با سرمایه ­گذاری در شرکت­های بزرگ و پیشرو، می­توان ریسک تجاری را به میزان قابل توجهی کاهش داد (آقابیگی,۱۳۸۵).
معیارهایی که برای اندازه شرکت می­توان در نظر گرفت عبارتند از:
میزان دارایی
تعداد پرسنل
میزان فروش
ارزش بازار سهام شرکت
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
۲-۳-۲٫ نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار
ارزش دفتری بر مبنای بهای تمام شده تاریخی است و هیچ­گونه انعکاس یا بازتابی از دورنمای موردانتظار شرکت در آن لحاظ نگردیده است. برعکس ارزش بازار سهام منعکس کننده این دورنماست. اگر دورنمای آینده شرکت نشان­دهنده رشدی بیش از رشد متوسط باشد، ارزش دفتری کوچکتر از ارزش بازار خواهد بود.
شرکت­هایی که نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار پایین­تری دارند، احتمالاً ریسک بیشتری هم خواهند داشت، زیرا با یک شوک در بازار مقدار ارزش بازار مساوی و یا نزدیک به ارزش دفتری خواهد شد. نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار پایین­تر ریسک بیشتری را به همراه دارد و ریسک بیشتر مستلزم بازده بیشتر است.
از دیدگاه دیگر هر چقدر این نسبت کوچکتر باشد می‌تواند نشانگر این موضوع باشد که مدت زمان زیادی از تأسیس شرکت گذشته و از آنجاییکه اکثر قریب به اتفاق  شرکت­ها به علت مسائل مالیاتی نمی‌خواهند دارایی­ های خود را تجدید ارزیابی نمایند، لذا این موضوع باعث تفاوت فاحش بین ارزش دفتری و ارزش بازار می‌شود.  شرکت پس از گذشت سالیان زیاد شهرت کسب می­ کند. این حسن شهرت در دفاتر مالی ثبت نمی­ شود ولی در ارزش بازار، خودش را نشان می‌دهد و باعث تفاوت ارزش دفتری با ارزش بازار سهام می­ شود. پس هر چقدر این نسبت کوچکتر باشد محتملاً  شرکت قدرت مالی بیشتر و ریسک کمتری دارد. پس بالطبع بازده کمتری هم خواهد داشت.
از دیدگاهی دیگر، هرچقدر نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام   کمتر باشد، نشان­دهنده سهام رشدی است و هر چقدر مقدار آن نسبت بیشتر باشد، بیانگر سهام ارزشی است.
۲-۳-۳٫ عوامل رفتاری
مروری بر مالی رفتاری
در ادبیات مالی دو دیدگاه اصلی در تجزیه و تحلیل اوراق بهادار وجود دارد. تحلیل بنیادی[۲۷] که شامل تجزیه و تحلیل صورت های مالی، نقاط قوت و ضعف و کیفیت مدیریت شرکت و رقبای آن و بازارها می­باشد. تحلیل تکنیکال[۲۸] که در بر دارنده همه اطلاعاتی است که پیش از این در قیمت سهام منعکس شده ­اند و ما اثر آنها را به صورت تغییرات در نمودار قیمت سهام میبینیم.
شاخه دیگری که مالی رفتاری[۲۹] نامیده می­ شود در سال­های اخیر به عنوان دیدگاه سوم تجزیه و تحلیل سرمایه ­گذاری مطرح شده است. این دیدگاه از روانشناسی برای توضیح آن دسته از رفتارهای سرمایه گذاران استفاده می­ کند که نمی­توان با تئوری­های سنتی مالی و اقتصادی توضیح داد.
عکس مرتبط با اقتصاد
مالی رفتاری به معنای مطالعه رفتار سرمایه ­گذاری با بهره گرفتن از این عقیده است که سرمایه ­گذاران ممکن است به صورت غیر عقلایی عمل نمایند. در حالی که اقتصاد سنتی بر اساس تئوری مطلوبیت فرض می کند سرمایه ­گذاران به صورت عقلایی عمل می کنند، اما در مالی رفتاری فرض بر این است که
سرمایه ­گذاران می توانند رفتار غیر عقلایی داشته باشند و براساس آن عمل نمایند. معمولا در بازار ها رفتارهای احساسی بیش از حد متعارف نیز به چشم می خورد. سرمایه ­گذاران از طریق نیروهای غیر منطقی متعددی از قبیل اعتماد بیش از حد[۳۰]، پشیمان گریزی[۳۱]، زیان گریزی[۳۲] و مواردی از این قبیل برانگیخته می­شوند.(تهرانی و نوربخش، ۱۳۸۹)
فرد سرمایه­گذار، یک جزء کوچک از کل بازار می­باشد. یعنی عقلایی­سازی، روانشناسی و رفتار
سرمایه ­گذاری یک فرد سرمایه­گذار به طور مستقیم به تفکر، احساس و اعمال همه سرمایه ­گذاران مرتبط است. واضح است که مجموعه سرمایه ­گذاران باعث شکل­ گیری بازار می­ شود. در حقیقت انسان­ها تنها عوامل علت و معلول بازار هستند. در بازار چیزی وجود ندارد که ناشی از رفتار انسانی نباشد.
تاریخ بازارها می تواند به عنوان مجموعه ای پیچیده از بازپیدایی خطاهای انسانی دیده شود. می دانیم که بازار بر حسب عادت واکنش بیش از حد یا کمتر از حد نشان می دهد. مالی رفتاری توضیحی جایگزین برای برخی ناهنجاری های بازار ارائه می­ کند. این دیدگاه چگونگی تصمیم ­گیری افراد مختلف را در نظر میگیرد. دلایل گوناگونی برای رفتار غیر عقلایی در بازار وجود دارد. یکی از این عوامل، پردازش نادرست اطلاعات توسط سرمایه ­گذاران می­باشد. این اتفاق می ­تواند منجر به توزیع نادرست بازده­های آتی شود. توزیع نادرست نیز باعث بوجود آمدن فرصت­های آربیتراژ می­ شود. حتی زمانی که توزیع بازده­ها نیز به نحو مناسبی صورت گرفته باشد باز هم سرمایه ­گذاران می­توانند تصمیم­های غیر بهینه بگیرند. در نتیجه آربیتراژ محدود بوده و فقدان فرصت­های آربیتراژ الزاما بر کارایی بازار دلالت ندارد.
برخی مباحث اصلی در مالی رفتاری، مربوط به چرایی ایجاد خطاهای سیستماتیک توسط سرمایه ­گذاران و مدیران (همچنین قرض دهندگان و قرض گیرندگان) می­باشد. مالی رفتاری نشان می­دهد­ که این خطاها بر قیمت­ها و بازده­ها تاثیر می­گذارند. همچنین نشان می­ دهند که چرا مدیران شرکت و دیگر نهادها به علاوه دیگر بازیگران مالی، باید به دنبال کسب منفعت از ناکاریی بازار باشند.
نگرش سرمایه گذاران
نگرش سرمایه ­گذاران اشاره به دیدگاه خوشبینانه یا بدبینانه سرمایه ­گذاران نسبت به وضعیت فعلی و آتی یک سهم و بازار دارد. در سرمایه ­گذاری نگرش سرمایه گذاران عاملی مهم در قیمت سهام بازار، علی الخصوص در کوتاه مدت است.
تعریفی دیگر که برای نگرش سرمایه ­گذاران بیان می­دارند عبارتست از میل به سفته بازی، بر اساس این تعریف نگرش سرمایه ­گذاران به تقاضا برای سرمایه ­گذاری­های سفته­بازانه جهت می­دهد. بنابراین باعث اثر مقطعی در بازار می­ شود.
احساسات، خواه مبنایی منطقی یا غیر منطقی داشته باشند، می­توانند قیمت ها در بازار را به حرکت درآورند. به عبارتی قیمتی که سهام در حال حاضر با آن در بازار مبادله می­شوند نشان دهنده تجمیع نگرش مثبت یا منفی تمام فعالین بازار در آن لحظه می­باشد. اگر سرمایه­گذار بتواند پیش ­بینی نسبتا دقیقی از تغییر نگرش بازار انجام دهد، توانایی برآورد تغییرات بازار را نیز کسب خواهد کرد.
فعالین بازار تصور می­ کنند که زمانی که شاخص نگرش بازار در سطوح پایین قرار دارد بازار به زودی دچار افت خواهد شد و زمانی که این شاخص در سطوح بالایی قرار دارد بازار با رونق موجح خواهد بود. اما مشکل اصلی این است که شاخص نگرش سرمایه گذاران اغلب یک شاخص پسرو می­باشد.
از طرفی اگر اطلاعات در دسترس برای یک سهم، به هر دلیلی برای بررسی و تحلیل، دشواری­هایی را به همراه داشته باشد، آنگاه این امکان وجود دارد که فعالین اقتصادی در ارزش­گذاری این دارایی­ ها دچار اشتباه و خطا شوند. بعلاوه برآورد ارزش برای سفته­بازان و آربیتراژگران تا اندازه­ای دشوار می­ شود که اندازه ­گیری این قیمت­ گذاری اشتباه و سرمایه ­گذاری روی این اوراق بسیار دشوار و چالش بر انگیز می­ شود. اگر تعداد این دسته از اوراق بهادار در بازار زیاد باشد و اگر تنوع بخشی این ریسک نیز دشوار باشد، آنگاه انتظار می­رود که این اوراق نسبت به شاخص نگرش حساسیت بیشتری از خود نشان دهند.
روش­های اندازه گیری نگرش سرمایه گذاران
روش های اندازه ­گیری نگرش سرمایه ­گذاران را می توان به سه دسته تقسیم نمود.
روش­های مبتنی بر پرسشنامه
این روش­ها به طور مستقیم میزان نگرش سرمایه ­گذاران را نسبت به بازار از طریق پرسشنامه اندازه ­گیری می­ کنند. از این گروه از شاخص ­ها می­توان به شاخص تمایلات مصرف کنندگان میشیگان (MCSI) [۳۳] و شاخص انجمن سرمایه ­گذاران فردی آمریکایی (AAII)[34] اشاره نمود.
روش های غیر مستقیم
در مقابل روش­های مستقیم، روش­های غیر مستقیم قرار دارند که برای اندازه گیری گرایش احساسی سرمایه گذاران از داده های مالی بهره می­گیرند. از این گروه شاخص ­ها می­توان به شاخص نگرش سرمایه گذاران بازار سرمایه (EMSI)[35] ، شاخص نگرش بازار (MSI)[36]،شاخص اعتماد بارونز[۳۷]، شاخص عدم تعادل در خرید و فروش[۳۸] اشاره کرد.
در زیر به توضیح هر کدام از این روش­ها می پردازیم
شاخص نگرش سرمایه ­گذاران بازار سرمایه (EMSI)
در گذشته این تصور وجود داشت که همبستگی کمی بین نگرش سرمایه گذاران مختلف وجود دارد و این نگرش های متفاوت اثر همدیگر را در بازار خنثی کرده و بنابراین تاثیری روی قیمت سهام در بازار نمی گذارد. اما مطالعات افرادی چون ایچنگرین[۳۹] در سال ۱۹۹۸ نشان داد که تغییر در قیمت یک سری از دارایی ها بخصوص در کوتاه مدت، باعث تغییراتی در دارایی های دیگر می شود که این ناشی از تغییر دیدگاه سرمایه گذاران نسبت به ریسک است. این چنین تغییراتی در نگرش نسبت به ریسک، بهتر از هر عامل بنیادی دیگری می تواند تغییرات کوتاه مدت قیمت را نشان دهد.
پرسعود (۱۹۹۶)[۴۰] جهت محاسبه نگرش بازار ارز، یک فاکتور ارزیابی نگرش سرمایه گذاران طراحی کرد. مدل EMSI در واقعا مدل مطابقت داده شده روش پرسعود برای بازار سرمایه است.
روش EMSI به طور کلی به توازن بین ریسک و بازده در قیمت توجه کرده و بنابراین فقط روی تمایل بازار برای پذیرش هر ریسک مرتبط با بازار در هر زمان تمرکز دارد.
برای محاسبه این شاخص نرخ بازده ماهانه و نوسانات تاریخی را رتبه بندی کرده و سپس ضریب همبستگی رتبه اسپیرمن را بین رتبه ماهانه روزانه سهم برای هر شرکت و رتبه نوسان پذیری تاریخی بازده برای هر شرکت را محاسبه و حاصل را در صد ضرب می کنند.
که و رتبه های بازده روزانه و نوسانات تاریخی برای دارایی i و میانگین های و میانگین رتبه بازده و میانگین رتبه نوسان­پذیری تاریخی جامعه مورد مطالعه است.
این فرمول برای اولین بار در پژوهشی که بادوپاتی­هایا و جونز (۲۰۰۵)[۴۱] انجام دادند بکار برده شد. نتایج تحقیقات آنها نشان داد مقادیر با وقفه این شاخص، تغییرات آتی شاخص بازار را از داده های گذشته خود شاخص توضیح می دهند.
شاخص MSI
این شاخص برای اولین بار در سال ۲۰۱۲ توسط پاتریک راجر[۴۲] معرفی شد. برای این منظور راجر به مطالعه پرتفلیو ۸۷۳۷۳ سهامدار فرانسوی در خلال سال­های ۱۹۹۹-۲۰۰۶ پرداخت. در این شاخص تمرکز اصلی بر روی سهامداران خرد (حدودا ۹۹% فعالین بازار از نظرتعدادی) و نحوه معاملات آنهاست. سهامداران خرد به دلایل متعددی دست به معاملات کوتاه مدت در بازار می زنند و به این دلیل اغلب به آنان نوسان­گیر نیز گفته میشود. نحوه معاملات این سهامداران خرد حاوی اطلاعات ارزشمندی درباره اندازه ­گیری شاخص نگرش سرمایه گذاران است. شاخصی که بر مبنای این داده ها طراحی شده MSI نام دارد که فقط وابسته به تنوع تعداد سهام مختلف در هر پرتفلیو جداگانه است. به عبارت دیگر نه قیمت، نه بازده و نه حتی حجم در محاسبه این شاخص نقشی ندارند.
دو ویژگی در سهامداران خرد باعث می شود تا رفتار آنان به شدت تحت تاثیر خوشبینی و بدبینی آنها در بازار قرار گیرد.
آنها پرتفلیو­هایی غیر متنوع نگه می­دارند (از اصول تنوع بخشی پرتفلیو­ها تبعیت نمی­ کنند)
آنان چهارچوبی مناسب و ثابت برای تصمیم ­گیری ندارند.
مطالعات کومار و لیم (۲۰۰۸)[۴۳] نشان داد هرچه پرتفلیو یک سهامدار غیر متنوع تر باشد تصمیمات آنها نیز به میزان کمتری از چهارچوب های معین سرمایه ­گذاری پیروی می کنند. بنابراین خرید یک سهامدار خرد نشان دهنده نگاه خوشبینانه آن سهامدار نسبت به آن سهم می باشد. همچنین تصمیم این خرید به صورت جدا از سایر سهام موجود در پرتفلیو این سهامدار گرفته می شود.
تنها داده مورد نیاز برای محاسبه این شاخص برای هر ماه، میزان تنوع تعداد سهام موجود در پرتفلیو سهامداران خرد است. برای این منظور ابتدا با بهره گرفتن از فرایند زنجیره مارکوف تعدادی پرتفلیو با N سهم مختلف ایجاد می کنیم و سپس تعادل حالت پایدار فرایند تصادفی N را مشخص می کنیم.
شاخص نگرش ما شامل ناحیه بالای توزیع تجمعی تعادل وضع پایدار تعداد سهام موجود در پرتفلیو است.
برای ماتریس انتقال Qt بین t-1 و t ، N∞,t نشان دهنده متغیر تصادفی “تعداد سهام متفاوت” در یک تعادل پایدار است. شاخص نگرش MSIt به این صورت تعریف می شود.
K در اینجا نشان دهنده سهامی هست که در بازار توسط I سهامدار معامله میشود. T روز باز بودن بازار است و t=1,2,…,T است.
همانطور که قبلا توضیح داده شد، MSI ناحیه بالای تابع توزیع تجمعی N∞,t را اندازه می­گیرد.
شاخص عدم تعادل بین خریدار و فروشنده (BSI)
با بهره گرفتن از این شاخص که برای محاسبه تمایل سرمایه گذاران فعال در بازار طراحی شده است می توان به سطح نگرش فعالین بازار دست یافت.
برای سهام i ، شاخص عدم تعادل خرید و فروش برای ماه t به این صورت تعریف می شود.
در اینجا dt تعداد روز های معاملاتی در ماه t و Bit و Sit حجم خرید و فروش برای سهم i در ماه t است.
جهت محاسبه شاخص عدم تعادل خرید و فروش برای پرتفلیو دو راه حل وجود دارد.
محاسبه میانگین BSI سهام موجود در یک پرتفلیو (روش کومار و لیی (۲۰۰۶)[۴۴])
محاسبه خرید و فروش تجمعی سهام موجود در یک پرتفلیو (روش باربر و اودن (۲۰۰۸)[۴۵])
برای محاسبه شاخص عدم تعادل خرید و فروش پرتفلیو از رابطه زیر استفاده می کنیم
در فرمول فوق Nt تعداد سهام متفاوتی است که در ماه t معامله میشود.
شاخص اعتماد بارونز
شرکت بارونز با استفاده های داده های بازار اوراق قرضه شاخصی تحت عنوان شاخص اعتماد را محاسبه می کند. اعتقاد بر این است که فعالیت معامله گران اوراق قرضه روندی را شکل می دهد که در آینده منجر به تغییر در بازار سهام می شود.
شاخص اعتماد شامل نسبت میانگین بازده ۱۰ اوراق قرضه برتر شرکتی تقسیم بر میانگین بازده ۱۰ اوراق قرضه سطح متوسط شرکتی است. این نسبت همواره زیر ۱۰۰% قرار دارد زیرا که اوراق قرضه برتر همیشه نرخ پایین تری از بازده تا سررسید را برای قرضه داران فراهم می کنند. زمانی که معامله گران اوراق قرضه نسبت به وضع اقتصادی خوشبین هستند، احتمالا، صرف ریسک نکول کمتری را از اوراق قرضه با رتبه پایین طلب می کنند. بنابراین تفاوت بین نرخ بازده تا سررسید این اوراق با اوراق شرکت های برتر کم شده و شاخص مصرف کننده به ۱۰۰% نزدیک میشود. بنابراین سطوح بالاتر شاخص مصرف کننده سیگنال صعودی محسوب میشود.(بودی و همکاران، ۲۰۱۱)[۴۶]
روش ترکیبی
روش های ترکیبی مبتنی بر متغیر های اقتصادی هستند. بیکر و ورگلر(۲۰۰۴) یک شاخص نگرش سرمایه گذاران بر اساس ترکیب خطی پنج متغیر ساختند. این متغیر ها شامل
نرخ تنزیل صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه ثابت(CFFD): میانگین تفاوت بین خالص ارزش دارایی های صندوق و ارزش بازار آنهاست.
زوینگ (۱۹۷۳)[۴۷] از نرخ تنزیل صندوق های سرمایه گذاری برای پیشبینی بازگشت ها در شاخص داو جونز استفاده کرد. لی و همکاران (۱۹۹۱) ادعا کردند که نگرش سرمایه گذاران، خود را در قالب ویژگی های صندوق های سرمایه ­گذاری با سرمایه ثابت نشان می دهند.
لگاریتم گردش سهام بورس نیویورک که روند آن بوسیله میانگین متحرک ۵ ساله حذف شده است): این شاخصه برپایه نسبت حجم سهام گزارش شده به میانگین سهام گزارش شده در کتاب حقایق بورس نیویورک است.
بیکر و استین (۲۰۰۴) بیان داشتند به دلیل اینکه در بازاری که دارای محدودیت فروش استقراضی دارد، سرمایه گذاران تنها زمانی در بازار مشارکت می کنند که نسبت به آینده خوشبین باشند و این مشارکت موجب افزایش نقدشوندگی در بازار می شود. از این رو نقدشوندگی بالا نشانه قیمت گذاری بالاست. در حمایت از این نتیجه گیری جونز[۴۸] (۲۰۰۱) مشاهده کرد که گردش بالای بازار ، بازده پایین در بازار را پیشبینی می­ کند.
میانگین بازده سهام در اولین روز عرضه های اولیه: بازار عرضه های اولیه وابستگی زیادی به نگرش سرمایه گذاران دارد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *