۲-۷-۴ کرستوفر الکساندر و بی وی دوشی

کرستوفر الکساندر و بی وی دوشی از جمله مهمترین برنامه ریزان شهری هستند که به تبیین دیدگاههای خود در خصوص ساختار فضایی شهر پرداخته اند. این دو محقق ساختار اصلی شهر یا را در مقابل پرکننده ها قرار می دهند و معتقدند در هر شهری می توان به دنبال چندین عامل یا عنصر بود تا از طریق آنها ساخت شهر را شناخت.
این عوامل عبارتند از:
شبکه اصلی دسترسی
مراکز عمده فعالیتی
عناصر اصلی شهر
این سه عامل روی هم ساختار اصلی شهر را تشکیل می دهند. یکی از راههای شناخت ساختار فضایی یک شهر، رسم شبکه ی اصلی دسترسی است. اگر شبکه ها را ساخت اصلی بنامیم در آن صورت سایر قسمتهای شهر نقش فرعی را بازی می کنند. در مرحله بعد مراکز فعالیتهای عمده و اساسی شهر را تعیین می کنیم و در سومین مرحله عناصر اصلی شهر نظیر ایستگاهها، فروشگاههای تجاری عمده در خیابانهای عمده در خیابانهای اصلی شهر را تعیین می کنیم. با انطباق این سه نقشه روی هم ساختار شهر را مشخص می سازیم. (همان، ۲۵).

۲-۷-۵ ادموندبیکن

یکی از نظریه پردازان ساختار فضایی شهر که به ارائه نقطه نظرات خود پرداخته، ادموندبیکن است.
وی معتقد است شهر از دو قسمت تشکیل شده است: قسمت اصلی و قسمت فرعی. به اعتقاد وی به دلیل اندازه و وسعت جغرافیایی شهرهای امروزی، طراحان قادر به طراحی همزمان کل شهر نیستند. چنانچه طراح به جای طراحی کل شهر، تنها شبکه ارتباطی و ساختمانهای اصلی آن را طراحی کند، شهرها قابلیت انعطاف، گسترش و اصلاح را خواهند یافت.
برنامه ریزان شهری می توانند با طراحی شبکه ارتباطی اصلی، بناهای اصلی را بهم پیوند داده، در کل طرح شهر وحدت ایجاد نموده و شهر منسجمی را پدید آورند. آنچه اهمیت دارد این است که بتوان میان آنچه اصلی و فرعی است تمایز قائل شود.
به نظربیکن ساخت اصلی نیروهای سازمان دهنده شهر است و اگر طراح عمدتا به طراحی آن بپردازد در کار طراحی موفقیت بیشتری کسب خواهد نمود وی در طراحی شهر فیلادلفیا به ارائه یک ساختار اصلی می پردازد که اجزا و عناصر آن دارای ارتباط و اتصال کالبدی و نظام یافته است (E.Bacon. 1974: 253).

۲-۷-۶ سیلویرمبر

سیلویرمبر اعتقاد دارد که هر قدر از مرکز شهر به پیرامون آن پیش می رویم به همان اندازه دسترسی امکانات و وسایل حمل و نقل کمتر شده، در نتیجه قیمت زمین پایین می آید. اصولا در حواشی شهرها جابجایی انسانها به منظور انجام خرید های روزانه برای رفتن به سر کار با مشکلاتی روبروست.
در حواشی شهر اصولا زمین ارزان است و ساخت مسکن برای طبقات کم درآمد در پیرامون شهرها عملی است. و اگر این ساخت در محدوده جغرافیایی شهری بزرگ انجام گیرد حومه شهر زیر پوشش ساختمانی می رود.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

۲-۷-۷ فومیهیکوماکی

از دیگر محققانی که در این زمینه بحث نموده فومیهیکوماکی است. ماکی می گوید در هر شهری می توان یک بدنه اصلی یافت که اجزا و عناصر آن دارای ساخت هستند و سایر قسمتهای شهر ساخت فرعی را تشکیل می دهند.
از دید وی شهر یک موجود زنده است و بنابراین باید در طول زمان تغییر و تحول پیدا کند.
در این ساختار ارتباط بین اجزا و عناصر مجموعه دارای اهمیت اصلی است. اتصال بین ساختمان ها، فضاهای عمومی و عناصر اصلی شهرمنجر به ایجاد یک ساختار قوی در شهر می گردد (بحرینی، ۱۳۷۷: ۳۶).

۲-۷-۸ دیوید کرین

از دیگر اندیشمندان امور شهری که در خصوص ساختار شهر به ارائه دیدگاههای خود پرداخته، دیوید کرین است. وی بر این اعتقاد است که شهر دو قسمت دارد: بخشهای اصلی و بخشهای فرعی.
بر اساس دیدگاه دیوید کرین یکی از اهداف مورد نظر طراح شهری ایجاد یک ساخت شهری است که عناصر بخش عمومی در درجه اول اهمیت قرار دارند. وی می افزاید که مسئولیتهای بخش عمومی را اگر چه دستخوش تحول است می توان به چهار مبحث اصلی تقسیم کرد:
سیستم حرکت شهر
سیستم فضای باز و سبز شهر
خدمات بخش عمومی
تاسیسات زیربنایی شهری
این عوامل ابزار اصلی برنامه ریزی شهری اند و ساختار شهر باید به نحوی طراحی شود که عوامل فوق نقش اصلی را در شکل گیری آن ایفا می کنند. بدیهی است این عوامل که در کنترل بخش عمومی است، هدایت فعالیتهای مربوط به بخش خصوصی و دیگر عناصر شهری را که در رده های پایین تر سلسله مراتب عناصر شهری قرار دارند به عهده می گیرد. هر گونه تغییر و تحول در اجزای شهری می تواند خود را در ساخت شهر منطبق کند و در یک نظام کلی هماهنگ شود (پاکدامن، ۱۳۷۲: ۳۷).

۲-۷-۹ کوین لینچ

کوین لینچ از جمله صاحب نظران مسائل شهری است. اگر چه در مورد ساختار شهر به طور مستقیم بحث نمی کند اما در کتب خود به مطالبی اشاره می کند که به موضوع ساختار شهر مرتبط است.
لینچ اظهار می کند که شهر یک کلیت مادی است که توسط اذهان یا شعور های انسانی ساکن در آن ادراک می شود. ایجاد انتظام های ذهنی برای درک کلیت فوق ضرورت دارند. آنچه از واقعیت کلیت شهر اهمیت می یابد، وجود تصویری خوانا، الگوهای قابل تشخیص ار بلوک ها و فضاهای شهری و قابلیت تصویر برداری ذهنی از آنهاست. تمایز عناصر اصلی شهر و وحدت آنها، اساس و اسکلت تصویر ذهنی از شهر را به وجود می آورد. وی تشریح فضایی- کالبدی محیط شهری برای هر هدفی را مستلزم اطلاع از الگوی ساختاری آن می داند و ترکیب عناصر شهری را در شبکه بهم پیوسته و متصل از عناصر مختلف تفهیم می کند (حمیدی، ۱۳۷۶: ۴۹).
همچنین وی که بارگیری عناصر اساسی را در سیمای شهر را از اقدامات اساسی طراحی شهری دانسته و آن را متشکل از راه، لبه، گره و نشانه می داندو با ایجاد یک نظام کلی از عناصر فوق سعی می کند تصویری یکپارچه از قلمرو کلی شهر ارائه نماید.
از نظر لینچ شهر خوب شهری است که تداوم فرهنگی را ارتقا بخشیده و بر حس ارتباط در زمان و فضا
بیفزاید و زمینه رشد فردی را فراهم و یا آن را تشدید کند، یعنی توسعه ضمن تداوم به صورت باز و با برقراری ارتباط (لینچ، ۱۳۷۶: ۱۵۰).

۲-۷-۱۰ ابنزر هاوارد

هاوارد در قرن نوزدهم طرح شهری را ارائه داد که در مساحتی معادل ۴۰۰ هکتار جمعیت ۳۲ هزار نفری را اسکان می داد. شهر با کمربند ۲۰۰ هکتاری از حومه جدا می شد.
هاوارد به دنبال کارکرد جدید شهرو روستا و ایجاد هماهنگی اجتماعی- انسانی با طبیعت بود. مالکیت و ارزش زمین و زاغه های شهر مورد توجه او بود.
هاوارد از اندیشه های آرمان گرایان، رادیکال ها، ملی گرایان و اصلاح گرایان بهره بسیار برد.
وی زمانی نظریه خود را مطرح کرد که لندن با رشد سریع و مهاجرت شدید روستایی، ازدحام، زاغه های ناسالم و کاهش سطح زندگی سالم مواجه بود (زیاری، ۱۳۷۸: ۲۱).