امام صادق، خانواده

گفت: نه.
ابن أبى لیلى گفت: عرض کردم: قربانت گردم، از این مطالبى که فرمودید ما را در کورى رها مفرمایید!.
فرمود: بسیار خوب، پدرم از پدران گرامش علیهم السّلام مرا حدیث کرد که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند دو چشم آدمیزاده را از دو چربى آفریده و در آن دو بادزن قرار داد، در غیر این‌صورت هر دو آب مى‏شدند، و هر خار و خاشاکى که داخل آن می‌شد آن را ذوب مى‏کرد، و آن بادزن آنچه از خار و خاشاک که داخل چشم مى‏شود را بیرون مى‏اندازد، و خداى سبحان تلخى را در داخل گوش قرار داد تا پرده و حجابى براى مغز باشد، و هر جانورى که داخل آن شود با برخورد با آن تلخى سریع باز مى‏گردد، و اگر این تلخى نبود به مغز مى‏رسید و آن را فاسد مى‏کرد، و خداوند سردى و خنکى را در دو سوراخ بینى براى این قرار داد که حجاب و پرده‏اى در وصول به مغز باشد، و گر نه به آن مى‏رسید،
و قرار گرفتن شیرینى و گوارایى در دهان؛ منّتى الهى بر آدمیزاده بود تا طعم خوراک و نوشیدنى را حسّ کند.
دراین دومناظره حضرت باتوجه به این که طرف مقابل از پاسخ دهی به سئوالاتشان عاجز بوده شروع به پاسخ آنها وتوضیح آن مطالب بااستفاده از روایاتی که از پدرانش وموارد تاریخی مورداتفاق مسلمین است می نماید.استفاده حضرت ازاین شیوه در روش جدلی بسیار زیادبوده وکاربردآن نیز در روش جدلی بسیار کارساز می باشد.
3. روش استفاده از مقبولات خصم علیه خودش
شاید بتوان گفت بهترین راه مناظره در شیوه جدلی، استفاده از همان حد وسطی است که خود خصم در استدلال خود می‌آورد و مناظره‌گر با استفاده از همان حد وسط ادعای او را باطل می‌کند چرا که آن‌چه خود او به آن استدلال کرده واضح‌ترین گزاره‌ای است که آن را قبول دارد و در صورتی که بتوان آن را رد کرد هدف از مجادله نیز تحقق پیدا کرده است.براى باطل کردن مدعاى خصم ، از دو طریق مى توان عمل نمود:
صفتى در سخن طرف مقابل واقع شود به کنایه از چیزى که حکم خاصى از آن اثبات گردیده و شخص آن حکم را براى غیر آن شى‌‌ء اثبات نماید.
2. حمل لفظى که در سخن دیگرى آمده برخلاف مراد و منظور او؛ در صورتى که با ذکر متعلق آن حَمل را بپذیرد.
اول: فرد زندیقی از حضرت پرسید: بفرمایید آیا خداوند شریکى در ملک و مخالفى در تدبیر خود دارد؟
حضرت فرمود: نه.
فرد زندیق پرسید: پس این فساد موجود در عالم چیست؟ درندگان وحشى، جانواران ترسناک، حیوانات بد شکل، کرم‌ها و حشرات و مارها و عقرب‌ها، و شما قائلید که او هیچ چیز را بى‏علّت نیافریده؛ چرا که او أهل عبث و بیهوده کارى نیست؟
حضرت فرمود: مگر خود تو معتقد نیستى که زهر عقرب براى درد مثانه و سنگ و شب- ادرارى مفید است، و بهترین پادزهر درمان با گوشت مار افعى است، که اگر فرد جذامى آن را با زاج (نوشادر) به‌خورد سودش دهد، و اینکه کرم سرخ که از زمین به‌دست مى‏آید چیز خوبى براى درمان خوره است؟ گفت: آرى.
دوم: و از سعید بن أبى الخضیب نقل است که: من و ابن ابى لیلى وارد مدینه شده و ما داخل
مسجد الرّسول صلّى اللَّه علیه و آله بودیم که ناگاه جعفر بن محمّد علیهم‌السّلام وارد شد، پس نزد او رسیدیم، آن حضرت از حال من و خانواده‏ام پرسید و این‌که همراه من کیست؟
گفتم: او ابن ابى لیلى قاضى مسلمین است. فرمود: آرى، سپس بدو فرمود:
آیا مال این را می‌گیرى و به‌دیگرى مى‏دهى، و میان زن و مرد جدایى مى‏اندازى، و در این کار از هیچ کس هراسى ندارى؟
گفت: آرى.
فرمود: با چه وسیله‏اى قضا و داورى مى‏کنى؟
گفت: با احادیثى که از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و أبو بکر و عمر به‌دستم رسیده.
فرمود: آیا این خبر از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله به تو رسیده که فرمود: «در قضا و داورى علىّ از همه شما بالاتر است»؟
گفت: آرى.
فرمود: پس چطور به‌غیر قضاى علىّ علیه السّلام داورى مى‏کنى با این‌که این خبر به تو رسیده؟
دراین مناظره امام صادق علیه السلام بااستفاده از روایتی از پیامبر اسلام که مورد قبول ابن ابی لیلا نیز می باشد اورا به چالش کشانده واورا محکوم به استفاده نکردن از مسلمات ومقبولاتی که حتی مورد قبول عامه نیز می باشد می نماید.

                                                    .