آموزش مهارت ارتباط انسانی و روابط بین فردی

 

 

 

گرایش به گروه های دوستی و همسالان بیشتر شده و معمولا این گروه ها جای خانواده را می‌گیرند از طریق شرکت در این گروه ها و ایفای نقش در نهایت نوجوان به هویت اجتماعی دست می‌یابد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

آموزش مهارت‌های زندگی:
ارتباط انسانی(حفظ استقلال در بین دوستان، احترام به نظرات دیگران، ابراز وجود و..)
روابط بین فردی (دوستیابی، برقراری روابط صمیمی)
مشارکت و همکاری

 

 

 

نوجوانان از طریق شرکت در گروه ها، مفاهیم مربوط به عضویت در گروه و ایفای نقش در آن را که برای رشد او حائز اهمیت است کسب می‌کنند.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

آموزش مهارت مشارکت و همکاری

 

 

 

از اختلالات روانی و رفتاری رایج در این دوران می‌توان به اعتیاد، بزهکاری، افسردگی و… اشاره نمود.
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

 

 

آموزش مهارت‌های زندگی:
ارتباط انسانی- روابط بین فردی
بهداشت و سلامت روانی
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی

 

 

۲-۱۱ سوابق پژوهشی[۹۴] مربوط به آموزش مهارتهای زندگی
در این زمینه اکثر پژوهش‌ها مربوط به بررسی تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر روی رفتار فراگیران می‌باشد. در ادامه سوابق تحقیق در داخل و خارج از کشور بررسی می‌شود.
۲-۱۱- ۱ تحقیقات انجام شده در خارج از کشور
اشنایدر و زیمان[۹۵] (۱۹۸۹) در پژوهشی تحت عنوان ” نیاز به ارزیابی برنامه‌های آموزشی مهارت‌های زندگی در دانش آموزان آلمانی” مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که دانش آموزان دارای سطح آگاهی متوسطی از مهارت‌های زندگی هستند.
بیلی[۹۶] (۱۹۹۲) و همکاران در تحقیق خود به مطالعه ” ارتباط بین مهارتهای زندگی و توانایی حل مساله در کودکان دبستانی” پرداختند. آنها در این تحقیق طولی خود به این نتیجه رسیدند که، دانش آموزانی که در دوره ابتدایی از مهارت‌های زندگی بهتری برخوردار بودند، در سنین بعد از ابتدایی بهتر می‌توانند از عهده فعالیت‌هایی چون برنامه ریزی‌های مربوط به حل مساله برآیند و از روش‌های موفق تری برای حل مساله استفاده کنند.
اورکین و وندی[۹۷](۱۹۹۶) در پژوهش خود تحت عنوان “بهبود مهارت‌های زندگی دانش آموزان از طریق مداخله و تربیت کلاسی ” گزارش کردند که، دانش آموزان مورد مطالعه در قبل از اجرای برنامه از نظر مولفه‌هایی مانند همکاری، پشتکار، حل مساله و صمیمیت ضعف داشته اند. جامعه آماری دانش آموزان دوره ابتدایی از طبقه متوسط بوده اند، آنها پس از تدوین و اجرای چند برنامه مهارت زندگی نتیجه گرفتند که این برنامه‌ها بر رفتار دانش آموزان تاثیر مثبت داشته است.
ویچروسکی و همکاران[۹۸] (۲۰۰۰) در پژوهشی تحت عنوان” ارتقاء عزت نفس و حمایت‌های اجتماعی در یک برنامه جامع مهارت‌های زندگی” مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که مهارت‌های زندگی که با هر دو حوزه اعتماد به نفس و حمایت‌های اجتماعی در ارتباط می‌باشد نشان دهنده اهمیت ادغام این دو حوزه در طراحی برنامه و روش است و آموزش مهارت‌های زندگی موجب افزایش عزت نفس و انعطاف پذیری در مقابل تغییرات شده و نگرش‌های مثبت در جهت احساس خود کفایتی را ارتقاء می‌بخشد.
ویکاری و همکاران[۹۹] (۲۰۰۴) در پژوهشی تحت عنوان ” اثرات آموزش مهارت‌های زندگی برای زنان جوان و دختران دبیرستانی روستایی با خطر ریسک بالا و پایین” مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که آموزش مهارت‌های زندگی باعث کاهش استفاده از مواد مخدر شده و حتی بعد از ۲ سال از اجرای برنامه نیز نتایج پایدار بوده است.
آلبرتین و همکاران[۱۰۰] (۲۰۰۴) در پژوهشی تحت عنوان” الگوهای قدرتمند کردن افراد از طریق برنامه مهارت‌های زندگی” مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که آموزش مهارت‌های زندگی موجب افزایش نقش فعال در زندگی، مسئولیت پذیری در محیط شغلی، برنامه ریزی برای آینده و توانایی تفکر انتقادی می‌شود.
ویلبرن[۱۰۱] و اسمیت[۱۰۲] (۲۰۰۵) در تحقیق خود به این نتیجه رسیدند که آموزش مهارت‌های ارتباطی از مهارت‌های زندگی به نوجوانان باعث افزایش اعتماد به نفس، احساس رضایتمندی از زندگی و بهبود حل مساله بین آنها شده است.
بوتوین[۱۰۳] و همکاران (۲۰۰۶) در پژوهش خود تحت عنوان “بررسی اثربخشی برنامه پیشگیرانه آموزش مهارت‌های زندگی بر خشونت و بزهکاری دانش آموزان” نشان دادند که آموزش این مهارت‌ها خشونت و بزهکاری دانش آموزان را به طور معناداری کاهش داده است.
شجمن[۱۰۴] (۲۰۰۶) در پژوهش خود تحت عنوان ” ارتباط مهارت‌های زندگی و جو کلاس درس” مورد بررسی قرار داد و نتایج حاکی از آن بود که با آموزش مهارت‌های زندگی روابط در کلاس درس بهبود یافته و اعتماد به نفس دانش آموزان بیشتر شده و رفتار دانش آموزان نیز بهبود یافته است.
تاتل[۱۰۵] (۲۰۰۶) در پژوهش خود تحت عنوان ” آموزش مهارت‌های زندگی برای نوجوانان در معرض خطر” مورد بررسی قرار داد. نتایج حاکی از آن بود که آموزش مهارت‌های زندگی برای نوجوانان مفید و از نظر فرهنگی برای نوجوانان محلی، فقیر، درون شهری به جا و مطلوب می‌باشد.
گوداس و همکاران[۱۰۶] (۲۰۰۶) در پژوهشی تحت عنوان ” اثربخشی آموزش مهارت‌های زندگی در زمینه تربیت بدنی” مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که آموزش مهارت‌های زندگی تغییرات معنی داری در مسئولیت پذیری اجتماعی، هوش هیجانی و دانش اجتماعی افراد ایجاد شده بود و همچنین مهارت آنها در تعیین هدف و توانایی تفکر مثبت افزایش یافته بود.
تصویر توضیحی برای هوش هیجانی
بلادورث[۱۰۷] (۲۰۰۷) در تحقیق خود به ” برگزاری دوره‌های آموزشی مهارت‌های زندگی” پرداخت که شامل آموزش‌هایی همچون همکاری، مسئولیت پذیری، همدلی، خویشتن داری، احترام به دیگران، قدرت تصمیم گیری، حل تعارض‌ها، برقراری ارتباط و افزایش عزت نفس بودند. نتایج به دست آمده نشان داد که این دوره آموزشی به بهبود کارکرد آموزشی و کاهش مشکلات اجتماعی و هیجانی دانش آموزان انجامیده است.
باهلر[۱۰۸] (۲۰۰۸) در پژوهشی تحت عنوان ” نقش ارتقاء مهارت‌های زندگی در جلوگیری از مصرف مواد مخدر ” مورد بررسی قرار داد. نتایج حاکی از آن بود که افزایش دانش مهارت‌های زندگی برابر است با افزایش نگرش متفاوت دانش آموزان در مورد استفاده از الکل و به طور کلی یافته‌ها نشان می‌دهد که، پیشگیری مطلوب می‌تواند نتیجۀ تاثیر اطلاعات در مورد مهارت‌های زندگی باشد و برنامه‌های مهارت‌های زندگی از مصرف مواد مخدر جلوگیری می‌کند.
براون[۱۰۹] (۲۰۱۰) در پژوهشی با عنوان ” پیش بینی کیفیت زندگی دانش آموزان براساس مهارتهای زندگی” مورد بررسی قرار داد. یافته‌های این مطالعه نشان دهنده ی آن است که نه تنها دانش آموزان توانایی مقابله با مسائل و مشکلات روزمره را دارند بلکه باعث مقاوم سازی شخصیتی آنها و گسترش دید آنها برای مواجه شدن با مشکلات می‌گردد. همچنین باعث افزایش رابطه و بهبود روابط شان با مردم اجتماع می‌شود که به رضایتمندی شخص از خود منتهی می‌گردد.
سریکالا و کیشور[۱۱۰] (۲۰۱۰) در پژوهشی تحت عنوان ” توانمند سازی نوجوانان با آموزش مهارت‌های زندگی در مدارس با برنامه بهداشت روان” مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که افزایش قابل توجهی در اعتماد به نفس و درک مناسب از مقابله به دست آوردند. سازگاری بیشتری در خانه و با همسالان داشتند و به طور کلی تغییرات مثبت در دانش آموزان در برنامه رفتار کلاسی و تعاملشان ایجاد شده بود.
سیلویا وال و همکاران[۱۱۱](۲۰۱۱)، در پژوهشی تحت عنوان “برنامه جهانی مدرسه مرتبط با پیشگیری از افسردگی و بالا بردن مهارت‌های زندگی” مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که با آموزش مهارت‌های زندگی به طور معمول اثرات مثبتی روی شرکت کنندگان شبکه‌های اجتماعی و علائم افسردگی و رفتار پرخاشگری نشان داده است.
۲-۱۱- ۲ تحقیقات انجام شده در داخل کشور
کیامنش(۱۳۷۹)، در تحقیق خود تحت عنون “سنجش صلاحیت‌های دانش آموزان پایه پنجم دبستان (ارزشیابی درون داد و برون داد) ” نشان داده است که عملکرد مهارتهای دانش آموزان مورد مطالعه در حوزه مهارتهای زندگی از حداقل مورد انتظار کمتر است و تنها ۸/۱۲% دانش آموزان عملکرد بالاتری داشته اند.
آقاجانی(۱۳۸۱)، در تحقیق خود با عنوان ” بررسی تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر سلامت روان و منبع کنترل دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان” نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی سلامت روان آزمودنی‌ها را بهبود می‌بخشد، اما تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر منبع کنترل آزمودنی‌ها معنادار نبوده است، بین سلامت روان و شیوه‌های مقابله ای و همچنین بین منبع کنترل و شیوه‌های مقابله ای ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد، اما بین سلامت روان و منبع کنترل ارتباط مثبت و معناداری وجود ندارد. بین سطح تحصیلات مادر، اشتغال مادر و عملکرد تحصیلی دانش آموزان با سلامت روان و شیوه‌های مقابله ای آنها ارتباط معناداری وجود دارد.
مرادی (۱۳۸۱) طی تحقیقی در زمینه “سودمندی آموزش مهارتهای زندگی (ارتباط بین فردی، حل مساله، کنترل خشم، ابراز وجود) به دانش آموزان دختر دبیرستان، در بهبود وضعیت بهداشت روانی ایشان” به این نتیجه دست یافت که پس از آموزش، دانش آموزان شرکت کننده در این برنامه توانستند کاهش معناداری را در علائم بیماری، افسردگی، اضطراب، شکایت جسمانی و کارکرد اجتماعی از خود نشان دهند.
ادیب (۱۳۸۲) در تحقیق خود با عنوان “طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی مهارت‌های زندگی برای دوره راهنمایی تحصیلی” مورد بررسی قرار داد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی مهارت‌های زندگی ضروری برای دانش آموزان راهنمایی تحصیلی و طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی مهارت‌های زندگی برای دوره مذکور بوده است. نتایج نشان داد که الگوی مطلوب برنامه درسی مهارت‌های زندگی برای دوره راهنمایی تحصیلی از نظر ساختار و سازمان دهی محتوا به صورت تلفیقی، از نظر هدف، مبتنی بر نیازهای روزمره دانش آموز، از نظر محتوا روش کاری، از نظر راهبردهای تدریس مبتنی بر مدل‌های تعامل اجتماعی و رشد ویژگی‌های شخصی و از نظر ارزشیابی مبتنی بر روش های کمی‌و کیفی بررسی عملکرد دانش آموزان است.
صفر زاده (۱۳۸۳-۱۳۸۲) در تحقیق خود تحت عنوان ” بررسی اثربخشی آموزش مهارت‌های زندگی در برقراری ارتباط اجتماعی کارآمد در دانش آموزان دختر سال اول دبیرستان” نشان داده است که برنامه آموزش مهارت‌های زندگی در برقراری ارتباط اجتماعی کارآمد، تاثیر مثبت داشته و به طور معناداری آن را افزایش داده است. در این تحقیق مولفه‌های ارتباط اجتماعی کارآمد عبارت بودند از: مهارت در تصمیم گیری، احترام به حقوق دیگران، قدرشناسی، توانایی بیان محبت، توانایی بیان قاطع خواسته‌ها، نتایج پژوهش حاضر در مورد هر یک از مولفه‌های ارتباط جمعی به شرح ذیل می‌باشد: آموزش مهارت‌های زندگی در افزایش توانایی تصمیم گیری، افزایش بیان قاطع خواسته‌ها و کاهش پرخاشگری آزمودنی‌ها تاثیر مثبت داشته اما تاثیر این آموزش در قدردانی از زحمات دیگران ، احترام به دیگران و توانایی بیان محبت در حد معنادار نبوده است.
حقیقی و همکاران (۱۳۸۵)، در پژوهشی ” اثربخشی آموزش کوتاه مدت مهارت‌های زندگی را بر دانش آموزان دختر سال اول دبیرستان یکی از مناطق شهر تهران” مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصل از آن نشان داد که میزان تکانش بر روی دانش آموزان گروه آزمایشی در مقایسه با دانش آموزان دیگر در گروه گواه به طور معناداری کاهش یافته است.
فروغ مند(۱۳۸۵)، در تحقیق خود با عنوان “بررسی مهارت‌های زندگی بر سازگاری فردی-اجتماعی نوجوانان دختر در شهرستان اهواز” نشان داد که آموزش مهارت‌های زندگی بر افزایش سازگاری فردی – اجتماعی نوجوانان دختر تاثیر داشته است.
اعرابی(۱۳۸۶)، در پژوهشی تحت عنوان “اثربخشی آموزش مهارت‌های زندگی بر سازگاری اجتماعی نوجوانان دختر شهر اصفهان” نشان داد که آموزش مهارت‌های زندگی بر میزان سازگاری اجتماعی نوجوانان موثر بوده و آن را افزایش داده است.
کنعانی کتمجانی (۱۳۸۷) در تحقیقی تحت عنوان “بررسی میزان توانمندی دانش آموزان متوسطه استان گیلان در استفاده از مهارت‌های زندگی” نشان داد که بین دانش آموزان دختر و پسر از لحاظ میزان آگاهی در زمینه مهارت‌های زندگی تفاوتی وجود ندارد ولی بین میزان توانمندی دانش آموزان پسر و دختر در استفاده از مهارت‌های زندگی تفاوت معناداری وجود دارد به طوری که دانش آموزان پسر توانمندتر از دختران در استفاده از تکنیک‌های مقابله ای هستند.
حاج امینی و همکاران (۱۳۸۷)، در پژوهشی با عنوان ” بررسی تاثیر آموزش مهارت‌های زندگی بر واکنش هیجانی نوجوانان” مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از اثربخشی آموزش‌ها در کاهش استرس و اضطراب بوده اما در بعد افسردگی تفاوت معناداری حاصل نشده است.
رحیمی‌و سلیمانی نیا (۱۳۸۷)، در پژوهشی با عنوان ” تاثیر آموزش مهارت‌های زندگی بر افزایش میزان مشارکت کودکان با هدف ارتقاء میزان مشارکت‌های اجتماعی کودکان” مورد بررسی قرار دادند. بر روی یک نمونه ۱۰۰ نفری از کودکان ۷ ساله دریافتند که اثربخشی برنامه آموزش مهارت‌های زندگی بر روی گروه آزمایش باعث افزایش معنادار میزان مشارکت کودکان بوده است.
عربگل و همکاران (۱۳۸۸) در مقاله ای تحت عنوان ” اثر برنامه آموزش مهارت‌های زندگی بر عملکرد دانش آموزان سال چهارم دبستان” نشان دادند ارائه این برنامه موجب ارتقای عملکرد در حوزه‌های تحصیلی، فردی، بین فردی و روابط با همسالان گردید. در حوزه تحصیلی این ارتقاء به شکل افزایش حضور در مدرسه، کاهش میزان افت تحصیلی، کاهش زمان صرف شده در آموزشهای جبرانی و افزایش معدل تحصیلی و در حوزه فردی به صورت افزایش اعتماد به نفس، کاهش پرخاشگری و افسردگی، افزایش جرات ورزی، مهارت حل مسأله و مسئولیت پذیری خود را نشان داد.
سعادتی و رفاهی (۱۳۸۸) در پژوهشی تحت عنوان “آموزش مهارت‌های زندگی راهکار پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی نوجوانان” نشان دادند که آموزش مهارت‌های مقابله با حل مساله و تصمیم گیری، مهارت‌های ارتباطی و خودآگاهی باعث کاهش افکار خودکشی گرایانه در نوجوانان دارای سابقه خودکشی می‌شود. اما در کاهش افکار فرار در نوجوانان دارای تجربه فرار موثر نمی‌باشد و همچنین آموزش مهارت‌های زندگی به طور همزمان به نوجوانان و والدین آنها تاثیر مثبتی بر ویژگی‌های شخصیتی نوجوانان دارای آسیب‌های اجتماعی دارد.
وفائیان و همکاران (۱۳۸۹) در پژوهشی تحت عنوان “اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر سلامت روانی دانش آموزان ۱۲-۱۵ ساله شهر تفت” نشان دادند که آموزش مهارتهای زندگی بر سلامت روانی دانش آموزان شهر تفت موثر بوده است.
۲-۱۲ خلاصه و جمع بندی
کنار آمدن با فشارهای زندگی و کسب مهارت‌های فردی و اجتماعی، همواره بخشی از واقعیات زندگی انسان است که در ادوار متفاوت زندگی به اشکال گوناگون تجلی می‌یابد. در دوران کودکی، تعارض‌های درونی جلوه چندانی ندارد اما با افزایش سن و مواجهه با دشواری‌های ویژه سنین نوجوانی و جوانی، کشمکش‌های درونی و محیطی بیشتر ظاهر می‌شوند، همچنین هم زمان با رشد جسمانی و روانی، انتظار جامعه و خانواده نیز از فرد نوجوان افزایش می‌یابد، به طوری که این حس به نوجوانان القاء می‌شود که به سبب زندگی اجتماعی، بخشی از تمایلات خود را محدود و در چارچوب هنجارهای اجتماعی و گروهی زندگی کنند. از همین رو نوجوانانی که شیوه‌های صحیح رفتار اجتماعی را فرا نگرفته و مهارت‌های لازم در جهت تطبیق خود با خانواده و جامعه را نیاموخته باشند، با آسیب‌های جدی و متعدد شخصیتی روبرو خواهند شد و در صورتی که برخی رفتارهای ضد اجتماعی در آنان شکل گرفته باشد، بروز واکنش‌های خشن و منفی شدت می‌یابد و پیامد آن آسیب‌های روانشناختی و انحرافات و ناهنجاری‌های روحی جلوه دو چندانی پیدا می‌کند. روانشناسان اروپایی در سال‌های اخیر لزوم آموزش مهارت‌های زندگی را با اهداف تعمیق باورها، تقویت مهارت‌های شخصیتی، اجتماعی و جامعه پذیر کردن جزء لاینفک تعلیمات در مدارس قرار داده اند و معتقدند چنانچه این مهارت‌ها درست و بر پایه شناخت اساسی در شخصیت نوجوانان نقش ببندند، بسیاری از نابسامانی‌ها و انحرافات اجتماعی این گروه کاهش می‌یابد. مهارت‌های زندگی مجموعه ای از توانایی‌ها می‌باشد که زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می‌آورند. این توانایی‌ها، افراد را قادر می‌سازند مسئولیت‌های نقش اجتماعی خود را بپذیرند و بدون لطمه زدن به خود و دیگران با درخواست‌ها، انتظارات و مشکلات روزانه به شکل موثری روبرو شوند. براین اساس مهارت‌های زندگی بی شمارند و ماهیت و تعریف آنها نسبت به فرهنگ‌ها و موقعیت‌ها تغییر می کند. یادگیری موفقیت آمیز مهارت‌های زندگی یکی از عوامل عمده گسترش بهداشت روان است. پژوهشگران تاثیر مثبت مهارت‌های زندگی را در کاهش سوء مصرف مواد، پیشگیری از رفتارهای خشونت آمیز، تقویت اعتماد به نفس، خودپنداری و بسیاری از موارد دیگر مورد تائید قرار داده اند. مطالب این فصل که طی سه بخش ارائه گردید را می‌توان به صورت خلاصه شده در قالب جدول ۲-۲ نمایش داد.
جدول ۲-۲ خلاصه و جمع بندی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دلالت بر آموزش مهارت‌های زندگی موضوع
آموزش مهارت‌های زندگی در سال ۱۹۷۹ و با اقدامات بوتوین آغاز گردید به دنبال این اقدام مقدماتی از سال ۱۹۹۳ به بعد، سازمان بهداشت جهانی با هماهنگی یونیسف برنامه آموزش مهارت‌های زندگی را به عنوان یک طرح جامع پیشگیری اولیه و ارتقای سطح بهداشت روانی کودکان و نوجوانان معرفی نمود هدف از این برنامه افزایش توانایی روانی – اجتماعی کودکان و نوجوانان بود تا آنها بتوانند با مسائل و دشواری‌های زندگی سازگارانه برخورد کنند. تاریخچه آموزش 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *