بازده مورد انتظار سهامدار، نرخ بازده مورد انتظار

دانلود پایان نامه

هزینههای مالی در پایان سال
بدهی بلندمدت
بدهی کوتاه‌مدت
(خدامی پور و امینی نیا،1392)
2-26- نرخ هزینه سهام ممتاز
هزینه سرمایه سهام ممتاز تابعی از سود است که طبق قرار داد برای آن‌ها تعیین شده است. نرخ بازده مورد انتظار سهامداران ممتاز اصولاً بیش از نرخ مورد انتظار تأمین‌کنندگان بدهی‌های بلندمدت است چون ریسک پذیرفته‌شده توسط آن‌ها بیشتر است. بدیهی است که سهام ممتاز سپر مالیاتی ایجاد نمی‌کند از این نظر نسبت به بدهی با بهره از جذابیت کمتری برخوردار است. در شرایط فعلی ایران، سهام ممتاز با تعریف عمومی که از آن وجود دارد، وجود خارجی ندارد زیرا اولین ویژگی سهام ممتاز نداشتن حق رأی است که در ایران این مورد صادق نیست و آنچه به عنوان سهام ممتاز شهرت یافته است سهام عادی طبقه‌بندی شده است که بیش از یک حق رأی برای آن قائل می‌شوند. این گونه تأمین مالی نیز در شرکت‌های نمونه این پژوهش وجود ندارد، لذا بحث هزینه سرمایه از محل سهام ممتاز نیز در این پژوهش منتفی خواهد بود.
زمانی که شرکتی سهام ممتاز میفروشد، خریداران انتظار دارند که در ازای پولی که در آن شرکت سرمایهگذاری میکنند سود سهام دریافت کنند، پرداخت سود سهام هزینهای است که شرکت بابت سهام میپردازد. برای اینکه بتوان این هزینه را بر مبنای نرخ سالانه بیان کرد شرکت خالص پولی را که در زمان فروش سهام دریافت میکند مبنای محاسبه قرار میدهد. هزینه سهام ممتاز طبق رابطه زیر محاسبه میشود (گوینده،1386):
(2-5)
هزینه سهام ممتاز:
سود پرداختی سالانه سهام ممتاز:
ارزش سهام ممتاز:
2-27- نرخ هزینه سود انباشته
هزینه سود انباشته پیرو اصل هزینه فرصت از دست رفته است. با توجه به این که بخشی از سود تحصیل شده در شرکت انباشته شده و به سهامداران پرداخت نمیگردد در این حالت از فرصتی که سهامداران میتوانستند از این بخش سود استفاده نمایند، دور ماندهاند. لذا نرخ بازدهی که انتظار میرفت از این سود کسب ثروت گردد به عنوان نرخ هزینه سود انباشته تلقی میگردد. نرخ بازده مورد انتظار سود انباشته معادل نرخ بازده انتظار سهم عادی فرض میشود (اسکندری،1384).
2-28- نرخ هزینه سرمایه سهام عادی (بازدهی مورد انتظار برای سهام شرکت) و نحوه محاسبه
هزینه سرمایه سهام عادی، نرخ بازده مورد نیاز سرمایهگذاران برای سرمایهگذاری در سهام یک شرکت میباشد به عبارتی هزینه سهام عادی، نرخ بازده مورد انتظاری است که سرمایهگذار را ترغیب میکند تا وجوه خود را در یک سهام معین سرمایهگذاری کنند (سیمکینس،2000).
از آنجایی که هزینه سرمایه (حداقل نرخ بازدهی مورد انتظار برای سرمایه شرکت) مفهومی است که معطوف به آینده میباشد، این انتظارات را با توجه به میزان بازده گذشته، نمیتوان مستقیماً از بازار استخراج نمود لذا ناگریز میباشیم از اطلاعات وضعیت کنونی بازار و سوابق گذشته آن استفاده نموده و آن را برآورد نماییم (پرات،2002).
یکی از مهمترین منابع تأمین مالی شرکت‌ها، سهام عادی و حقوق متعلق به آن‌ها است. صاحبان سهام عادی نسبت به سایر تأمین‌کنندگان منابع مالی شرکت‌ها، بیشترین ریسک را متحمل می‌شوند لذا طبیعی است که نرخ بازده مورد انتظار آن‌ها بیشترین نرخ بازده مورد انتظار باشد. از نظر نقطه محاسباتی، محاسبه هزینه سرمایه سهام عادی از پیچیدگی خاصی برخوردار است که این پیچیدگی ناشی از عوامل زیر است:
1- برای سهام عادی سود مشخص و از پیش تعیین شده‌ای وجود ندارد. این موضوع موجب خواهد شد در مورد مبلغ جریان‌های نقدی آتی سهام ابهام ایجاد شود و این ابهام موجبات ریسک بیشتر را فراهم می‌آورد.
2- زمان پرداخت سود سهام عادی نامشخص است که این موضوع نیز موجب ابهام در زمان‌بندی جریان‌های نقدی آتی سهام خواهد شد و چنین ابهامی نیز باعث افزایش ریسک صاحبان سهام عادی می‌گردد.
3- عدم وجود قراردادی که شرکت را مکلف به پرداخت سود سهام عادی نماید. عدم وجود چنین قراردادی ضمانت اجرایی پرداخت سود را زیر سؤال می‌برد و این مسئله نیز به نوبه خود به ریسک سهام عادی خواهد افزود. در تأمین مالی از طریق سایر منابع، قراردادهایی وجود دارد که چنین انعطافی را از بین برده است.
4- وجود طیف وسیع صاحبان سهام با طیفی از نرخهای بازده مورد انتظار موجب میشود محاسبه هزینه سرمایه به طور مطلق و منفرد با مشکل مواجه گردد. در ایران که عمق بازار سرمایه کم است، این موضوع پررنگتر میباشد؛ زیرا عدهای از سرمایهگذاران ریسک سهام را تعیین و بازار از آن‌ها تبعیت میکند.
5- نبود روند مشخص برای خط‌مشی گذاری و تصمیمگیری در واحدهای اقتصادی به دلیل تغییر در مدیریت و نیز عدم ثبات سیاستهای کلان اقتصادی که بازده سهام عادی را تحت تأثیر قرار میدهد و در نتیجه محاسبه هزینه سرمایه را با مشکل مضاعف مواجه میسازد.
با توجه به این موضوعات، محاسبه هزینه سرمایه سهام عادی کار سخت و پیچیده‌ای است که باید با نهایت دقت انجام شود. بخصوص در ایران که سهم سایر اجزای ساختار سرمایه (بدهی‌های بلندمدت با بهره و سهام ممتاز) ناچیز است، اهمیت محاسبه هزینه سهام عادی مضاعف خواهد شد در شرایط اقتصادی فعلی ایران نخست این که نرخ بهره بدهی‌ها ثابت است، سپس اینکه استفاده از بدهی به عنوان ابزار تأمین مالی با محدودیت همراه است و همان طور که قبلاً اشاره شد سهم این گونه منابع در تأمین مالی شرکت‌ها نسبتاً کم و بی‌اهمیت است. علاوه بر این برخی از شرکت‌ها وضعیت خاصی دارند که با پیش‌فروش محصولات خود تأمین مالی می‌کنند و با این کار محاسبه هزینه بدهی و مقایسه آن را در بین شرکت‌ها با مشکل مواجه می‌نمایند (عثمانی،1381).
وجود چنین شرایطی و همچنین عدم وجود سهام ممتاز موجب می‌شود هزینه بدهی و سهام ممتاز در ایران چندان با اهمیت به نظر نرسد و اهمیت هزینه سرمایه حقوق صاحبان سهام عادی افزایش یابد که موضوع اصلی تحقیق حاضر است.