گام‏های ایجاد مثبت‏ اندیشی

گام‏های ایجاد مثبت‏اندیشی

گام اول: نقطه‌ی تمرکز خود را تغییر دهید و مثبت‏ها را جستجو کنید.

ما باید جستجو کنندگان خوبی باشیم. ما نیاز به نقطه تمرکز مثبت در زندگی داریم به‌جای چیزهای اشتباه موردهایی را که در یک شخص با موقعیت درست هستند را جستجو کنیم. احتیاط کنید که جستجو کردن جنبه‏های مثبت به معنی چشم‌پوشی از معایب نیست.

گام دوم: علت انجام به‌موقع کارها را در خود به وجود ‏می‏آورید.

اگر ‏می‏خواهید تفکر مثبت را در خود ایجاد و حفظ کنید عادت زندگی در حال و انجام کارها را داشته باشید.

گام سوم: نگرش قدردانی را ایجاد کنید.

نعمت‏هایتان را بشمارید نه مشکلات را بسیاری از موهبت‌ها و دست‏ها گنج‏های مخفی هستند.

گام چهارم: یک برنامه آموزش مداوم داشته باشید.

متفکران مثبت اندیش مانند ورزشکاران هستند که از طریق تمرین گنج درونی استقامت را در خود ایجاد ‏می‏کنند که در هنگام مسابقه از آن استفاده ‏می‏کنند. اگر آن‌ها تمرین نکنند چیزی برای برداشت ندارند. متفکران مثبت اندیش مرتباً نگرش‏های مثبت را از طریق تغذیه مداوم ذهن با افکار خالص قدرتمند و مثبت ذخیره ‏می‏نمایند. مثبت‏اندیش‏ها، نادان نیستند و همچنین نمی‏خواهند زندگی کورکورانه‌ای داشته باشند. آن‌ها افراد موفقی هستند که محدودیت‏های خود را تشخیص ‏می‏دهند اما بر روی نیروهای خود متمرکز ‏می‏شوند. منفی اندیش‏ها نیرومندی‏های خود را تشخیص ‏می‏دهند اما بر ضعف‏های خود متمرکز ‏می‏شوند. بر روی توانمندی‏ها تمرکز نمایید. یک‌تکه کاغذ بردارید. دو ستون بر روی کاغذ بکشید. در اولین ستون شش توانمندی و مهارت خود را بنویسید حالا لیست خود را مرور کنید. زمانی که هر یک از ستون‏ها را ‏می‏خوانید چه احساسی دارید؟ چه انرژی در جریان خودتان در زمان خواندن هر یک از ستون‏ها احساس ‏می‏کنید؟ پس عملکرد خود را با تمرکز بیشتر بر روی توانمندی‏ها نه بر روی ضعف‏ها بهبود بخشید (پاترسون، 2006).

گام پنجم: از تأثیرات منفی دوری‌کنید.

از افراد منفی، سیگار، الکل، مواد مخدر، تصاویر جنسی، توهین به مقدمات و موسیقی راک دوری نمایید.

گام ششم: روز را با یک نگرش مثبت آغاز نمایید.

اولین چیز، موضوع مثبتی باشد که صبح ‏می‏خوانید یا به آن گوش دهید. درواقع به‌منظور ایجاد تغییر ما باید تلاش هوشیارانه‌ای را انجام دهیم و متعهد شویم که افکار و رفتار مثبت را بخشی از زندگی خود کنیم. افکار و رفتار مثبت را تمرین نماییم تا آن‌ها عادت شوند.

محدودیت‏های مثبت‏اندیشی

در حقیقت افکار بسیار قدرتمند هستند، قدرتمندتر از آنچه که اکثریت گمان ‏می‏کنند؛ اما قادر مطلق نیستند. مثلاً سعی کنید بدون هرگونه اقدام فیزیکی صفحه‌ای از کتاب را ورق بزنید، سعی کنید که بافکر کردن لیوان آب را بردارید یا اینکه بافکر کردن گوشی تلفن را بردارید و حرف بزنید. اندیشه قدرتمند است اما قدرت مطلق ندارد. زمانی که عده‌ای برای نخستین بار از قدرت اندیشه آگاه شدند چنان به عبارت ذهن نشستند که انگار خدا را عبادت ‏می‏کنند. این رفتار میان مثبت‏اندیشان خوش‌خیال و واقعیات فاصله ‏می‏اندازد. این جدایی ‏می‏تواند زمینه ازخودبی‌خود شدن، سردرگمی و سرانجام بیماری را فراهم ‏می‏سازد. مثلاً فرض کنید که روی پیشانی خود زخم کوچکی برمی‌دارید. مثبت اندیش خوش‌خیال ممکن است بگوید: هیچ اشکالی پیش نیامده، خیال ‏می‏کنی که پیشانی‌ات مجروح شده است، جراحت یک توهم است. فکر کن که زخمت التیام‌یافته است. او از تفکر مثبت به‌عنوان وسیله‌ای برای فکر استفاده ‏می‏کند؛ اما مثبت اندیش واقع‌بین ‏می‏گوید: پیشانی‌ات را مجروح کردی باید جلوی خون ریزیش را بگیریم و بعد درحالی‌که محل زخم را پاسمان ‏می‏کند با اندیشه‌ی مثبت به‌سرعت به التیام زخم کمک ‏می‏کند. درواقع تفاوت بین مثبت‏اندیشی خوش‏باورانه و مثبت‏اندیشی واقع‌بینانه در این است که مثبت‏اندیشی خوش‌خیال بدون توجه به واقعیات همه‌چیز را مثبت تلقی ‏می‏کند مثلاً (هفته‌ی دیگر به کوه‌نوردی ‏می‏روم درحالی‌که چند روز قبل عمل جراحی پا انجام داده است یا دوستان بسیار خوبی دارم درحالی‌که تلفن در ماه قبل زنگ نزده است)؛ اما مثبت‏اندیشی واقع‌بین به واقعیات توجه دارد از واقعیات شروع کند و در مسیر مثبت پیش ‏می‏رود. او اطلاعات منفی را ‏می‏گیرد، ‏می‏اندیشد که برای اصلاح آن‌ها چه اقدامی انجام دهد و درحالی‌که به اقدام ‏می‏پردازد به جنبه‏های مثبت نیز بازمی‌گردد (موئی، 2008، ترجمه براتی، 1391).

سلیگمن و همکارانش معتقدند که نگرش خوش‌بینانه به مردم کمک ‏می‏کند مثمر ثمر و بارور شوند. بالأخره از عهده‌ی انجام تکالیف برآیند، به آینده رو بیاورند و زندگی سالم‌تر و شادتری داشته باشند؛ اما آن‌ها معتقدند خوش‌بینی و مثبت‏اندیشی خصوصاً در حالت افراطی آن نقاط ضعفی هم دارد. وقتی امور مهمی که پیش‌بینی کرده‌اید اتفاق ‏نمی‏افتد دچار سرخوردگی ‏می‏شوید و جز در مواقعی که خوش‌بین و مثبت اندیش سخت باشید، از بدبیاری‏ها جا ‏می‏خورید و فکر ‏می‏کنید بدبیاری‏ها همیشگی هستند و خلاصه به جرعه‌ی بدبینی‏ها ‏می‏پیوندید. چکار باید بکنید؟ سلیگمن اشاره ‏می‏کند که: خوش‌بینی و دلگر‏می‏ دادن واقع‌بینانه به خودتان را پیشه کنید. به این اصول زندگی انسان دقت کنید:

– توان یادگیری و تغییرتان زیاد است.

– وقایع و موقعیت‏های بد گذرا هستند.

– بر سرنوشت هیجانی‌تان تسلط دارید یعنی ‏می‏توانید به‌جای احساسات منفی ناسالم در مورد گرفتاری‏ها، احساسات منفی سالم داشته باشید.

– باکار و تمرین در اکثر مواقع به سرمنزل مقصود ‏می‏رسید.

– وقتی مشکل‌دارید ‏می‏توانید برای خودتان سرگرمی‏های کوتاه‌مدت و بلندمدت تدارک ببیند.

اگر این نکات را به ذهنتان بسپارید، علی‌رغم مشکلات اجتماعی، «ناامید» نخواهید شد. دیگران هم ‏می‏توانند به شما دلگرمی بدهند به‌شرط آن‌که دلگرمی آن‌ها خیلی خوش‌بینانه نباشد. ولی همیشه روی دلگرمی دادن‏های خودتان تکیه بکنید. نه بهشت موعودی در بین است و نه قرار است فرشته‌ای به زمین بیاید و به شما کمک کند، قرار هم نیست که برنده بلیت بخت‌آزمایی شوید. بااین‌حال ‏می‏توانید در مورد آینده نظر خوش‌بینانه‏ای داشته باشید. حتی وقتی گرفتاری و مشکل‌دارید، بدانید غالباً ‏می‏توانید شرایط بد را تغییر دهید و شرایط خوب را ایجاد کنید (الیس[1]، ترجمه فیروز بخت، 1391).

درواقع خوش‌بینی و مثبت‏اندیشی واقع‌بینانه چیزی شبیه مطمئن‌تر کردن زندگی با بیمه عمر یا بیمه‌ی آتش‌سوزی است؛ اگرچه خوش‌بینی واقع‌بینانه سخت به دست ‏می‏آید ولی قابل دست‌یابی است. در رفتاردرمانی عقلانی- هیجانی فرض بر این است که چون خوش‌بینی واقع‌بینانه همان چیزی است که آن را واقعیت‌نگری یا دیدن آنچه در دنیا ‏می‏گذرد ‏می‏نامیم رسیدن به آن آسان‌تر و بهتر از رسیدن به خوش‌بینی غیرواقع‌بینانه است. شما ‏می‏توانید انتخاب کنید با توجه به اصول مورداشاره زندگی انسان ‏می‏توانید خوش‌بینی واقع‌بینانه را انتخاب کنید که به‌احتمال خیلی زیاد به آن ‏می‏رسید و از آن سود ‏می‏برید (الیس، ترجمه فیروز بخت،1391).

سلیگمن(1996) در کتاب «کودک خوش‌بین» این‌طور بیان ‏می‏کند که: آموختن مثبت‏اندیشی هم‌زمان با درست اندیشیدن صورت ‏می‏گیرد خوش‌بینی و مثبت‏اندیشی درست، افراد را به علیه بزرگ‌نمایی، توطئه آمیز دیدن همه‌چیز و پوچ‌گرایی که در حیات سیاسی جایگزین گفتگو منطقی شده‌اند مجهز ‏می‏سازد.

خوش‌بینی صحیح را ‏می‏توان آموزش داد. رویدادهای ناگوار، به علت‏های متعددی پیش ‏می‏آید، مثلاً فرزندتان حرکتی کرد که باعث شکست خوردن تیمتان شد در این شکست عوامل چندی نقش داشتند. ازجمله سرعت توپی که به یکی از بازیکنان آنان رسید خیلی زیاد بود، داور دومین پرتاب را خطا گرفت، در آخر بازی بارش باران شروع‌شده بود و فرزندتان تنها بر یکی از این عوامل تأکید ‏می‏کند و بعد با تصویری فاجعه‌آمیز پیش خود چنین ‏می‏اندیشد که: من دیر جنبیدم و بچه خوبی نیستم. تأکید بر درست دیدن مسائل او را وادار ‏می‏سازد تا بر سایر علت‏ها نیز توجه کند و دریابد که از حقایق موجود نمی‌توان به این نتیجه رسید که من بچه‌ی خوبی نیستم. در اینجا نیز آموختن مثبت‏اندیشی هم‌زمان با درست اندیشیدن صورت ‏می‏گیرد. خوش‌بینی درست در مواجهه با رنج و بی‌عدالتی، مروج دست نزدن به اقدام نیست. «اوضاع حتماً روبه‌راه خواهد شد» را حتماً باید با واقعیات محک زد. فردی که از مثبت‏اندیشی درست برخوردار باشد، این‌گونه ‏می‏اندیشد که معضلی پیش بیاید و روزنه‌ی امیدی وجود داشته باشد، اوضاع بهتر ‏می‏شود، اما اگر امیدی نباشد، بهبود نیز رخ نخواهد داد، برای آن‌که احتمال موفقیت و امید را افزایش دهد، چه‌کاری از من برمی‌آید؟

بالأخره این‌که خوش‌بینی درمان همه‌چیز نیست خوش‌بینی نمی‏تواند جای شیوه‏های درست پدر و مادر بودن را بگیرد، نمی‏تواند جایگزین ارزش‏های اخلاقی شکوفا در کودک شود. نمی‌تواند جایگزین بلندپروازی و نیاز به عدالت شود. خوش‌بینی و مثبت‏اندیشی صرفاً یا ابزار است، اما ابزاری قدرتمند. در صورتی هم که بلندپروازی و هم ارزش‏های والا موجود باشد آنگاه این ابزار ‏می‏تواند به تحقیق رشد و شکوفایی شخصی و عدالت اجتماعی کمک کند (سلیگمن و همکاران، ترجمه داور پناه، 1391).

اکنون به شرح تحقیقات انجام گرفته در مورد مثبت نگری که به صورت جدول در آمده است پرداخته شده و شرح دقیق تر آن نیز در ذیل جدول توضیح داده شده است.

جدول2-1 مربوط به پیشینه پژوهشهای انجام گرفته در مورد متغیر مثبت اندیشی

پژوهشگر( پژوهشگران) سال انجام پژوهش                    یافته ها
دستغیب و همکاران 1391 یافته ها نشان داد که با آموزش مهارتهای مثبت اندیشی می توان خلاقیت دانش آموزان را افزایش داد.
بر خوری و همکاران 1389 یافته ها نشان داد که مهارت های مثبت اندیشی تاثیر معناداری بر افزایش نمره های انگیزه ی پیشرفت و افزایش نمره های شادکامی داشته است. همچنین این نتایج نشان داد که آموزش مهارتهای مثبت اندیشی بر عزت نفس دانش آموزان تاثیر معناداری نداشته است.
سهرابی و جوانبخش 1388 یافته ها نشان داد که آموزش مهارتهای مثبت اندیشی در تغییر منبع کنترل موثر بوده است.
خدایاری فرد 1383 یافته ها نشان داد که مداخله مبتنی بر تقویت برداشت های مثبت شخصی توانست به افزایش توصیف های مثبت فرد بینجامد و مراجعان از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار شوند، ناسازگاری های خانوادگی کاهش چشمگیری یافت و افسردگی مراجعان رو به بهبود گذاشت.
کیانی راد 1389 در پژوهش خود با عنوان ارتباط بین قلدری در مدرسه با عزت نفس و تعلق به مدرسه در بین دانش آموزان سال دوم راهنمایی مدارس پسرانه شهر تهران به این نتیجه رسید که عزت نفس و احساس تعلق به مدرسه همبستگی مثبتی با یکدیگر دارند.
چان 2009 افراد مثبت اندیش تنها از نتیجه دست یابی به هدف لذت نمی برند بلکه از فرایند هم لذت می برند. افراد مثبت اندیش با شکستن اهداف بزرگ به اهداف کوچکتر قادر به نزدیک شدن به اهداف پیچیده هستند
پیرسون 2008 یافته ها نشان داد که امید ارتباط منفی با اضطراب دارد و افراد برخوردار از میزان بالای امید و کسانی که از حمایت و راهبردهای مقابله با آشفتگی برخوردارند اضطراب کمتری دارند.
کوپر 2008 یافته های کوپر نشان داد که مثبت اندیشی مراجع را در طول جلسات درمان هم از لحاظ کیفی و هم از لحاظ کمی تفاوت ایجاد می کند
اسنایدر 2007 یافته ها نشان می دهد که افراد با امید و مثبت اندیشی بالا در یافتن راههای جایگزین برای دست یابی به اهداف خلاق ترند و انگیزه پیشرفت بالاتری برای دنبال کردن آنها دارند.
کری و اسنایدر 2000 کری و اسنایدر گزارش کرده اند که مثبت اندیشی و امید به طور آشکاری با عملکرد و پیشرفت در ارتباط است و افراد برخوردار از امید بالاتر معدل بهتر و عملکرد ورزشی بهتری دارند.
کار 2006 یافته ها نشان داد که مطالعات آزمایشگاهی با القای خلق مثبت به خلاقیت، تفکر و رفتارهای انعطاف پذیر بیشتر منجر می شود.
اتاک،شیمای، تاناکاماتسومی و فردریکسون 2006 یافته ها نشان داد که مردمان شاد و مثبت اندیش نمرات بالاتری در مورد انگیزش خود برای انجام رفتارهایی از نوع عملکردی، شناختی و حرکتی دریافت کردند. آنان دریافتند که مردمان شاد خاطرات شادتری هم از نظر کیفی و هم از نظر کمی، در زندگی روزانه خود به یاد می آورند.
اسمیت 2006 در پژوهش خود نشان داد که آموزش مثبت اندیشی بر انگیزش پیشرفت موثر است.
اسنایدر 2005 در یک پژوهش نشان داد که مداخلات مثبت اندیشی باعث بهبود عزت نفس و معنای زندگی می شود و همین طور اضطراب و افسردگی را کاهش می دهد.
سلیگمن، استین، پارک و پیترسون 2005 یافته ها نشان داد که مداخلات روان شناسی مثبت نگر برای افراد افسرده، به مدت یک هفته شادمانی آنها را  افزایش داد و علائم افسردگی آنها را نیز ار بین بردند.
اسنایدر 2000 نشان داده اند که مثبت اندیشی و امید به طور آشکاری با عملکرد و پیشرفت در ارتباط است و افراد برخوردار از امید بالاتر معدل بهتر و عملکرد ورزشی بهتری دارند.

 

با توجه به تحقیقات بیان شده در جدول 2-1 به شرح کاملتراین تحقیقات نیز می پردازیم.

دستغیب و همکاران (1391) در پژوهشی به بررسی تأثیر آموزش مهارت‏های مثبت‏اندیشی بر خلاقیت دانش‌آموزان دختر سال اول دبیرستان پرداختند. نتایج تحقیق وی نشان داد که با آموزش مهارت‏های مثبت‏اندیشی ‏می‏توان خلاقیت دانش‌آموزان را افزایش داد. برخوری و همکاران (1389) در پژوهشی با عنوان اثربخشی آموزش مهارت‏های مثبت‏اندیشی به شیوه گروهی بر انگیزه پیشرفت، عزت‌نفس و شادکامی دانش‌آموزان پسر پایه‌ی اول دبیرستان شهر جیرفت به این نتیجه رسیدند که آموزش مهارت‏های مثبت‏اندیشی تأثیر معناداری برافزایش نمره‏های انگیزه‌ی پیشرفت و افزایش نمره‏های شادکامی داشته باشد. هم‌چنین این نتایج بیانگر این بود که آموزش مهارت‏های مثبت‏اندیشی بر عزت‌نفس دانش‌آموزان تأثیر معناداری نداشته است. روی‌هم‌رفته، نتایج به‌دست‌آمده در این پژوهش سودمندی و تأثیر آموزش مهارت‏های مثبت‏اندیشی در افزایش انگیزه پیشرفت و شادکامی دانش‌آموزان دبیرستانی را تأیید ‏می‏کند. سهرابی و جوانبخش (1388) در پژوهشی با عنوان اثربخشی مهارت‏های مثبت‏اندیشی به شیوه گروهی بر منبع کنترل دانش‌آموزان دبیرستانی شهر گرگان به این نتیجه رسیدند که آموزش مهارت‏های مثبت‏اندیشی در تغییر منبع کنترل مؤثر بوده است. نتایج به‌دست‌آمده از این تحقیق همسو با سایر تحقیقات بوده و سودمندی و تأثیر آموزش مهارت‏های مثبت‏اندیشی در درونی سازی منبع کنترل دانش‌آموزان دبیرستانی را تأکید ‏می‏کند.کاربرد روش مثبت نگری در روان‌درمانی به‌وسیله‌ی خدایاری فرد (1383) نشان ‏می‏دهد که مداخله مبتنی بر تقویت برداشت‏های مثبت شخصی توانست به افزایش توصیف‏های مثبت فرد از خود بیانجامد و مراجعان از اعتمادبه‌نفس بیشتر برخوردار شوند، ناسازگارهای خانوادگی کاهش چشمگیری یافت و افسردگی مراجعان رو به بهبود گذاشت.

فرومن[2] (2009) معتقد است هیجانات مثبت خصوصیات فکری و رفتاری، انسان‌ها را به سمت مثبت تغییر ‏می‏دهند. چان[3] (2009) خاطرنشان کرد که افراد مثبت اندیش تنها از نتیجه دست‌یابی به هدف لذت نمی‌برند بلکه از فرایند هم لذت ‏می‏برند. افراد مثبت اندیش با شکستن اهداف بزرگ به اهداف کوچک‌تر قادر به نزدیک شدن به اهداف پیچیده هستند. پیرسون[4] (2008) در پژوهش خود نشان داد که ‌امید ارتباط منفی با اضطراب دارد. آن‌ها دریافتند در افراد برخوردار از میزان بالای امید و کسانی که از حمایت و راهبردهای مقابله با آشفتگی برخوردارند اضطراب کمتر است.کار (2006) نشان داد که مطالعه‏های آزمایشگاهی با القای خلق مثبت (مانند یک هدیه غیرمنتظره، خواندن خود بیانی‏های مثبت، به یادآوردن یک رویداد مثبت و یا گوش دادن موسیقی) نشان ‏می‏دهند که این حالت‌های خلقی القاشده به خلاقیت، تفکر و رفتار انعطاف‌پذیر بیشتر منجر ‏می‏شود. در مطالعه‌ای که اتاک، شیمای، تاناکاماتسومی، اتسویر و فردریکسون[5] (2006) بر ارتباط بین خصوصیات نیروی منش و شادکامی ذهنی انجام دادند، نیز به این مطلب رسیدند که مردمان شاد، نمرات بالاتری در مورد انگیزش خود برای انجام رفتارهایی از نوع عملکردی، شناختی و حرکتی دریافت کردند. آنان دریافتند که مردمان شاد خاطرات شادتری هم ازنظر کیفی و هم ازنظر کمی، در زندگی روزانه خود به یاد ‏می‏آورند. اسنایدر (2005) در یک مطالعه نشان دادند که مداخلات مثبت‏اندیشی باعث بهبود عزت‌نفس و معنای زندگی می­شود و همین‌طور اضطراب و افسردگی را کاهش ‏می‏دهد. در تحقیقی که توسط سلیگمن، استین، پارک و پیترسون (2005) انجام گرفت، نشان داد که مداخلات روانشناسی مثبت برای افراد افسرده، به مدت یک هفته، شادمانی آن‌ها را افزایش دادند و علائم افسردگی آن‌ها را از بین بردند.کری و اسنایدر[6] (2000) گزارش کرده‌اند که مثبت‏اندیشی و امید به‌طور آشکاری با عملکرد و پیشرفت در ارتباط است و افراد برخوردار از امید بالاتر معدل بهتر و عملکرد ورزشی بهتری دارند. اسنایدر (2000) معتقد است که افراد با امید و مثبت‏اندیشی بالا همچنین دریافتن راه‏های جایگزین برای دست‌یابی به اهداف خلاق‌ترند و انگیزه بیشتری برای دنبال کردن آن‌ها دارند. کری و اسنایدر (2000) گزارش کرده اند که مثبت اندیشی و امید به طور آشکاری با عملکرد و پیشرفت در ارتباط است و افراد برخوردار از امید بالاتر معدل بهتر و عملکرد ورزشی بهتری دارند به‌صورت مهم‌تر آن‌ها موانع را به‌عنوان چالش در نظر ‏می‏گیرند و اعتقاددارند قادر به درس گرفتن از موفقیت‏ها و شکست‏های قبلی برای دست‌یابی به هدف‏های آینده‌اند. آن‌ها اهدافی را انتخاب ‏می‏کنند که نیاز به تلاش بیشتری دارد. آن‌ها به مهارت‏ها و همین‌طور اهدافشان اطمینان دارند و بر آنان تمرکز ‏می‏کنند. افراد منفی نگر و ناامید تمایل به پافشاری بر تفکر کارگزار گذرگاه ناکارآمد دارند. آن‌ها به اهداف با حالات هیجانی منفی نزدیک ‏می‏شوند، احساسات دوگانه‌ای دارند و به‌جای موفقیت روی شکست متمرکز ‏می‌شوند افراد با امید پایین در تولید افکار، طرح‏ها و گام‏های رسیدن به هدف با مشکلاتی روبرو ‏می‏باشند (تفکر گذرگاه ضعیف) و غالباً احساس سکون، ناتوانی و عدم انگیزش در دنبال کردن اهداف در آن‌ها مشهود است.

جانوز و همکاران (1987) در آزمایش‏های خود به این نتیجه دست‌یافت افرادی که عاطفه مثبت را تجربه ‏می‏کنند الگوهایی از تفکر را از خود نشان ‏می‏دهند که به‌طور غیرقابل ملاحظه‌ای غیرمعمولی، منعطف و خلاقانه است. او نشان داد که عاطفه مثبت تمایل به تنوع‌طلبی فرد را افزایش ‏می‏دهد و گزینه‏های متعدد رفتاری را برای فرد ایجاد ‏می‏کنند. وی نشان داد که عاطفه مثبت موجب سازمان شناختی منعطف و گسترده ‏می‏شود و توانایی یکپارچه کردن موضوعات گسترده را برای فرد فراهم ‏می‏کند و نیز دریافت که زمانی که مردم آرام و شاد هستند تفکرشان وسعت یافته، خلاق‌تر ‏می‏شوند و قوه خیالشان گسترش ‏می‏یابد. اسمیت و ترود[7] (1975) در پژوهش خود نشان داند که آموزش مثبت‏اندیشی بر انگیزش پیشرفت مؤثر است. بنابراین با توجه به بحثهای مطرح شده و همچنین تحقیقات انجام گرفته در این مورد انتظار می رود که مثبت اندیشی بتواند بر افزایش احساس تعلق به مدرسه و روابط با دیگران موثر واقع شود

1- Ellis

1- Froman

2- Chan

3- Pearson

4- Otake, Shimai, Tanaka-matsumi & Otsoyo

1- Curry & Snyder

1- Smith & Troth

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   خراب کردن خلاق چیه و چه تاثیری روی اقتصاد جامعه می ذاره؟