تحقیق درباره مدیریت منابع انسانی، رعایت حقوق دیگران

7- همدردی با دیگران: آن ها دلسوز و رحیم هستند و به احساسات دیگران توجه می کنند. افراد حرفه ای مشکلات دیگران را مشکلات خود می دانند و در مصائب دیگران شریک هستند و از آنها حمایت می کنند.
8- وفاداری: افراد حرفه ای اخلاقاً رازدار و معتمد دیگران هستند و در حفظ اسرار آنها در رابطه با انجام وظایف خود متعهد می باشند. (میرکمالی، 1392)
بطور کلی، مدیران مسؤل فراهم آوردن شرایط و زمینه های مناسب برای بروز رفتارهای اخلاقی و اشاعه و نهادینه شدن اخلاق حرفه ای در سازمان هستند. برای تحقق چنین اهداف و آرمان هایی، آن ها باید اقدامات زیر را به عمل آورند:
1- تدوین منشور و آئین نامه اخلاقی
برای آنکه سازمان ها از رعایت اخلاق حرفه ای مطمئن باشند، باید نسبت به اینامر توجه و تمرکز ویژه داشته باشند و به همه افراد ذی نفع تفهیم کنند که رعایت اخلاق برای مدیریت سازمان از اهمیت خاص برخوردار است. یکی از راه هایی که این قصد، توجه و اهتمام را نشان می دهد تدوین آئین نامه‌ها یا منشورهای اخلاقی یا(Gode of Ethics) است.آئین نامه های اخلاقی عبارت است از بیانیه ها یا دسته‌هائی از بیانیه های اخلاقی و استانداردها و رفتار های حرفه ای که به وسیله یک سازمان حرفه ای یا دولتی برای هدایت رفتار اعضاء تدوین شده است که کد اخلاقی نیز نامیده می شود.
2- اخلاقی کردن هدف های سازمان
همه سازمان ها اهدافی دارند که معمولا در جهت تحقق آن ها همه کوشش ها در آن راستا به عمل می آید. مدیران سازمان ها باید با همکاری همۀ اعضای سازمان هدف ها را طوری تدوین کنند که اخلاقی بودن فرایندها و رفتارها از دل آن ها بیرون بیاید.
3- نظارت و ارزشیابی عملکردهای اخلاقی کارکنان
بدون تردید، نظارت مدیریت بر رفتارها و عملکردها، مخصوصا از نقطه نظر میزان اخلاقی بودن آن‌ها و نهایتا ارزشیابی از آن ها که سبب دادن پاداش به رفتارهای اخلاقی شود، موجب تقویت اخلاق حرفه‌ای خواهد شد.
4- برقراری جلسات آموزش های اخلاقی
برای آن که سازمان رفتارهای اخلاقی و رعایت اخلاق حرفه ای در مشاغل را مورد تأکیدقرار دهد، بهتر است آگاهی ها، دانش ها و بازخوردهای مربوط به اخلاق در دوره ها یا جلسات آموزشی که به همین منظور تشکیل می شود را بالا برد. چنانچه کلاس ها و جلسات براساس نیاز سنجسی ها و پیش‌بینی های پژوهشی تشکیل و موضوعات مبتلا به و لازم آموزش داده شود اثربخشی بیشتری دارند.
5- مشخص کردن موضوعات و مسائل خاص اخلاقی هر شغل مشاغل از نظر محتویات، موضوعات، مراجعات و مشتریان خاص با هم متفاوت هستند و به همین ترتیب مشکلات اخلاقی حرفه ها با هم فرق دارد. چنانچه با دیدی علمی م مبتنی بر تجربیات مسائل و موضوعات اخلاقی مشاغل مشخص شود و در زمان های مختلف با رسانه های مناسب آموزش داده شود، شاغلین آمادگی بیشتری برای اخلاقی رفتار کردن و پرهیز از رفتارهای غیر اخلاقی خواهند داشت.
6- مشتری مداری به عنوان یک کار اخلاقی
مشتری مداری یعنی احترام به مشتریان و توجه و تأمین نیازهای ارباب رجوع. وقتی شعار و عمل سازمانی ارائه خدمات و تولیدات مناسب و شایسته به مشتریان باشد، خود به خود رعایت ادب و احترام و رفع نیازهای آن ها در اولویت قرار می گیرد که همۀ این رفتارها نوعاً اخلاقی هستند.
7- کیفیت مداری راهی به سوی اخلاق
کیفیت یعنی بکارگیری استانداردهای درست در تولیدات سازمان به طوری که مطلوبیت، قابلیت استفاده و استحکام بروندادهای سازمان تضمین شود. کیفیت در یک معنی یعنی بکار گیری اندازه ها، مواد ومرغوبیت ها در خدمات و تولیدات که در نهایت نیاز مشتریان را رفع و رضایت خاطر آن ها را تأمین کند. رعایت چنین استانداردها، اندازه ها و مواد کیفی مسلماً اخلاقی خواهند بود. کیفیت غیر از آن که استفاده بهینه از منابع را تضمین می کند، جلوی اتلاف و هدر رفتن منابع، کوشش ها و انرژی ها را هم می گیرد.
8- توسعه روش های علمی و عقلانی حل مسأله
کار اصلی سازمان ها برطرف کردن نیاز ها و انتظارات افراد جامعه است که در همه احوال نوعی حل مسأله نیز می باشد. وقتی استعدادهای دانش آموزان به درستی تشخیص داده شود و افراد در مسیر تحصیلی و شغلی صحیح قرار گیرند، ده ها نتیجه اجتماعی، روانی، اقتصادی، سیاسی، مدیریتی، و غیره حاصل می شود. در حالت عکس آن، استعدادها به هدر می رود و توسعه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مدیریتی با مشکل روبرو می شوند. برای آن که منابع و استعدادها در مسیر درست مورد استفاده قرار می گیرند، باید بطور علمی و عقلانی مورد مطالعه قرار گرفته و راه های منطقی و علمی برای حل آن ها ارائه شود.
9- رفتار و کردار اخلاقی مدیر به عنوان الگو
مدیران در سطوح مختلف جامعه اعم از مدیران سطوح خرد یا مدیران سطوح کلان و ارشد، در موقعیتی هستند که بر نگرش و رفتار همکاران خود تأثیر مثبت یا منفی می گذارند. اگر رفتار مدیران از روی تدبیر، برنامه و عقل بوده و مناسب با شرایط و موقعیت هابه حل مسائل و مشکلات بپردازند، نوعی رفتار شایسته و اخلاقی و مثبت تلقی می شود و زیردستان و مراجعان آن را به عنوان الگو می پذیرند. مدیران در حقیقت رهبران سازمان های خود هستند که با رهبری خود بر شخصیت و رفتار آن ها تأثیرگذار هستند. اگر مدیری همه نکات اخلاقی را در حرفه و مدیریت خود رعایت کند، بدون تردید، تأثیر مثبتی بر افراد خواهد گذاشت.
10- توجه به معنویات و ارزش ها در امور سازمان
اخلاقیات و رفتار های اخلاقی نوعاً هنجاری و ارزشی هستند که ریشه در اصول، حقایق، دین، مذهب و ارزش ها دارند. چنانچه مدیر، سازمان خود را در سازگاری با ارزش ها اداره نماید، بطور طبیعی قدم درراه اخلاقیات، رفتار های اخلاقی و رعایت اخلاق حرفه ای می نهد. تأکید بر ارزش های اسلامی دریک جامعه اسلامی راه گشای مدیریت اخلاقی و اخلاق حرفه ای خواهد بود. راستی، درستی، امانت، حفظ منابع، استفاده از نیروها، شایسته سالاری، رعایت حقوق دیگران، عدالت، شهادت به حق، تعهد به قرار دادها، گزارش درست، تعهد سازمانی، جلب رضایت مراجعین همه نکات ارزشی اسلامی و اخلاقی هستند(میرکمالی، 1392).
2-4- 13. نقش راهبردی اخلاق حرفه ای در موفقیت سازمان
بنابراین، اخلاق حرفه ای(اصول اخلاقی و مسؤلیت پذیری بنگاه) می تواند پیش بینی پذیری بنگاه را افزایش داده و آن نیز موجب اعتماد اصیل، راسخ و پر دامنه ای نسبت به سازمان گردد و سازمان با اتکاء به اعتماد در جذب منابع مالی و اعتباری موفق گردد، انگیزش درونی و پایداری را در کارکنان و مدیران ایجاد نمایید منابع انسانی متخصص را جذب کند، با افزایش مزیت رقابتی به جایگاه انحصاری در بازار دست یابد، با اصلاح و تهذیب فرهنگ سازمانی انرژی منفی ناشی از معضلات اخلاقی را مهار کند و تنشهای سازمانی و نحوه اثربخشی مدیریت شود. حاکمیت اخلاقی در فرهنگ سازمانی نقش مهمی در تبدیل تهدید به فرصت دارد. مسؤلیت پذیری اخلاقی نقش مؤثری در افزایش کارای و اثربخشی سازمان دارد. و هر چه سازمان اخلاقی تر باشد موفق تر است.و هر گاه ناکامی بر او آید در تحلیل نهائی، فقدان اخلاقی حرفه ای را یکی از مهمترین عوامل آن خوایم یافت.
2-4- 14. نقش اخلاق حرفه ای در نظام مشارکت
یکی از موانع عمده در تحقق نظام مشارکت، تلقی ابزار انگارانه از منابع انسانی است. در این تلقی انسانه از هویت شخص عاری شده و به صورت شئ در می آیند ودر کنار سایر ابزارها و اشیاء نقش خود را در فرایند تولید ایفا می کنند. اهمیت و احترام انها ثانوی و تبعی می شود و آنچه در درجهاول قرار می گیرد، نقش ابزاری آدمیان است که روابط فردی، حقوق، پاداش،رفاه، آموزش، ارتقاء و سایر عناصر مربوط به مدیریت منابع انسانی را تعریف و تعیین می کند. ارزش آدمیان صرفاً به سهم آنان در تولید و بهره وری در سازمان تعریف می شود. شیوه ها و مدلهای حاکم بر مدیریت منابع انسانی در این تلقی چنان طراحی می شود که کارآمدی این ابزارها نیز مانند سایر ابزارها(منابع طبیعی) افزایش یافته و موجب ارتقاء بهره وری می شود. اما آیا در نگرش کلان و تفکر راهبردی، تلقی ابزارنگارانه از انسانها با بهره وری سازگار است؟

                                                    .