پایان نامه رشته مدیریت درباره : پیشگیری از جرم

دانلود پایان نامه

ه باشد، سرقت محقق نخواهد شد، حتی اگر یک شخص دیگر از حق یا منفعتی بر آن مال برخوردار باشد. بدین ترتیب ربودن عین مرهونه یا مال مورد اجاره توسط راهن یا موجر سرقت محسوب نمی شود.
به طور پنهانی: در “قانون حدود و قصاص” مصوّب سال ۱۳۶۱ این شرط هم در مادۀ ۲۱۲ ، که در مقام ارائه تعریفی از جرم سرقت بود، و هم در ماده ۲۱۵ ، که در مقام بیان شرایط سرقت مستوجب حد بود، مشاهده می گشت؛ به این شکل که ماده ۲۱۲ سرقت را عبارت از این می دانست که “انسان مال دیگری را به طور پنهانی برباید” در حالی که ماده ۲۱۵ سرقت را در صورتی مستوجب حد می دانست که “به صورت مخفیانه” انجام گیرد . با توجه به مترادف بودن دو واژه “مخفیانه” و “به طور پنهانی” و این که مواد ۲۱۸ و۲۱۲ قانون حدود و قصاص اساساً در مقام تبیین شرایط سرقت مستوجب حد بودند ، برداشت معقولی که از این دو ماده می شد آن بود که این شرط از زمره شرایط سرقت مستوجب حد می باشد و نه از جمله شرایط سرقت به طور کلی .
2-3-1- عناصر تشکیل دهندۀ سرقت:
جرم سرقت نیز همچون هر جرم دیگر 3 عنصر عمومی دارد که عبارتند از: عنصر قانونی، عنصر مادی و عنصر روانی.
عنصر قانونی: در حقوق جزایی فعلی ایران، مواد 197، 185 تا 203 قانون مجازات اسلامی و مواد 67 تا 71 از قانون مجازات نیروهای مسلح مصوب 18/5/1371 عنصر قانونی جرم سرقت را تشکیل می دهند.
عنصر مادی: عنصر مادی این جرم عبارتند از:
الف) فعل مرتکب: یعنی نظر بد به مال دیگری داشتن و بردن آن.
ب) موضوع جرم: مال متعلق به دیگری باشد.
ج) وسیله ارتکاب جرم: نوع وسیله در تحقق جرم سرقت به هر شکلی که باشد تأثیری ندارد.
ه) نتیجۀ مجرمانه: یعنی بردن مال شرط است و منظور از بردن مال خارج کردن مال از حیطۀ تصرفات مالکانۀ مالک است (جرم سرقت از جرایم مقید است).
د) رابطۀ علیت: برای تحقق جرم سرقت لازم است که بردن مال ناشی از فعل مرتکب باشد.
عنصر روانی: از نظر روانی شرایط زیر برای تحقق جرم سرقت لازم است:
الف) سارق علم داشته باشد که مال متعلق به غیر است.
ب) دارای سوء نیت عام باشد (یعنی بخواهد که عمل مادی و ربودن را انجام دهد).
ج) دارای سوء نیت خاص باشد.
د) انگیزه در تحقق جرم سرقت بی تأثیر است و ممکن است در موارد استثنایی سرقت موجب حد را به سرقت تعزیری تبدیل کند (شیرزاد و همکاران، 11:1390).
2-3-2- علل و انگیزه های سرقت:
2-3-2-1- علل و انگیزه های زیستی سرقت (تبیین زیست شناختی):
در بررسی علل و انگیزه های سرقت می توان به عوامل متعدد زیر اشاره نمود:
– عوامل ذهنی: مانند هوش کم یا زیاد، استعدادهای فردی و نظایر آن.
– سن: بی شک تقسیم بندی انواع سرقت بر حسب گروه های سنی، متفاوت است تا جایی که برای مثال، بسیاری از آنچه بزرگسالان در رفتار کودکان “دزدی” می نامند، از نظر روان شناسان کودک، ممکن است صرفاً کنجکاوی باشد.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

– جنس: از آنجایی که به طور معمول قدرت بدنی زن از مرد کمتر است یا به تعبیر زیست شناسان، مرد بیش از زن قدرت تحرک دارد، بنابر این موارد ارتکاب سرقت، مخصوصاً سرقت هایی که به طریقی با قدرت و تحرک بدنی ارتباط دارد، بین دو جنس متفاوت خواهد بود.
– وضعیت بدنی: زشتی و زیبایی، نقص عضو و بلندی یا کوتاهی بیش از حد، ممکن است از عوامل مؤثر در ارتکاب جرم باشد. گاه دیده شده که شخص تنومند و قوی پنجه که از تأثیر هیکل خویش آگاهی دارد، برای خود حقی تصور می کند. عکس آن هم صادق است، به این معنی که گدایی یا جیب بری در میان اشخاص ضعیف الجثه بیشتر دیده می شود.
2-3-2-2- علل و انگیزه های روانی- عاطفی سرقت (تبیین روان شناختی):
– فقر عاطفی: فقر عاطفی از عوامل فردی سرقت است. کودکانی که از اختلالات عاطفی شدید رنج می برند، معمولاً در خانواده هایی رشد یافته اند که در اثر طلاق از هم پاشیده شده یا والدین ترتیب مناسبی را برای فرزندان در نظر نگرفته اند. مرگ یکی از والدین و تبعیض بین فرزندان، حالت هایی چون انزواطلبی، افسردگی و اختلالات رفتاری در کودکان به وجود می آورد که این عوامل به نوبۀ خود ارتکاب جرم را تسهیل می کنند.
– ناکامی: ناکامی یا محرومیت، اصطلاحی است که در زمینۀ شکست در ارضای تمایلات به کار می رود و مراد از آن “عدم امکان نیل به هدف است”.
– پرخاشگری: پرخاشگری، رفتاری است که پیامدهای متعددی دارد و از جمله موجب خسارت و زیان به فرد یا افراد دیگر می شود. خسارت و زیان می تواند جسمی یا روانی باشد. پرخاشگری یک نوع واکنش روانی است که فرد به وسیلۀ پرخاش و اعمال ضد اجتماعی می خواهد ناکامی خویش را جبران کند. وقتی شخص همۀ راه های پیشرفت را به روی خود مسدود می بیند و از ارضای نیازهای عاطفی، روانی و مادی خود باز می ماند، در برخی از موارد سعی می کند با اتخاذ روش ها و شیوه های مختلف به تحریک دیگران یا حمله به آنها بپردازد یا با غارت گری و تباه کردن اموال دیگران به یک احساس رضایت موقت دسترسی پیدا کند.
– حسادت: حسد، آرزوی زوال نعمت برای دیگران است. گاه فرد با توجه به عدم امکان دست یابی به موقعیت و منزلت دیگران رشک و حسد می برد و چون نمی تواند به مانند صاحبان اموال، مالک آنها گردد دست به دزدی می زند.

 
 
– تجربه های دوران کودکی: حوادث تلخ دوران کودکی ممکن است از فرد شخصیتی جامعه ستیز بسازد که در بزرگسالی او را به اعمال ضد اجتماعی سوق دهد. چنین فردی دارای کجروی هایی است و از آزار و اذیت دیگران و نیز سرقت اموال شان لذت می برند، زیرا گمان می کند با دست زدن به چنین کاری، انتقام خود را از دنیای بی رحم گرفته است.
– احساس ناامنی: وضعیت مغشوش خانواده، ستیز و … اختلاف بین پدر و مادر و رفتار خشونت آمیز والدین، از علل مهمی است که جوان را دچار نگرانی و ناامنی کرده، در خود فرو می برد و به کناره گیری از دیگران به ویژه پدر و مادر می کشاند. جوان در چنین شرایطی روابط خود با والدین بر هم زده، گاه در نتیجه فشار یا درخواست درونی ناچار می شود برای ارضای نیازهای مادی و معنوی خود یا برای انتقام گرفتن از والدین به خاطر محدودیت ها و سخت گیری های نابجای آنان، دست به سرقت بزند.
– خود نمایی: برخی از جوانان برای نشان دادن صفت “کله شقی” و جرأت حادثه جویی که برای آنان بسیار ارزشمند است، به بزهکاری روی می آورند و ظاهراً مصرف مواد مخدر یا دست زدن به سرقت آنان را در چشم همسالان شان “کسی” می سازد. از این رو فرد با موقعیت های مساعدی برای ارتکاب جرم رو به رو می شود و به دزدی و غارت اموال دیگران دست می زند.
– محبت زیاد: زیاده روی در محبت نیز مانع رشد و تکامل شخصیت کودک می شود. در نتیجه ترسو، خود خواه، پر مدعا و پر توقع بوده و با عضویت در باندهای مختلف سرقت، می خواهند از جامعه انتقام بگیرند.
پ
2-3-2-3- علل اجتماعی- اقتصادی سرقت:
– فقر مادی: فقر و محرومیت مالی را شاید بتوان گفت از مهم ترین عوامل به وجود آورندۀ سرقت است. فردی که دچار این آسیب اجتماعی است از یک سو از لحاظ روانی احساس حقارت و مغبون بودن می کند و از جامعه طلب کار می شود و از سوی دیگر چون جامعه را مسئول محرومیت و فقر خود می پندارد، نوعی احساس انتقام جویی در او پرورش می یابد. به این ترتیب کوشش او برای فقرزدایی چه بسا در مجاری غیر قانونی و ضد اجتماعی افتاده، به سرقت یا جنایت کشیده می شود.
– فقر فرهنگی: فقر فرهنگی نقش اساسی در ایجاد جرم دارد. دزدان اکثراً بی سواد و بی سوادان در اثر فقدان امکانات رشد فکری، برای پیشرفت و ترقی خود از شیوه های دیگر فرهنگی مثلاً از توانمندی های جسمانی بهره می گیرند (ستوده، 1386،164-161)
– طبقاتی بودن جامعه و نابرابری های اجتماعی: نظریه تضاد بر پیامدهای شخصی و اجتماعی تمرکز ثروت و قدرت در دست عده ای معدود در جامعه تکیه دارد. کوهن، آسیب شناس اجتماعی خرده فرهنگ ها را از مشخصه های اصلی جوامع طبقاتی می داند که احتمال کجروی های اجتماعی را فزونی می بخشد، زیرا عملی چون سرقت در بین برخی از گروه های نوجوان و جوان، ممکن است به صورت هنجار در آمده باشد، در حالی که همین عمل از نظر دیگران غیر عادی و نابهنجار تلقی شود.
– شهر نشینی و زاغه نشینی: گسترش بی رویه شهرها و انبوهی جمعیت، هر دو از عوامل جرم زا هستند. از این رو سرقت و دیگر آسیب های اجتماعی در مکان های شلوغ و فقیر نشین شهری رواج می یابند.
– از هم پاشیدگی خانواده و عدم امنیت عاطفی فرزندان: یکی از عمده ترین علل بزهکاری کودکان، ستیز در خانواده است و جدایی والدین نقش بسیار منفی و ویران گری در شخصیت آنها دارد و زمینه را برای ارتکاب بزهکاری در آنان فراهم می آورد. از این رو این افراد دست خود را به انواع بزهکاری و از جمله سرقت آلوده می سازند.
– معاشرت با دوستان ناباب: ساترلند می گوید رفتار مجرمانه مانند هر نوع رفتار دیگری آموختنی است. از این رو داشتن دوستان ناباب و تأثیر معاشرت با آنها در کشیده شدن فرد به سوی سرقت نقش اساسی دارد (ستوده، 1386، 165-164).
– بیکاری: بیکاری عامل مهم دیگری در ایجاد فقر است و فقر نیز از عوامل اصلی سرقت و جرم محسوب می شود. بیکاری از دو جهت در ازدیاد سرقت نقش دارد؛ یکی وجود فرصت های اضافی و خالی بودن اوقات فراغت و دیگر، نداشتن درآمد کافی برای گذراندن زندگی.
– مهاجرت به شهرها و اثرات روانی-اجتماعی آن: مهاجرت مشکلات عدیده ای را در پی دارد. جوانان یا خانواده هایی که به انتظار داشتن زندگی بهتر و با امید یافتن کاری مناسب به شهرهای بزرگ روی می آورند، در مشکلات فراوان تری غرق می شوند و چون به خواسته های خود نمی رسند به کارهای خلاف و غیر قانونی کشیده می شوند (ستوده، 1386، 166-165).
2-4- پیشینه تحقیق :
2-4-1- پیشینه داخلی:
محمد باهوش (1387) در پایان نامۀ کارشناسی ارشد دانشگاه علوم انتظامی با عنوان «بررسی عوامل محیطی مؤثر بر پیشگیری از سرقت منزل» به نقش بسیار مهم و انکار ناشدنی مکان در وقوع یا پیشگیری از وقوع جرایم اشاره کرده و اظهار می دارد که مجرمین بیشتر مناطقی را برای ارتکاب جرم برمی گزینند که وقوع جرم در آن ها آسان تر بوده و امکان مشاهده و دستگیری آنان در آن مناطق کمتر باشد. این مسئله نشان دهندۀ ضرورت توجه به رویکرد پیشگیری محیطی و شناخت مکان، به عنوان یکی از عوامل موثر در ایجاد فرصت های جرم زا ویا تسهیل کنندۀ وقوع جرم می باشد. پیشگیری محیطی بر کنترل عوامل محیط فیزیکی موثر بر وقوع جرم و یا به عبارتی تسهیل کننده جرم تمرکز داشته و در صدد است، تا با شناسایی و بهینه سازی آن دسته از عواملی که ناخواسته به نفع جرم و بزه کاری طراحی و ایجاد گردیده اند، زمینۀ ارتکاب جرم را کاهش داده و مجرمین بالقوه را از ارتکاب عمل مجرمانه باز دارد.

محقق در خاتمه به این نتیجه رسیده است که ویژگی های خاص محیطی مانند شلوغی و خلوتی، روشنایی و تاریکی خیابان ها و معابر، وجود فضاهای قابل رؤیت و کنترل، چگونگی استفاده و کاربری اماکن مسکونی و تجاری و اداری، کنترل دسترسی و جلوگیری از ورود افراد غیر مجاز به اماکن، نظارت رسمی و نظارت همسایگی، استانداردهای ایمنی ساختمان، نوع طراحی و ساخت اماکن گوناگون مانند منازل مسکونی، ادارات و پارک ها می تواند مجرمین بالقوه را به ارتکاب سرقت ترغیب نموده و یا با دشوار نمودن شرایط ارتکاب جرم و افزایش خطر ناشی از آن و در نتیجه تقلیل سود ناشی از عمل مجرمانه، آنان را از ارتکاب عمل مجرمانه منصرف نماید.
محمد رضا پور جعفر و همکاران (1387)، در مقاله ای با عنوان «ارتقاء امنیت محیطی و کاهش جرایم شهری با تأکید بر رویکرد CPTED» ، به مفهوم امنیت شهروندان و روش های ارتقاء آن، به عنوان یکی از اولویت های اساسی کاری برنامه ریزان و تئوری پردازان شهری می پردازند. محققین بیان می دارند که جدای از اثرات اجتماعی و فرهنگی ناشی از برنامه ریزی و طراحی محیط های امن شهری بر الگوهای رفتار شهروندان و بهبود کیفیت محیطی مناطق، تبیین ویژگی ها و نقش کالبدی شهر بر کاهش جرایم شهری و یا کاستن از وقوع جرم موضوع مستقل و با اهمیتی است که در قالب تئوری های نوین شهرسازی باید به آن توجه نمود.
در این تحقیق محققین به نقش کالبدی شهر و برنامه ریزی و طراحی شهرها، در کاهش و پیشگیری از جرایم شهری در رویکرد CPTED اشاره نموده و بیان می دارند که پرداختن به این امر از آن جهت دارای اهمیت است که امروزه در فرایندهای طراحی فضاهای شهری کمتر به پتانسیل بالقوه مناطق شهری در کاهش یا جلوگیری از جرایم توجه می گردد. نتایج این پژوهش بر پایۀ اسناد تحلیلی و تجارب کاربردی، نشان از آن دارد که می توان از طریق طراحی مناسب شهری از میزان وقوع جرایم در شهرها کاست.
سید محمود میر خلیلی (1387)، در مقاله ای با عنوان «توسعۀ شهرها و ضرورت پیشگیری وضعی از بزهکاری» پیشگیری وضعی از جرم را یکی از شیوه های پیشگیری از بزهکاری دانسته که در آن با ایجاد تغییر در محیط فیزیکی و شیوه های نظارت و کنترل، در صدد کاهش آمار جرم است. محقق بیان می دارد که بخشی از راهبردهای پیشگیری وضعی بر تغییرات محیطی، بخشی نیز بر کنترل بزهکاران و قسمتی دیگر بر حفاظت وحمایت از بزه دیدگان تمرکز یافته است.
این مقاله به استفاده از روش های تغییر محیط فیزیکی، شامل تحت کنترل درآوردن موقعیت های مکانی و زمانی جرم زا، اختصاص دارد؛ چرا که با بررسی موقعیت ها و شرایطی که در شهرها ناخواسته به نفع بزهکاران و بزهکاری ایجاد گردیده است و از بردن این موقعیت ها می توان زمینۀ وقوع و ارتکاب جرایم را کاهش داد.
محقق در این مقاله ویژگی های خاص جوامع شهری مانند تراکم جمعیت و کاهش نظارت، شیوه های معماری و شهرسازی و تأثیر آن را، بر موقعیّت های مکانی جرم زا مورد توجه قرار داده است.
مجید قورچی بیگی (1386)، در پایان نامۀ مقطع کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه تهران با عنوان «پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی» به موضوع ترس و نگرانی فراگیر ناشی از جرم در تمامی جوامع اشاره نموده و با توجه به ناکارآمدی دستگاه عدالت کیفری در مقابله با این معضل، اهمیت سیاست های پیشگیرانه را متذکر می گردد. وی CPTED را طراحی مناسب و کاربری مؤثر از فضا و محیط مصنوع، که منجر به کاهش فرصت های مجرمانه و ترس از جرم و همچنین بهبود کیفیت زندگی می گردد، تعریف نموده و بیان می دارد که این تئوری بر این اندیشه استوار است که رفتار انسانی در محیط های شهری متأثر از طراحی و ویژگی های آن محیط است. لذا با بهینه سازی فرصت های کنترل و نظارت، تعریف مشخص و واضح از قلمرو و ایجاد تصویری مثبت از محیط، می توان مجرمین بالقوه را از ارتکاب جرم دلسرد و منصرف نمود. وی همچنین بیان می دارد که نظریات این تئوری، در دو نسل ارائه گردیده اند، که در نظریات نسل اول بیشتر تأکید بر محیط فیزیکی است در حالی که نظریات نسل دوم بیشتر بر خصوصیات و ویژگی های محیط اجتماعی تمرکز دارد. محقق در بخش نخست تحقیق خود به بررسی تأثیر محیط بر رفتار، کنکاش در عقاید و نظریات بنیان گزاران و نظریه پردازان این تئوری و اجزا و ارکان آن و در بخش دوم به طرح جنبه های کاربردی این نظریه با تکیه بر مبانی نظری طرح شده در فضاهای مختلف پرداخته است.
مهدی نجابتی (1379)، در مقاله ای با عنوان «نقش طراحی صحیح واحدهای مسکونی در پیشگیری از وقوع جرم»، ابتدا به بیان اهمیت پیشگیری های جدید از جمله پیشگیری های محیطی پرداخته و بیان می دارد که در سال های اخیر جوامع پیشرفته قابلیت های کاهش وقوع جرم و توسعۀ امنیّت اجتماعی را از طریق طراحی صحیح مورد توجه قرار داده و به منظور هدایت معماران و شهرسازان، راهنمایی هایی ارائه نموده اند تا آنها در روند ساخت و ساز واحد ها مد نظر قرار دهند.
وی بیان می دارد که معماران و مهندسان شهرسازی باید به گونه ای آموزش داده شوند که بتوانند در طراحی واحدها، امکان وقوع جرم را به حداقل ممکن برسانند،

دیدگاهتان را بنویسید