اختلافات خانوادگی، بدرفتاری با کودک

خانواده‌ی شلوغ ‌یکی از کانون‌های وقوع کودک‌آزاری محسوب می‌شود. جمعیت زیاد خانواده توجه و مراقبت کافی نسبت به کودکان را محدود خواهد کرد و هم با استرس‌های جانبی که‌ ایجاد می‌کند خطر وقوع کودک‌آزاری را افزایش می‌دهد. ازسوی دیگر در این خانواده‌ها احتمال کودک‌آزاری از سوی خواهران و برادران بزرگتر زیاد است. تحقیقات نشان می‌دهد که بیشتر کودک‌آزاری‌ها در خانواده‌هایی که تعداد فرزندان بیش از 3 نفر است می‌باشد و ضمناً در این خانواده‌ها احتمال غفلت و بزه‌دیدگی اطفال افزایش می‌یابد.(مدنی، همان، ص 150).
2-3-1-3- سابقه بیماری جسمی یا روانی در خانواده
والدینی که دچار اختلالات فکری بوده و در قضاوت و پردازش فکر با مشکل روبه‌رو هستند از نظر گفتار کودک سوء تعبیرکرده و رفتاری را مغرضانه قلمداد می‌کنند و ممکن است آسیب‌های جدی به کودک وارد کند. افراد دارای اختلالات روانی مثل اسکیزوفرنی نیز ممکن است آزار دهنده باشند والدین روان‌پریشی مبتلا به اختلالات شخصیتی ممکن است کودکان خود را به شدت مورد آزار روانی قرار دهند. اگرچه بسیاری از والدین آزارگر از ضعف‌های رفتاری یا هیجانی برخوردارند، اما بیماری‌های روانی نوعاً نقش اندکی در بدرفتاری با کودکان دارند و بیشتر مجموعه ویژگی‌های یا صفات شخصیتی هستند که به‌طور مشترک در والدین کودک‌آزار دیده به چشم می‌خورد. نمونه‌ای از این صفات عبارتند از: عزت نفس پایین‌– بهره هوشی پایین ‌– خشونت- انزوا و تنهایی– اضطراب و افسردگی– انعطاف پذیری– ترس از طرد– تحمل کم در برابر ناکامی– خود شیفتگی و(باقری، ، ص35).
2-3-1-4- طلاق و جدایی در خانواده
خانواده‌هایی که طلاق در آنها صورت می‌گیرد کودک علاوه برآنکه قبل از طلاق در اثر تعارضات و خشونت‌های رایج در خانواده آسیب می‌بیند پس از طلاق هم چون با‌یکی از والدین زندگی می‌کند. در نتیجه در معرض تعرض انواع تهدیدها قرار می‌گیرد. پس از طلاق و احتمالا ازدواج مجدد کودک صاحب نامادری یا ناپدری می‌شود که احتمال وقوع کودک را در خطر و تهدید افزایش می‌دهد. البته بحث فقدان فیزیکی صرفاً مطرح نیست، بلکه عدم ایجاد‌یک محیط پر احساس و عاطفی و عاری از محبت خانوادگی نیز مد نظر است. مطالعات جرم‌شناسان و روان‌شناسان مؤید این مطلب است که‌یکی از علل مهم نابسامانی رفتار کودکان، خانواده مغشوش، از هم گسیخته و ناهماهنگ بودن است. در خانواده‌های پر اغتشاش و از هم پاشیده، هیجان‌ها و اضطراب‌های عصبی و تحریک مداوم در اثر اختلالات والدین ایجاد می‌شود و موجب تأثیر در رفتار کودکان و موجب رشد قوای عاطفی افسردگی و ایجاد نفرت و بی‌تفاوتی نسبت به اطرافیان می‌شود.
2-3-1-5- سابقه اعتیاد در خانواده
اعتیاد‌ یکی از عواملی است که آزار و بی‌توجهی نسبت به کودکان را افزایش می‌دهد عاملی که باعث می‌شود بنای شخصیتی والدین بر روی سیستم خانواده شدیداً مؤثر واقع شده و سوء رفتار نسبت به کودکان را دامن زند. در خانواده‌های که پدر یا مادر در بد‌ترین شکل ممکن هردو معتاد هستند، بچه‌ها در هر شرایطی مورد آزار قرار می‌گیرند و والدین معتاد قادر به دنبال کردن‌یک الگوی رفتاری صحیح با فرزندان خود نیستند. ممکن است قبل از استفاده از مواد‌مخدر زمانی که به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند، در برابرکوچک‌ترین عمل فرزندشان واکنش خشن انجام دهند و ممکن است زمانی که پس از مصرف موادمخدر به آرامش می‌رسند به کودکان‌شان به شکل افراطی محبت کنند و اینها هیچ گاه مفهوم درست عمل صحیح و غلط را درک نمی‌کنند. تحقیقی که در این مورد در سه درمانگاه تهران انجام شده نشان داد که‌یکی از مهم‌ترین ویژه‌های خانوادگی کودکان آسیب دیده جسمانی، اعتیاد‌یکی از اعضای خانواده است(نگهی، 1381، ص 120).
2-3-1-6- سابقه محکومیت‌ یا سوءپیشینه خانواده
والدینی که خشن، ضد اجتماعی و یا دارای سابقه‌ی کیفری هستند وآنهایی که خارج از خانواده پرخاشگرند احتمال بیشتری هست که در خانواده خود خشن و بدرفتار باشند. انحطاط اخلاقی والدین از دیگر عواملی است که به عنوان عامل خانوادگی تأثیر گذار برکودک‌آزاری مورد توجه قرار می‌گیرد.
2-3-1-7- تک والدینی بودن
در این شرایط امکان وقوع کودک‌آزاری زیاد است. این وضعیت ممکن است در زنان مطلقه و زنانی که بدون ازدواج بچه دار شده‌اند بیشتر رخ دهد. کودکان خانواده‌های تک والدی به‌ویژه زمانی که زن سرپرست خانواده است بیشتر در خطر سوء آزار واقع شدن قرار دارند. همچنین در خانواده‌هایی که‌یکی از والدین یا هر دو به دلایل گوناگون (مأموریت، سفرو.. .) مدتی در خانه حضور نداشته‌اند و یا برای مدت طولانی کودک را در خانه ‌تنها گزارده‌اند گزارش کودک‌آزاری بیشتر بوده است (باقری، 1389، ص 63).
2-3-1-8- انزوای اجتماعی خانواده
شواهد زیادی در مورد رابطه بین انزوا و روابط اجتماعی محدود خانواده با افزایش هر بدرفتاری و بی‌توجهی به کودکان وجود دارد. خانواده‌هایی که شبکه‌ی اجتماعی گسترده‌ای ندارند، میزان بدرفتاری بالاتری را نسبت به فرزندان خود اعمال می‌کنند. در خانواده‌هایی که با دیگران کمتر تماس دارند، وقتی میزان عوامل فشارزا (در ارتباط با کودک، یا شرایط اجتماعی) بیشتر از میزان حمایت‌های دریافتی باشد، احتمال بدرفتاری با کودک افزایش خواهد یافت. خانواده‌هایی که حمایت اجتماعی دریافت می‌کنند و کمک و راهنمایی جهت اجرای نقش خود را دارند و یا دوستانی دارند که بتوانند شنونده نقش‌های آنان باشند و علائم و نشانه‌های غیر عادی رفتار آنان را برای شان گوشزد نمایند، کمتر ممکن است تهاجمات بدنی را نسبت به کودکان انجام دهند(نامداری، سال 77، ص96) عدم دسترسی به سیستم‌های حمایتی و وجود استرس‌های تحمیلی از جانب کودک، والدین را در معرض فشار مضاعف قرار داده و در نتیجه کودک را وسیله‌ای در جهت انتقال محرومیت و اضطراب والدین کرده و در نتیجه با او به خشونت رفتار می‌کنند( نامداری، 1377، ص96).
2-3-1-9- وجود تعارضات و اختلالات خانوادگی
اختلافات خانوادگی مشخصه بارز خانواده‌های کودکان آزار دیده است. نمونه‌هایی از کودک‌آزاری در ایران دیده شده است که حکایت از این دارد: مثلاً زنی که برای انتقام از شوهر خود، روی دست‌های پسر 7 ساله‌اش قاشق داغ گذاشته است. یا نزاع زن و شوهر با مرگ نوزاد شیرخوار پایان یافته ‌است (روزنامه‌ایران،.مورخ 26/9/1377).
2-3-1-10- شرایط اقتصادی خانواده
اوضاع نامناسب اقتصادی از دیگر عوامل مهم بزه‌دیدگی اطفال می‌باشد هر چند که فقر به خودی خود نمی‌تواند علت بدرفتاری با کودکان باشد، اما فشاری که همراه با فقر ایجاد می‌شود بسیار زیاد است. در این خانواده‌ها میزان درآمد ناکافی است و محل سکونت این افراد نیز به دلیل توان مالی اندک معمولا در مناطقی است که فاقد امکانات رفاهی لازم می‌باشد. منزل مسکونی آنها معمولا بسیار کوچک و نامتناسب با جمعیت خانواده است و کودکان نیز ناگزیرند برای کمک به تأمین معاش خانواده به کار وادار شوند (بخشی‌پور، 1377، ص 136).
فقر و کودک‌آزاری همبستگی زیادی دارند. کودکان خانواده‌های فقیر از امنیت کمتری برخوردارند. نیازهای بهداشتی، تغذیه‌ای، آموزشی و روانی به شکل مستقیم (فراهم آوردن عوامل فردی و خانوادگی زمینه ساز کودک‌آزاری) می‌تواند میزان بروز شیوع کودک ‌آزاری را افزایش دهد. از تبعات این عوامل می‌توان به کار کودکان و ولگردی و تکدی‌گری آنها اشاره کرد(اسماعیل‌زاده، 1379، ص 121).
2-3-1-11- مذهب خانواده

                                                    .