اجتماعی بودن انسان، خصوصیات جغرافیایی

دانلود پایان نامه

4- اجتماع: لباس پوشیدن، نشانه اجتماعی بودن انسان است و مانند دیگر جنبه‌های اجتماعی بودن انسان بر اساس ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی و انتظارات جمعی شکل می‌یابد. ضرورت همنوایی با اقتضائات فرهنگ غالب و رعایت انتظارات جمعی کم‌ترین هزینه‌ای است که زندگی اجتماعی در ساحت‌های مختلف بر افراد تحمیل می‌کند. در حوزه پوشش نیز جامعه انتظار خویش را نه در چارچوب قالب‌های معین بلکه در قالب گزینه‌های متنوعی مطرح ساخته است که امکان اعمال گزینش‌های فردی همواره وجود خواهد داشت.
پوشش و لباس نوعی مرزبندی معقول در روابط میان افراد و تعامل اجتماعی آنان با یکدیگر است که می‌تواند تبیین کننده ویژگی‌های شخصیتی و هویت اجتماعی فرد و عامل تشخص او در جامعه باشد فراتر از این لباس یکی از مؤلفه‌های مهم فرهنگی هر جامعه است که به نوعی با ارزش‌های حاکم بر آن نیز گره خورده است و به عنوان یک ابزار مهم برای شناخت فرهنگ‌ها و نیز تمایز میان ملل مختلف و حتی نفوذ در ساختار فرهنگی و ارزشی جوامع بکار گرفته می‌شود. علاوه بر این مسئله حفظ عفت و حیثیت اجتماعی زنان از تعرض هوسبازان و نگاه‌های شهوت‌آمیز که موجب به خطر افتادن سلامت و بهداشت روحی و روانی افراد جامعه می‌شود از مهم‌ترین پیامدهای اجتماعی لباس و پوشش به حساب می‌آید.
5- دین و مکتب: تمام ادیان الهی بویژه دین مبین اسلام پوشش را نیاز طبیعی زندگی انسان و به عنوان یک ارزش قلمداد کرده و لذا ابعاد معنوی آن را مطرح کرده‌اند، که می‌توان گفت دیدگاه اسلام در این رابطه منحصر به فرد است. دین اسلام به در نظر گرفتن ویژگی‌ها و امتیازات انسان نسبت به سایر موجودات در همه احکام و تعالیم رهایی بخش خود نیازهای مادی و معنوی و خواسته‌های متعالی او را در نظر گرفته است.
3-2-2- عوامل مؤثر بر الگوی پوشش در جامعه
گستره زمانی و مکانی لباس از سویی و نیز پیوند خوردن آن با جنبه‌های مختلف فردی و اجتماعی سبب شده است تا عوامل متعددی بر این پدیده اثر گذار باشند به طوری که می‌توان به لباس از منظرهای متفاوتی نگریسته و مورد مطالعه قرار داد. «لباس پوشیدن شأنی از شئون انسان است و پدیده‌ای است که تقریباً به اندازه طول تاریخ بشر سابقه و به قدر پهنه جغرافیایی امروزین زمین گسترش دارد. این پدیده با خصوصیات مختلف فردی و اجتماعی انسان در ارتباط است و می‌توان آن را از دیدگاه‌های مختلفی مورد مطالعه قرار داد»(حداد عادل، 1359: 5). بر الگوی پوشش افراد در جامعه عوامل متعددی اثر می‌گذارد. در کنار عوامل فردی مؤثر بر الگوی پوشش در جامعه مانند سلایق و شرایط سنی و جنسی سایر عوامل غیرفردی مؤثر بر پوشش افراد را می‌توان تحت عناوین ذیل گنجاند: عوامل (نظام) اقتصادی، عوامل (نظام) سیاسی، عوامل (نظام) اجتماعی، عوامل (نظام) فرهنگی و نیز عواملی مانند جغرافیا و اقلیم آب و هوایی.
الگوی پوشش و کیفیت لباس در هر جامعه بیش از آنکه از شرایط اقلیمی، موقعیت تمدنی، اوضاع اقتصادی، نظام سیاسی، موقعیت سنی، جنسی و شغلی افراد و خواسته‌های شخصی و زیباشناختی افراد اثر بپذیرد از فرهنگ جامعه اثر می‌پذیرد. لباس انسان نخست تابع فرهنگ جامعه اوست. «همه تغییراتی که در لباس از ناحیه عوامل غیر از فرهنگ ایجاد می‌شود تابع رابطه لباس و فرهنگ است. اختلاف بین تن‌پوش مردم جوامع مختلف گذشته از خصوصیات جغرافیایی، اقلیمی و عوامل اجتماعی، اقتصادی، حرفه‌ای و سنتی ناشی از فرهنگ و جهان‌بینی آن جامعه نیز هست.»(دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی، 1372: 9)
4-2-2- پوشش و فرهنگ
آنچه در مورد لباس از اهمیت خاصی برخوردار است، رابطه‌ای است که بین آن و فرهنگ هر جامعه‌ای وجود دارد، چرا که لباس هر فرد عمدتاً تابع فرهنگ جامعه‌ای است که فرد در آن زندگی می‌کند. هیچ جامعه‌ای بدون فرهنگ وجود ندارد و هر جامعه‌ای ولو کوچک و عقب مانده دارای فرهنگ خاص خود است که مختص همان جامعه می‌باشد و برای مردم جوامع دیگر که دارای زمینه‌های فرهنگی متفاوت هستند، بیگانه و حتی گاهی غریب به نظر می‌رسد.
فرهنگ هر ملتی تأثیری قوی در جنبه‌های مختلف زندگی آنها دارد به طوری که اقوام بر اساس فرهنگ خود، بینش خاصی پیدا می‌کنند و ارزش‌هایشان براساس فرهنگ‌شان شکل گرفته و مشخص می‌شود. به عبارت دیگر فرهنگ یک قوم در تمام وجوه مختلف زندگی مردم متجلی می‌شود. «یکی از عناصر مادی فرهنگ، پوشاک و شیوه پوشیدن آن است که در هر منطقه یک کشور با توجه به آداب و رسوم، سنت‌ها و ارزش‌های جامعه از الگوهای خاصی پیروی می‌کند و نمایانگر عادات و افکار هر فرد و رسوم و آیین‌های حاکم بر جامعه می‌باشد و تحت تأثیر عوامل و شرایط اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی شکل می‌گیرد.» (قائدی شرفی، بی‌تا: 10-12)
پوشش و فرهنگ رابطه‌ای دو سویه و متقابل دارند. پوشش و لباس از سویی تابعی از فرهنگ است و از سوی دیگر خود به عنوان نماد فرهنگ و ارزش‌های خاص هر جامعه و فرهنگ به شمار می‌رود. لباس مانند خط یا زبان نشانه و نمادی برای فرهنگ به شمار می‌رود. همانطور که گفتار و نوشتار شیوه‌هایی هستند که به کمک آنها می‌توان معانی فرهنگی را بیان کرد و هر جامعه‌ای خط و زبان خاص خود را داراست، شکل، فرم و رنگ پوشاک نیز دارای معانی خاصی است که بستگی تام به فرهنگ جامعه تولید کننده و مصرف کننده آن دارد.
پوشش یکی از زیربخش‌های نظام فرهنگی است که هر چند با نظام‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی پیوند خورده است، اما پیش از هر چیز و از اولین و برجسته‌ترین نقش‌های آن، نقش و زمینه فرهنگی آن است. به عبارتی هر چند پوشش در آغاز شکل‌گیری اجتماعات بشری نقش حفاظتی داشته اما با توسعه فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی زمینه و نقش فرهنگی آن برجسته و نمادین شده است.
1-4-2-2- پوشش نماد فرهنگ
در جوامع اولیه پوشاک نقش حفاظتی داشته است اما با توسعه فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی در جوامع و شکل‌گیری عقاید دینی، پوشاک و نوع رنگ و جنس و شکل و سبک دوخت آن زمینه و نقش فرهنگی یافت و کارکرد اجتماعی و فرهنگی و نمادین آن برجسته شد. (بلوکباشی، 1382: 17)
یکی از نمودهای اصلی فرهنگ هر جامعه‌ای شکل پوشش آن جامعه است. سرنوشت لباس به فرهنگ جامعه و نظام حاکم بر آن گره خورده و ریشه در جان باورهای دینی و ملی و عقاید و رسوم اجتماعی مردم دارد. پوشاک تحت تأثیر ارزش‌ها و هنجارهای حاکم بر جامعه و به طور کلی فرهنگ جامعه می‌باشد و می‌توان گفت نشانگر و مبین فرهنگ آن جامعه است. مثل لباس مردم شرقی مانند هند، چین و ژاپن و لباس‌های محلی ایرانی که هم نشان دهنده شرایط جغرافیایی و هم نشان دهنده شرایط فرهنگی جوامع است. حتی نقوش روی لباس‌ها نیز تحت تأثیر فرهنگ مشخص می‌باشد.
رابطه لباس و فرهنگ به اندازه‌‌ای قوی است که وقتی یک خارجی و غریبه وارد محیطی می‌شود نخستین علامتی که او را می‌شناساند همان لباس اوست. لباس انسان نخست تابع فرهنگ جامعه اوست سپس تابع سلیقه خود او. در هر جامعه نوع و کیفیت لباس افراد علاوه بر آنکه تابع شرایط اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی آن جامعه است قویاً تابع فرهنگ (جهان‌بینی) و ارزش‌های حاکم بر فرهنگ آن جامعه و حتی آئینه آن فرهنگ است.(حداد عادل، 1359: 7 و 8)
2-4-2-2- پوشش و هویت و منزلت اجتماعی
«لباس بیش از هر چیز نشان دهنده هویت انسانی، اجتماعی و قومی پوشنده آن است» (موسوی بجنوردی، 1367: 4) هر ملتی دارای هویتی است که با زبان و فرهنگ و آداب اجتماعی و اخلاقی و نظام اندیشه و عقیده شناخته می‌شود. لباس مانند زبان هویت قومی، اجتماعی و جغرافیایی و وابستگی‌های صنفی، سیاسی، مذهبی و شأن و منزلت اجتماعی و اقتصادی مردم را مشخص می‌کند. همچنان که می‌توان با تغییر زبان یک قوم هویت قومی یا فرهنگی مردم آن قوم را تغییر داد و از میان برد از راه تغییر لباس اقوام نیز می‌توان از آنها هویت‌زدایی کرد و شاخصه‌های قومی- فرهنگی آنها را از میان زدود.
«حداد عادل» لباس را به پرچمی تشبیه کرده است که نشانگر هویت فردی و فرهنگی افراد اجتماع است. از این منظر «لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست؛ پرچمی است که او بر سر در خانه وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام می‌کند که از کدام فرهنگ تبعیت می‌کند. همچنانکه هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز می‌کند، هر انسان نیز، مادام که به یک سلسله ارزش‌ها و بینش‌ها معتقد و دل بسته باشد لباس متناسب با آن ارزش‌ها را از تن به در نخواهد کرد.»(حداد عادل، 1359: 40)
«الگوی رفتاری و نظام عقیدتی و فرهنگی مردم مبنای نوع پوشاک و تنوع آن است و از ورای لباس و تن‌پوش‌ها می‌توان به نوع نگرش و تفکر افراد و وضع پایگاه اجتماعی و گروهی مردم پی برد. پوشش و لباس همانند رنگ به عنوان یک نماد فرهنگی و هویت ملی یک جامعه است».(بلوکباشی، 1382: 20- 17)
علاوه بر این لباس نشانگر منزلت اجتماعی و شخصیت فردی و اجتماعی افراد است. گرچه تن آدمی به جان آدمی شرافت می‌گیرد و لباس زیبا نشانه آدمیت نیست، اما لباس اولین چیزی است که در ظاهر فرد رخ می‌نماید و داشتن ظاهر زیبا و آراسته در برخوردهای اجتماعی بسیار مهم و اساسی است.
دین اسلام هر چند از سویی تجمل و اسراف در پوشش را مذموم می‌داند اما از سوی دیگر عدم رعایت آراستگی و نظافت در ظاهر و لباس را نیز تقبیح می‌کند. چنانکه حضرت رسول اکرم (ص) می‌فرمایند: «من کرامه المومن علی الله تعالی نقاء ثوبه و رضاه بالیسیر» از ارزش‌های مؤمن نزد خداوند این است که لباسش پاکیزه باشد و به کم راضی شود. (نهج‌الفصاحه، 2856) و در جای دیگر می‌فرمایند: «حسنوا لباسکم و اصلحوا رحالکم حتی تکونوا کانکم شامه فی الناس» لباس خود را پاکیزه نگه دارید و پارچه‌های خود را مرتب کنید تا جایی که مثل خالی در میان مردم باشید.(یعنی در پاکیزگی و نظم الگو باشید). (نهج‌الفصاحه، 2861)