پایان نامه با واژگان کلیدی ضریب واکنش سود، کیفیت حسابرسی، قلام تعهدی، اقلام تعهدی

گزارش حسابداری با کیفیت، کاهش یافت(۲۰۱۴،O.OKOLiel).
۲-۱۳) پیشینه تحقیق
۲-۱۳-۱) مطالعات تجربی انجام شده در خارج کشور
بال و براون درسال ۱۹۶۸تحقیق تجربی و سنتی در زمینه حسابداری را در بازارهای سرمایه آغاز کردند و این روش تحقیق تا به امروز ادامه دارد. نخست آنها میخواستند شواهد علمی متقاعد کنندهای را ارائه نمایند که بازده سهام شرکتها در برابرمحتوای اطلاعاتی صورتهای مالی واکنش نشان میدهد. این نوع تحقیق را تحقیق موردی مینامند. زیرا در این تحقیق درباره واکنش بازار اوراق بهادار نسبت به انتشار سود خالص بود. تحقیق بال و براون از این نظر ارزشمند است که دارای یک روش اصولی یا زیربنایی است و میتوان آن را گسترش داد (خوش طینت، ۱۳۸۵) .
بال و براون ۲۶۱ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار نیویورک را به عنوان نمونه برای مدت ۱۰ سال (۱۹۶۵-۱۹۵۶) موردمطالعه قرار دادند.آنها توجه خود را معطوف به محتوای اطلاعاتی سود خالص نمودند و به سایر اطلاعات ناشی از اجزای تشکیلدهنده صورتهای مالی، مانندقدرت نقدینگی و ساختار سرمایه، توجه نکردند (خوش طینت، ۱۳۸۵).
نخستین کار دو پژوهشگر این بود که محتوای اطلاعاتی سود خالص را اندازهگیری نمایند یعنی اینکه آیا سود خالص گزارش شده از مقدار مورد انتظار بیشتر(خبر خوب) یا از مقدار مورد انتظار کمتر (خبر بد) بود. بدیهی است که دراین مورد میبایستی سود را جایگزینی انتظار بازار بود. زیرا براساس آن سودخالص غیرمنتظره تنها درقالب تغییر در سودخالص مشخص میگردید. ازاین رو شرکتهایی که سودخالص پیشبینی از سال قبل داشتند در طبقهای قرار گرفتند که خبر خوب اعلام میشد و بالعکس. دومین کار آنها این بود که بازده بازار مربوط به سهام شرکتهای نمونه را زمانی که نزدیک اعلام سود خالص بود مورد ارزیابی قرار دادند. این کار بر اساس روش محاسبه بازده غیرعادی انجام شد. تنها تفاوت در این بود که دو پژوهشگر از بازدهی ماهانه استفاده کردند. آنها خبر خوب مربوط به اعلام سود خالص را در نمونه خود مورد توجه قرار دادند. میانگین بازده غیر عادی بازار سهام در ماهی که خبر سود خالص اعلام شد، بسیار مثبت بود وبالعکس، میانگین بازده غیرعادی درمورد خبربد مربوط به سودخالص متعلق به شرکتهای موجود درنمونه بسیارمنفی بود. این نتیجه موید این میباشد که بازار در برابر خبرخوب یا بد مربوط به سودخالص (متعلق به یک زاویه بسیار محدود در مورد اعلام سود خالص) واکنش نشان میدهد (خوش طینت، ۱۳۸۵).
یکی از جنبههای مهم تحقیق بال و براون این بود که آنها برای طیف وسیعی متشکل از هر ۱۱ ماه قبل و ۶ ماه بعد ازخبر سود تقسیمی این مطالعه را انجام دادند. این دو پژوهشگر برای هریک از ماههای این ۱۸ دوره میانگین بازده غیرعادی را محاسبه کردند. مهمترین نتیجه تحقیق بال و براون این بود که موجب مطرح شدن سوالات زیادی درمورد سودمندی گزارشهای مالی شد. ازدیدگاه منطقی گام بعدی پرسش این سوال است که آیا مقدار سود خالص مورد انتظار با اندازه و بزرگی واکنش بازار اوراق بهادار رابطه دارد یا نه؟ البته تحقیق بال و براون برمبنای علامت یا نشانه سودخالص غیرمنتظره قرار داشت. یعنی محتوای اطلاعاتی موجود در سودخالص، در تحقیق این دو پژوهشگر را فقط میتوان در قالب دو طبقه اعلام دو خبر خوب یا بد قرار داد که این مقیاس یا معیار نسبتا خوب است (خوش طینت و فلاح، ۱۳۸۵).
چوی و جیتر۷۵(۱۹۹۲) برای بررسی تأثیر اظهارنظرحسابرسی مشروط بر روی ضریب واکنش سود، ضریب واکنش سود برای سه ماهه قبل از اظهارنظر و سه ماهه بعد از اظهارنظرحسابرسی مشروط را با هم مقایسه و بررسی کردند. آنان بعد از تجزیه و تحلیلهای آماری نشان دادند ضریب واکنش سود بعد از اظهارنظرحسابرسی مشروط کوچکتر از ضریب واکنش سود قبل از اظهارنظرحسابرسی است. آنها نتیجهگیری کردند، اگر در مورد سودهای گزارش شده (که به عنوان یک شاخص برای سودهای مورد انتظار آتی مورد استفاده قرار میگیرند) ابهام عمدهای وجود داشته باشد، حساسیت بازار به اعلان سود کاهش خواهد یافت. این مطالعه نشان داد حساسیت بازار به اعلان سود به طور با اهمیتی بعد از انتشارگزارشهای حسابرسی مشروط کاهش مییابد. بنابراین اظهارات حسابرسی با تغییر درک بازار از سود یا تداوم سود و یا هر دو، حساسیت بازار به اعلان سود را کاهش میدهد. در نتیجه، ضریب واکنش سود نیز ممکن است کاهش پیدا کند، زیرا اظهارات حسابرسی منجر به کاهش تداوم یا افزایش پارازیت اطلاعاتی میگردد.
دی آنجلو و نئو (۱۹۹۳) در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند، هنگامی که حسابرسان با کیفیت تر(کم کیفیتتر) انتخاب میشوند، مدیران توانایی کمتری (بیشتری) برای دستکاری سود به منظور تحقق سود پیشبینیشده دارند. آنها با توجه به نتایج تحقیقات خود استدلال میکنند که مدیران برای حداقل کردن تفاوت سودپیش بینی شده و سود گزارش شده انگیزه دارند و از اقلام تعهدی و سایر رویههای حسابداری احتیاطی برای دستکاری سود گزارش شده در جهت کم کردن این تفاوت استفاده می کنند (پورکریم،۱۳۸۸،ص،۶۵).
تیهو۷۶ و وونگ۷۷ (۱۹۹۳) ارتباط بین کیفیت حسابرسی و ضریب واکنش سود را بررسی کردند. آنها استدلال کردند که کیفیت حسابرسی مثبت با کیفیت سود مشتری و در نتیجه ضریب واکنش سود همراه خواهد بود. مدل ارائه شده توسط تیهو و وونگ به این صورت بود:
CARit = λ۰ + λ۱Dit + λ۲UEit + λ۳UEitDit + λ۴UEitMBit + λ۵UEitMBitDit + λ۶UEit βit + λ۷UEit βitDit + λ۸UEitLMVit + λ۹UEitLMVitDit + λ۱۰UEit + λ۱۱UEit Dit + Єit
که در آن :
CARit : بازگشت غیرطبیعی تجمعی برای شرکت، به طور مداوم بین تاریخ پیش بینی و تاریخ سود.
: UEit سودغیرمنتظره
Dit: متغیر ساختگی برای بزرگ ۱ در غیر این ۰
MBit: ارزش بازار به ارزش دفتری به عنوان پروکسی برای رشد و تداوم
βit:مدل بازارشیب به عنوان یک پروکسی برای ریسک شرکت
LMVit: لگاریتم طبیعی ارزش بازار به عنوان یک پروکسی برای اندازه شرکت.
Nit:تعداد پیش بینی تحلیلگران دراتفاق نظرپیش بینی به عنوان یک پروکسی Єit: خطای تصادفی
آنها ثابت کردند که اندازهگیری کیفیت حسابرسی توسط حسابرسان با نام های تجاری(برند) ارتباط مثبتی با ضریب واکنش سود دارد.
لو و تیاگارا (۱۹۹۳) به بررسی رابطه بین کیفیت سود و بازده سهام پرداختند، بدین صورت که آنان ۱۲ متغیر بنیادین را مشخص کردند که توسط تحلیل گران مالی در ارزیابی کیفیت سود استفاده میشود. آنان از طریق دادن امتیاز صفر و یک به هر یک از ۱۲متغیر بنیادین، کیفیت سود را برای هر شرکت اندازهگیری نمودند. سپس شرکتهای نمونه را براساس کاهش کیفیت سود به پنج گروه تقسیم کردند و با استفاده از تجزیه وتحلیل رگرسیون، میانگین ضریب واکنش سود را برای هر گروه تخمین زدند.آنها به این نتیجه رسیدند گروه‌هایی که ازکیفیت سود بالاتری برخوردارند، ضریب واکنش سود بالاتری نیز دارند که این امر با انتظارات نظری سازگاری داشت.
مورلند۷۸(۱۹۹۵) اثر هرگونه اقدامات اجرایی و تحریم ها علیه حسابرس توسط کمسیون بورس اوراق بهادار۷۹(SEC) برکیفیت حسابرسی ارائه شده توسط حسابرس و اعتبار سودهای مشتریان را مورد بررسی قرار داد. در این مطالعه با ضریب واکنش سود مشتریان قبل و بعد از انجام چنین اقداماتی علیه حسابرسان توسط SEC مقایسه شد.و نشان داده شد که کاهش در واکنش بازار به اطلاعات حسابداری مشتری نشان دهنده کاهش در دقت درک شده از این اطلاعات است.
فرانسیس و همکاران(۱۹۹۹) درتحقیق خود به این نتیجه رسیده اند که، مدیران شرکتهای دارای اقلام تعهدی بالا به منظور ایجاد اطمینان از عدم مشارکت در فرصتهای مدیریت سود انگیزه دارند تاحسابرسان با کیفیت را به کار گیرند. در تحقیق آنها معیار اندازهگیری کیفیت حسابرسی نام تجاری حسابرس(اندازه حسابرس) است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که حسابرسان دارای نام تجاری(اندازه حسابرس بزرگتر) با احتمال زیادتری از طرف صاحبکارانی که تمایل درونی به تغییر در اقلام تعهدی دارند کنار گذاشته میشوند.(رضایی،۱۳۹۱،ص۷۰)
کریشنان و یانگ۸۰ (۱۹۹۹) این بحث را با بررسی اثریک جنبه خاص از کیفیت حسابرسی، تخصص حسابرس در صنعت در مورد ضریب واکنش سود گسترش دادند. آنها ثابت کردند پس از کنترل عوامل پیش از ضریب واکنش سود و همچنین وابستگی صنعت مشتریان، حسابرسان متخصص در صنعت ضریب واکنش سود بالاتری نسبت به مشتریان حسابرسان غیر متخصص در صنعت دارند.
فلتام وپای۸۱(۱۹۹۹) به بررسی تحلیلی تأثیر اقلام تعهدی حسابداری بر روی ناپایداری سود و ضریب ‌واکنش سود پرداختند. تحلیلها نشان داد اگر مدیریت سود مولفههای ناپایداری در سود غیرمنتظره راتحت تاثیر قرار ندهد، واریانس سود غیرمنتظره کاهش مییابد. اما اگر مدیریت سود تداوم روند سودآوری را انتقال دهد، واریانس سود غیرمنتظره کاهش نمییابد. لذا در مجموع شلوغی ایجاد شده اطراف سود ناشی از اقلام تعهدی مدیریت شده ضریب واکنش سود را کاهش میدهد .
تحقیقی در مصربه وسیله ابراهیم(۲۰۰۱) در مورد کیفیت حسابرسی و دوره تصدی حسابرس، نفوذ صاحبکار و مدیریت سود انجام شده است. این تحقیق مدارکی در مورد اثر کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود فراهم میکند. در این تحقیق ازجریانهای نقدی حاصل از فعالیت های عملیاتی گزارش شده درصورت جریان وجه نقد و برآورد اقلام تعهدی استفاده شده است. همچنین برای برآورد اقلام تعهدی اختیاری از مدل تعدیل شده جونز در یک سری زمانی استفاده شده است. نتایج تحقیق مدارکی را در مورد ارتباط معکوس بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود ارائه میدهد. نتایج نشان میدهد دوره تصدی حسابرس برخی تاثیرات مثبت بر روی کارایی فرایند حسابرسی و بهبود عملکرد کنترلی فرض شده برای حسابرسان دارد. همچنین نتایج تحقیق نشان میدهد که نفوذ صاحبکار نمیتواند بر استقلال حسابرس اثر گذاشته و یا اینکه حسابرسان به صاحبکاران بزرگ خود اجازه دهند که اختیارات بیشتری در گزارشگری سود داشته باشند.
یئو و کیم(۲۰۰۲) به بررسی ریسک عدم پرداخت به عنوان یکی از عوامل ضریب واکنش سود، شواهدی از بازار سهام کرهی جنوبی پرداختند. آنها به این نتیجه رسیدند که انتشار و باز پرداخت بدهیها که به ترتیب، باعث افزایش و کاهش ریسک عدم پرداخت میگردد، به دلیل وجود شاخصهای غیر قابل اتکاء مانند عدم اندازهگیری دقیق مفاهیم مفهوم در تئوریهای بنیادین، ناپایداری مدلهای اقتصادی و زیر سوال بودن سودمندی اصول بنیادی نظریه کلاسیک مالی بر طبق تحقیقات اخیر، به شکلی دقیق نمیتواند باعث کاهش و افزایش ضریب واکنش سود گردد (یئو و کیم، ۲۰۰۲)۸۲.
کیم وهمکارانش (۲۰۰۲)۸۳ به بررسی و آزمون این نظریه پرداختند که کاهش ریسک عدم پرداخت منجر به افزایش ضریب واکنش سود میگردد. اما نتایج تحقیق نشان داد انتشار و بازپرداخت

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع پایان نامه دربارهسرمایه اجتماعی، نهاد اجتماعی، رضایت اجتماعی، توسعه اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید