بزهکاری اطفال و نوجوانان، مبارزه با مواد مخدر

اعتیاد تمام یا بعضی از والدین به مواد مخدر و مشروبات الکلی می‌تواند به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در رفتار اطفال و نوجوانان تأثیرگذار باشد. اساساً به لحاظ آمیزش و علایقی که بین اعضای خانواده وجود دارد، خواه ناخواه چنانچه برخی از آن‌ها دارای آلودگی‌هایی باشند به‌طور نسبی در سایرین نیز اثر گذاشته و احتمالاً باعث آلودگی آن‌ها نیز خواهد شد و به فرض که موجب آلودگی آنان نشود. به احتمال زیاد وضع خانوادگی را تحت تأثیر قرار خواهد داد و چه‌بسا آنان را با عواقب ناگوار و غیر قابل جبران مواجه خواهد ساخت.
کودکان وابسته به والدین معتاد یا اصطلاحاً «بچه‌های اعتیاد» کودکانی هستند که در محیط پرورشی خود با پدر یا مادر یا یکی از اعضای معتاد خانواده هم‌زیستی دارند. این کودکان لزوماً مجرم یا معتاد نیستند، بلکه در دایره‌ای بیمار و ناهنجار گرفتار آمده و در آن نشو و نما می‌یابند. اولیا معتاد در شرایط نشئگی بسیار بخشنده، مهربان و ایثارگر بوده، ولی در حالت خماری، سرشار از خشم و غضب می‌شوند و یا در کمال بی‌تفاوتی و بی‌حوصلگی نسبت به نزدیکان و وقایع اطراف خود، کمترین احساس و یا واکنشی نشان نمی‌دهند. بروز این تغییرات رفتاری در اولیای معتاد، نخستین عامل گرایش به مواد مخدر در بچه‌های اعتیاد است.
زیرا کودک به تجربه درمی‌یابد که سرپرست او بعد از استعمال مواد، دارای رفتاری عاطفی و سرشار از مهر و محبت می‌شود و او ناتوان از تشخیص این مطلب که ابراز احساسات در شرایط نشئگی، حالت موقت و کاذب دارد و در ذهن خود، بین خوبی و مهرورزی و استعمال مواد نوعی رابطه مستقیم و لازم و ملزوم برقرار می‌کند. کودکان و نوجوانانی که ناخواسته در مسائل ناشی از اعتیاد پدر یا مادر خود در خانواده درگیر می‌شوند، در معرض ارتکاب جرائم مختلف هستند و سرنوشتی چون گرفتار آمدن در رده کودکان و نوجوانان نابهنجار یا بزهکار در انتظار آن‌هاست.
معمولاً پدران معتاد به مواد مخدر و یا توزیع کننده آن جهت حفظ رابطه خود با همسر و یا فرزندان و جلوگیری از فروپاشی خانواده، آنان را نیز به مصرف و توزیع مواد مخدر وامی‌دارند.
نتایج صورت گرفته توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری در این رابطه حاکی است:
بیش از 8 درصد از همسران افراد معتادی که قبلاً معتاد نبوده‌اند، توسط شوهرانشان به اعتیاد روی آورده‌اند.
قریب 51 درصد از معتادان متأهل اظهار داشته‌اند که در خانواده‌هایشان معتاد دیگری وجود داشته است و این نسبت در خانواده‌های معتاد مجرد 23 درصد، مطلقه 8 درصد و بیوه 10 درصد بوده است.
نسبت اعتیاد در رابطه با پدر و مادر 2/27 درصد، برادر و خواهر 7/17 درصد، دختر و پسر (تأثیر فرزندان بر والدین) 92/1 درصد، عمو و دایی 82/3 درصد و سایر خویشاوندان 78/4 درصد می‌باشد.
لذا از نظر تأثیرگذاری اعتیاد، پدر و مادر در مرحله اول و برادر و خواهر در مرحله دوم اهمیت دارند.
به همین ترتیب اگر پدر و مادر معتاد به مواد الکلی باشند چنین خطراتی را برای فرزندان خود به همراه می‌آورند. علاوه بر تأثیر الکل بر جنین، مقداری از درآمد خانواده نیز صرف تهیه این مشروبات خواهد شد و درنتیجه کودک از مایحتاج اولیه زندگی محروم و یا در تنگنا قرار خواهد گرفت. پدر یا مادر الکلی حوصله رسیدگی به اوضاع کودک و نوجوان خود را نخواهد داشت و دائماً در حال میگساری و مستی است که این اثرات ناگواری بر روحیه اطفال و نوجوانان خواهد گذاشت.
ماده 701 قانون مجازات اسلامی بیان می‌دارد: «هرکس متجاهراً و به نحو علنی در اماکن و معابر و مجامع عمومی مشروبات الکلی استعمال نماید علاوه بر اجرای حد شرعی شرب خمر به دو تا شش ماه حبس تعزیری محکوم می‌شود.»
به‌علاوه ماده 702 ق. م. آ بیان می‌دارد: «هر کس مشروبات الکلی را بخرد یا حمل یا نگهداری کند، به 3 تا 6 ماه حبس و یا تا 74 ضربه شلاق محکوم می‌شود.»
و در ماده 703 ق. م. آ: «هرکس مشروبات الکلی را بسازد یا بفروشد یا در معرض فروش قرار دهد از خارج وارد کند یا در اختیار دیگری قرار دهد، به 3 ماه تا یک سال حبس و تا 74 ضربه شلاق و از یک میلیون و پانصد هزار تا شش میلیون ر یال جزای نقدی یا یک یا دو مورد از آن‌ها محکوم می‌شود.
مطالعات انجام شده در زمینه اعتیاد در ایران نشان می‌دهد که کودکان و نوجوانان خانواده‌های معتاد با والدین خود همانندسازی نموده و تعداد معتادان در این خانواده‌ها به وضوح بیشتر می‌باشد.
طبق تحقیقاتی که گلوک و همسرش درباره 500 نوجوان بزهکار و 500 نوجوان غیر بزهکار در ناحیه بوستون به عمل آوردند نشان داده‌اند که 8/62 درصد پدران نوجوانان بزهکار و 39 درصد پدران نوجوانان غیر بزهکار، دچار اعتیاد به الکل بوده و به این ترتیب پدران الکلی نوجوانان بزهکار تقریباً دو برابر پدران الکلی نوجوانان غیر بزهکار بوده است، ولی اختلاف نسبت در مورد مادران الکلی خیلی شدید بوده است، به‌طوری‌که مادران 23 درصد از نوجوانان بزهکار الکلی بوده‌اند و حال‌آنکه مادران 7 درصد از نوجوانان غیر بزهکار الکلی بوده‌اند.
استاد استفانی و همکاران ایشان در خصوص توجیه بزهکاری اطفال و نوجوانان در اثر مشترک خود می‌پرسند که آیا الکلیسم والدین با بزهکاری کودکان آنان ارتباطی دارد؟ به بیان دیگر آیا بزهکاری کودکان را می‌توان ثمره فساد و تباهی ارثی الکلیسم والدین آنان دانست چون والدین الکلی حاصل دسترنج خود را صرف میگساری می‌نمایند، دیگر منابعی برای برآوردن نیازهای حیاتی فرزندان باقی نمی‌گذارد یا آنکه حالت مستی والدین به آنان اجازه نمی‌دهد که حداقل امکانات تربیتی را برای آنان فراهم کنند و گاهی برای کمترین پرورش آنان پردازند یا آنکه تنزل و فروافتادگی سطح اخلاقی خانواده، شکست معنوی فرزند را توجیه می‌کند.
در شرایطی که والدین اعتیاد دارند یا یکی از آن‌ها به مواد مخدر رو آورده است، در فرزندان این تهور به وجود می‌آید که اعتیاد یک عمل معمولی و از خصوصیات افراد کامل و بزرگ‌سال است. وسایل و مواد مخدر معمولاً در اختیار و دسترس آن‌هاست و با آشنایی که به طرز استعمال آن‌ها در رسانه‌ها یا خانواده خود می‌بینند، به اعتیاد آلوده می‌شوند. هرگونه خلل که در سازمان خانواده و روابط عاطفی اعضای آن به وجود می‌آید در آینده کودکان و نوجوانان تأثیر بسزایی دارد.
کودک با الگوبرداری از «پدر» و «مادر» و همچنین فراگیری نقش‌هایی که در بزرگ‌سالی به عهده خواهد داشت، خود را با والدین همسان می‌کند.
ساترلند درباره چگونگی انتقال فرهنگ کج روی اظهار می‌دارد که کج روی از راه یک جریان ارتباطات اجتماعی حاصل می‌شود که در واقع اصطلاح «یار بد» را زنده می‌کند.
ب: حبس والدین
تربیت کودکان و نوجوانان از دیرباز موردتوجه جوامع بشری بوده و در خصوص اهمیت و تأثیر آن در سرنوشت اجتماع مطالب زیادی گفته و نوشته شده است. بر این اساس، در قوانین اکثر کشورهای جهان نگهداری کودکان و تربیت صحیح آن‌ها به عنوان تکلیف والدین دانسته شده است. زیرا همه می‌دانند که سلامتی و سالم بودن یک جامعه و سعادت و خوشبختی اعضای آن میسر نخواهد بود، مگر با تربیت صحیح اطفال و نوجوانان آن جامعه که به عنوان آینده‌سازان جوامع مطرح هستند. در بیشتر جوامع امروزی امر تربیت اطفال بر عهده والدین گذاشته شده است یعنی والدین هستند که بایستی آداب و سنن اخلاقی و اجتماعی موجود را به اطفال آموخته به طرق مقتضی در جهت پرورش جسم و روح و روان فرزندان خود تلاش نمایند تا با تربیت صحیح خود مانع از انحرافات اخلاقی و اجتماعی آنان شده و افراد مفید و سالمی را به جامعه آینده تحویل دهند.
گاهی در خانواده به دلایل مختلف چون فوت و حبس یکی از والدین حضور ندارد و فرزندان تنها با پدر یا مادر یا یکی از نزدیکان خود زندگی می‌کنند. بدیهی است فرزندان در سنین مختلف نیاز به حضور و همراهی والدین خود دارند، الگوپذیری کودکان اولین بار از پدر و مادر آغاز می‌شود و در غیاب یکی از والدین به پذیرش این الگوها و نقش مشکلاتی پدید می‌آید و درنتیجه فرآیند همسان‌سازی و هویت یابی آنان دچار اختلال می‌شود. به‌علاوه حبس والدین همیشه موجب سرخوردگی و گوشه نشینی کودکان می‌شود. فرزندانی که والدین آن‌ها در حبس به سر می‌برند به دلیل فشارهای روحی و روانی و اقتصادی و… به آن‌ها وارد می‌شود، و برای تأمین مایحتاج زندگی خود دست به سرقت و اعمال خلاف قانون بزند.

                                                    .