ویژگی های سازمان ناسالم

ویژگی های سازمان ناسالم

سازمان ناسالم نیز دارای خصوصیاتی است که آنها را نیز می توان در 23 مورد زیر مطرح نمود (رحیمی، 1378):

1- هدف ها فقط برای تعداد معدودی از کارکنان طراز اول سازمان روشن است.

2- کارکنان در سازمان شاهد مشکلات مختلف هستند، اما کاری در مورد اصلاح آن انجام نمی دهند و هیچ یک از کارکنان داوطلب مطرح کردن مشکلات نیستند. اشتباهات و مسائل بر حسب عادت پنهان می شود. و یا افراد از آن به سادگی می گذرند. کارکنان راجع به مشکلات سازمان در منزل یا در محیط کار صحبت می کنند؛ ولی در این موارد با افرادی که مسئول هستند سخنی نمی گویند.

3- حل مسائل به علت طرح عوامل غیراصلی و نامربوط به سازمان، بسیار مشکل و پیچیده می شود. داشتن عنوان و مقام در سازمان بسیار اهمیت دارد و خواست های مدیریت به عنوان خواست های واقعی مصرف کنندگان کالا یا دریافت کنندگان خدمات سازمان، تعبیر می شود. کارکنان و مدیران از طرق رسمی و مودبانه یکدیگر را تهدید می کنند.

4- افراد سطح بالای سازمان سعی دارند کلیه ی تصمیمات را در کنترل خود داشته باشند. این قبیل افراد به علت عدم دسترسی به اطلاعات صحیح و عدم مشورت با سایر همکاران خود، به تصمیم گیریهای نادرست می پردازند و پیامدهای آن تصمیمات نیز به نوبه ی خود، موجب پیدایش مشکلات بسیاری در سازمان می گردد.

5- مدیران در هنگام برنامه ریزی، احساس تنهایی می کنند. خط مشی ها، مقررات، روشها و دستورات به ترتیبی که توقع می رود، به انجام می رسد و برنامه ها تحقق نمی یابند.

6- قضاوت و خواست های منطقی کارکنان سطوح پایین سازمان مورد توجه و احترام قرار نمی گیرد مگر آن قسمت جزئی که مربوط به کار ایشان می شود.

7- به نیازهای شخصی و روابط انسانی به عنوان مسائل جنبی و غیر ضروری نگاه می شود.

8- وقتی کارکنان دعوت به تشریک مساعی می شوند به صورت غیرسازنده ای با یکدیگر رقابت می کنند کارکنان نسبت به حیطه ی مسئولیت خود احساس نگرانی می کنند و فقط در مواقع معدودی که در انجام دادن کاری احساس ضعف شدید می نمایند، یاری می طلبند. احساس ارائه ی کمک به طور داوطلبانه وجود ندارد. افراد نسبت به انگیزه های یکدیگر اعتماد ندارند، از یکدیگر به بدگویی می پردازند و مدیران نیز این اوضاع را به راحتی تحمل نمی کنند.

9- هرگاه بحرانی پیش آید و موقعیت سازمان در خطر قرار گیرد، افراد خود را کنار می کشند به سرزنش یکدیگر می پردازند و هر یک از کارکنان انتظار دارد دیگران خطر را برطرف سازند.

10- عمدتا بر روی تضادها سرپوش گذاشته شده و اینگونه تضادها از طریق سیاست های فردی و اداری ندید انگاشته می شوند یا به صورت مداوم و پایان ناپذیر ادامه می یابند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   نمونه جشنواره تجارب برتر تربیتی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

11- یادگیری برای کارکنان بسیار مشکل است. افراد برای یادگیری کارها به همکاران خود مراجعه نمی کنند و باید از طریق کوشش و خطا یاد بگیرند. راهنمایی و توصیه به ندرت به چشم می خورد و اکثرا نیز غیرقابل استفاده و غیرمفید هستند.

12- هیچگونه انتقاد در رابطه با عدم پیشرفت کاری انجام نمی گیرد.

13- صداقت در روابط وجود ندارد و کارکنان کاملا احساس تنهایی می کنند همچنین افراد نسبت به یکدیگر احساس تعلق و احترام ندارند و در مقابل، نوعی احساس ترس در بین کارکنان سازمان مشاهده می شود.

14- کارکنان احساس می کنند در چارچوب شغلی خود محبوس شده اند و از کارشان ناراضی بوده احساس خستگی و فرسودگی می کنند لیکن ناچارند شغل خود را حفظ کنند به طور کلی از حضور در سازمان رنج می برند و محیط کار برایشان کاملا نامطبوع است.

15- مدیریت و رهبری در سازمان به صورت از پیش تجویز شده اعمال می شود و مدیران از درک موقعیت ها و تغییرات محیط عاجز هستند.

16- مدیریت، امور جزئی را شدیدا کنترل می کند و برای هر امر جزئی دلایل توجیهی طلب می کند. در کارکنان حس اعتماد متقابل، آزادی، مسئولیت پذیری، تشخیص اولویت ها و تعیین اهمیت ها وجود ندارد.

17- مدیران و کارکنان اصولا خطر پذیری را نمی پذیرند و مفهوم آن را نمی دانند.

18- هر فردی که در سازمان اشتباه کند، از کار کنار گذاشته می شود. بنابراین، با پنهان کاری بر روی اشتباهات سرپوش گذاشته می شود.

19- عملکرد ضعیف کارکنان با عدم تمایل یا آگاهی مدیران نسبت به بررسی دقیق علل این کاهش، توجه ناکافی به مشکلات سازمان یا در پیش گرفتن رفتاری مستبدانه با افراد تحت نظارت خود مورد غفلت قرار می گیرد.

20- ساخت سازمانی، خط مشی ها و دستور العملها دست و پای مدیران را بسته است. کارکنان در پناه خط مشی ها و دستور العملها ساخت و ارتباطات سازمانی ثابت و انعطاف ناپذیر منافع و مصالح سازمان را نادیده می گیرند.

21- در سازمان نظمی وجود ندارد استفاده از روشهای سنتی کاملا متداول است و هیچگونه حرکتی در جهت بهبود روش ها صورت نمی گیرد.

22- ابتکار یا تغییر و تحولی برای همگامی با بازار کالاها یا خدمات سازمان مشاهده نمی شود و اگر ابتکاری در کار باشد، در دست تعداد معدودی از کارکنان است.

23- وجود بوروکراسی ناکارآمد و کاغذ بازی دوباره کاریهای غیرضروری می شود و به دلیل محدودیت اختیار، امور جاری سازمان، به کندی انجام می گیرد.