پایان نامه با واژگان کلیدی ضریب واکنش سود، کیفیت حسابرسی، اهرم مالی، کیفیت سود

آنجلو(۱۹۸۱) در مورد تاثیر کاهش حق الزحمه حسابرسی تنها بر روی واکنش های طبیعی حسابرس به شرایط بازار رقابتی اثر میگذارد و ضرورتا مربوط به مسائل استقلال حسابرس نیست.
مسئله ای که در تحقیق آنها وجود داشت این بود که آنها، آنالیز چند متغیره را براساس تغییرات داوطلبانه شرکت حسابرسی در دوره زمانی ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۱ انجام دادند و تحت یک سیستم داوطلبانه، رابطه بین تغییرات حسابرس و تخفیف در حق الزحمه حسابرسی، درون زا است زیرا تصمیم به تغییر در یک شرکت حسابرسی براساس تصمیمات درونی به وسیله شرکت برای کاهش هزینههای حسابرسی است. بنابراین آنها دریافتند که این آنالیز ممکن است از این مسئله درون زایی متاثر شود. در نهایت ترکیب نمونه از شرکتهای بزرگ سهامی عام آلمانی انتخاب شد. بنابراین نتایج انها نمیتواند به شرکتهای کوچک یا متوسط غیر دولتی تعمیم یابد.
بلن گونزالس۹۹ و همکاران (۲۰۱۴) در تحقیقی رابطه دوره تصدی حسابرسی با کیفیت حسابرسی را مورد بررسی قرار دادند. تحقیق آنها از دیدگاه استفاده کنندگان خارجی و با یک نمونه ۲۵۴ حسابرس اسپانیایی بین سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۱۰ انجام شد. نتایج تحقیقات آنها نشان داد که یک رابطه طولانی مدت بین یک پایه و حسابرس آن، احتمال یک گزارش تمیز حسابرسی را بالا میبرد. به هر حال عملکرد حسابرس در چند سال نخست متفاوت است. به عبارت دیگر کیفیت حسابرسی به عنوان عملکرد مناسب یک حسابرس در چند سال اول رابطه را افزایش و سپس کاهش خواهد یافت.
از ان جایی که نتایج آنالیز چند متغیره مطابق با آنالیز تک متغیره ممکن است به آنالیز حساسیت ختم شود. در ضمن تحقیق انها رابطه بین دوره تصدی حسابرس و کیفیت آن را جایی که هیچ گونه اجباری به حسابرسی وجود ندارد و جایی که در بخش های غیر انتفاعی تحقیق تجربی محدود شده است بررسی کرد.
اگوستین اوکلیه۱۰۰ (۲۰۱۴) رابطه بین کیفیت حسابرسی و ضریب واکنش سود را بررسی کرد. او برای اندازهگیری ضریب واکنش سود از مدل هانسن استفاده کرد. شاخصهای اندازه گیری برای کیفیت حسابرسی در تحقیق او شامل حق الزحمه حسابرس، اندازه موسسه حسابرس، دوره تصدی حسابرس، درجه اهمیت صاحبکار حسابرسی بود. نتایج تحقیقات او نشان داد که کیفیت حسابرسی با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی همراه است و تاثیر قابل توجهی بر ضریب واکنش سود و ارزش بازار سهام شرکتها دارد.
۲-۱۳-۲) مطالعات تجربی انجام شده در داخل کشور
سجادی (۱۳۷۷) به بررسی محتوای اطلاعاتی سود غیر منتظره و رابطه آن با بازده غیر منتظره شرکتها و نیز ارتباط سود غیر منتظره و ویژگیهای شرکت(اندازه، عمر، وابستگی ارزی، مالکیت دولتی و اهرم مالی) پرداخت. نتایج نشان دهنده وجود رابطه معنادار میان سود غیر منتظره و ویژگیهای شرکت و نیز وجود رابطه میان سود غیر منتظره و بازده غیرعادی منتظره بوده است.
خوش طینت و فلاح درتحقیقی(۱۳۸۵) دررابطه بین اهرم مالی و ضریب واکنش سود را مورد آزمون قرار دادند. آنها به بررسی میزان تأثیرگذاری سودغیرمنتظره بر بازده غیرنرمال با تأثیرپذیری از اهرم مالی به عنوان شاخصی ازساختار سرمایه و حضور متغیرهای ریسک سیستماتیک و نرخ فرصت‌های رشد که موثر بر ضریب واکنش سود شناخته شدهاند به عنوان متغیرهای توضیحی و کنترلی استفاده کردند. آنها در تحقیق خود ۲ تعریف از اهرم مالی ارائه کردند:
۱) نسبت ارزش دفتری کل بدهیها به ارزش دفتری کل داراییها و
۲) ارزش دفتری کل بدهیها به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام.
نتایج تحقیق نشان داد که در تعریف نخست اهرم مالی و درسطح پایین اهرم هیچگونه رابطهای بین اهرم مالی و ضریب واکنش سود وجود ندارد. در سطح کل نمونه و در سطح بالای اهرم، مشاهده شد که اهرم مالی به شکل منفی بر ضریب واکنش سود موثر است. در تعریف دوم اهرم و در سطح کل نمونه و سطح پایین اهرم هیچگونه رابطهای بین اهرم مالی و ضریب واکنش سود وجود ندارد ولی در سطح بالای اهرم ارتباط ضعیفی بین اهرم و ضریب واکنش سود وجود دارد.
نوروزبیگی(۱۳۸۶) درتحقیقی تحت عنوان محتوای اطلاعاتی اعلامیههای سود هر سهم بر اساس ضریب واکنش سود به بررسی ارتباط بین تغییرات عایدی هرسهم پیشبینی شده و واقعی و تغییرات بازده سهام در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخت. نتایج حاصل از آزمون فرضیه مطرح شده، وجود رابطه هم جهتی میان تغییرات عایدی هر سهم پیشبینی شده و تغییرپذیری بازده سهام را نشان میدهد. بدین ترتیب با افزایش میزان تغییرات عایدی هر سهم پیشبینی شده، تغییرپذیری بازده سهام نیز افزایش مییابد. بررسی معادلات رگرسیون نشاندهنده اثرکششی اندک تغییر در عایدی هر سهم پیشبینی شده روی تغییرات بازده سهام است. بدین ترتیب حتی علیرغم وجود رابطه میان این دو متغیر همبستگی آنها، تغییرات عمده در پیش عایدی هر سهم به تغییرات کوچکتری در قیمت سهام و به تبع آن در بازده سهام منجر میشود. این امر با درنظرگرفتن الگوی تصمیمگیری سرمایهگذاران در بورس اوراق بهادارتهران که اتکای زیادی به پیشبینی عایدی هرسهم دارند، احتمالا ناشی از عدم وجود تقارن اطلاعاتی میان معاملهگران میباشد. در صورت وجود چنین وضعیتی به دلیل ناهمزمانی دریافت اطلاعات، تغییرات اصلی که باید در بازه زمانی انتشار رسمی اطلاعات مشاهده گردد، بصورت نامنظم و در بازه بزرگتری اتفاق میافتد.
احمدپور و احمدی(۱۳۸۷) استفاده از ویژگیهای کیفی اطلاعات مالی در ارزیابی کیفیت سود را مورد مطالعه قرار دادهاند. آنها ابتدا ابعاد مربوط بودن و قابلیت اتکاء سود را به طور جداگانه با بکارگیری روشهای تحلیل سری زمانی و دادههای ترکیبی، برآورد کردند. طبقهبندی شرکتها بر مبنای کیفیت سود بالا و پایین براساس روش تحلیل خوشهای صورت پذیرفت. با استفاده از مدل اوهلسون(رگرسیون قیمت – سود) برای آزمون فرضیات، نتایج بیانگر این امر بود که ضریب واکنش سود و همچنین قدرت توضیحی رگرسیون قیمت- سود در پرتفوی شرکتهای با کیفیت سود بالا نسبت به شرکتهای با کیفیت سود پایین به طور معناداری بیشتر است.
در تحقیقی که توسط کرمی و بذرافشان(۱۳۸۸) با عنوان رابطه بین دوره تصدی وگزارشگری سود های محافظه کاری برای سال های ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ از ۵۸ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار و با بهره گیری از تحلیل رگرسیون خطی چندگانه صورت گرفت، می توان گفت که هرچه دوره تصدی افزایش یابد، مدیریت صاحبکار رویه های محافظه کارانه تری را در پیش میگیرد. افزایش محافظه کاری در پی افزایش دوره تصدی میتواند اینگونه توجیه شود که حسابرسان جدید معمولا فاقد شناخت کافی درباره فعالیتهای تجاری و سیستمهای کنترلهای داخلی صاحبکار هستند. چنین حسابرسانی که آشنایی کمتری دارند مجبور میشوند بیشتر روی تصمیمات مدیران در رابطه با گزارشگری مالی اتکا کنند و در نتیجه احتمال بیشتری وجود دارد با رویههای فرصت طلبانه مدیران موافقت کنند. این موضوع میتواند منجر به کاهش استفاده از رویههای محافظه کارانه شود. اما با افزایش دوره تصدی و بدست آوردن شناخت بیشتر، هوشیاری آنها نسبت به کار بیشتر شده و از هرگونه ریسک حسابرسی باالقوه اجتناب میکنند. بنابراین ممکن است چرخه اجباری حسابرس اثر معکوسی روی محافظه کاری سود دارد.
اعتمادی و همکاران(۱۳۸۸) نیز با بررسی نقش تخصص صنعت حسابرس در مدیریت سود بیان میکنند شرکتهایی که حسابرس آنها، متخصص صنعت میباشد دارای سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری کمتر و ضریب واکنش سود بالاتری نسبت به شرکتهایی که حسابرس آنها، متخصص صنعت نمیباشد، هستند، به عبارت دیگر، حسابرسان متخصص صنعت، حسابرسی با کیفیت تری به صاحبکارن خود ارایه میکنند.
حساس یگانه و آذین فر(۱۳۸۹) رابطه بین کیفیت حسابرسی با اندازه موسسه حسابرسی را مورد بررسی قرار دادند. آنها مؤسسات حسابرسی عضوجامعه حسابداران رسمی در زمره حسابرس کوچک(موسسات حسابرسی کوچک) و سازمان حسابرسی به دلیل کارکنان زیاد و قدمت بیشتر در زمره حسابرس بزرگ قرار دادند. برای بررسی کیفیت نیز معیار پژوهشگران، مقایسه تحریفات کشف شده و گزارش شده در گزارشهای حسابرسی به تفکیک پنج نوع تحریف ازطریق مقایسه گزارش حسابرسی سال جاری و گردش سود و زیان انباشته سال آتی قرار گرفت. تحلیلهای آماری صورت گرفته در پژوهش آنها مبین رابطه معنادار و معکوس کیفیت حسابرسی و اندازه حسابرس(مؤسسه حسابرسی) بود.
رحیمیان و همکاران(۱۳۹۰) به بررسی نقش مالکان نهادی در کیفیت حسابرسی پرداختند. آنها درتحقیق از سه معیار اندازه موسسه حسابرسی، تخصص حسابرس درصنعت و نوع گزارش حسابرسی به عنوان شاخص کیفیت حسابرسی استفاده کرده و پس از اعمال محدودیتهای نمونهگیری، تعداد ۶۱ شرکت طیسالهای۱۳۸۴ تا۱۳۸۸ مورد بررسی قرارگرفت. نتایج حاصل از تحقیقات آنها نشان داد که شرکتهای دارای سطوح بالاتر از مالیکت نهادی، از کیفیت حسابرسی بالاتری برخوردار میباشند؛ این درحالی است که تمرکز مالیکت نهادی موجب کاهش در کیفیت حسابرسی میگردد.
بولو و میرزایی (۱۳۹۰) به بررسی رشد درآمد و سود پایدار، کیفیت سود و ضریب واکنش سود پرداختند. آنها برای آزمون ضریب واکنش سود ازمدل اوهلسون(۱۹۹۵) براساس شاخصهای قیمت و بازده استفاده کردند. نتایج حاصل از تحقیقات آنها نشان داد که درشرکتهایی که افزایش پایدار درسود و درآمد را گزارش میکنند، در مقایسه با شرکتهایی که صرفا افزایش پایدار در سود را گزارش میکنند، کیفیت سود و ضریب واکنش بالاتری دارند. همچنین شرکتهایی که افزایش سودشان ازطریق افزایش درآمد تامین شده، پایداری سود بالاتریدارند، ازقابلیت کمتری برای مدیریت سود برخوردارند و کارایی عملیاتی آتی بیشتری دارند. علاوه براین با توجه به ضریب واکنش سود، شرکتهایی که افزایش سودشان از طریق افزایش درآمد تامین شده است، منطبق با اوهلسن ضریب واکنش سود بالاتر و ضریب واکنش ارزش دفتری کمتر دارند.
رحمانی و همکاران(۱۳۹۱) تحقیقی تحت عنوان بررسی انتشار پیشبینی سود برضریب واکنش سود آینده را نشان دادند. نتایج نشان داد که اگر دفعات پیشبینی مدیریت بیشتر و دقت آن بالاتر باشد بر رابطه بین بازده و سود آینده اثر میگذارد. به علاوه الگوی تحقیق با اضافه گردن متغیرهای کنترلی نظیر اندازهی شرکت رشد، سود ده یا زیانده بودن بسط داده شد تا اثر متغیرهای حذف شده را کنترل کند. نتایج این پژوهش نشان میدهد پیشبینی مدیریت بر رابطه بین بازده و سود آینده اثر میگذارد. هرچه دفعات پیشبینی بیشتر و میزان خطای آن کمتر باشد، اعتبار آن از دید سرمایه‌گذاران بیشتر است.
پورزرندی و همکاران(۱۳۹۱) به بررسی رابطه بین مدیریت سود و ضریب واکنش سود مبتنی بر متغیرهای حسابداری پرداختند، آنها برای آزمون ضریب واکنش سود از مدل اوهلسون و از مدل تعدیل شده جونز برای محاسبه مدیریت سود استفاده کردند. نتایج حاصل ازتحقیقات آنها نشان

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه با واژگان کلیدیکیفیت حسابرسی، استقلال حسابرس، کیفیت اطلاعات، حسابداران

دیدگاهتان را بنویسید