پایان نامه با واژگان کلیدی حق الزحمه، حق الزحمه حسابرسی، کیفیت حسابرسی، مؤسسات حسابرسی

کسب میکنند و به این ترتیب توانایی شان در مورد مناسب بودن یا نبودن رویههای حسابداری و گزارشگری افزایش مییابد. بنابراین رابطه طولانی مدت حسابرس و صاحبکار میتواند کیفیت حسابرسی را بهبود بخشد(chen at al,2004). به اعتقاد آنها تغییر حسابرس باعث خواهد شد اعتماد سرمایه گذاران به اتکاپذیری صورتهای مالی کاهش یافته و از این رو اعتبار حسابرسی کاهش یابد. از طرف دیگر هزینههای حسابرسی، چه برای حسابرس و چه برای صاحبکار افزایش خواهد یافت.(Sinnett,2004) البته بحث محدود کردن دوره تصدی حسابرس شامل دو مقوله مجزا میباشد.یکی تغییر در سطح کادر حسابرسی به خصوص تغییر در رده شرکا و مدیران و دیگری تغییر در سطح موسسه حسابرسی است(Hamilton et al,2005). کشورهایی نظیر امریکا و انگلیس تنها به چرخش شرکای حسابرسی اکتفا کردند و کشورهایی مانند برزیل، کره ، هند و سنگاپور شرکتها را ملزم به تغییر موسسات حسابرسی بعد از یک دوره معین نموده اند (li,2007).
در ایران تبصره ۲ ماده ۱۰ دستورالعمل موسسات حسابرسی معتمد سازمان بورس و اوراق بهادارجلسه ۸/۵/۱۳۸۶ و اصلاحیه‌های مورخ ۱۷/۱۱/۱۳۹۰ و ۳۱/۰۴/۱۳۹۲ شورای‌عالی بورس و اوراق بهادار مقرر میدارد:
مؤسسات حسابرسی و شرکا یا مدیران مسئول کار حسابرسی هر یک از اشخاص حقوقی فوق مجاز نیستند بعد از گذشت ۴ سال متوالی، مجدداً سمت حسابرس مستقل و بازرس قانونی شرکت مذکور را بپذیرند. پذیرش مجدد حسابرسی اشخاص مذکور پس از سپری شدن حداقل ۲ سال از پایان دوره ۴ ساله مزبور مجاز است. ضمناً در صورت خروج شرکا یا مدیران از مؤسسه قبلی، شریک یا مدیر مسئول کار در دوره ۴ سال قبل، نمی‌تواند تا ۲ سال با حضور به عنوان شریک یا مدیر در مؤسسه حسابرسی دیگر سمت مزبور را قبول کند ( سازمان بورس،۱۳۸۶، دستورالعمل موسسات حسابرسی).
در تحقیقی دیگری که توسط اصغر عزیزی با عنوان تبیین را بطه بین مدیریت سود و کیفیت حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران صورت پذیرفته است براساس نتایج حاصل آزمون فرضیات تحقیق میتوان نتیجهگیری کرد که مدیریت سود با افزایش دوره تصدی حسابرس کاهش نمییابد، بلکه حتی با افزایش دوره تصدی حسابرس میزان مدیریت سود افزایش مییابد. اما نتایج برخی از تحقیقات خارج از کشور نشان میدهد که بالا بودن دوره تصدی حسابرس، باعث افزایش شناخت و تخصص حسابرس در صنعت صاحبکار مربوطه شده و همچنین موجب بالا رفتن سطح کیفی حسابرسی خواهد شد. کارسلو وناقی ۳۹(۲۰۰۴) و فلاتح (۲۰۰۶) هردو در تحقیقات خود در مورد کیفیت حسابرسی از دوره تصدی حسابرس به عنوان یکی از شاخص های اندازه گیری کیفیت حسابرسی استفاده کردند. آنها مرز دوره تصدی را ۵ سال در نظرگرفتند. البته در یکی از تحقیقات موجود توسط نانسیوهمکاران(۲۰۰۴) مرز دوره تصدی حسابرس۳ سالدرنظر گرفته شده است(رضایی،۱۳۹۱،ص۴۰).
۲-۶) تخصص حسابرس در صنعت
تخصص حسابرس در صنعت جنبه مهمی در کیفیت حسابرسی است. نظریه های اقتصادی بیانگرآن است که حرفه حسابرسی با یافتن راههای جدید برای تمایز قایل شدن بین خدمات خاص درموسسههای حسابرسی به بلوغ و پیشرفت رسیده است. یکی از این ابزارها تخصص گرایی در صنعت است. هوگان وچتر۴۰(۱۹۹۱) دریافتند که موسسه های حسابرسی دارای نام تجاری تلاش هایی را برای افزایش سطح تخصص شان انجام میدهند. آنها سعی میکنند تا بر روی مقررات صنعت و ویژگیهای صنعتی که ریسک دعوی حقوقی نسبتا کم، رشد سریع، با صاحبکاران نسبتا بزرگی را دارند متمرکز گردند. واژه تخصص اغلب معادل کیفیت فرض میشود. انتظار میرود که متخصصین در مقایسه با غیرمتخصصین کیفیت بالاتر وخدمات بیشتری را به همراه حسابرسی عرضه نمایند.(پورکریم ۱۳۸۸.ص۳۹) درمطالعه ای که توسط کند۴۱ و از طریق پرسشنامه قرار گرفت پاسخ دهندگان، تخصص حسابرس در صنعت را اینگونه تعریف کردند:
۱.دانش خاص یک صنعت که توسط یک موسسه حسابرسی در جهت کمک به فهم بهتر از آنچه که صاحبکاران در آن صنعت انجام میدهند وهمچنین ریسکهای حسابرسی که آنها با آن مواجهه اند، به کار گرفته میشود.
۲.مهارتهای خاص حسابرسی که توسط یک موسسه حسابرسی در جهت کمک به صاحبکارانش از طریق فراهم نمودن راه کارهایی (حسابداری و غیره) برای مواجهه با موضوع های صنعت مورد نظر و همچنین ریسک های حسابرسی (مثل قوانین و انواع مالیات و غیره ) ارایه مینماید.
۳.مهارتهای غیرحسابرسی که از طریق درگیری موسسه حسابرسی به کار گرفته و تحصیل میشود ومیتواند ارزش افزوده ای برای کسب وکار صاحبکارانش داشته باشد.
در این تحقیق تخصص حسابرس در صنعت این گونه تعریف شده است :
تخصص حسابرس در صنعت شامل خلق ایدههای سازنده جهت کمک(خلق ارزش افزوده) به صاحبکاران، همچنین فراهم نمودن دیدگاه و یا راهکارهای تازه برای برخی از موضوع هایی که صاحبکاران در صنایع مربوط به خود با آن مواجهه میشوند.
از آنجایی که حالات مختلف تخصص حسابرس در صنعت به طور مستقیم قابل مشاهده نیست، شاخصهای مختلفی برای اندازهگیری آن وجود دارد. رویکردهای سهم بازار و رویکرد سهم پرتفوی غالبا به عنوان شاخصهایی برای اندازهگیری تخصص حسابرس در صنعت به کار گرفته میشود.
۱.رویکرد سهم بازار :
رویکردسهم بازار، یک متخصص صنعت را به عنوان یک موسسه حسابرسی که خودش را از سایر رقبایش از نظر سهم بازاردر یک صنعت خاص متمایز کرده است، تعریف می نماید. در این رویکرد موسسهای که سهم بزرگتری از بازار را در اختیاردارد، از دانش تخصصی بالاتری در مورد آن صنعت خاص برخوردار است.
۲.رویکرد سهم پرتفوی:
رویکرد سهم پرتفوی، توزیع نسبی خدمات حسابرسی را درصنایع مختلف را برای هر موسسه حسابرسی مورد لحاظ قرار میدهد.این رویکرد بیشتر به راهبردهای موسسه حسابرسی مربوط است(اعتمادی وهمکاران،۱۳۸۸،ص۱۹).
درعمل شرکتهای صاحبکار به چند دلیل به دنبال به کارگیری حسابرسان متخصص در صنعت هستند. یکی از این دلایل کاهش هزینه هاست. صرفه جویی در هزینه ها ناشی از بکارگیری حسابرسان متخصص بیش از میزان صرفه جویی ناشی از بکارگیری سایر حسابرسان است. زیرا اغلب، حسابرسی که سهم بالایی از شرکتهای یک صنعت را رسیدگی می کند(حسابرس متخصص در آن صنعت)، به دلایلی مانند تجارب قبلی، نسبت به سایر حسابرسان از صرفه جویی بیشتری نسبت به مقیاس بهره میبرد و بنابراین در حالت عادی حق الزحمه کمتری نسبت به دیگر حسابرسان طلب میکند. دلیل دیگراین است که انتظار میرود اینگونه حسابرسان مشاوره و راهنمایی بهتری در زمینه نحوه تهیه و افشای اطلاعات ارایه دهند و برای برطرف ساختن مشکلات و ایرادات فرآیند حسابداری وگزارشگری مالی نیز اقدامات اصلاحی مناسبتری به عمل آورند. همچنین بکارگیری یک حسابرس متخصص به این معناست که شرکت قصد دارد نسبت به گذشته گزارشگری و افشای با کیفیت تر(وحتی بهتر از سایر شرکتها ) داشته باشد (Kimberly,et al, 2004).
چندین نظریه پیرامون چگونگی هزینه جبران هزینههای متخصصین ارائه شده است. گرسول و همکارانش۴۲(۱۹۹۵) شواهدی را پیرامون این که چنین سرمایهگذاریهایی میتوانند با حاشیه حق الزحمههای حسابرسی جبران شوند، ارائه نموده اند.
مطالعه آنها مشخص کرد که حسابرسان دارای نام تجاری و متخصص در صنعتی خاص در مقایسه با حسابرسان دارای نام تجاری وغیرمتخصص، ۳۴٪ حاشیه حق الزحمه ای بیشتر کسب نموده اند. اما نتایج فرگوسن و استاکس(۲۰۰۲) از نتایج تحقیق گرسول و همکارانش(۱۹۹۵) حمایت نمیکنند آنان توضیحات بیشتری را ارائه نمودند که نشان میدهد متخصصین در صنعت چگونه میتوانند مبلغی را به عنوان حاشیه حق الزحمه بیشتر دریافت نمایند، آنان معتقدند که موقعیت اقتصادی مناسب برای حسابرسان میتواند از عرضه مشترک خدمات حسابرسی و غیر حسابرسی که سبب کاهش حاشیه حق الزحمه میشوند، بهوجود آید (رضایی،۱۳۹۱،ص۳۷). همچنین بالسام وهمکارانش۴۳ (۲۰۰۳) به ارائه شواهدی پرداخته اند که براساس آن ضریب واکنش سود صاحبکاران حسابرسان متخصص صنعت خاص بیشتر از ضریب واکنش سود صاحبکاران غیرمتخصص در صنعت خاص میباشد. این نتایج بیانگر آن است که حسابرسان متخصص توانایی نظارت بیشتری را دارند و بازار خدمات حرفه ای، آنان را به همین صورت میشناسد (پورکریم ،۱۳۸۸،ص۴۰).
۲-۷) حق الزحمه حسابرسی
حق الزحمه حسابرسی از موضوعات مهمی است که ذهن صاحبکار و حسابرس را به خودش مشغول میکند و باید درباره ان به روشنی مذاکره کرد.
حق الزحمه حسابرسی، منعکس کننده هزینه اقتصادی حسابرسان کارآمد میباشد. از منظر حسابرس، حسابرسان به دنبال حداقل کردن کل هزینه ها از طریق تراز کردن هزینه های منابع خود (هزینههای انجام کار حسابرسی بیشتر) و زیانهای آتی ناشی از بدهی قانونی میباشند. تلاش حسابرسی بیشتر، احتمال اینکه حسابرسان متحمل زیانهای بدهی شوند را کاهش میدهد و حسابرس حجمی از کار حسابرسی را که کل هزینهها را حداقل میکند، ارایه مینماید.(کارسلو وهمکاران،۲۰۰۲ )
“حق الزحمۀ حسابرسی” یکی از مهمترین عوامل مداخلهگر در سطح مؤسسه و کار حسابرسی است. نتایج بررسی حاکی از آن است که سهولت تشکیل مؤسسات حسابرسی، دربستر پایین بودن فرهنگ مشارکت و کار گروهی، سبب شده که تعداد زیادی مؤسسات حسابرسی با اندازه کوچک و متوسط تشکیل شوند. در مقابل با توجه به مقررات موجود، و در بستر دولتی بودن بخش عمده اقتصاد کشور و مقررات موجود، حجم زیادی از بازار کار حسابرسی در اختیار سازمان حسابرسی قرار دارد که این امر سبب میشود بازار کار مؤسسات حسابرسی خصوصی محدودتر گردد. مجموعۀ این عوامل منجر به تشدید رقابت و عدم تناسب تعداد مؤسسات حسابرسی و بازار کار شده که با کاهش حق الزحمه حسابرسی و افزایش ریسک از دست دادن کار حسابرسی، در دستیابی به کیفیت حسابرسی و اتخاذ راهبردهای مربوطه تأثیر بسزایی دارد. پایین بودن سطح عمومی حق الزحمههای حسابرسی، در کنار پایین بودن التزام به کیفیت حسابرسی، سبب بکارگیری ترکیب نامناسب تیم رسیدگی میگردد، بهگونهای که بکارگیری نیروهای کم تجربه در کارهای حسابرسی، کمبود رده های میانی تیم (شامل سرپرست و سرپرست ارشد) و پایین بودن سطح ماندگاری کارکنان از عوامل اصلی کاهش کیفیت حسابرسی شناخته شده است. به علاوه کیفیت سطح عمومی آموزش دانشگاهی نیز بر میزان دسترسی به کارکنان با صلاحیت و شایسته در حرفه، تأثیر بسزایی دارد (مشایخی و همکاران، ۱۳۹۲،ص۱۲۷).
۲-۷-۱) عوامل موثر برحق الزحمه حسابرسی
بعضی از محققین از حق الزحمه حسابرسی برای سنجش استقلال حسابرس استفاده میکنند. آنها معتقدند که حق الزحمه حسابرسی به طور غیرمستقیم استقلال حسابرس را اندازه گیری میکند (۲۰۱۴، O.OKOLiel).
تحقیقی توسط دکتر محمدرضا نیکبخت ومحسن تنانی(۱۳۸۹) باعنوان عوامل موثر بر حق الزحمه حسابرسی صورت گرفت. برای این منظور، اطلاعات مورد نیاز از صورتهای مالی شرکت ها و

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مقاله رایگان درموردسرمایه گذاری، مالکیت خصوصی، سیاستگذاری، قدرت سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید