اجتماعی و سیاسی، هاشمی رفسنجانی

دانلود پایان نامه

1-3-4- دهه اول (سال‌های 57 تا 68)
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 نیروهای دینی وارد صحنه مدیریت اجتماع شده و تلاش می‌کردند در مقابل تردیدها درباره عملکرد حکومت دینی، نظام دینی را سازگار با آزادی‌های مدنی و اجتماعی معرفی کنند. این عده معتقد بودند که حکومت اسلامی محدود کننده آزادی‌های اجتماعی و سیاسی نیست و آرمان آنها نیز شکل دادن به حکومتی بود که این آزادی‌ها را تأمین و تضمین کند. در این راستا مهم‌ترین تحولات اجتماعی بر سر مسأله حجاب و آزادی سیاسی شکل گرفت.
در چارچوب دوره‌های سیاستگذاری در ایران که در بخش‌های گذشته به آن اشاره شد می‌توان این دوره را دوره فقدان سیاستگذاری یا فقدان سیاستگذاری منظم در زمینه پوشش نامید. در این دوره سازمان و نهاد مشخص فرهنگی وجود ندارد و بیشتر فعالیت‌های فرهنگی براساس اندیشه‌ها، دیدگاه‌ها، رهنمودها و فتاوی حضرت امام خمینی (ره) و اصول قانون اساسی و تأکیدات مقطعی مدیران درجه اول نظام مشروعیت می‌یابند.
به تبع عدم وجود نهادهای فرهنگی، سیاست و برنامه‌ریزی مشخص در قالب اصول یا برنامه‌ریزی فرهنگی برای پوشش افراد جامعه وجود ندارد. به همین خاطر و با وجود اینکه در این دوره تأکید به اهتمام به دیدگاه فرهنگی نسبت به مسائل وجود دارد اما شرایط خاص کشور مانع از دخالت دولت در حوزه فرهنگ است به طوری که اغلب مداخلات متنوع و پراکنده از منظر حقوقی و قضایی صورت می‌گیرد و نه از منظر فرهنگی.
با مد نظر قرار دادن این نکته که سازمان و اصول و برنامه فرهنگی در این دوره وجود ندارد و دخالت‌های پراکنده و آن هم بر اساس نظرات امام (ره) و مدیران درجه اول کشوری انجام می‌گیرد سعی می‌کنیم این نظرات را در چارچوب تحولات تاریخی مربوط به آن مورد مطالعه قرار دهیم.
نقطه آغاز تحولات مربوط به پوشش افراد جامعه و مداخله‌های مسؤولان نظام در این حوزه مربوط به پوشش زنان کارمند بود که بخش عمده‌ای از آنها از طبقه متوسط جامعه و بی‌حجاب بودند. اندکی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و در اوج درگیری‌ها (10 آبان 1357) خبرنگار روزنامه گاردین از امام خمینی(ره) درباره وضعیت این زنان و آزادی آنها بین انتخاب لباس غربی و حجاب سؤال پرسید و امام (ره) در پاسخ ابراز داشتند: «زنان در انتخاب موقعیت و سرنوشت و هم چنین پوشش خود با رعایت موازینی آزادند و تجربه کنونی فعالیت‌های ضدرژیم شاه، نشان داده است که زنان بیش از پیش آزادی خود را در پوششی که اسلام می‌گوید یافته‌اند» (موسوی الخمینی، ج 4، 1385: 247)
بیان دو تعبیر «رعایت موازین» و «پوششی که اسلام می‌گوید» با تأکید بر آزادی زنان اولین اصول سیاستی در حوزه پوشش زنان در جامعه بود. با این وجود در نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی وجود زنان بی‌حجاب در ادارات دولتی مشکل‌ساز بود. از این رو امام خمینی (ره) در پانزدهم اسفند 1357 اظهار داشتند: «وزارتخانه اسلامی نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‌های اسلامی نباید زن‌ها لخت بیایند؛ زن‌ها بروند، اما با حجاب باشند. مانعی ندارند بروند کار بکنند، لکن با حجاب شرعی باشند.» (موسوی الخمینی، ج6، 1385: 329)
این سخن رهبر یک انقلاب و یک مرجع دینی بود. در شخص امام خمینی رهبری دینی و رهبری سیاسی با هم جمع شده بود این سخنان واکنش‌هایی را به دنبال داشت. از جمله در روز 16 اسفند زنان مخالف حجاب در مراسم مختلف گرد آمدند و مخالفت خود را با حجاب اعلام کردند و علاوه بر آن تظاهرات عده‌ای از زنان بر علیه حجاب در روز 17 اسفند 57 بود.
صبح روز 17 اسفند رادیو ایران در گفت و گویی با حجه‌الاسلام اشراقی، داماد امام خمینی (ره)، نظر امام را درباره حجاب پرسید که وی در پاسخ گفت: «باید حجاب رعایت شود و قوانین اسلامی مو به مو اجرا گردد و در همه مؤسسات و ادارات و مدارس و دانشگاه‌ها به این موضوع توجه شود؛ اما باید در نظر داشت که حجاب به معنای چادر نیست. همین قدر که موها و اندام خانم‌ها پوشانده شود و لباس آبرومند باشد، حالا به هر شکلی که باشد، مهم نیست. چادر چیز متعارفی است و بسیار خوب است، اما به خاطر طرز کار و نوع کار خانم‌ها شاید گاهی پوشاندن بدن و مو به طریق دیگر هم حجاب باشد، حرفی نیست، باید طبق نظر مبارک امام، حجاب اسلامی در سطح کشور توسط خانم‌ها با اشتیاق اجرا شود، ولی مردم هم نباید منکر را با منکر دیگری دفع کنند» (کیهان، 17/12/1357: 2)
دامنه اعتراضات و تجمعات به روزهای بعد (18 و 19 اسفند) نیز کشیده شد. تجمع روز جمعه (18 اسفند) در دانشگاه تهران رخ داد و زنان معترض در روز شنبه نیز در کاخ دادگستری گرد آمدند. اما از سوی دیگر این اعتراضات با مقاومت مردم و مخصوصاً زنان محجبه مواجه گردید. با توجه به اینکه برخی افراد با انگیزه‌های گوناگون، متعرض زنان بی‌حجاب می‌شدند، دفتر امام خمینی (ره) طی اعلامیه‌ای هر گونه تعرض به زنان بی‌حجاب را ممنوع و نیروی انتظامی را موظف به برخورد با افراد خاطی نمود. (کیهان، 19/12/1357: 2)
در روز 20 اسفند، عباس امیرانتظام، معاون نخست وزیر و سخنگوی دولت موقت، در مصاحبه‌ای مطبوعاتی نظر دولت و نخست وزیر را در مورد حجاب خانم‌های کارمند و مراجعان به ادارات اینگونه اعلام کرد:
«بدیهی است که نخست‌وزیر و خانواده ایشان از قدیم طرفدار و مشوق و مقید به حجاب در حد معقول و عملی و صحیح اسلامی آن بوده‌اند، ولی ایشان و همه آقایان وزرا معتقد و عامل به آیه کریمه «لا اکراه فی الدین» می‌باشند و دستور اجبار برای خانم‌ها صادر نمی‌نمایند. اعلام صریح دو روز قبل آیت الله العظمی خمینی که احدی حق تعرض و مزاحمت خانم‌ها را ندارد مؤید عمل دولت بر عدم التزام خانم‌های کارمند و مراجعین به ادارات می‌باشد. البته نمایشگری و عریانی و جلفی مسئله دیگری است که مسلماً در ایران بعد از انقلاب اسلامی و در دولت‌های اسلامی نمی‌تواند جواز و پذیرش داشته باشد.» (کیهان، 20/12/1357: 2)
در ادامه ناآرامی‌ها خبرنگار رادیو تلویزیون وقت به سراغ آیت الله طالقانی رفت و نظر ایشان را در مورد حجاب جویا شد. طالقانی در پاسخ تأکید کرد که «آیه حجاب برای شخصیت دادن به زن‌هاست. برای شخصیت انسانی اوست.» وی از وضع بی بندوباری زنان که به «خودآرایی و مصرف کردن و خودنمایی توی خیابان‌ها و توی ادارات و وزارتخانه‌ها مشغول به کارند» انتقاد کرد و در مقابل از زنان انقلابی که به طور خودجوش و خودخواسته پوشش اسلامی را انتخاب کرده‌اند تمجید کرد و یادآوری کرد که حجاب صرفاً هنجاری اسلامی نیست بلکه سنتی شرقی و ایرانی است و فقط سنت‌ها راهی برای مقابله با استعمار است. ایشان در بخشی از سخنان خود گفت:
«(حجاب) ساخته من فقیه و دیگران نیست این نص صریح قرآن است. آن قدری که قرآن مجید بیان کرده، نه ما می‌توانیم از حدود آن خارج شویم و نه زنانی که معتقد به این کتاب بزرگ آسمانی هستند.
…. اسلام، قرآن و دین می‌خواهند شخصیت زن حفظ شود؛ این حرکت انقلابی است. کی در این راهپیمایی‌ها، خانم‌ها، خواهران و دختران ما را مجبور کرد که با حجاب یا بی‌حجاب بیایند؟ خودشان با احساس مسئولیت اسلامی که این لباس از شعارهای اسلامی و ایرانی است، اصالت خودشان را نشان دادند …. هو و جنجال به راه نیندازید و همان‌طور که بارها گفتم همه حقوق حقه زنان در اسلام و محیط جمهوری اسلامی محفوظ خواهد ماند و از آنها خواهش می‌کنیم که با لباس ساده، باوقار، روسری هم روی سرشان بیندازند؛ به جایی بر نمی‌خورد… .» (کیهان، 20/12/1357: 3)
پس از آن و با ادامه اعتراضات زنان معترض به حجاب و در چارچوب پیام دفتر امام خمینی مبنی بر منع برخورد با این عده، دادستان وقت تهران در روز 22 اسفند 57 اعلامیه‌ای در حمایت از زنان مزبور صادر کرد. روزنامه کیهان در تیتری نوشت: «دادستان وقت تهران با صدور اعلامیه‌ای اعلام کرد با هر گونه مزاحمتی برای بانوان به دلیل نوع لباس پوشیدن‌شان، مقابله خواهد کرد.» (کیهان، 22/12/1357: 4)
روز 4 مرداد 1358 سید صادق طباطبایی، سخنگوی دولت موقت، به کسانی که برای زنان مزاحمت ایجاد می‌کردند هشدار داد که: «با هر گونه اخلالگری و ایجاد مزاحمت برای خانم ها و اعمال هر گونه روش و شیوه اکراه و به اجبار با قاطعیت ولو منجر به اعمال خشونت شود جلوگیری کنند. هیچ کس حق ندارد معترض کسی بشود و ایجاد تشنج و ناراحتی کند.»(کیهان، 4/5/1358: 3، شماره 10767)
با وجود اینکه حجاب اندک اندک در اکثر مجامع عمومی رایج می‌شد اما برخوردهای تندی نیز با کسانی که حجاب را رعایت نمی‌کردند وجود داشت به طوری که می‌توان گفت اینگونه اعلامیه‌ها نشانگر برخوردهای خشن و تند عده‌ای با زنان بی‌حجاب بود. رفته رفته در سیاستگذاری‌های رسمی بر لزوم استفاده از روسری و مانتو و شلوار در ادارات و فضای عمومی تأکید می‌شد. (کیهان، 4/5/1358: 3، شماره 10767)
تا اواسط سال 1359 تحولی در این زمینه ایجاد نشد تا اینکه در پی اظهارات مجدد امام خمینی درباره رعایت موازین اسلامی و حذف نام‌ها و علایم متعلق به رژیم پهلوی از روی سربرگ‌های اداری، رفته رفته ادارات و نهادهای دولتی با صدور بخشنامه‌هایی حجاب را برای کارمندان و مراجعان خود الزامی کردند. روزنامه کیهان نیز گزارشی تحت عنوان «حجاب را چگونه به ادارات ببریم؟» چاپ کرد و مسئولان و وزرای وقت را مورد پرسش قرار داد (کیهان، 16/4/1359: 2)
1-1-3-4- بخشنامه‌ها و اطلاعیه‌های سازمان‌های قضایی و اجرایی
سال 1359 را می‌توان سال صدور بخشنامه‌ها و اطلاعیه‌های گوناگون درباره پوشش و لباس افراد جامعه نامید. در همین روزها (یعنی 16 تیر 1359) روزنامه کیهان به «دستور شورای انقلاب به مسئولان ادارات در مورد پوشش اسلامی زنان» اشاره کرد و از قول هاشمی رفسنجانی نوشت که «قرار شد شورای انقلاب رسماً اعلام کند خانم‌ها بدون پوشش اسلامی حق ورود به ادارات را نداشته باشند و ادارات اجازه دارند جلویشان را بگیرند»(کیهان، 16/4/1359: 3)