اعلامیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیون حقوق کودک

الف. اعلامیه جهانی حقوق بشر
اعلامیه فوق نه‌تنها حق آموزش و تحصیل را برای کودکان به رسمیت شناخته است، بلکه اجباری ساختن آموزش ابتدائی را برای کودکان نیز به رسمیت شناخته است. گسترش تعلیمات فنی و عمومی دوره دبیرستان و نیز تحصیلات عالی را پیشنهاد کرده است. ماده 12 این اعلامیه مقرر می‌دارد: «هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره‌مند شود آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدائی و اساسی است باید مجانی باشد». مطلب فوق در اعلامیه دارای اهمیت فراوان است، زیرا در مقایسه با حقوق دیگر مندرج در این اعلامیه از همه بیشتر مورد قبول عامه است و دولت‌ها در جهت ترقی خود آن را مطالبه می‌کنند. در کنفرانس بین‌المللی حقوق بشر (اعلامیه تهران) 1968 به منظور پیشرفت حاصله در طی 30 سالی که از زمان قبول اعلامیه جهانی حقوق بشر می‌گذشت و نیز به منظور تنظیم برنامه‌ای برای آینده در تهران تشکیل گردیده بود به موضوع حق آموزش و تحصیل کودکان به نوعی اشاره گردید.
ب. میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی
ماده 12 این میثاق اینطور مقرر می‌دارد که:
1. کشور‌های طرف این میثاق حق هرکس را بر آموزش و پرورش به رسمیت می‌شناسد.
2. کشور‌های طرف این میثاق اذعان می دارند که به منظور استیفای این حق :
الف- آموزش و پرورش باید اجباری باشد و رایگان در دسترس عموم قرار گیرد.
ب- آموزش و پرورش متوسطه به اشکال مختلف از جمله آموزش و پرورش فنی وحرفه‌ای متوسط باید تصمیم یابد و به کلیه وسایل مقتضی به‌ویژه بوسیله معمول کردن آموزش و پرورش مجانی به تساوی کامل بر اساس استعداد هر کس در دسترس عموم قرار گیرد.
ج- آموزش و پرورش پایه اساسی باید حتی الامکان برای کسانی که فاقد آموزش و پرورش ابتدائی بوده و یا آن را تکمیل نکرده باشند تشویق و تشدید بشود.
د- توسعه شبکه مدارس در کلیه مدارج باید فعالانه دنبال شود و نیز باید‌یک ترتیب کافی اعطاء بورسها بر قرار گردد و شرایط مساوی معلمان باید پیوسته بهبود یابد»(دفتری، 1348، ص 276- 272).
ج. کنوانسیون حقوق کودک
ماده 28 کنوانسیون حقوق کودک آموزش و پرورش را در زمره حقوق بدیهی کودکان قلمداد نموده است. فراهم کردن زمینه‌های آموزش و پرورش از طرفی و توسعه انواع و اقسام آموزش و پرورش‌های عمومی و حرفه‌ای از طرف دیگر از سایر وجوهی است که به آن توجه گردیده و دادن راهنمایی‌های لازم و قرار دادن اطلاعات آموزشی و حرفه‌ای در اختیار کودکان نیز از نکات عمده‌ای است که نه‌تنها در سطح محلی، بلکه در 4 ماده دیگری هستند که بر اصول وحدت، سطوح ملی و بین‌المللی بایستی انجام شود. تقویت کننده ماده 28بخش تأکید می‌کنند. ماده 2 درباره عدم تبعیض، ماده 3 درباره عالی‌ترین منافع کودک، ماده 6 درباره حق کودکان برای برخورداری از زندگی، بقاء و حیات توأم با سلامت جسمی و روانی تأکید می‌کند. عدم ثبت رسمی تولد کودکان ‌یکی از موارد در خطر قرار دادن آنها می‌باشد زیرا بدون گواهی ثبت تولد، کودک به‌طور رسمی ‌یک شهروند محسوب نمی‌شود و از دسترسی کافی به خدمات اساسی، بهداشتی و آموزش‌های پایه محروم می‌گردد. ماده 7 کنوانسیون حقوق کودک مقرر می‌دارد: « تولد کودک، بلافاصله پس از بدنیا آمدن ثبت می‌شود و از حقوقی مانند داشتن حق نام کسب تابعیت و در صورت امکان شناسایی والدین و قرار گرفتن تحت سرپرستی آنها برخوردار می‌باشد» دولت‌های عضو کنوانسیون این حقوق را مطابق قوانین ملی و تعهدات خود طبق اسناد بین‌المللی مربوط به این زمینه لازم‌الاجرا تلقی خواهند کرد. در اصل سوم اعلامیه جهانی حقوق کودک (1959) آمده است که کودک باید از بدو تولد صاحب اسم و ملیت گردد(زحمتکش، پیشین، ص10).
2-10-2-حمایت از اطفال و پیشگیری از بزه‌دیدگی آنها درمخاصمات مسلحانه
وجود مخاصمات بشری (البته منظور مخاصمات مسلحانه) کودکان را که آسیب‌پذیرتر از دیگران می‌باشند، تحت تأثیر قرار داده و با ایجاد شرایط مبهم زندگی رشد فیزیکی و روحی و روانی آنها را به شدت دگرگون می‌سازد. کودکان همواره از قربانیان اولیه درگیری‌های نظامی هستند، حتی اگر کشته یا زخمی نشوند، ممکن است والدین خود را از دست بدهند و یا دچار ضربه‌ها و صدمات روانشناختی و اجتماعی ناشی از قرار گرفتن در معرض خشونت، مهاجرت و جابه‌جائی‌های درون کشوری، فقر یا از دست دادن دیگر عزیزان شوند. بزه‌دیدگی فیزیکی و روانی کودکان در شرایط سخت و طاقت فرسای جنگ شدت و حدت بیشتری می‌یابد. تمام اشکال بزه‌دیدگی می‌تواند به نوعی در اوضاع و احوال مخاصمه ساری و جاری باشد. هرچند تمام کودکان که در کشور جنگ زده به سر می‌برند به نوعی بزه‌دیده و در معرض خطر بزه‌دیدگی قرار دارند، اما به نظر می‌رسد بزه‌دیدگان اصلی و واقعی در مخاصمات کودکان آواره و بی‌سرپرست باشند.
2-10-3-بررسی وضعیت کودکان آواره و بی‌سرپرست
کودکان آواره و بی‌سرپرست از جمله کودکان قربانی جنگ و مخاصمات مسلحانه داخلی هستند و جابجایی کودکان برای پرهیز از مشکلات جنگ در داخل و خارج از کشور و از دست دادن ‌یکی از والدین یا هر دوی آنها به دلیل وضعیت جنگی،‌ یکی از دستاوردهای منفی این پدیده است. کودکان در بیشتر موارد قربانیان غیر مستقیم جنگ و مخاصمات مسلحانه داخلی هستند که در این میان وضعیت دوگروه کودکان آواره و بی‌سرپرست بیشتر از سایر موارد قابل تأمل و بررسی است. (بیگدلی، 1380، ص 6).
2-10-4- کودکان آواره و بی‌سرپرست
کودکان آواره در مقایسه با بزرگ‌سالان آواره به دلیل آسیب‌پذیریی خود با خطرات جسمی و روحی بیشتری مواجه می‌شوند که حمایت ویژه‌ای را طلب می‌کند. مشکل کمبود مواد غذایی، مسکن، بیماری‌های مسری و غیر مسری جدایی از خانواده، سربازی اجباری و حتی سوءاستفاده‌های جنسی و قطع تحصیلات از جمله عواملی هستند که رشد جسمی و روحی آنان را با مشکلات روبرو می‌سازد. حتی در اردوگاه‌ها به دلیل شرایط نامناسب بهداشتی، تعارضات فرهنگی بین ساکنان اردوگاه‌ها، کمبود مواد غذایی و غیره، شرایط آوارگان و بویژه کودکان با شرایط طبیعی بسیار فاصله دارد. به‌طورکلی جابجایی و آوارگی کودکان، علاوه بر نتایج جسمی و روحی، عواقب آموزشی و تربیتی نیز به دنبال دارد. در زمان جنگ یا در حین جابجایی وآوارگی ناشی از آن ممکن است کودک پدر و مادر را از دست بدهد که چنین امری تأثیرات منفی متعددی بر زندگی کودک خواهد داشت و رشد جسمی و روانی کودک را متزلزل خواهد کرد( توسلی نائنی، بی تا، ص40).
2-10-5-حمایت‌های حقوقی

                                                    .