پایان نامه با واژگان کلیدی کیفیت حسابرسی، ضریب واکنش سود، کیفیت سود، سرمایه گذاری

بدهی(افزایش و کاهش ریسک عدم پرداخت) با عوامل دیگری به غیر از ریسک عدم پرداخت مرتبط شدهاند و بنابراین شاخصهای غیر قابل اتکای دیگری در این ترکیب دخالت میکنند.
گاش(۲۰۰۲)۸۴ با بررسی دقیق روند افزایشی سود دریافت که شرکتهایی با روند افزایشی سود و فروش، دارای ضریب واکنش سود بالاتری نسبت به شرکتهایی هستند که فقط افزایش درسود داشتهاند. همچنین وی دریافت که ضریب واکنش سود در شرکتهایی که روند فزایندهی سود، ناشی از روند فزاینده فروش است، بالاتر از شرکتهایی است که این روند نشأت گرفته از سایر عوامل مانند کاهش هزینههای عملیاتی یا افزایش فعالیتهای سودآور غیر عملیاتی است.
کیم و دیگران (۲۰۰۳) نشان داده اند که تفاوت اثربخشی مؤسسات حسابرسی بزرگ با مؤسسات حسابرسی کوچک از تضاد بین انگیزه مدیران شرکتها و حسابرسان در گزارشگری نشأت میگیرد. هنگامی مدیران انگیزه کافی برای افزایش میزان سود از طریق استفاده از رو شهای حسابداری افزاینده سود دارند، حفظ بی طرفی حسابرسان، به بروز تضاد بین مدیران و حسابرسان منجرمیشود. آنها دریافتند مؤسسات حسابرسی بزرگ در پیشگیری ازدستکاری سود، اثربخشی بیشتری از مؤسسات کوچک (بافرض وجود تضاد بین مدیریت و حسابرسان) دارند.
بالسام۸۵ و کریشنان و یانگ (۲۰۰۳)، اقلام تعهدی اختیاری و ضرایب واکنش سود شرکتهایی را که توسط متخصصان صنعت حسابرسی شده اند، با شرکتهایی که توسط متخصصان صنعت رسیدگی نشده اند، مقایسه و بررسی نمودند. در این تحقیق برای کنترل متغیر حسن شهرت حسابرس از صاحبکاران شش مؤسسه بزرگ حسابرسی استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که مشتریان حسابرسان متخصص صنعت دارای اقلام تعهدی اختیاری پایین تر و ضریب واکنش سود بالاتر نسبت به صاحبکاران حسابرسانی هستند که متخصص صنعت نیستند. بنابراین، یافته های این تحقیق موافق با این دیدگاه است که صاحبکاران حسابرسان متخصص صنعت از کیفیت سود بالاتری نسبت به صاحبکاران حسابرسان غیر متخصص صنعت برخوردارند.
باود و ویلکینز۸۶( ۲۰۰۴ ) دو پژوهشگر بلژیکی اثرهای اندازه مؤسسه حسابرسی را بر کیفیت حسابرسی در بازار بلژیک به آزمون گذاشتند و برای اندازه حسابرسی فرعیهایی چون سهم بازار حسابرس، تعداد صاحبکاران مؤسسه حسابرسی قراردادند. درنهایت نتایج پژوهشهای آنها نشان داد که رابطه معناداری بین اندازه حسابرس و کیفیت حسابرسی وجود ندارد.
بای و سامی۸۷ (۲۰۰۵) در یک پژوهش تجربی، اثر بدهیهای بالقوه محیطی را بر روی ضریب واکنش سود مورد آزمون قرار دادند. نتایج تحلیل رگرسیون مدل پژوهش فرضیه تحقیق را تأیید کرد و حاکی از این بود که شرکتهای با بدهیهای محیطی بالقوه، ضریب واکنش سود پایینتری نسبت به شرکتهای فاقد چنین بدهیهایی دارند.
قوش و مون۸۸(۲۰۰۵) نیز شواهدی یافتند که شرکتهای با دوره تصدی حسابرس بیشتر دارای ضریب واکنش سود بالاتری هستند. این امر نشان میدهد که سرمایهگذاران دریافته اند که کیفیت سود شرکتهای دارای دوره تصدی حسابداری طولانیتر، بهتر از شرکتهای دارای دوره تصدی حسابرسی کوتاهتر است.
کریس وسامرز۸۹(۲۰۰۵) در پژوهش خود به منظور فراهم کردن راه دیگری برای تفسیر فهم بازار از اطلاعات منتقل شده به وسیله اعلان و انتشار سود، ضریب واکنش سود را مستقیماً با تداوم روند سودآوری مرتبط ساختند. تفاوت این پژوهش با دیگر پژوهش‌ها در خصوص تأثیر تداوم روند سودآوری بر ضریب واکنش سود، در این است که به جای تداوم روند سود آوری، تداوم روند سود غیرمنتظره به عنوان متغیرتأثیرگذار برضریب واکنش سود در نظر گرفته شده است. همچنین برای تفسیر ضریب واکنش سود به جای تقسیمبندی آن به دو طبقهی ناپایدار و پایدار ضریب واکنش سود به چندین طبقه جدید تقسیمبندی شده است. یافتههای تحقیق نیز وجود ارتباط میان متغیرهای تحقیق را تأیید کرد(پورزرندی و حسنی،۱۳۹۲،ص۱۱۲)
جنکینز ۹۰و همکاران (۲۰۰۶) به بررسی تأثیر حسابرسان متخصص صنعت بر کاهش کیفیت سود در اواخر دهه ۱۹۹۰ پرداخته و این سؤال را مطرح کردند که آیا حسابرسان متخصص صنعت در جلوگیری از کاهش کیفیت سود موجود در اواخر دهه ۱۹۹۰ نقشی داشته اند. یافتههای تحقیق آنها بیانگر افزایش معنادار در میزان اقلام تعهدی اختیاری و کاهش معنادار در ضریب واکنش سود بود که این یافته ها به منزله کاهش کیفیت سود در طی این دوره میباشد اما افزایش در اقلام تعهدی اختیاری و کاهش در ضرایب واکنش سود برای شرکتهایی که از حسابرسان متخصص صنعت استفاده می کردند کمتر از سایر شرکت ها بود.
چانتایو۹۱ و همکاران (۲۰۰۷) در پژوهش خود به تحلیل شناخت سهم بازار از کیفیت حسابرسی میان تعدادی از موسسات حسابرسی کوچک در بازارحسابرسی چین پرداختند. این پژوهشگران دریافتند که رابطه مثبت بین اندازه موسسه حسابرسی و درک سرمایه گذار از کیفیت سودآوری وجود دارد. نتایج پژوهش آنها نشان داد، اندازههای مختلف موسسات حسابرسی بر روی کیفیت حسابرسی تاثیر گذار است .
بهن۹۲ و همکاران(۲۰۰۷) به بررسی رابطه بین کیفیت حسابرسی و پیش بینی سود پرداختند. فرضیات تحقیق آنها عبارت بود از این که صحت پیش بینی سود با کیفیت حسابرسی رابطه مثبت دارد و انحراف پیش بینی سود با کیفیت حسابرسی رابطه منفی دارد. آنها در تحقیق خود کیفیت حسابرسی را به وسیله دو متغیر مستقل، تخصص صنعتی حسابرس و اندازه حسابرس تعیین کردند. تخصص صنعتی حسابرس بر مبنای داراییهای شرکتهای صاحبکار به نسبت کل دارایی شرکت در صنعت خاص و اندازه حسابرس براساس ۵ بزرگ یا غیره ۵ بزرگ بودن موسسات حسابرسی سنجیده شد. نتیجه تحقیق نشان داد که شرکت هایی که توسط حسابرسان با کیفیت تر حسابرس میشوند انحراف پیش بینی سود بیشتری دارند(علوی طبری و همکاران،۱۳۸۸،ص۲۷).
در سال ۲۰۰۷ موریس فیگرز تحقیقی درباره عوامل موثر بر ضریب وابستگی سود انجام داد، نتایج این تحقیق نشان داد که بین میزان ضریب واکنش سود و نسبت جریان نقدی به تعهدی ارتباط مثبت، نسبت کل بدهی به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام ارتباط منفی، نسبت ارزش بازار حقوق صاحبان سهام به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام ارتباط مثبت، سودآوری شرکت ارتباط مثبت و ریسک سیستماتیک ارتباط منفی وجود دارد. علاوه بر این، نتایج نشان میدهد که سطح سود ممکن است نسبت به تغییرات سود در قدرت توضیحدهندگی بازده اوراق مهمتر باشد.
ژالیوال و ژنلی (۲۰۰۸) دریافتند زمانی که کیفیت سود افزایش مییابد،واکنش بازار به تغییرات سود نقدی کمتر است؛ به عبارت دیگر در ارزش گذاری شرکت توسط سرمایهگذاران، کیفیت سود عامل مهمی است که بر محتوای اطلاعاتی سود نقدی تأثیر میگذارد.
لنارد و یو۹۳ (۲۰۱۲) ارتباط بین کیفیت حسابرسی و تصمیمات سرمایهگذار ی را در میان شرکتهای چینی حسابرسی شده از سوی چهار مؤسسه بزرگ حسابرسی، مورد بررسی قرار دادند. نتایج آنها نشان میدهد که نسبت بیش سرمایه گذاری برای شرکتهایی که از دوره تصدی بیشتری برخوردارند، پایین است و برای شرکتهایی که دوره تصدی کمتری دارند، بیش سرمایه گذاری در حدود ۷۰ درصد است. در نتیجه شرکتهایی که دوره تصدی طولانیتری دارند، کارایی سرمایه گذاری به طور چشمگیری بالا است.
برتس مارماریز۹۴(۲۰۱۲) درتحقیقی باعنوان بهبود کیفیت حسابرسی، تضاد منافع و کارایی تصمیمات سرمایهگذاری نشان داد که چگونه کیفیت حسابرسی عدم کارایی سرمایه گذاری راتعدیل میکند، عدم کارایی ناشی از تضاد منافع میان مدیران و سهامداران است. همچنین توانایی یک مدیرنشان دهنده ایجاد ارزش یا از بین بردن آن، هنگام اجرای یک پروژه می باشد.
او در تحقیقات خود به این نتایج دست پیدا کرد :
سعی و تلاش حسابرس نشان دهنده کیفیت حسابرسی است و اینکه اشتباهی از جانب مدیر رخ داده یانه را مشخص می کند.
حسابرسان که ضمن حسابرسی مرتکب اشتباه میشود از کیفیت حسابرسی پایینی برخوردارند و همین امر هزینه استخدام آنها را نسبت به حسابرسان فاقد اشتباه کمتر میکند. بنابراین( سهامداران تعادلی را میان هزینه های انجام شده و منافع حاصله از بهبود کارایی سرمایه گذاری ضمن استخدام یک حسابرس برقرار میکند). اتخاذ این تصمیم بستگی به هزینه های موردنظر، احتمال رخداد اشتباه و اطلاعات کسب شده از توانایی مدیر دارد.
جان دو وجائوجوانج زو۹۵(۲۰۱۴) رابطه بین حسابرسان بزرگ و ضریب واکنش سود را برای امریکا و چین مورد مقایسه قرار دادند. آنها در تحقیقات خود کار تهو و ونگ(۱۹۹۳) برای بررسی واکنش بازار به کیفیت حسابرسی، صورت های مالی را با استفاده از دادههای تاریخی طولانی مدت در آمریکا و چین پیگیری کردند.آنها بر مبنای یک نمونه آمریکایی در بین سالهای ۱۹۸۰ – ۲۰۱۲ به این نتایج در دو نوع بازار دست یافتند.
نخست اینکه:
بازارهای حسابرسی در آمریکا و چین با توجه به زمان تغییر می کند و ساختار بازار در این دو بازار متفاوت است. سهم بازار حسابرسان بزرگ در آمریکا در مقایسه با چین پررنگ تر است.
دوم اینکه :
در بازار آمریکا، آنها مطابق با نظرات تهو و ونگ(۱۹۹۳) دریافتند که سرمایهگذارانی که صورتهای مالی شان به وسیله حسابرسان بزرگ حسابرسی شده است، کیفیت بهتری دارد تا صورتهای مالیایکه به وسیله حسابرسان غیر ازبزرگ حسابرسی شده اند. به هر حال این تشخیص کیفیت در پس از دورهی
( (SOX96 معنی دار نیست.
سوم اینکه:
آنها مدل تهو و ونگ(۱۹۹۳) را در چین را آزمون کردند و شواهد ضعیفی از برتری مشتریان بزرگ نسبت به مشتریان غیر ازبزرگ پیدا کردند. به هر حال در زمانی که شرایط چند بعدی نگرانی کمی ایجاد میکند، این مدل نسبت به مدل چینی در دوره زمانی ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۲ نتیجه بهتری میدهد. همچنین مطالعه آنها نشان میدهد که یافتههای تهو وونگ (۱۹۹۳) قابل تاییدند اما آنها باید به واسطه صنعت و تغییر مقررات حسابرسی تغییر کنند. به وسیله مقایسه نتایج این دو بازار انها همچنین دریافتند، که بازار چینی ضعیف تر از بازار آمریکایی است.
پاتریک کراب ۹۷ و همکاران (۲۰۱۴) اثرات تخفیف حق الزحمه حسابرسی اولیه را بر کیفیت حسابرسی را درباره ۹۹۲ نمونه از شرکت ها در آلمان مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحقیقات آنها نشان دادند که عملیات قطع حق الزحمه در سال اول کار حسابرس در آلمان مرسوم است و این سبب میشود به طور متوسط تخفیف حق الزحمه حسابرسی ۱۳ درصد شود. همچنین علیرغم ضرورت افشای حق الزحمههای حسابرسی در آلمان از سال ۲۰۰۵، نتایج تجربی آنها از فرضیات قیمت گذاری حسابرسی دای۹۸ (۱۹۹۱) حمایت نمی کرد، او پیش بینی کرد که زمانی که حق الزحمه های حسابرسی افشا شدند کاهش قیمت اتفاق نمیافتد. اما در مقابل، نتایج آنها مطابق با چارچوب قیمتگذاری حسابرسی رقابتی دی آنجلو(۱۹۸۱) بود.
علاوه براین، آنها به این نتیجه رسیدند که این عملیاتها اختلالی در استقلال حسابرس به وجود نمیآورد، و براساس نتایج بدست آمده از دی

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه با واژگان کلیدیسرمایه گذاران، قیمت سهام، ضریب واکنش سود، محتوای اطلاعاتی

دیدگاهتان را بنویسید