۲-۸ الگوهای فیزیکی ارائه شده جهت ساختار فضایی شهرها

۲-۸-۱ الگوی افقی

توسعه و گسترش شهر با اشغال سطح زمین و فضای بیشتر انجام می گیرد. مشکلات شهری همانند تراکم ترافیک، آلودگی هوا، آلودگی صوتی، اتلاف وقت و … با گسترش پهندشتی شهر کاهش می یابد.
زمین مناسب برای کاربریهای متنوع به وفور یافت می شود. فقر یا اختلاف طبقاتی مانع دسترسی زمین و هوای آزاد نیست. همه افراد جامعه از آزادی و حق انتخاب برای دستیابی به مساکن مورد علاقه خود برخوردارند. استرتون از تخصیص اراضی برای افراد دار و ندار در شهرهای استرالیا سخن می گوید که با الگوی توسعه افقی شهر میسر شده است. طبیعت گرایی و اعتقاد به عدالت اجتماعی در این الگو مشهود است. شهر لس آنجلس آمریکا و شهر پهن دشتیبرودایکر نمونه ای از شهر با الگوی توسعه افقی است.

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

۲-۸-۲ الگوی گسترش عمودی

فلسفه وجودی شهر، تقابل با طبیعت است. مسالمت آمیز نبودن همزیستی شهر و طبیعت، صدمات سنگینی بر طبیعت و محیط زیست وارد کرده است و تخریب اراضی کشاورزی، بالا بودن سطح اشغال جاده و افزایش سرانه کاربریها و … از نتایج توسعه افقی شهر است. می توان با کاهش گسترده های شهری، آلودگی هوای ناشی از تردد اتومبیل در یک پهنه وسیع را کاهش داد.
حفاظت از محیط زیست و دستیابی به توسعه پایدار در محیط های شهری تنها با شهر محدود شده میسر است. با افزایش تراکم ساختمانی و ترافیک فعالیتها و تغییر در فرم ساخت شهر می توان از توسعه بی رویه افقی شهر جلوگیری کرد. شهر متراکم نیویورک در این دسته جای می گیرد.

۲-۸-۳ الگوی گسترش منفصل

به لحاظ ماهیت هسته ای و تمرکز گرایی شهرها برای واگذاری مسکن به اقشار مختلف اجتماعی و نیز حل مشکلات ازدحام در مادر شهرها، مراکز شهرنشینی متعددی می توان در پیرامون مادر شهر تدارک دید. با تمرکز زدایی از مادر شهر، خدمات رسانی و مدیریت شهری تسهیل می شود. نو شهرهای انگلیس با چنین الگویی بر پا شده اند.

۲-۹ فضای عمومی:

فضاهای عمومی یک شهر در واقع صحنه هایی به شمار می روند که زندگی شهروندان با بازیگری خود آنها به تصویر کشیده شده می شود. در واقع سخن در این است که چنین فضاهایی محل حضور و برخورد و تعامل شهروندان با یکدیگر به شمار می روند (پورجعفر و همکاران، ۱۳۸۸: ۷۱).
در واقع فضاهایی هستند که امکان مناسبات اجتماعی، مراودات شهروندی، برخوردها و تعاملات اجتماعی را فراهم می کند. فضاهایی که شهروندان را در کنار هم قرار می دهد و شرایطی را برای رابطه های با واسطه و بی واسطه برای ساکنین یک شهر فراهم می نماید. در واقع می توان گفت چنین فضاهاییازاهمیت زیادی برخوردار هستند که آن هم بیشتر به خاطر کمک به شکل گیری تعاملات اجتماعی و ایجاد بستر مشترکی برای فعالیت های کارکردی و مراسم پیوند دهنده افراد اجتماع است.
از جمله فضاهای عمومی که در ارتباط دائم با آن هستیم فضاهای شهری می باشند که خود نیز زیر مجموعه ای از فضاهای باز هستند.

۲-۱۰ مفهوم فضای شهری:

فضای شهری یکی از عناصر ساخت فضای شهری است که همراه با تاریخ یک ملت در ادوار مختلف به وجود می آید، شکل می گیرد و دگرگون می شود. این عناصر که فعالیت های مختلف فرهنگی، اجتماعی؛ اقتصادی یا سیاسی همواره در آن جریان داشته، همیشه با قلب تاریخ شهر می تپیده و سرگذشت شهر را رقم می زده است. (قاسم زاده، ۱۳۹۰: ۴۴). راب کریر نظر خود را درباره فضای شهری اینگونه بیان می کند “اگربخواهیم فضای شهری را بدون تحمیل معیارهای زیبا شناختی روشن کنیم ناگریزیم فضاهای بین ساختمان ها را در شهرها و سار مکان ها فضای شهری قلمداد کنیم”. (کریر,۱۳۸۶: ۱۵). فضای شهری تنها یک مفهوم کالبدی نیست، بلکه اندر کنش تعاملات شهروندی و فعالیت های شهری را نیز در برمیگیرد. یعنی کالبدی از شهر را مجسم می کند که مکان برقراری فعالیت های شهری یا عرصه بروز تمایلات اجتماعی است. تیبالدز فضای شهری را بخشی از بافت شهری می داند که عموم مردم به آن دسترسی فیزیکی و بصری دارند. (پورجعفر و همکاران، ۱۳۸۸: ۳۲). در واقع فضاهای شهری بخشی از فضاهای باز و عمومی شهرها هستند که به نوعی تبلور ماهیت زندگی جمعی می باشند. یعنی جایی که شهروندان در آن حضور دارند.
در این فضا فرصت آن وجود دارد که برخی از مرزهای اجتماعی شکسته شوند و برخوردهای از پیش تدوین نیافته به وقوع بپیوندند و افراد در یک محیط اجتماعی جدید با هم اختلاط یابند. بنابراین شرط اساسی برای اینکه فضای عمومی ، فضای شهری تلقی شود این است که آن تعامل و تقابل اجتماعی صورت گیرد. در واقع فضای شهری به مثابه بستری برای ارتقاء کیفیت امکانات و عناصر شهری تلقی می شود. (قاسم زاده، ۱۳۹۰: ۴۴).

۲-۱۱ مفاهیم فضای شهری ، مکان شهری

در اینجا، تعریفی متفاوت از فضای شهری، به عنوان فرضیه اصلی مقاله ارائه میشود: “فضای شهری، مکان تعامل و گفت و گوی نیروهای مختلف و تاثیر گذار بر روند تحولات شهری است”. شرط ابتدایی برای اطلاق عنوان فضای شهری، برخوردار بودن از بستری است که در آن نیروهای گوناگون با یکدیگر تعامل داشته باشند. از آنجا که چنین گفت و گوها و مفاهمه ها در طی تاریخ بیشتر در خیابان و میدان ها رخ داده برخی اعتقاد بر آن است که تنها باید خیابان و میدان را اجزای اصلی فضای شهری به حساب آورد. (سلطانی و نامداریان،۱۳۸۹: ۱۲۷)
پس فضای شهری فضایی است که در آن نیروهای موثر بر روند تحولات شهری به گونه ای قرار گرفته است که فرصت را برای انتخاب عموم فراهم کند و ضمن اینکه هریک از نیروهای بیان شده در این فضا خود را آشکار می کند، به بازآشنایی دیگری هم می پردازد و در نهایت به فهم مشترک نائل می شود. از این تعریف این گونه بر می آید که هر یک از نیروهای موثر بر تحولات شهری خویشتن خویش را درقالب گفت و گو با دیگر نیروها می جوید و مفهوم می یابد. این، با تعریف ماهوی شهرتناسب دارد (محمدی ماکرانی، ۱۳۸۶).
وجود هریک از این نیروها به تنهایی، نه تنها فضای شهری مناسبی را تعریف نخواهد کرد بلکه خود این نیرو نیز به درستی تعریف نخواهد شد و هویت آن آشکارنمی شود. برای بررسی ماهیت هریک از نیروها، لازم است نخست فضاهای شهری آن شهر خاص مورد مداقه قرار گیرد. از اینجا، ارتباط متقابل نیروها و نیزاز هر کدام به دیگری به خوبی مشخص می شود.
چیزی که در حکمت متعالیه آن را، وحدت تشکیکی وجود یا وحدت در عین کثرت در عین وحدت می گویند. هر نیرو در جهت آشکارساختن هویت خود به دیگری نیازمند است و به آن نیز کمک میکند.
باختین معتقد است که انسان در رابطه با غیر معنا می یابد و انسان از دریچه چشم دیگری به خود نگاه می کند. بروسکوئن نیز “رابطه گفت و گویی” را مهم ترین نوع روابط انسانی در اجتماع می داند. شاید صحیح تر آن باشد که ارتباط نیروها، یک ارتباط پایدار شناختی فرض شود، به این مفهوم که نیروی اجتماعی به معنای صرف وجود ندارد. بلکه این نیرو نسبی بوده و در قیاس با دیگر نیروها مفهوم می یابد. فضای شهری این فرصت را فراهم می سازد که نیروها باز آشنایی همدیگر بپردازند و گرنه یک نیرو به صورت مجرد نمی تواند به ابزار شخصیت خود بپردازد، زمانی که دیگر نیروهایی که در تحولات شهری موثر هستند وجود نداشته باشد. پس اگر یک مکان، تنها یکی از نیروها وجود داشته باشد زمینه برای شکل گیری فضای شهری مناسب نخواهد بود. یعنی فضای شهری پدیدارشناسی نیروهای موثر برتحولات شهری است.
از مزایای نگاه پدیدار شناختی به فضای شهری این خواهد بود که از تفکیک و جداسازی حوزه های مختلف که سبب کاهش کیفیت فضای شهری می شود جلوگیری می کند و دیگر اینکه به اختلاط حداقلی کاربری های گوناگون خواهد پرداخت (سلطانی و دیگران، ۱۳۸۹: ۱۲۷).

۲-۱۲ مکان شهری و تفاوت آن با فضای شهری

درحالی که فضا را باز و انتزاعی می بینیم، مکان بخشی از فضاست که به وسیله شخص یا چیزی اشغال شده است و واجد بار معنایی و ارزشی است (مدنی پور، ۱۳۸۴: ۳۲). مکان مرکز ” ارزش محسوس” است، همراه با امنیت و پایداری که در آن نیازهای زیست شناختی برآورده می شود.
هویت یک مکان آمیزه ای خاص است از روابط اجتماعی و بدین علت، همواره “بدون ثبات، مجادله ای وچند گانه” می شود (همان،۳۳). به عبارتی دیگر و چنانکه تاکنون در میان طراحان شهری مرسوم بوده است، مکان تکامل یافته فضا است. یک فضای خام، تبدیل به مکانی سرشار از معنا و اشاره می شود و با منطقی حسی و معین، مکان به عنوان یک جزو کوچکتری می شود که با مداخله انسانی تغییر کرده و مفهومی خاص یافته است. رسالت معماری وشهرسازی را می توان در این موضوع دانست که فضای خام را به مکان تبدیل کنند که به مفهوم بالفعل سازی محتوای بالقوه محیط می باشد چنانکه پیش تر گفته شد، فضای شهری را میتوان مکانی دانست که نیروهای گوناگون در آن به گفت و گو می پردازند. بنابراین، ممکن است حوزه ای شامل تعریف مکان باشد ولی فضای شهری را پوشش ندهد و برعکس.
اگر حوزه ای بخواهد فضای شهری باشد هم باید مکان باشد و هم محل گفت و گو و تعامل نیروها. بسیاری از فضاهای کنونی شهرها حتی مکان شهری نشده اند و هنوز فاصله زیادی تا فضای شهری دارند (سلطانی و دیگران، ۱۳۸۹: ۱۲۸)

۲-۱۲-۱ نمونه های موردی

یکی از نمونه های خوب فضای شهری، در شهرهای تاریخی ایران، بازار است. بازار به عنوان صحنه ی حضور نیروهای گوناگون، می تواند یک فضای شهر کامل محسوب شود. حجره، و تیمچه و راسته محل حضور نیروی اقتصادی بوده واز سوی دیگر، با حضور عناصری همچون گرمابه، مسجد و مدرسه، بستر برای حضور نیروهای اجتماعی فراهم بوده است. به واسطه ی حضور قوی دولت به عنوان صاحب سرمایه و ناظر بر تنسیق امور، نیروی سیاسی نیز در این مکان حضور داشته است. شهروندان زیادی نیز به این فضا رفت و آمد داشته و به نوعی، محل دیدار برنامه ریزی نشده بوده است و همه این عوامل به شکل گیری یک هویت قوی کمک می نموده است. راسته های بازار تا اندازه ای نقش معبر را برای دسترسی های همجوار داشته است. به همین دلیل، می توان بازار را نمونه ای موفق از فضای شهری دانست. بنابراین، برخی از معیارهای ذکر شده برای تعریف فضای شهری همچون باز بودن و مسقف نبودن و محصوریت فضایی قابل بازنگری است. آرامگاه حافظیه به عنوان یک مکان تاریخی هویت ساز و فرح بخش در سطح کشور و چه بسا جهان شناخته شده است. حافظیه بیشتر به یک مکان شهری می ماند نه فضای شهری؛ از آن رو مکان شهری است که ایجاد تصویر ذهنی قوی می کند، بخشی از هویت شهروندان است، در آن حضور پیدا می کنند و دمی را با آن حضرت می آسایند. ولی همان طور که ذکر شد، محل گفت و گوی نیروها نیست و بر این اساس، شرط فضای شهری را ندارد. از این گونه است یک پارک شهری یا بقعه متبرکه حضرت شاه چراغ(ع) در شیراز که همه مکانهای شهری مهم هستند ولی لزوما فضای شهری نیستند. اگر بقعه متبرکه شاهچراغ بخواهد به فضای شهری تبدیل گردد باید با حفظ مقیاس، این مکان مهم شهری را به گونه ای به مکان های دیگر شهری اتصال داد که فرصت حضور و تعامل نیروهای گوناگون تاثیرگذار بر تحولات شهری فراهم شود.
از طرفی دیگر، میدان نقش جهان الگوی خوبی از فضای شهری است. در این میدان، شاهد گفت و گوی نیروهای موثر بر روند تحولات شهری با همدیگر به زیباترین شکل هستیم که در کمال احترام به یکدیگر و بودن سعی در غلبه برهم همزیستی دارند. از یک طرف بازارقیصریه به عنوان نیروی اقتصادی شمال میدان را در اختیار گرفته است. در سمت غرب کاخ عالی پو به عنوان نماینده حاکمیت و نیروی سیاسی، در سمت جنوب و شرق میدان مسجد امام و مسجد شیخ لطف الله به عنوان لایه های گوناگون اجتماعی گرد هم نشسته اند (همان، ۱۲۸).

۲-۱۳ مطلوبیت و کیفیت فضای شهری:

کیفیت واژه ای است که در تمامی رشته های هنری و علمی و صنعتی به کار به شکل شهودی(درون ذهنی ) درک و به صورت مستمر در چارچوب گفتمان حوزه های مزبور به کار برده می شود. کیفیت در حالت عادی به معنای کاملا واضح برای وصف درجه کمال اشیا و پدیده ها بکار برده می شود و با این حال تعیین نمودن این که چه چیز ها و چه خصوصیاتی واقعاً درجه کمال شی هستند امری دشوار است. فرهنگ انگلیسی آکسفورد در ذیل واژه”کیفیت” چهار معنا به ترتیب زیر ارائه م کند:
درجه خوبی و ارزش چیزها
خوبی و کمال به مفهوم تمام
صفات و خصوصیات
جنبه ویژه و علایمممیز ه(گلکار، ۱۳۸۰).
کیفیت به آن ویژگی مشخصه یک چیز یا پدیده اطلاق می شودکه تأثیر عاطفی و عقلانی خاصی بر انسان می گذارد. منظور از کیفیت از طرفی خاصیت ها و ویژگی های اصلی یک چیز است. از طرف دیگر کیفیت کلیت و سیستمی از جز کیفیت هایی است که آن چیز را به وجود آوردهاند. به همین خاطر می توان یکبار با دیدگاهی کلی نگرانه ویژگی های اساسی و ماهوی یک چیز را بررسی نمود یا می توان بار دیگر از دیدگاهی جزئی نگرانه تک کیفیت ها را بررسی نمود. (شمسی، ۱۳۸۶: ۵۴). در گذشته فضاهای شهری نقش بسیار مهمی در زندگی فردی و اجتماعی مردم داشتند و بسیاری ازفعالیت های گروهی و اجتماعی مردم در کالبد این فضاهای شهری جریان می یافت و همین امر باعث ارتباط پیوسته ساکنان هر محله می شد. اما امروزه دگرگونی های عظیمی که در ساختار و نهادهای اجتماعی شهرها صورت گرفته و همچنین جهت گیری نظام سرمایه گذاری بر ساخت فضاهای شهری باعث تضعیف احساس تعلق مردم به محله ها و فضاهای شهری شده است. این موضوع باعث شده که مردم در حفاظت این فضاها تلاش نکنندو شهر خود را خانه ی خود ندانند. همچنین این امر باعث بروز تاثیر منفی و کاهش محیط بر زندگی شهروندان شده است. (کرمی و همکاران، ۱۳۸۵). می توان گفت شهروندان و فضاهای شهری همواره در ارتباط مداوم با یکدیگر بوده اند، در واقع همان گونه که فضاهای شهری متاثر از شهروندان و فعالیت های آن هاست، فضاها نیز می توانند بر روی مردم، رفتار آن ها، احساسات، روابط و تعاملات آ ن ها اثرگذار باشند. امروزه نیز فضاهای شهری نقش مهمی بر فعالیت شهروندان دارند، هرچند که ماشینی شدن و رشد سریع شهرنشینی باعث کم توجهی به این فضاها شده است. در نتیجه بی توجهی به این فضاها به تدریج برکیفیت محیط اثر گذاشته و همچنین می تواند روابط شهروندان و حتی حضورشان در اینگونه فضاها را تحت تاثیر قرار دهد. یک فضای شهری متناسب با نیازهای زمانی و مکانی افراد جامعه، خصلت مطلوب یا نامطلوب پیدا کند. بسته به میزان هم خوانی یا ناهم نوایی کارکردی با اهداف مورد نظر انتظار مقیاس و حجم روابط، تطابق وتناسب با نیازهای روزمره گروه های اجتماعی و هم خوانی با کلیت ساختار شهر، فضای شهری میتواند از وجوه برجسته تری از نظام مطلوب بهره بگیرد(پورجعفر و همکاران، ۱۳۸۸: ۷۵).
فضاها و مکان های زندگی شهری به رغم هدف مشترک شان در تامین برخی نیازهای انسانی مانند هر مصنوع دیگر بشری تاثیرات متفاوتی بر روان و احساس آدمی به عنوان طبیعی ترین و فطری ترین معیار سنجش انسانی بر جای می گذارند. انسان به هنگام حرکت و تردد در برخی از مکانها و فضاهای شهری از حضور در آنها احساس آرامش و راحتی می کند. و در مقابل در برخی فضاهای دیگر دچار تشویش و اضطراب می گردد. بدون شک با هر دیدگاه و منظری که به محیط ها و فضاهای شهری بنگریم برخی فضاها محیطی خلاق، سرشار از تنوع واجد معنی بوده و با تقویت و ارتباط انسان با محیط، محیط زیستی مطلوب به وجود می آورند در حالی که بعضی فضاهای دیگر فاقد این قابلیت ها بوده و قادر نیستند ارتباط مناسبی با مردم و استفاده کنندگان خود برقرار سازند. در واقع کیفیت محیط شهری در توجه توام به جنبه های کیفی و کمی عناصر شهری و اجزای تشکیل دهنده آنها نهفته است.( خادمی و دیگران، ۱۳۸۹: ۵۸).