۷۸/۷

۶۶/۷۸

۹۸/۸

۰۱/۸۰

۲۴/۹

۶۵/۸۲

۲۴/۸

۷۲

۵۳/۷۸

۲۹/۵

۹۵/۸۹

۳۰/۵

۷۱/۸۳

۸۵/۵

۶۷/۸۴

۳۷/۵

۶۵/۸۷

۵۸/۵

۹۶

۴۷/۸۰

۳۰/۲

۱۵/۹۲

۳۸/۲

۹۲/۸۵

۵۵/۲

۸۳/۸۶

۵۰/۲

۶۰/۸۹

۱۷/۲

*سطوح مختلف تانن (درصد)
*درصد تولید گاز: به‌صورت اختلاف هر زمان از زمان قبل نسبت به کل گاز تولیدی در ۹۶ ساعت محاسبه شده است.
تاننها میتوانند جمعیت پروتوزوا شکمبه را کاهش دهند. مطالعات نشان دادهاند که پروتوزوا میتوانند با شکار باکتری ها تخمیر شکمبه را تحت تاثیر قرار داده. و حتی قابلیت هضم ماده مغذی را در برخی موارد کاهش دهند. افزایش قابلیت هضم ظاهری ماده آلی در شرایط حضور تانن میتواند در نتیجه خذف یا کاهش جمعیت پروتوزوا رخ داده باشد (وایتایتان و همکاران، ۲۰۰۶). پلی‌اتیلن‌گلیکول که در این آزمایش به عنوان کنترل مثبت به کار برده شده با تانن‌ها پیوند ایجاد کرده و می‌تواند پروتئین را از کمپلکس پروتئین – تانن جدا نماید (یلدیز و همکاران، ۲۰۰۵). افزودن پلی‌اتیلن‌گلیکول در جیره‌های حاوی تانن متراکم سبب افزایش فراهمی مواد مغذی برای میکروب‌ها در شرایط تخمیر و افزایش تجزیه مواد مغذی می‌شود (یانزروییز و همکاران، ۲۰۰۴). که با نتایج گرفته شده در آزمایش حاضر در تطابق است.
PF بالا به این معنی است که قسمت بیشتری از ماده آلی حقیقی هضم شده برای توده میکروبی سنتز شده است و یا به بیان دیگر، راندمان ساخت پروتئین میکربی آن ماده خوراکی بالاتر است. اگرچه از طریق عامل بخشبندی نمی‌توان نیتروژن میکروبی را تخمین زد در این آزمایش تیمار شاهد بالاترین عامل بخشبندی را داشت که نشان می‌دهد بخش عمده‌ای از خوراک بوسیله میکروارگانیسم‌ها صرف تولید پروتئین میکروبی شده و با افزایش سطح تانن، پروتئین میکروبی تولید شده کاهش می‌یابد. معمولاً خوراک‌های حاوی تانن دارای عامل بخشبندی بیشتری می‌باشند که از علل آن حل شدن تانن خوراک در طول تخمیر و کاهش ماده خشک بدون شرکت در تولید گاز یا سنتز پروتئین میکروبی می‌باشد. باید توجه داشت که تانن‌ها با پروتئین تشکیل باند داده و حضور این کمپلکس در بقایای هضم نشده باعث تخمین کمتری از ماده آلی هضم شده حقیقی می‌شود. از این جهت منجر به ایجاد خطا در میزان عامل بخشبندی می‌گردد (حسن سلام[۱۲۴] و همکاران، ۲۰۱۰ و دانش مسگران، ۱۳۸۸). بلومل و همکاران (۱۹۹۷) پیشنهاد می‌دهند که عامل بخشبندی خوراک می‌تواند به عنوان شاخصی که بهره‌وری ماده آلی خوراک به توده میکروبی را نشان می‌دهد مورد استفاده قرار ‌گیرد. انگاجی[۱۲۵] و همکاران (۲۰۱۱) گزارش کردند که وجود منابع تانن‌دار در خوراک باعث افزایش عامل بخشبندی می‌شود که این امر را یک اثر مثبت بر تغذیه پروتئین توسط دام دانسته‌اند. به طوری ‌که سهم بیشتری از مواد مغذی هضم شده صرف تولید پروتئین میکروبی در مقایسه با سنتز اسید‌های چرب کوتاه زنجیر شده است که ایجاد چنین شرایطی برای دام میزبان مفیدتر می‌باشد. میزان ۳-۲ درصد تانن در جیره باعث کاهش جمعیت باکتریهای تجزیه کننده فیبر میشود ولی بر متابولیسم باکتریهای شکمبه ودر نهایت بازدهی سنتز میکربی بیتاثیر است. نتایج مشابهی در رابطه با لئوکانا[۱۲۶] که حاوی ۳/۷ درصد تانن متراکم است مشاهده شده است. مک نیل[۱۲۷] (۲۰۰۰) هیچ گونه تغییری در میزان پروتئین میکربی وارد شده به روده باریک، از طریق اندازهگیری پورینهای وارد شده به ادرار گوسفندان که از لئوکانا حاوی ۶/۱۱ درصد تانن متراکم استفاده کرده بودند، مشاهده نکرد. مولان و همکاران، (۲۰۰۱) دریافتند که اثر متقابل تاننهای متراکم با باکتریهای شکمبه، قویتر از اثر متقابل تاننهای متراکم با پروتئین غذا میباشد و یا اینکه این دو نوع اثر متقابل در ماهیت متفاوت میباشند.
۲-۲-۴ اثرات اصلی متیونین
مقادیر پتانسیل تولید گاز، ماده آلی هضم شده واقعی، قابلیت هضم ماده آلی، انرژی قابل متابولیسم، عامل بخشبندی، توده میکربی، راندمان توده میکربی، تولید گاز در ۲۴ ساعت و روند تولید گاز سطوح مختلف متیونین تا ساعت ۹۶ پس از انکوباسیون در جداول شماره ۴-۴ و ۵-۴ آورده شده است. مقدار نرخ تولید گاز در تمام سطوح متیونین نسبت به گروه شاهد افزایش یافت و این تفاوت معنی‌دار بود (۰۵/۰P<). بیشترین مقدار نرخ تولید گاز در تیمار ۸ با سطح ۶۰/۰ (۰۹۳/۰) و کمترین مقدار در تیمار شاهد (۰۶۱/۰) مشاهده گردید. به احتمال زیاد این افزایش نرخ تولید گاز به دلیل فراهمی منبع نیتروژن و یا اسکلت کربنی حاصل از اسید آمینه آزاد متیونین برای باکتریها بوده که با افزایش سطوح متیونین مقادیر بخش قابل تخمیر، ماده آلی هضم شده واقعی، قابلیت هضم ظاهری ماده آلی، انرژی قابل متابولیسم، عامل بخش بندی، سنتز توده میکربی، راندمان سنتز توده میکربی و تولید گاز در ۲۴ ساعت در تمامی سطوح آزمایشی متیونین نسبت به تیمار شاهد روند افزایشی داشت اما این اختلافات معنیدار نبود. اسیدهای آمینه با نرخهای مختلفی تجزیه میشوند به طوری که متیونین دارای کمترین سرعت تجزیه شدن است چالوپا (۱۹۷۶). رشد باکتریهای شکمبه توسط اسیدهای آمینه و پپتیدها تحریک میگردد هر چند مکانیسم آنها هنوز به درستی مشخص نشده است ( اتسوگلو[۱۲۸] و همکاران، ۱۹۹۹). از آن جای که وظایف متیونین فراتراز دیگر اسیدهای آمینه به عنوان منبع نیتروژن، ساختار کربنی و پروتئنی است و این اثرات مثبت ممکن است که از طریق افزایش تولید پروتئین میکربی و یا بهرهوری بر رشد میکرب باشد. باکترها میتوانند متیونین را از طریق دو مسیر استفاده از گوگرد غیر آلی و یا سیستئین سنتز و به روشهای خاص منتقل کنند (رودینف[۱۲۹] و همکاران، ۲۰۰۴; اسپراندیو

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

۳۰] و همکاران، ۲۰۰۷). غلظت توصیه شده آمونیک برای باکترهای شکمبه متفاوت است و بین ۳۵/۰-۲۹/۰ میلیگرم بر دسی لیتر تخمین زده شده (اونس[۱۳۱] و زین[۱۳۲]، ۱۹۹۳). سالتر[۱۳۳] و همکاران (۱۹۷۹) نشان دادند که بین ۱۰۰-۱۸ درصد نیتروژن میکربی از آمونیاک مشتق شده بود، نولان[۱۳۴] (۱۹۷۵)، لنگ[۱۳۵] و نولان (۱۹۸۴) نشان دادند که ۵۰ درصد و یا بیشتر از نیتروژن میکربی از آمونیاک مشتق شده بود، و بقیه از منشاء پپتیدها و اسیدهای آمینه بود. آرگیل[۱۳۶] و بالدوین[۱۳۷] (۱۹۸۹) گزارش دادند که رشد باکتریهای شکمبه توسط اسیدهای آمینه و پپتیدها افزایش یافت اما این افزایش رشد توسط مخلوطی از اسیدهای آمینه بیشتر بود چرا که یک اسید آمینه خاص به دلایل بسیاری رشد را محدود میکند. چالوپا (۱۹۷۶) تجزیه اسیدهای آمینه توسط میکربهای شکمبه در هر دو شرایط حیوانی و آزمایشگاهی مورد مطالعه قرار داد تحت شرایط آزمایشگاهی متوسط نرخ تجزیه لایزین (۲/۰-۳/۰ میلیمتر بر ساعت) و نرخ تجزیه متیونین نسبتا پایین بود. چالوپا[۱۳۸] (۱۹۷۶) اینگونه جمعبندی نموده است که به استثنای متیونین، دیگر اسیدهای آمینه آزاد نمیتوانند نرخ تجزیه شکمبهای را حتی در غلظت های بالا، تحت تاثیر قرار دهند.