داراییها

بدهی

حقوق صاحبان
سهام

شکل ۲-۱- مدل ترازنامه روابط بین مکانیزمهای درونی و بیرونی
این مدل به ترازنامه معروف است. سمت چپ شکل، مبانی حاکمیت داخلی است.
مدل ترازنامه
مدیریت، کارگزار سهامداران است و تصمیم گیری در مورد سرمایهگذاری در دارائیها و چگونگی تامین مالی آنها بر عهده اوست. اعضای هیات مدیره در راس سیستم کنترلهای داخلی، مسئولیت راهنمایی و نظارت مدیریت، استخدام، اخراج و جبران خدمت مدیریت ارشد را به عهده دارد. سمت راست شکل، عناصر حاکمیت خارجی که تامین کننده نیاز شرکت در مواقع افزایش سرمایه است را نشان میدهد و بیانگر جدائی بین تهیه کنندگان سرمایه و اداره کننده آن در شرکتهای سهامی عام است. این جدائی، افزایش توجه به ساختارهای حاکمیت شرکتی را به دنبال دارد. مدل، رابطه بین سهامداران و هیات مدیره را در بر دارد. سهامداران، آخرین مدعیان در شرکت هستند آنها اعضای هیات مدیره را انتخاب میکنند و این هیات مدیره است که در برابر این امانت، مسئولیت دارد (رضائی، ۱۳۸۵).
مدل فراترازنامه
این مدل، با دیدگاه جامعتری به شرکت و حاکمیت آن مینگرد و سایر مشارکت کنندگان در شرکت که شامل، کارکنان، عرضه کنندگان و مشتریان میباشد را ملحوظ میدارد. این مدل که در شکل (۲-۲) نشان داده شده است، محیط اجتماعی، سیاسی، قوانین و مقررات و بازارهائی که شرکت در آن فعالیت میکند را منعکس میکند و شرکت را از دیدگاه ذینفع میبیند(گیلان، ۲۰۰۶).
یک شرکت میتواند به عنوان یک رشته از قراردادها بین شرکت و هر یک از ذینفعان آن توصیف شود. هر قرار تا حدودی تحت کنترل مدیریت است و در عین حال مدیریت را تحت فشار قرار می دهد. علاوه بر آن هر قرار داد بر سود آوری و ریسک شرکت و بنابراین بر ارزش بازار سهام شرکت تاثیر میگذارد(حساس یگانه، ۱۳۸۵).
اعضای هیئت مدیره
مدیریت
بدهی
حقوق صاحبان سهام
دارائیها
کارکنان
مصرف کنندگان
سهامداران
اعتبار دهندگان
سیاستها
بازارها
قوانین/مقررات
جوامع
فرهنگ
شکل ۲-۲- مدل فرا ترازنامه که عوامل محیطی همچون سیاستها و قوانین را نشان میدهد.

یک مطلب دیگر:
دسترسی به منابع مقالات :بررسی رابطه بین حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت های بیمه تهران- قسمت ...

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

۲-۴- چارچوب نظری حاکمیت شرکتی

چند چارچوب نظری متفاوت که برخواسته از تئوریهای متفاوتی هستند برای توضیح حاکمیت شرکتی مطرح شدند که هر کدام با استفاده از واژگان متفاوت و به صورتی متفاوت به این موضوع پرداختهاند که این تفاوتها ناشی از زمینه علمی متفاوت آنهاست(حساس یگانه، ۱۳۸۴).
سه تئوری مطرح در این زمینه، تئوری نمایندگی[۱۲]، تئوری هزینه معاملات[۱۳] و تئوری ذینفعان[۱۴] میباشد که هر کدام لنزهای مجزایی هستند که از طریق آنها میتوان به موضوع حاکمیت شرکتی پرداخت.
۲-۴-۱- تئوری نمایندگی