اختلال افسردگی اساسی

در سال 1990، کابات زین مسألهی ذهنآگاهی را مورد توجه قرار داد و درمانی را بر اساس آن ابداع نمود. بعدها دانشمندان بسیار دیگری این درمان را برای اختلالات روانی مختلف به کار برده و اثربخشی آن را گزارش نمودند. امروزه ذهنآگاهی به عنوان یک صفت روانی، مورد پژوهش قرار گرفته است و پنج مؤلفه برای آن تعریف شده است. این مؤلفهها عبارتند از: مشاهده، عمل توأم با آگاهی، عدم قضاوت، توصیف و عدم واکنش پذیری.
با توجه به اینکه درمان شناختی مبتنی بر ذهنآگاهی در درمان افسردگی و اضطراب مؤثر بوده است، ما در این پژوهش برآنیم تا مؤلفههای ذهنآگاهی را به عنوان یک صفت در افراد مضطرب، افسرده و بهنجار مورد مقایسه قرار دهیم تا نقش آنها در شکلگیری این اختلالات معین گردد.
ازطرفی در کشورما که اساس حکومت بر دین و احکام فراگیر آن استوار است و مذهب نقش عمده و غیرقابلانکاری در زندگی مردم ایفا مینماید، پیدا کردن رابطه میان مفاهیم دینی و مفاهیم روانشناسی، امری ضروری به نظر میرسد.
صبر یکی از واژه هایی است که بطور مکرر در قرآن کریم به کار رفته و به علت نقش بسیار مهم و اساسی که در تکامل فردی و اجتماعی بشر به عهده دارد، خداوند تقریبا در نود و سه آیه آن را مطرح کرده است. صبر به معنای استقامت و پایداری در برابر تمامی علل و عواملی است که مانع رسیدن انسان به آن تعالی و کمالی است که هدف آفرینش و خلقت اوست و ادیان و شرایع الهی، بشر را به سوی آن هدایت میکند(خوشحال دستجردی،1381).
در مطالعهای که توسط خرمایی(1388) صورت گرفته، پنج مؤلفه برای صبر مشخص گردیده است. این مؤلفه ها عبارتند از: شکیبایی، استقامت، رضایت، درنگ و متعالی شدن.
ما در این پژوهش به بررسی و مقایسهی مؤلفههای صبر در افراد افسرده، مضطرب و بهنجار میپردازیم.
1-3- اهداف پژوهش
1-مقایسهی مؤلفههای ذهنآگاهی در افراد افسرده،مضطرب و گروه بهنجار
2-مقایسهی مؤلفههای صبر در افراد افسرده،مضطرب و گروه بهنجار
1-4- ضرورت و اهمیت پژوهش
افسردگی ، شایعترین اختلال خلقی و عاطفی و بزرگترین بیماری روانی قرن حاضر است. به بیان سادهتر، افسردگی یک واکنش روانی-زیستی در برابر فشارها و استرسهای زندگی است. چنین حالت واکنشی و اختلال خلقی، محدود به زمان و مکان خاصی نیست و میتواند در هر زمان و هر مکان و برای هر شخصی در هر موقعیتی که باشد، پدید آید. شایان ذکر است که بسیاری از اختلافات خانوادگی و مشکلات روابط انسانی، نتیجهی نوعی افسردگی پایدار و مزمن است که شخص را مبتلا کرده است( افروز،1381).
مطابق آمار سازمان بهداشت جهانی (WHO) حدود 12 درصد از جمعیت کشورهای مختلف به درجاتی از افسردگی مبتلا میباشند. بعضی از محققان نیز بر این باورند که حدود 30 درصد از مردم در طول حیات خود دچار افسردگی میشوند. در واقع متأسفانه آمار افسردگی بقدری زیاد و قابل ملاحظه است که فراوانی این بیماری روانی تنها با سرماخوردگی سادهی جسمانی قابل مقایسه میباشد ( سلیگمن و روزنهان،1996).
مطالعاتی که در سالهای اخیر توسط کارشناسان سازمان بهداشت جهانی صورت گرفته است حاکی از افزایش دامنهی شیوع افسردگی در جوامع درحال توسعه میباشد. با کمال تأسف باید گفت که کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست و درصد قابل توجهی از افراد جامعه دچار درجاتی از افسردگی هستند (افروز،1381).
اضطراب نیز جزء اختلالات روانی محسوب می شودکه از شیوع بالایی برخوردار است. اضطراب زمینهساز اختلالات متعددی نظیر ترس، وسواس، خودکشی، سوءمصرف مواد، اختلالات شخصیتی و انواع انحرافات است (کاکاوند و پارسامنش،1389).
باتوجه به شیوع بالای این دو اختلال در جامعه و تاثیر وسیع و همه جانبهای که این اختلالات بر زندگی افراد مبتلا میگذارند، شناخت عوامل مؤثر بر شکلگیری آنها امری لازم و ضروری به نظر میرسد. پژوهشهای انجام شده در زمینهی ذهنآگاهی، بیانگر این موضوع هستندکه این مفهوم، نقش مهمی در رهایی از نشانگان اضطراب و افسردگی و بهبود کیفیت زندگی افراد ایفا مینماید. به همین جهت آگاهی از اینکه کدام یک از مؤلفههای این مفهوم در شکل گیری اضطراب یا افسردگی مؤثر است، به روانشناسان در جهت پیشگیری از این اختلالات که هزینه زیادی را بر جامعه تحمیل مینمایند،کمک خواهد کرد.
از طرفی ما در جامعهای زندگی میکنیم که ارزشهای دینی به شکل گستردهای با زندگی مردم آن درهم تنیده است و مسائل دینی بر مسائل روانی و سلامت روان آنها تاثیرگذار است. یکی از مفاهیمی که در متون اسلامی بارها مورد تأکید قرار گرفته، مفهوم صبر است. با توجه به اینکه بشر امروز در دنیایی به سر میبرد که از رویدادهای تنیدگیزای گوناگون اجتماعی، محیطی، شغلی، خانوادگی و . . . رنج میبرد و رفاه حاصل از پیشرفت فناوری، افزایش روحیهی راحتطلبی و کاهش ظرفیت تحمل را در او موجب شده است، برخورداری از ویژگی صبر، توان درونی انسان را ارتقاء میبخشد(نوری،1387). با توجه به کارایی و تاثیراتی که صبر در زندگی معنوی انسان دارد و با توجه به نقش گستردهی دین در جامعهی ما، پژوهش در مورد صبر ضروری مینماید.
1-5- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
1-5-1- افسردگی:
1-5-1-1- تعریف مفهومی: طبق چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSMIV) اختلال افسردگی اساسی با یک یا چند دورهی افسردگی اساسی بدون سابقهی دورههای مانی، مختلط، یا هیپومانی تعریف میشود. یک دورهی افسردگی اساسی باید حداقل 2 هفته طول بکشد، بطور شاخص شخص یا افسرده است
یا علاقه خود را به اکثر فعالیتها از دست میدهد. شخصی که تشخیص اختلال افسردگی اساسی دریافت میکند باید واجد حداقل 4 علامت از فهرستی که شامل تغییرات در وزن و اشتها، تغییر در خواب و فعالیت، فقدان نیرو، احساس گناه، مشکلات تفکر و تصمیمگیری و افکار عودکننده مرگ و خودکشی باشد (پورافکاری،1381).
1-5-1-2- تعریف عملیاتی: در این پژوهش، منظور از فرد افسرده، فردی است که توسط روانپزشک، تشخیص افسردگی دریافت کرده باشد و در پرسشنامه افسردگی بک نمره بالاتر از 30 کسب کرده باشد؛ ضمنا نمره پایینی در پرسشنامه اضطراب کسب نماید.
1-5-2- اضطراب:
1-5-2-1- تعریف مفهومی: اضطراب به منزلهی بخشی از زندگی هر انسان، در همه افراد درحدی اعتدالآمیز وجود دارد و در این حد به عنوان پاسخی سازشیافته تلقی میشود. فقدان اضطراب ممکن است ما را با مشکلات و خطرات قابل ملاحظه ای مواجه کند. به عبارت دیگر میتوان چنین گفت که اضطراب در پاره ای از مواقع، سازندگی و خلاقیت را در فرد ایجاد میکند. بالعکس اضطراب مرضی نیز وجود دارد؛ چراکه اگر حدی از اضطراب میتواند سازنده و مفید باشد و اگر اغلب مردم اضطراب را تجربه میکنند، اما این حالت ممکن است جنبهی مزمن و مداوم بیابد که در این صورت نه تنها نمیتوان پاسخ را سازشیافته دانست، بلکه باید آن را به منزلهی منبع شکست، سازشنایافتگی و استیصال گستردهای تلقی کرد (دادستان،1378).
چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSMIV) اختلال اضطراب فراگیر را اضطراب و نگرانی شدید در مورد چندین رویداد یا فعالیت تعریف میکند که در اکثر روزها حداقل به مدت 6 ماه دوام داشته باشد. کنترل نگرانی مشکل است و علایم جسمی نظیر تنش عضلانی، تحریکپذیری، اشکال در خواب و بیقراری با آن همراه است. اضطراب متمرکز بر خصوصیات یک اختلال دیگر محور1 نیست، ناشی از مصرف مواد یا بیماری طبی عمومی نمیباشد و فقط در جریان یک اختلال خلقی یا روانی ظاهر نمیگردد، از لحاظ ذهنی ناراحتیبرانگیز است و در زمینههای مهم زندگی شخص اختلال ایجاد میکند (پورافکاری،1381).
1-5-2-2- تعریف عملیاتی: در این پژوهش، منظور از فرد مضطرب، فردی است که توسط روانپزشک، تشخیص اختلال اضطراب فراگیر را دریافت کرده و در پرسشنامهی اضطراب اشپیلبرگر، نمرهی بالاتر از 53 کسب کند؛ همچنین نمره پایینی در پرسشنامهی افسردگی به دست آورد.
1-5-3- مؤلفههای ذهنآگاهی:
1-5-3-1- تعریف مفهومی: کابات ـ زین(1990) ذهنآگاهی را به عنوان آگاهی غیرقضاوتی لحظه به لحظه تعریف میکند. او در سال 1994، توجه کردن به اهداف در حال حاضر به شیوه خاص و بصورت غیرقضاوتی را ذهنآگاهی میداند و در سال 2003 تعریف خود را کاملتر نموده و ذهنآگاهی را نوعی از آگاهی میداند که از طریق توجه به اهداف در زمان حاضر و بدون قضاوت راجع به تجربیات آشکار لحظه به لحظه پدیدار میگردد پنج مؤلفهی ذهنآگاهی عبارتند از: مشاهده (داشتن توجه دقیق به پدیدهها و محرکهای درونی و بیرونی)، توصیف (توصیف کردن پدیدههایی که در حیطهی آگاهی قرار میگیرند)، عمل توأم با آگاهی (عطف کامل توجه به فعالیت در حال انجام به جای عمل به شکل خودکار)، عدم قضاوت (قضاوت نکردن دربارهی تجارب جاری) و عدم واکنشپذیری (واکنش نشان ندادن به احساسات در حال وقوع) (مور و مالینوسکی،2008).

                                                    .