برنامه ریزی استراتژیک، برنامه ریزی استراتژی

مکتب یادگیری که استراتژی را یک فرآیند تجربی انطباقی معرفی می کند و یکی از صاحب نظران سرشناس پشتیبانی کننده این مکتب خود مینتزبرگ است.
مکتب ترکیبی که به تعبیر مینتزبرگ ضمن غیر مهم تلقی کردن مراحل و ترتیب توالی در تصمیم گیری و اجزاء، سعی بر آن دارد تا یافته های مکاتب دیگر را هم به نحوی کاربردی در کنار هم قرار دهد.
مشخصات مکتب تجربی انطباقی (توصیفی):
در مدیریت استراتژیک تاکید بر تفکر و اقدام به موقع است ( نه داشتن یک برنامه آماده حجیم استراتژیک) (عباس منوریان)
مدیریت استراتژیک یک فرآیند تصمیم گیری متکی بر آزمایش و تجربه است ( در شرایط غیر قابل پیش بینی امکان انتخاب استراتژی دقیق و مشخص بلند مدت وجود ندارد). (ناصر میرسپاسی).
تفکر و اقدام استراتژیک (در مقایسه با اقدام یا تفکر تاکتیکی و عملیاتی) به فعل و انفعالات و موفقیت کلی یک مجموعه توجه دارند نه یک بخش از یک مجموعه (همان)
مدیریت استراتژیک یک اقدام و یا اعمال یک راه حل اقتضائی و انطباقی کلان است (همان).
همانگونه که از مشخصه های فوق بر می آید مکتب تجربی انطباقی بیشتر به تفکر و اقدام استراتژیک توجه دارد تا برنامه ریزی استراتژیک. این تفکر، در شرایط غیر قابل پیش بینی طرح ریزی بلند مدت را امکان پذیر نمی داند. به نظر این مکتب، اقدامات استراتژیک مبتنی بر آزمایش است و صاحبان مکتب پیش تدبیری تلاش کردند قابلیت انعطافی خاصی را در مدل های اولیه خود به وجود آورند. لازم به ذکر است که تجویز مکتب پیش تدبیری به این معنی نیست که نقاط ضعف این مکتب پذیرفته نشده، بلکه امتیاز هر مکتب نسبت به دیگری در مقایسه معایب و محاسن آن ها مشخص می شود. با نگرش به این ضرورت که مقاصد گردشگری در کشورهای در حال توسعه باید فعالانه در جست و جوی راه های توسعه و تحقق اهداف بلندمدت باشند به کارگیری مکتب تجربی انطباقی ممکن است رفتار انفعالی به وجود آورد. در حالی که این مقاصد نیاز به پذیرش ریسک های بزرگ در شرایط عدم اطمینان به سوی اهداف در جهت توسعه خود دارند، به همین جهت باید باورهای خواستن توانستن است را جایگزین چو فردا شود فکر فردا کنیم، ساخت.
3-2-4-2 مکتب تلفیقی
الف) در چارچوب نگرش این مکتب، ضمن تاکید بر لزوم همخوانی تفاوت قوت و ضعف سازمان، فرصت ها و تهدیدات محیط (SWOT)، تغییر دادن عوامل محیطی و تاثیرپذیری از عوامل غیر فعال و غیر موثر را نیز بعضا لازم می شمارد.
ب) در مکتب پیش نهادی، ضمن اینکه دیدگاه و ارزش های مدیران عالی و استراتژیست های سازمان، فرهنگ ساز و تعیین کننده به حساب می آیند، دخالت مستقیم و غیر مستقیم افراد مسئول هم در نقش نوآوران و خلاقان اندیشه های تغییردهنده و تغییرگیرنده غیر قابل اجتناب است.
ج) در این تفکر طبعا تحلیل های کلان همراه با تحلیل های خرد باهم ملاک تصمیم گیری ها قرار می گیرند.
د) رسالت و آرمان های تجویزی با واقع گرایی بیشتری تبیین و اجرا می شوند و در نهایت اینکه این تلفیق یک برخورد سیستمی – اقتضایی دور اندیشانه را توصیه می کند.
سازمان باید الگوی خاص و متاثر از آرمان ها، ایدئولوژی ها و واقعیت های محیطی خود را انتخاب کند ولی به علت اینکه شکاف وسیعی بین شرایط کشورهای توسعه یافته صنعتی و کشورهای در حال توسعه وجود دارد، توصیه این الگو برای کشور خودمان شرایط اعمال مدیریت استراتژیک با دیدگاه تلفیقی با گرایش بیشتر درجهت پیش تدبیری است. زیرا علیرغم ریسک ناشی از عدم اطمینان از امکان پیش بینی آینده، برای سرعت بخشیدن به کاهش عقب ماندگی ها، دور اندیشی همراه با خطرپذیری بیشتری لازم است. گام نهادن بدون مخاطره به سوی توسعه در شرایط فعلی نظم سیاسی اقتصادی جهان، تقریبا امکان پذیر نیست ولی از این مخاطرات باید با دور اندیشی لازم در کشورهای جهان سوم استقبال کرد.
4-2-4-2 مکاتب 10 گانه مینتزبرگ
مکاتب 10 گانه مینتزبرگ به طور خلاصه به شرح زیر است:
1- مکتب طراحی
ایجاد تناسب بین قابلیت های داخلی و پیامدهای ممکن خارجی، هدف این مکتب است. از نظر دانشمندانی که نظریاتشان در این مکتب جای می گیرد، بسط راهبرد یک فرآیند سخت و عقلایی است. همچنین آن ها عقیده دارند راهبرد در سازمان مقدم بر ساختار است که این عقیده بیش از هر کسی منسوب به چندلر است. در هر صورت در این مکتب، مدیران با فرآیند منطقی و عقلایی به دنبال ایجاد تناسب هستند و البته این در جهت تعقیب اهداف، پیگیری می شود.
2- مکتب برنامه ریزی
از دیدگاه صاحبان این مکتب، راهبرد می تواند توسط متخصصان علم تدوین راهبرد ایجاد گردد. ابتدا باید در این رویکرد، تحلیلی جامع از اوضاع سازمان و محیط انجام شود و سپس تلفیق داده ها و نظریات مربوط به بخش های گوناگون تدوین راهبرد در پی تحلیل می آید. در این دیدگاه، در سازمان باید یک بخش رسمی برنامه ریزی راهبردی باشد که به مدیر عامل گزارش دهد. بنابراین این دیدگاه عملا سطح راهبردی را حتی در حوزه برنامه ریزان و تدوین گران از حوزه عملیاتی به طور کامل جدا ساخته است.
3- مکتب موقعیتی
از نگاه این مکتب، راهبرد ریشه در برنامه ریزی نظامی دارد و کلمه “سان زو” به معنای هنر، مبدا پرداختن به راهبرد است. راهبرد مکتب موقعیتی، ترکیبی از حرکات دفاعی و تهاجمی جنگی است و فرض بر این است که ساختار صنعت، جایگاه راهبردی را حرکت می دهد که آن نیز ساختار سازمانی را به حرکت در می آورد. تعیین جایگاه مناسب و پیگیری دستیابی به آن را می توان وجه مشخصه این مکتب دانست. بنابراین این مکتب نیز اصالت را به مدیریت راهبردی برای تعیین جایگاه می دهد و راهبرد را در راه آن به کار می گیرد.
4- مکتب کارآفرینی

                                                    .