اقلام تعهدی اختیاری و غیر اختیاری، مکانیزم های حاکمیت شرکتی

جیل (2007)، به بررسی رابطه مدیریت جریان وجوه نقد و هزینه بدهی با استفاده داده‌های پایگاه اطلاعاتی SDC (پایگاهی برای جمع‌آوری اطلاعات همه ابزارهای مالی در سطح جهان می‌باشد) پرداخته است. نتایج تحقیق نشان داد که هزینه بدهی برای تمامی شرکت‌های مورد بررسی اثر منفی بر جریان‌های نقد عملیاتی دارد. همچنین هنگامی که شرکت‌ها مدیریت وجوه نقد را انجام می‌دهند، دارندگان اوراق قرضه انگیزه بیشتری برای بررسی دقیق اطلاعات شرکت دارند و اطلاعات وجوه نقد عملیاتی مدیریت شده به‌درستی قیمت‌گذاری می‌شوند. همچنین او دریافت که رابطه مثبتی بین وجوه نقد عملیاتی مدیریت شده برای شرکت‌های دارای آشفتگی مالی و هزینه بدهی وجود دارد.
وانگ(2008)، در پژوهشی با عنوان مفهوم هزینه سرمایه سهام عادی و حاکمیت شرکتی به بررسی رابطه بین هزینه سرمایه سهام عادی و حاکمیت شرکتی، بین سال‌های 2001 تا 2004، در کره جنوبی پرداخت. یافته‌های پژوهش آن‌ها نشان داد که بین هزینه سرمایه سهام عادی و حاکمیت شرکتی رابطه منفی وجود دارد. حمایت حقوق سرمایه‌گذار بیشترین تأثیر را در کاهش هزینه سرمایه سهام عادی دارد. هیئت‌مدیره و سیاست افشا نیز در کاهش هزینه سرمایه سهام عادی اهمیت دارد.
کیانگ سانگ(2008)، به بررسی رابطه بین ساختار سرمایه و میانگین موزون هزینه سرمایه در بورس اوراق بهادار نیویورک برای 36 شرکت فعال در صنعت برق طی سال‌های 2002 تا 2007 پرداخت و نتایج حاکی از وجود عدم ارتباط بین ساختار سرمایه و میانگین موزون هزینه سرمایه می‌باشد.
فو و همکاران(2008)، با استفاده از اطلاعات شرکتها بین 1951-1973، تأثیر تناوب گزارشگری مالی بر روی عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه را بررسی نمودند. نتایج حاکی از آن بود که تناوب بیشتر گزارشگری منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه شده است. همچنین زمانی که تغییرات اجباری در تناوب گزارشگری ایجاد میشد، نتایج تفاوتی نداشت.
مکن ایت و ویر(2008)، در پژوهشی با عنوان هزینه‌های نمایندگی، سازوکارهای حاکمیت شرکتی و ترکیب سهامداران در شرکت‌های بورسی بریتانی را با استفاده از نرم‌افزار داده‌های ترکیبی رابطه بین هزینه‌های نمایندگی و متغیرهای مربوط به ترکیب سهامداران را مورد تجزیه‌وتحلیل قرار دادند. آن‌ها از سه معیار نسبت فروش به مجموعه دارایی‌ها، اثر متقابل وجه نقد، چشم‌انداز رشد و ترکیب مالکیت برای هزینه‌های نمایندگی استفاده نمودند. روش‌های مورد استفاده برای تحلیل داده در پژوهش آن‌ها عبارت بوده است از: اثرات ثابت، متغیرهای ابزاری و رگرسیون‌های توبیت. نتایج پژوهش آن‌ها نشان داده است که تغییرات در ساختار هیئت‌مدیره پس از گزارش کادبری هزینه‌های نمایندگی را تحت شعاع قرار داده است. از دیگر یافته‌های این پژوهش تأثیر مستقیم ترکیب سهامداران بر هزینه‌های نمایندگی بوده است. بدین معنی که افزایش مالکیت هیئت‌مدیره منجر به کاهش هزینه‌های نمایندگی و در بلندمدت منجر به افزایش سودآوری شرکت می‌گردد
کورنایدی و تورانی راد(2009)، در مطالعه خود، تأثیر مکانیزمهای حاکمیت شرکتی را بر شیوه تأمین مالی و هزینه سرمایه بررسی کردند. نمونه آن‌ها شامل 319 شرکت نیوزلندی در سال‌های 2008-2004 بود. برای سنجش حاکمیت شرکتی از 4 عامل ساختار هیئت‌مدیره، شیوه جبران خدمات، حقوق سهامداران و سیاست افشاء اطلاعات استفاده شد. آن‌ها با استفاده از این عوامل شاخص حاکمیت شرکتی را برای تمام شرکت‌ها محاسبه کردند و سپس بر این اساس شرکت‌های نمونه را به دو قسمت تقسیم کردند. شرکت‌های دارای سیستم حاکمیت شرکتی مطلوب و شرکت‌های سیستم حاکمیت شرکتی نامطلوب. نتایج تحقیق آن‌ها نشان داد شرکتهایی که حقوق سهامداران را رعایت نمیکنند، بیشتر از بدهی برای تأمین مالی خود استفاده می‌کنند. ولی شرکتهایی که مکانیزمهای حاکمیت شرکتی را به خوبی رعایت میکنند نه تنها از بدهی به عنوان ابزار تأمین مالی استفاده میکنند، بلکه از تقسیم سود نیز در ساختار سرمایه خود بهره میگیرند. هزینه سرمایه شرکتهایی که سیستم حاکمیت شرکت مطلوبی دارند به طور معناداری پایینتر از شرکتهایی است که دارای سیستم نامطلوب حاکمیت شرکتی هستند.
چانگ(۲۰۰۹)، با بررسی رابطه بین ویژگی‌های حاکمیت شرکتی در شرکت‌های درمانده مالی در کشور تایوان به این نتیجه می‌رسد که شرکت‌های دارای استقلال هیئت‌مدیره (شرکت‌های دارای درصد بالای اعضای غیرموظف هیئت‌مدیره) نسبت به شرکت‌های دارای درصد پایین اعضای غیرموظف هیئت‌مدیره، کمتر دچار بحران و درماندگی مالی می‌شوند. نتایج همچنین نشان می‌دهد که یک رابطه مثبت بین اندازه هیئت‌مدیره و درماندگی وجود دارد.
وانگ و دیگران(۲۰۰۹)، در تحقیق خود به بررسی تأثیر ویژگی‌های حاکمیت شرکتی بر عملکرد شرکت‌های چینی پرداختند. آن‌ها در تحقیق خود از دو رویکرد حاکمیت شرکتی استفاده کردند، نتایج تحقیق آن‌ها نشان داد که شرکت‌هایی با داشتن رژیم حاکمیت شرکتی بهتر دارای عملکرد بهتر و ارزش بازار بالاتری هستند. همچنین بین تمرکز مالکیت، سرمایه‌گذاران نهادی، مالکیت دولتی با عملکرد و ارزش بازار رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد.
چن و همکاران(2010)، به بررسی تأثیر مقررات افشای منصفانه بر هزینه سرمایه پرداختند. آن‌ها با استفاده از مدل‌های گبهاردت و همکاران، گود و همکاران به پیش‌بینی هزینه حقوق صاحبان سهام در پایان هر فصل پرداختند. نتایج تحقیق نشان داد که برای هر دو مدل اندازه‌گیری و میانگین این اندازه‌ها هزینه حقوق صاحبان سهام بعد از اعلام مقررات افشای منصفانه کاهش یافته است. این کاهش عمدتاً مربوط به شرکت‌های بزرگ و متوسط بود.
کارتا و همکاران(2010)، به بررسی تأثیر انتشار اخبار حاکمیت شرکتی بر بازده بازار سهام پرداختند. قیمت بازار سهام بیانگر اطلاعات محیط فعالیت شرکت می‌باشد. مطالعات مختلفی به تجزیه‌وتحلیل پوشش اخبار و قیمت سهام پرداختند؛ اما شواهدی که رابطه بین افشای اطلاعات و روند سرمایه‌گذاری را توضیح بدهد یافت نشد. محقق با تاکید بر این جنبه تعداد نمونه زیادی از اخبار منتشر شده حاکمیت شرکتی را از سال 2003 تا 2007 را در روزنامه‌های مالی ایتالیا تحت پوشش قرار داده. او نشان داد قبل از انتشار اخبار سرمایه گداران تنها می‌توانند کلیتی از نوع رویداد حاکمیت شرکتی را شناسایی کنند اما بعد از انتشار اخبار سرمایه‌گذاران آگاهی (مثبت یا منفی) به دست آورده و نوع سرمایه‌گذاری خود را با توجه به اخبار تغییر می‌دهند
ساینی و هرمان(2010)، در پژوهش خود ارتباط بین افشای اطلاعات بخش‌ها، هزینه سرمایه و عدم تقارن اطلاعاتی را مورد بررسی قرار داد. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از وجود یک رابطه منفی معنادار بین هزینه سرمایه حقوق صاحبان سهام و سطح افشای اطلاعات بخش‌ها است. همچنین یک رابطه مثبت معنادار بین هزینه سرمایه حقوق صاحبان سهام و تأثیرات ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی است. به بیان دیگر زمانی که عدم تقارن اطلاعاتی بالا منجر به ایجاد یک رابطه منفی قوی و معنادار بین هزینه سرمایه حقوق صاحبان سهام و سطح افشای اطلاعات بخش‌ها می‌گردد.
فنگ و همکاران (2010)، در مقاله‌ای با عنوان پیش‌بینی مدیران و هزینه سرمایه، با انتخاب 3539 شرکت که پیش‌بینی سالانه ارائه می‌دهند و 4095 شرکت که پیش‌بینی‌های میان‌دوره‌ای مدیران را ارائه می‌دهند رابطه بین سود هر سهم پیش‌بینی و هزینه سرمایه را مورد مطالعه قرار دادند. آنچه بیشتر در آن تمرکز شده بود اثر کیفیت افشاء داوطلبانه بر هزینه سرمایه بود. آن‌ها از این بررسی به این نتیجه رسیدند که کیفیت بالای سود هر سهم پیش‌بینی با هزینه سرمایه رابطه منفی دارد. به عبارتی هر چه میزان کیفیت ارائه پیش‌بینی‌ها افزایش می‌یابد هزینه سرمایه شرکت کاهش می‌یابد.
بنسن و دیوید سن (2011)، رابطه بین ارزش شرکت و حاکمیت شرکتی را بررسی کردند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که کیفیت بالای حاکمیت شرکتی می‌تواند هزینه‌های نمایندگی را کاهش دهد. در مطالعه 1631 شرکت آن‌ها دریافتند که انحراف از مدیریت مورد انتظار ذینفعان موجب افزایش در مالکیت مدیریتی شود. انحراف از مدیریت ذینفعان رابطه معکوسی با نظارت هیئت‌مدیره دارد. ایشان همچنین دریافتند تأثیر مکانیزمهای حاکمیت شرکتی با توجه به نوع صنعت متفاوت است. شرکتی با حاکمیت قوی و ذینفعان فعال ارزش حداکثری پیدا می‌کند.
ورچیا و کلینچ (2011)، به بررسی تأثیر افشای اختیاری بر هزینه سرمایه پرداخته‌اند. نتایج تحقیق حاکی از این است که رابطه بین افشای اختیاری و هزینه سرمایه لزوماً منفی نیست. لذا آن‌ها مطابق با یافته‌های خود ادعا کردند هنگام در نظر گرفتن هزینه سرمایه باید میان افشای اختیاری و غیر اختیاری تمایز قائل شد.
خرم خان و همکاران (2011)، در مقاله خود به بررسی تأثیر حاکمیت شرکتی بر عملکرد شرکت پرداخته‌اند. این مطالعه از سه جنبه، عملکرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد 1- مالکیت 2 –استقلال هیئت‌مدیره 3- دوگانگی مدیرعامل می‌باشد. نتیجه بدست آمده نشان می‌دهد که حاکمیت شرکت بر عملکرد شرکت، تأثیر مثبت و قوی دارد.
آرمسترنگ و همکاران (2011)، در پژوهشی تحت عنوان تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی بر هزینه سرمایه به بررسی عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه‌گذاران پرداختند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد، از بین معیارهای اندازه‌گیری عدم تقارن اطلاعاتی، جزء انتخاب نامطلوب دامنک بر هزینه سرمایه سهام عادی تأثیر دارد.
ساینی و هرمان (2011)، به بررسی ارتباط میان سطح افشای بخش‌ها و هزینه حقوق صاحبان سهام پرداختند و به این نتیجه رسیدند که رابطه‌ای معکوس و معنادار میان سطح افشا و هزینه‌ی حقوق صاحبان سهام وجود دارد. به طور کلی مشاهدات آن‌ها نشان داد که در شرایط عدم تقارن اطلاعاتی، ارتباط میان سطح افشا و هزینه سرمایه قوی‌تر می‌شود.
اکانر (2012)، به بررسی رابطه بین حاکمیت شرکتی، ارزش شرکت و سرمایه‌گذاری پرداخت. او دریافت که سرمایه‌گذاری اضافی موجب شفافیت در شرکت‌های با حاکمیت خوب می‌شود. شرکت‌های سرمایه‌گذاری و شرکت‌های با حاکمیت خوب سود بالاتری را از سرمایه‌گذاری مناسب به دست می‌آورند. این پژوهش پیشنهاد می‌کند قبل از سرمایه‌گذاری مجدد نسبت به حل مسائل نمایندگی اقدام شود تا سرمایه‌گذاری‌ها دچار مشکل نشود شرکت‌هایی با هزینه‌های نمایندگی پایین از سرمایه‌گذاری مجدد زیادتری برخوردارند. لذا سرمایه‌گذاری به وسیله سطوح مختلف از حاکمیت شرکتی تغییر می‌یابد.
سو و یولی (2012)، در پژوهشی تحت عنوان تأثیرات حاکمیت شرکت بر ریسک‌پذیری، به بررسی مکانیزم های حاکمیت شرکتی در پذیرش ریسک شرکت‌های خانوادگی تایوانی طی اصلاحات نهادی می‌پردازد. در این پژوهش به دنبال این است که آیا می‌توان از طریق مکانیزم های حاکمیت شرکتی داخلی (مانند هیئت مدیران) و مکانیزم های حاکمیت شرکتی خارجی (مانند نهاد اصلاحات) رفتار ریسک‌پذیری را در شرکت‌های خانوادگی ارتقا داد. این مقاله استدلال می‌کند که درگیری‌های بین اکثریت و اقلیت سهامداران در هیئت‌مدیره مهمترین عاملی است که ریسک‌پذیری شرکت را تحت تأثیر قرار می‌دهد. علاوه بر این مشخص شده است که اصلاحات نهادی حاکمیت شرکتی به منظور تعیین مدیران خارجی اثر فوری بر کاهش این مشکلات ندارد و با بررسی انجام شده بر نمونه‌ای از شرکت‌های خانوادگی در تایوان، نشان داده شده که مدیران خارجی ارتباط منفی بین درگیری مالکیت خانوادگی و ریسک‌پذیری را کاهش می‌دهند در حالیکه مشخص شد بعد انجام اصلاحات نهادی مدیران خارجی نمی‌توانند درگیری مالکیت خانوادگی و ریسک‌پذیری را بهبود دهند.
گو و کومارا (2012)، در پژوهشی تحت عنوان حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت انجام دادند که در این مطالعه به بررسی ارتباط بین ساختار حاکمیت شرکتی و عملکرد 174 شرکت طی سال مالی 2010 در بورس اوراق بهادار کلمبو در سریلانکا پرداخته شده است. در این مقاله از تجزیه‌وتحلیل رگرسیون چندگانه به منظور بررسی اینکه مکانیزم های حاکمیت شرکتی در عملکرد شرکت‌های ذکر شده در سریلانکا استفاده شده است. این مطالعه شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد اندازه هیئت‌مدیره و نسبت مدیران غیر اجرایی در هیئت‌مدیره یک رابطه منفی با ارزش شرکت دارد و بر خلاف یافته‌های مطالعات قبلی، نسبت مدیران غیر اجرایی در هیئت‌مدیره و عملکرد مالی شرکت رابطه منفی را نشان می‌دهد. اندازه شرکت و سهام تأثیر قابل توجهی بر عملکرد شرکت از شرکت‌های ذکر شده در سریلانکا دارد.
النا و همکاران (2012)، در مقاله‌ای با عنوان رابطه بین هزینه حقوق صاحبان سهام و افشاء داوطلبانه، با انتخاب 121 شرکت مالی و غیرمالی عضو بورس اوراق بهادار سوئیس و با استفاده از مدل ارزش‌گذاری سود باقیمانده به بررسی اثر افشاء بر هزینه سرمایه پرداخته‌اند. آن‌ها دریافتند که شرکت‌های مالی و غیرمالی سوئیسی هزینه سرمایه خود را با افزایش افشاء داوطلبانه کاهش داده‌اند و علاوه بر این رابطه معکوس هزینه سرمایه و سطح افشاء با کنترل متغیرهایی شامل ریسک شرکت‌ها، اهرم‌های مالی و نادیده گرفتن استراتژی شرکت‌ها در افشاء (محافظه‌کارانه یا تهاجمی) تأیید شد.
صالحی و همکاران (2012)، در مقاله‌ای با عنوان اثر ویژگی‌های پیش‌بینی سود توسط مدیران بر هزینه سرمایه، با انتخاب 102 شرکت عضو بورس اوراق بهادار تهران برای دوره 5 ساله از 2006 تا 2010 به بررسی اثر ویژگی‌های پیش‌بینی سود توسط مدیران بر هزینه سرمایه شامل هزینه بدهی‌ها و حقوق صاحبان سهام (میانگین موزون هزینه سرمایه) پرداخته‌اند. نتایج آن‌ها نشان می‌دهد که محتوای اطلاعاتی پیش‌بینی سود با هزینه سرمایه رابطه معنی‌دار دارد اما افق زمانی و تجدیدنظر در پیش‌بینی رابطه معنی‌داری ندارد و افق زمانی و تجدیدنظر در پیش‌بینی سودآوری از اطلاعات اثرگذار در تصمیمات سرمایه‌گذاران نیست.
محمدزاده سالته و همکاران (2012)، در مقاله‌ای با عنوان بررسی رابطه بین پیش‌بینی سودآوری توسط مدیران و میانگین هزینه سرمایه، با انتخاب نمونه‌ای از شرکت‌های پذیرفته‌شده بورس اوراق بهادار تهران برای دوره 7 ساله از 2003 تا 2009 به بررسی اثر پیش‌بینی سودآوری مدیران بخصوص برآورد آن‌ها از اقلام تعهدی اختیاری و غیر اختیاری بر میانگین موزون هزینه سرمایه پرداخته‌اند. نتایج بررسی آن‌ها نشان می‌دهد که ارتباط معکوس و ضعیفی بین میانگین موزون هزینه سرمایه و اقلام تعهدی اختیاری در پیش‌بینی سودآوری و همبستگی ضعیفی بین آن و اقلام تعهدی غیر اختیاری وجود دارد.
باروس و همکاران (2013)، در تحقیقی به بررسی اثر شیوه‌های حاکمیت شرکتی به میزان افشاء داوطلبانه شرکت با استفاده از یک پانل از 206 شرکت غیرمالی بورس فرانسه در سال‌های 2006 تا 2009 پرداختند. شواهدی وجود دارد که افشاء داوطلبانه در گزارش سالانه با مالکیت مدیریت و استقلال کمیته حسابرسی و هیئت‌مدیره، تناوب جلسات کمیته حسابرسی و تعامل هیئت‌مدیره و کمیته حسابرسی با کاهش افشاء در ارتباط است یافته‌های اضافی نشان می‌دهد که شرکت‌های سودآور نسبت به شرکت‌های زیان ده افشاء داوطلبانه بیشتری داشته‌اند.

                                                    .