بدین ترتیب ساخت کلان یک شهر مشخص کننده ی آن بخش از نظام سیستمی شهر است که چارچوبی منعطف را برای شکل گیری انواع زیر سیستم ها در طول دوره های زمانی رشد فراهم می آورد. بنابراین شهرسازی به دنبال ایجادساختی برای شهر است که چارچوبی مناسب را برای رشد و تحول شهر پدید می آورد (پاکدامن، ۱۳۷۲: ۳۵).
با توجه به دیدگاه سیستمی برخی از محققان معتقدند ساخت شهر مجموعه های به هم پیوسته ای از زیر ساخت های اجتماعی را در بر می گیرد و به مجموعه ای سیستمی منجر می شود که به شرایط مادی و معنوی زیست جهت می دهد.
در عین حال باید اذعان کرد که ساخت ها به عنوان یک مجموعه سیستمی نمی توانند جدای از سیستم های اجتماعی موجودیت یابند. از این رو ساخت شهر به مثابه پدیده ای تاریخی – اجتماعی می تواند در دو مقوله جداگانه، گرچه مرتبط باهم مورد بحث قرار گیرد:
مقوله ساختاری به مثابه ظاهر و صورت و یا کالبد ساختار
مقوله فلسفه ساختار به مثابه باطن و سیرت و یا روح و جان ساختار (نوحی، ۱۳۷۵: ۳۹).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

۲-۶-۲ دیدگاه ساختار گرایی

اصولا توجه به ساختار شهر متاثر از دیدگاه ساختار گرایان است و انتقاد به مدرنیسم نیز از این دیدگاه بی تاثیر نبود کسانی که “طرح ساختاری” مطرح نمودند و آنهایی که ساخت اصلی شهر را مد نظر قرار دادند از این جریانات متاثر شدند.
در ابتدای دهه ۱۹۶۰ گروه ده به تقسیمات عملکردی (مسکن، کار، فراغت، حمل و نقل) منشور آتن اعتراض کردند. تحت تاثیر این جریان فکری ساخت گرایان کوشیدند در مخالفت عملکرد گرایی، به شهر به عنوان یک ” کلیت واحد” برخورد کنند.
ساخت گرایان بر این اعتقاد بودن که همراه با عملکرد باید ساخت فضا ها را نیز در نظر گرفت. از دیدگاه آنان اصل ارتباط یکی از اصول مهمی است که به فضا ها ساخت می بخشد. با ساخت دادن به فضاهای شهر می توان به شکل دهی فعالیت های ارتباطی و جریانی که در درون فضاها اتفاق می افتد اقدام نمود. پس می توان چنین استنباط نمود که ساخت گرایی در تمام مقیاسهای شهری، موقعیت و سازمان فضایی، ساخت و سازها، ارتباط و دیگر اجزای فرم شهر را مد نظر قرار می دهد.
یکی از الگوهای مد نظر ساخت گرایان در شهر سازی الگوی سازماندهی عناصر اصلی شهر است که در آن به ویژگی انعطاف پذیر و رشد شهر به صورت توأم توجه می شود. پیروان این دیدگاه تلاش برای تعیین شکل کامل شهر را مردود دانسته و این نظریه را مطرح ساختند که معماران و شهرسازان تنها بایستی قسمت های اصلی شهر را برنامه ریزی و طراحی کنند و سایر قسمتها توسط خود مردم ایجاد می شود. آنها تنها به طراحی ساخت شهر اقدام و قسمت های دیگر را به حال خود رها می ساختند. اعتقاد بر این بود که اگر بتوان تمایل به طراحی ساختار اصلی شهر را گسترش داد شهرها از مزیت های انسانی بیشماری برخوردار خواهند شد.
مردمی شدن و انطباق با خواست های جامعه ی مدنی از دیگر مسائل مورد نظر آنان بود. نظریه پردازان ساخت اصلی شهر بر این اعتقادند که باید به انسانها فرصت داد که آزادی و حس تعلق به اشیایی که در اطراف آنها وجود دارد را مجددا به دست آورند.
این دیدگاه با انتقاد به مدرنیسم که با قطعیت کامل از طراحی کل یک شهر سخن می گفتند و به طرح های خود برای کل یک شهر اقدام می نمودند به عدم موفقیت در طراحی و اجرای شهرهایی همچون برازیلیا و شاندیگار اشاره می کند. اعتقاد بر این است که ذهن انسان از درک کامل و تمام یک شهر عاجز است. مهمتر از آن، این است که طراحی یک شهر اغلب چنان تعصب آمیز و خشک است که تنها می توان به آن لقب بلند پروازی داد.
شهرها از ساخت های متفاوتی از جمله ساخت اجتماعی، ساخت اقتصادی، ساخت کالبدی و … تشکیل شده است. اما اصولا هنگامی که در متون شهرسازی از ساخت شهر و یا ساختار شهر یاد می شودمنظور همان ساخت کالبدی شهر است که در آن عناصر و اجزای تشکیل دهنده شهرو چگونگی ترکیب آنها مد نظر قرار می گیرد (بذرگر، ۱۳۷۷: ۵۵-۵۸).

۲-۶-۳ دیدگاه جامعه شناسان

پاره ای از جامعه شناسان ساختار فضایی شهر را در روابط انسانی موثر می دانند. در اینجا به نظرات تعدادی از آنها اشاره می شود. از نظر جورج زیمل: روابط متقابلی بین الگوی آرایش فضایی و فرآیندهای اجتماعی وجود دارد. دور کیم تمرکز و تراکم جوامع و اشکال فضایی ناشی از آن را معلول روابط اجتماعی می داند که به نوبه خود تاثیری علی بر روابط اجتماعی دارد (افروغ، ۱۳۷۷: ۳۷).
وبر نهادهای فضایی روابط اجتماعی و اقتصادی را به طور یکجا در پیدایش یک اجتماع شهری لازم می داند. برای آنکه یک زیستگاه به یک اجتماع شهری کامل تبدیل شود باید از برتری نسبی در ارتباطات مبادله ای، تجاری برخوردار گردیده و دارای این نشانه ها باشد: برج و بارو، بازار، داد گاهی مستقل و برخوردار از حداقل قوانین نسبتا مستقل، سازمانها و انجمن های مرتبط، حداقل استقلال جزئی و قدرت اداره امور توسط کار گزارانی که برگزیده بورژواها باشند (وبر،۱۳۶۹: ۸۷).

۲-۶-۴ دیدگاه فرهنگ گرایان

شهرو ساختار شهر، علت به وجود آورنده ارزشها، گرایشها و رفتارهای خاص و به عبارتی یک شیوه زندگی با شکل فرهنگی خاص است. لوئیس ورث و رابرت فیلد از پیشگامان این نظریه هستند. کلان شهر تجلی بالاترین تقسیم کار و اقتصاد پولی است، اقتصادی که با عقلانیت و حسابگری و وقت شناسی و دقت ارتباط نزدیک دارد (زیمل، ۱۳۷۲: ۶۴).
لوئیزورث از سه چشم انداز مهم در خصوص شهر نام می برد که عبارتند: از” اکولوژی انسانی (تاثیرات تراکم بر سازمانهای اجتماعی و واسطه شهر بر حومه) ، چشم انداز سازمانی که به اشکال روابط اجتماعی مربوط است و دیگری چشم انداز روانشناختی که ناظر به شخصیت افراد است.
به اعتقاد وی این سه چشم انداز یکدیگر را تکمیل خواهند کرد. در واقع قصد ورث ارائه یک نظریه شهری است که بتواند ویژگی های اکولوژیک، سازمانی و روانشناختی – اجتماعی شهرگرایی را در خود ادغام کند. ورث ساختار شهری را متاثر از سه عامل اندازه، تراکم و نا هم گونی افراد می داند (افروغ، همان: ۱۱۷).

یک مطلب دیگر:
دسترسی به منابع مقالات :بررسی رابطه بین حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت های بیمه تهران- قسمت ...

۲-۷ نظریه های مختلف برنامه ریزی رایج در ارتباط با ساختار فضایی

۲-۷-۱ گروه ده

یکی از مهمترین نهضتهای ساخت گرا در معماری و شهرسازی، تفکرات گروه ده بود که در سال ۱۹۵۹ مطرح گردید. این جریان فکری واکنشی به عملکرد گرائی حاکم بر جنبش سیام بود که پس از جنگ جهانی دوم رو به پایان رفت.
جنبش ساخت گرائی گروه ده نواقص و کاستی های نظریه های عملکرد گرائی را مورد هجوم قرار د اد و این اعتقاد فراگیر را مطرح نمودکه باید به ساخت مجتمع های زیستی نیز توجه کرد. میان تفکرات این گروه می توان دیدگاه ساخت اصلی را نیز مشاهده نمود.
به اعتقاد این گروه بعضی از عوامل اصلی شهر از جمله عناصر تغییر ناپذیر و با مقیاس بزرگ، رودخانه ها، کانالها و یا بعضی از ترکیبهای شکلی منحصر به فرد عواملی هستند که ساخت اصلی یک مجتمع زیستی را قابل درک نموده و سایر اجزا و عناصر، هویت خویش را از آن ساخت اصلی می گیرند. بر اساس این تفکر افرادی مانند کنز و تانگه و یا لوئی کان به ارائه طرحهایی برای خلیج توکیو در ژاپن و شهر فیلادلفیا در آمریکا پرداختند. ویژگی اصلی این طرحها ایجاد یک ساخت اصلی به عنوان یک سلسله اعصاب و مرکز عصبی با ارزش برای تعالی بخشیدن به شهر می باشد (بذر گر، همان: ۵۹).

۲-۷-۲ دونالد فولی

دونالد فولی بیش از سایرین به پروردن یک چارچوب مفهومی برای درک ساختار شهر نزدیک تا جایی که ملوینوبر در ارائه نظریه خود مبنی بر کاهش روز افزون وابستگی عملکردهای شهری به مکانی معین از چارچوب تنظیمی وی یاری گرفته است. فولی در جست و جوی رهیافتی به منظور بالا بردن کیفیت ساختار فضایی کلانشهرها، برخی مسائل و شیوه های پیشنهادی برای حل آنها را مورد توجه قرار می دهد و به عنوان نخستین گام، از کند و کاو در معنی ساختار فضایی نواحی کلانشهرکار را با تاکید بر محیط کالبدی آغاز می کند، اما به زودی متوجه می شود که آرایش فضایی آنطور که در شکل کالبدی بیان می شود، سیستمی بسته نیست و بررسی ساختار فضایی را باید به محیط وسیعتری هدایت نمود.
بدین سان فولی با بسط مفهوم ساختار کلانشهر- نگرشهای “غیر فضایی” بخشی که از سازمان عملکردی جامعه و همچنین جنبه های فرهنگی و ارزش جامعه گفتگو وی کند چارچوبی به اندازه کافی فراگیر فراهم می آورد.
چارچوب حاصله تلاش برای برخورد با دو مسأله را منعکس می سازد:
چگونه می توان میان امور مربوط به آرایش فضایی که اساس برنامه ریزی کلانشهر است با برخورد ماهیتا غیر فضایی به کلانشهر و سازمان جامعه شهری ارتباط مفهومی برقرار نمود.
ایجاد ارتباط بین ارزشها و جنبه های کالبدی- محیطی جامعه کلانشهر چگونه امکانپذیر می گردد؟
در نظریه وی چارچوب ادراکی به دنبال ایجاد ارتباط بین ارزشها و محیط کالبدی و یا بین جنبه های فضایی و غیر فضایی در سه سطح جداگانه و متمایز ذکر شده در ذیل قرار گرفته اند.
در سطح اول یعنی جنبه های فرهنگی و هنجاری فرهنگ و قواعد زندگی انسانها و فرایند هایی که از طریق آنها اجتماعی حاصل می آید گنجانده شده است. این ساختار هنجاری آن وحدت اجتماعی را که از درک مشترک حاصل می آید فراهم می آورد. جنبه های هنجاری حیات شهری، تدوین اهداف و تعیین کاربرد وسایل مورد قبول رسیدن به آنها را در بر می گیرد (حسن زاده رونیزی، ۱۳۸۷: ۲۳).
منظور فولی از “جنبه های عملکردی- سازمانی” ساختار کلانشهر، عملکردهای متنوعی است که درون جامعه یا بین تعدادی از جوامع پیوند یافته اند. سازمان عملکردی بر خلاف هنجارها و فرهنگ بر جنبه تکمیل کنندگی عملکرد ها و نقش های مختلف تأکید می کند و با فعالیت های مستمر و مردمی که در کنش متقابل با یکدیگر قرار دارند برخورد مستقیم تری دارد. از این رو سطح دوم شامل فعالیت ها سیستم ها و زیرسیستم های فعالیت می شود. به علاوه سیستم های تولید و توزیع، سیستم های تأمین کننده خدمات عمومی و همچنین موسسات و بخش های تشکیل دهنده واحدهای عملکردی درون این سیستم ها نیز در این سطح قرار گرفته اند.
در چارچوب پیشنهادی فولی ” جنبه های کالبدی” ساختار کلانشهر شالوده جغرافیایی حیات جامعهو تغییرات انسانی ساخت وارده در آن شامل بناها، خیابانها، تسهیلات بزرگ و مردم را در بر میگیرد (سلطانی، ۱۳۷۶: ۳۳).

۲-۷-۳ برتون

برتون در کتاب معروف خود (شهر پرتراکم و توسعه پایدار) با شاره به مفاهیم نوینی چون توسعه پایدار، حفاظت محیط زیست، عدالت اجتماعی و پذیرش مردمی از سه الگوی تمرکز گرا، الگوی تمرکز زدا و الگوی تلفیقی برای توسعه شهر یاد می کند. دیدگاه های افراطی تمرکز گرایی و تمرکز زدایی اکنون با شکست مواجه شده اند و در صورتی که الگوی تلفیقی به درستی تبیین شود راه حل مناسبی برای ساختار شهر است.
دیدگاه تلفیقی نارسائیهای اندیشه پر تراکم مانند ترافیک، آلودگی، کاهش فضای سبز، افزایش قیمت زمین و مسکن و جرائم اجتماعی و دو قطبی شدن جامعه را کنار می نهد و از مزایای آن مانند حفاظت از ارضی کشاورزی، تنوع فرهنگها و صرفه جویی اقتصادی دفاع می کند. در عین آنکه الگوهای تمرکز زدا به لحاظ تأکید بر برخورداری یکسان اقشار مختلف اجتماعی از اراضی دسترسی آسان به خدمات و کاهش مشکلات ترافیک و آلودگی قابل توجیه اند (حسن زاده رونیزی، ۱۳۸۷: ۲۵).