برخی محققان و استادان ملاحظه میکنند که سرقت علمی به‌ طور نزدیکی با تقلب علمی در مبهمترین حالت آن در یک رده قرار میگیرد» (وندی، 2008: 20).
معلمانی که سرقت علمی را به‌مثابه تقلب طبقهبندی میکنند، اغلب سرقت علمی را به‌عنوان یک تجاوز فکری در نظر میگیرند. طرفداران این دیدگاه بیان میکنند که سرقت ادبی در نوشتههای علمی «پلیدترین قتل فکری» و یک «خطر واضح و آماده برای آزادی فکری» است (میرسکی، 2002؛ به نقل از وندی، 2008).
مارسدن (2008) بیان میکند، این مشکل بطورخاص در مطالعات پیشین مشهود است که تمامی بحثهایِ راجع به رفتارهای مربوط به عدم صداقت علمی بهطور کلی به عنوان سرقت ادبی ارائه شدهاند. در سادهترین سطح، سرقت ادبی به عنوان استفاده از کلمات یا ایدههای شخص دیگری بدون استناد صحیح تعریف شده است؛ اما چنین تعاریفی پیچیدگی این سازه را انکار نمیکند. اولین مشکل به تفاوت روشنِ بین سرقت علمی عمدی و غیرعمدی مربوط میشود، و اغلب این تمایز غیرقابل تشخیص است. مباحث نظریِ این مسئله ممکن است به‌وسیله‌ی ایجاد یک تمایز روشن بر اساس قصد و نیت رفتار نشان داده شوند. تا آنجا که به چنین تعریفی مرتبط میشود به دانشجویانی که توجه ضعیفی به رفرنسدادن در تکالیف دارند، یا به بریدن و چسباندن یک یا دو جمله از یک منبع الکترونیکی اقدام میکنند و یا ارجاع منابع استفاده شده در تحقیقشان را فراموش می‌کنند، محکوم سرقت علمی هستند. ملاحظه درجهای که این عمل بر اساس بیخبری و بیگناهی میباشد، مهم است. اگر این عمل بدون قصد و نیت باشد، دانشجو ممکن است به سرقت علمی محکوم باشد؛ اما به تقلب محکوم نیست. از طرف دیگر، دانشجویی که یک تکلیف درسی را از شخصی که در دورههای گذشته آن را تکمیل کرده، قرض میگیرد و پس از آن، کل یا قسمت عمدهای از آن را کپی میکند و به عنوان کار خود ارائه میدهد، هم محکوم سرقت علمی و هم محکوم تقلب است. دانشجویانی که معنی سرقت علمی و شیوههای استناد صحیح را یاد میگیرند، و در عین حال به کپیکردن تصمیم میگیرند متقلب هستند. علاوه بر این، این اصطلاح برای پوشش دادن طیف گستردهای از «سرهمنگاری » (عمل وصله کردن کلمات نقل‌قول شده از چندین نویسنده) تا کلاهبرداری استفاده میشود (مارسدن، 2008: 14-11).
1-1-3-3- جعل
جعل را می‌توان ساختن دادهها یا نتایج یک تحقیق و ثبت یا گزارش آن‌ها تعریف کرد. هم‌چنین جعل را می‌توان ساخت و تولید دادهها یا نتایجی قلمداد کرد که به‌واسطه تحقیقات خود آن فرد تأیید نشده باشند (دکو، 2002: 6؛ توکل، 1388: 7). جعل کامل و بی کم و کاست دادهها را جعل تام نامیدهاند. اگرچه جعل در پژوهش، تخطی از حقوق پدیدآورندگان نیست اما بیش از همه به عینیت شناختی علم آسیب می‌زند و همچنین عینیت اجتماعی علم را نیز مورد تهدید قرار میدهد (توکل، 1388: 7).
1-1-3-4- تحریف
دکو (2002: 6) در تعریفِ تحریف بیان میکند که « تحریف دستکاری مواد تحقیقاتی، تجهیزات، فرآیند یک تحقیق، یا تغییر و یا حذف اطلاعات و یا نتایج به دست آمده از آن است؛ به گونهای که واقعیت پژوهش به درستی درگزارش نهایی تحقیق نشان داده نشود». توکل (1388: 7) اظهار میکند: «تحریف در پژوهش عبارت است از دستکاری تعمدی مواد، تجهیزات و فرایندهایِ یک پژوهش و یا تغییر یا حذف تعمدی دادهها و نتایج و ارائه سوگیرانه گزارش پژوهش و یا تفسیر غلط و هدفدار شواهد و مدارک، دادهها، یافتهها، نتیجهگیری و یا پیام علمی… ». آکبولوت و همکاران (2008) با توجه به تقسیمبندی شورای پژوهشهای علمی و تکنولوژیکی ترکیه، علاوه بر جعل و تحریف، گول زدن را نیز اضافه و آن را اجتناب از گزارش برخی از یافتهها که در راستایِ فرضیههایی از یک تحقیق نیست تعریف کردهاند، که به نظر می‌رسد با توجه به تعریفی که از تحریف ارائه شد، تحریف این مفهوم را نیز در برمیگیرد.
جعل و تحریف دو موضوع بسیار نزدیک به هم هستند و تعریف آن‌ها ممکن است به‌درستی صورت نگیرد. بسیاری تحقیقات جعل و تحریف را در دو دستهبندی مجزا قرار دادهاند (نگاه کنید به؛ توکل، 1388؛ دکو، 2002؛ و رجبزاده، 1392؛ آکبولوت و همکاران، 2008). در واقع جعل اختراع و گزارش دادهها یا اطلاعاتی است که از طریق تلاشهای علمی تولید نشده باشند و تحریف ارائه نادرست واقعیتها یک تحقیقِ واقعی و به انحراف کشیدن نتایج آن برای رسیدن به هدفی خاص است. رجبزاده (1392) بیان میکند « آنچه دروغپردازی (تحریف) را به عنوان دستهی مستقلی در نظر پژوهشگر مجزا میسازد “هدف در مورد نتایج” پژوهش است». با اینوجود لاثراپ و فاس(2005)؛ کلزبلیکر(2007)؛ وایتلی و اسپیگل(2002: 17-16) جعل و تحریف را در یک معنی به کار برده و هر دو را تحت عنوان جعل تعریف کردهاند. این تحقیات تحریف را نوعی از جعل به حساب آوردهاند، بگونهای که جعل مفهومی کلیتری را میرساند. کلزبلیکر «جعل» را «تحریف کردن » عمدی یا ارائه غلطِ اطلاعات به‌دست‌آمده از یک منبع در یک تکلیف درسی (به‌عنوان مثال ساخت منبع برای کتاب‌شناسی یک مقاله یا جعل یک تکلیف آزمایشگاهی) تعریف میکند (2007: 27). لاثراپ و فاس(2005: 83) اظهار میکنند جعل «استفاده از اطلاعات ابداع شده و یا “تحریفِ” تحقیقات و یافتههای دیگران است». لاثراپ و فاس چهار نمونه از جعل و تحریف را ذکر میکنند و با این وجود معتقدند جعل و تحریف تنها به این نمونهها محدود نمیشوند:
استناد به اطلاعاتی که از منابع رفرنس داده شده در تحقیق گرفته نشدهاند. این ممکن است شامل اسناد نادرست به محتوای یک منبع دسته دوم باشد، به عنوان مثال، یک دانشجو ممکن است به جای مراجعه به منابع اصلی، مطالب خود را از تحقیقی که به آن منابع اصلی رفرنس داده بگیرد و به دروغ ادعا کند منابع اصلی را مطالعه کرده است (لاث راپ و فاس، 2005: 83).
ذکر منابعی در کتابشناسی تحقیق، در صورتی که محتوای آن منابع اصلا مورد استفاده قرار نگرفتهاند.
یک نمونه دیگر از جعل، ارائه مقاله یا کار علمیای است که در آن اطلاعات غلط و ساختگی، پنهانکاری عمدی و زیرکانه و یا انحراف واقعیتهای اصلی، منشا، و عملکرد دادهها صورت گرفته باشد.
ارائه قسمتهایی از یک کار علمی یا تمام آن به نام خود، در صورتی که توسط کسی دیگر انجام شده است.
1-1-3-5- تسهیل عدم صداقت علمی
کلزبلیکر (2007) و وایتلی و اسپیگل (2002: 17). تسهیلِ عدم صداقت علمی را «کمک تعمدی یا تلاش برای کمک به شخص دیگری به منظور مشارکت در برخی از انواع صداقت علمی» تعریف کردهاند. بدیهی است که مشارکت در یک رفتار مجرمانه جرم تلقی میشود. بسیاری از رفتارهای متقلبانه در محیط علمی با مشارکت وکمک انجام میگیرند. در اینگونه رفتارها دو طرف یعنی کمککننده و دریافتکننده کمک درگیر هستند.
1-1-3-6- ارائه نادرست
ارائه نادرست را ارائه کردن اطلاعات غلط برای یک استاد در مورد یک تکلیف علمی تعریف کردهاند. به‌عنوان‌مثال آوردن بهانه‌ای نادرست برای غیبت در امتحان، یا به‌دروغ ادعا کنند که یک مقاله ارائه کرده‌اند.

                                                    .