تحقیق درباره تاریخچه اخلاق حرفه ای، مفهوم اصطلاحی

دانلود پایان نامه

2-4-2. تعریف اخلاقیات
1. اخلاقیات به عنوان سیستمی از ارزشها و بایدها و نبایدها تعریف می شود که بر اساس آن نیک و بدهای سازمان مشخص می گردند و عمل خوب از بد مشخص می گردد(الوانی به نقل از بیک زاده، پور سنبلی، صادقی، 1389)
2. اخلاقیات عبارت است از شیوه برخورد با خوب وبد با توجه به تعهدات ارزشی، اعتقادی و اخلاقی فرد و جامعه. به عبارت دیگر، می توان گفت اخلاقیات نشان دهنده بینش انسان در مورد جهان و آدمیان است و عدالت و انصاف از جمله مفاهیمی است که بر اساس همین بینش تعریف و تبیین می‌شود (ابطحی، به نقل از بیک زاده، پور سنبلی، صادقی، 1389)
3. اخلاقیات به عنوان مجموعه ای از اصول، اغلب به عنوان منشوری که برای راهنمایی و هدایت استفاده می شود، تعریف شده اند (آلن لاوتن ، به نقل از بیک زاده، پور سنبلی، صادقی، 1389)
4. اخلاق الگوی ارتباطی مبتنی بر رعایت حقوق طرف ارتباط است. به دیگر سخن، اخلاق مسؤلیت‌پذیری در قبال حقوق افراد است (فرامرز قراملکی، به نقل از بیک زاده، پور سنبلی، صادقی، 1389)
5. کوناک وجونزبه نقل از بیک زاده، پور سنبلی، صادقی(1389) اخلاقیات را اینگونه تعریف می‌کنند:
اخلاقیات به انصاف، راستی و درستی مربوط می گردد و به تصمیم گیری در خصوص اینکه چه چیز خوب است و چه چیز بد، وبه فعالیتها و قواعدی که رفتار پاسخگویانه را بین افراد و گروهها پی ریزی می کند.
علم اخلاق عبارت است از تحقیق در رفتار آدمی بدان گونه که باید باشد.( حسینی، 1363) علم اخلاق به چگونگی عمل انسان برای آن که کامل باشد و خیر را تحقق ببخشد می پردازد. این علم دارای قواعد ودستوراتی مانند منطق وزیبای شناسی است. به همین دلیل اخلاق از علوم دستوری است نه علوم توصیفی.
علوم دستوری مانند منطق، اخلاق، و زیبائی شناسی همه احکام ارزشی هستند.
احکام ارزشی، روبروی دو مفهوم متضاد را مورد بررسی قرار می دهد. بطور مثال، علم منطق به تقابل حقیقت و خطا و علم زیبا شناسی به بررسی زیبا در مقابل زشت می پردازد.بدین ترتیب، علم اخلاق تقابل خیر و شر را مورد بررسی قرار می دهد.
به عبارت دیگر، در رویکرد اخلاقی، مدیران علاوه بر اینکه باید منافع و حقوق سازمان خود را تأمین کنند، باید به عنوان یک امر اخلاقی در راه تأمین رفاه، آسایش، نیازها، و علائق مردم جامعه نیز مشارکت داشته باشند. از جهت دیگر، نباید تصمیمات و رفتارهای مدیریتی منجر به وارد کردن خسارت، زیان و آسیب به جامعه و افرا د آن شود. بطور مثال، اگر مدیریت نتواند برنامه های اموزش نیروی انسانی را براساس نیازهای جامعه طراحی کند، سبب بیکاری، اتلاف نیروها، و هدردادن سرمایه های ملی می شود. دراین صورت، مدیر به مسؤلیت اجتماعی خود عمل نکرده است. در متون و پیشینه تحقیق، اخلاق به بعد شخصی و فردی تصمیمات و رفتاری سازمان، مدیر،یا هر فرد دیگر توجه دارد(میرکمالی،1392).
در مدیریت آموزشی، سوء رفتار مدیریت و افسردگی دانش آموزان، لذت نبردن از زندگی شغلی، خسته و فرسوده شدن معلمان و دبیران، لطمه به زندگی فردی افراد، ایجاد طبقات اجتماعی، ترجیح منافع فردی بر منافع اجتماعی، زیرپاگذاشتن حقوق فردی دانش آموزان و معلمان، بی علاقه کردن دانش‌آموزان نسبت به حرفه معلمی، فاصله داشتن تحصیل اززندگی، و عدم رعایت اخلاق حرفه ای نمودهای از رفتار مدیران و معلمان و سازمانهای آموزشی است که هر کدام مصادیقی از اخلاق و مسؤلیت اجتماعی به شمار می رود. هر یک از این رفتارها می تواند بر افکار، روحیات، و عملکرد مدیران، معلمان، و دانش‌آموزان و سرانجام بر جامعه تأثیر گذار باشد (میرکمالی،1392).
2-4-3. تاریخچه اخلاق حرفه ای
هرچند مباحث اخلاق حرفه ای علمی، پیشینه طولانی دارد اما به اخلاقیات ویژه از دهه 70 در قرن بیستم میلادی بود که به دنبال جنگ ویتنام و پیامدهای رسوایی واترگیت، موج تازه ای از توجه به ابعاد اخلاقی علم و فناوری به میان آمد. در 1978، دانشگاه ییل و انجمن ارزشهای آموزش عالی، مبتکر فعالیتهای دانشگاه محور شدند که کانون توجه آن، ترویج اخلاق پژوهی بود. موضوع دیگری که به اهمیت اخلاق علمی در یکی – دو دهه اخیر دامن زد، رشد پرشتاب علم و فناوری، همزمان با ضعف و مسئله آمیز شدن نظامهای سنتی اخلاقی در جوامع (به ویژه در مراحل گذار اجتماعی تغییرات )بود.
اخلاق حرفه ای به مسائل و پرسشهای اخلاقی و اصول و ارزشهای اخلاقی یک نظام حرفه ای می‌پردازد و ناظر بر افعال ارادی حرفه ای ها در حیطه فعالیتهای حرفه ای خودشان است.( فراستخواه، 1385)
2-4-4. حرفه
قراملکی به نقل از دهخدا واژه حرفه کاربردهای فراوانی دارد ومفهوم آن نیز از تطور تاریخی فراوانی برخوردار است.عام ترین کاربرد حرفه به معنای پیشه، شغل، کار وکسب است
مفهوم اصطلاحی حرفه از دیرباز متفاوت با کار و حتی شغل به کار می رود. توجه به تمایز این دو واژه رهگشاست. بردگی به عنوان مثال حرفه نیست اما بردگان کار می کنند. راهزنی را نیز حرفه نمی دانیم هرچند که آنان نیز مشغول کارند. کسب و کار معطوف به سود را حرفه نمی دانند. پزشکان فعالیت خود را نه کسب و کار بلکه حرفه می دانند.
حرفه اصطلاح رایجی است که دربرگیرنده ارتباط اشخاص با یکدیگر با در نظر گرفتن یک مجموعه اصول و قوانین می باشد. به صورت تخصصی، حرفه زمینه ساز ارتباط کارمندان با یکدیگردر اجتماع می باشد(کوهن ،2001) حرفه به عنوان مهارتی، شامل تمام یا بخشی از دانش و توانائی در بکار گیری دانش برای عملی سودمند و ارتباط با دیگران تعریف می شود(اُزار ، 2000). واژه حرفه کاربردهای فراوانی دارد و مفهوم آن نیز از تطور تاریخی فراوانی برخوردار است. عام ترین کاربرد حرفه به معنای پیشه، شغل، کار و کسب است. مفهوم اصطلاحی حرفه از دیر باز متفاوت با کار و حتی شغل به کار می رود.
اشتغال یکی از مؤلفه های حرفه است. مؤلفه دیگر روزی بدست آوردن از طریق اشتغال است. مؤلفه سوم،اختیار در کار و اشتغال است. حرفه یک کار اختیاری است. مؤلفه مهم خدمت محوری، مثمرثمر بودن، مفید بودن یا مطلوبیت احتماعی حرفه است. مؤ لفه پنجم، برخورداری از دانش، مهارت و توانایی است. قدما ازاین مؤلفه سه وجهی (دانش، مهارت و توانایی) به صناعت تعبیرمی کنند. دهخدا در تعریف حرفه می گوید: صناعت که روزی بدان بدست آید. تمایز صناعت از صرف کار در سه عنصر دانش، مهارت و توانایی است ( بیک زاده، پور سنبلی، صادقی، 1389).
2-4-7. رویکرد تحلیل مفهومی به حرفه
اشتغال یکی از مؤلفه های حرفه است. مؤلفه دیگر روزی بدست آوردن از طریق اشتغال است. مؤلفه سوم، اختیار در کار واشتغال است. حرفه یک کار اختیاری است. مؤلفه مهم خدمت محوری، مثمر ثمر بودن، مفید بودن یا مطلوبیت اجتماعی حرفه است. مؤلفه پنجم، برخورداری از دانش، مهارت و توانایی است. قدما از این مؤلفه سه وجهی (دانش، مهارت وتوانایی ) به صناعت تعبیر می کنند. و لذا دهخدا در تعریف حرفه گوید “صناعت که روزی بدان بدست آید”. تمایز صناعت از صرف کار در سه عنصر دانش، مهارت و توانایی است. عده ای در تعریف حرفه گفته اند: فعالیت تولیدی و آبادگرانه که به ازای مزد(نقدی یا جنسی) با میل و اراده آزاد و به نحو حرفه مند صورت می گیرد(فریور،1387به نقل از قراملکی) مراد از حرفه مند در این تعریف برخورداری از سه مؤلفه اخیر است که از آن به صناعت تعبیر کردیم والا تعریف یاد شده مبتنی بر دور(تعریف شئ به خود) می شود.
دو مؤلفه دیگر را نیز می توان به حرفه افزود: استقلال (خود مختاری) و میزان قابل توجهی از اقتدار. عده ای فرد حرفه ای را چنین تعریف می کنند: عضو گروه اختصاصی از افراد که از خدمات مفید و ارزش محور برخوردار و نسبت به حوزه کاری خود صاحب دانش هستند. این نیز تأکید بر صناعت خاص است. به این وسیله تعریف سنتی از حرفه به کمال می رسد.
اما این تعریف با چالشهای فراوانی روبروست: تمایز حرفه از حرفه نما و تمایز آن از زیر حرفه(شاخه‌ای از حرفه )، تمایز حرفه های سنتی از حرفه های نوین معضلات اساسی در این مقام اند.
پرستاری را غالباً حرفه می نامیم و پرستاران را از مفهوم حرفه ای بودن استقبال می کنند ولی آنرا می‌توان شاخه ای از حرفه پزشکی دانست. مهندسی را عده ای حرفه نما خوانده اند. کسانی کسب و کار و تجارت را حرفه ندانسته اند.
2-4-8. تحلیل فرایندی حرفه