برنامه ریزان معتقدند کیفیت محیط یک مفهوم اصلی برای برنامه ریزی منطقه ای و اجتماعی است و با مفاهیمی همچون کیفیت زندگی، تنوع فضای اجتماعی، ویژگی های فیزیکی، فعالیت ها، وابستگی های مکانی و هویت شهری در ارتباط است. وابستگی مکانی خود از تجربیات شخصی مثبت و منفی در یک مکان خاص و عوامل تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، جغرافیای و محیطی نشأت می گیرد (خادمی و دیگران، ۱۳۸۹: ۶۲).
از عوامل دیگری که باعث ارتقای کیفیت فضای شهری می شود حس مکان است. حس مکان به معنای ادراک ذهنی مردم از محیط و احساسات کم و بیش آگاهانه آن ها از محیط خود است. که شخص را در ارتباط با محیط خود قرار می دهد، به طوری که فهم و احساس فرد با زمینه معنایی محیط پیوند خورده و یکپارچه می شود. این حس عاملی است که موجب تبدیل یک فضا به مکانی با خصوصیات حسی و رفتاری ویژه باری افراد خاص می گردد.حس مکان موجب احساس راحتی در محیط، احساس امنیت، لذت و ادراک عاطفی، حمایت از مفاهیم فرهنگی مورد نظر مردم، حمایت از روابط اجتماعی و فرهنگی جامعه، یاد آوری تجارب گذشته، دست یابی به هویت و در نتیجه باعث بهره برداری بهتر از محیط، رضایت استفاده کنندگان، احساس تعلق به محیط و تداوم حضوردر آن می شود.(قاسم زاده، ۱۳۹۰: ۵۳).
پدیده مکان از دیدگاه پدیدار شناسانی چون کریستیاننوربرگ- شولتس، بخشی کامل و جدایی ناپذیر از وجود است. در این دیدگاه، مکان چیزی بیش از یک محل انتزاعی است. در واقع مکان پدیده ای کلی و کیفی است که نمی توان آن را به هیچ یک از خصوصیات آن، بدون از دست دادن طبیعت واقعی کاهش داد.از دیدگاه مارتین هایدگر “مکان” و”رویداد” اکثرا به یک معنا هستند: یعنی مکان جایی است که بودن در آن اتفاق می افتد “رویدادی که مرتبا در حال تغییر بوده و جا برای پرسش کردن دارد”. (صمیمی شارمی و همکاران، ۱۳۸۹: ۲۳).
بر اساس مطالعه ای که موسسه pps(موسسه تخصصی برای طراحی و احیای فضای عمومی شهر) که بر روی بیش از ۱۰۰۰ فضای عمومی شهری در کشورهای مختلف جهان انجام داده شد، مطالعه کنند گان به نتیجه رسیدند که ۴ عامل اساسی در سنجش مطلوبیت کیفی وضعیت فضای عمومی شهری از اهمیت بیشتری برخوردارند. این عوامل عبارتند از:
دسترسی و به هم پیوستگی
آسایش و منظر
استفاده ها و فعالیت ها
اجتماع پذیری
دریک جمع بندی کلی از نظرات و دیدگاه های بیان شده میتوان برای کیفیت یک فضا به طور کلی ویژگی های زیر را در نظر گرفت:
برای اینکه فضای شهری کارآمدی خود را حفظ کند باید دارای فرم مناسب، منطقی، پاسخگو به عملکرد مرتبط به آن و متناسب با عناصر کیفی و خصوصیات فرهنگی و اجتماعی ساکنان باشد، تا از نظر کالبدی و روانی قابلیت پاسخگویی به نیازهای شهروندان را داشته باشد.( قاسم زاده، ۱۳۹۰: ۵۳).
می توانیم شاخصهایی را برای یک فضای شهری در نظر بگیریم تا با وجود آ ن ها خشکی و بی روحی در آن ها نمایان نباشد، با در نظر گرفتن ادراکات فردی و ارزش های اجتماعی و فرهنگی (یعنی فضا باید ازدید شهروندان و ساکنین همان شهر برای مطلوبیت مورد ارزیابی قرار گیرد).
همچنین عواملی مثل این که آیا این فضا راحت است و منظر خوب دارد یا میزان راحتی و آسایش،عدم وجود حس بیگانگی برای ساکنین، در دسترس بودن عناصر شهری مورد نیاز و فضایی که دارای ارزش های فرهنگی . اجتماعی یک جامعه باشد نیز جز این شاخص ها می باشد. فضاهایی به دور از این بی روحی و خشکی هستند که زمینه های انسجام اجتماعی و همبستگی بیشتر اقشار اجتماعی را فراهم نماید.
به طور کلی با توجه به مطالب گفته شده بهنظر می رسد اگر بخواهیم ویژگی های یک فضای خوب شهری مطلوب را به صورت موردی بیان کنیم باید به موارد زیر اشاره کنیم:
راحتی و آسایش محیطی
پویایی و سرزندگی
دسترسی به فضا به لحاظ بصری و کالبدی
زیبایی سیما و منظر, فرم مناسب و پاسخ گو به نیاز شهروندان

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

۲-۱۴ عواملی که مرتبط با ویژگی های فیزیکی و کالبدی فضا می باشند:

۲-۱۴-۱ عوامل فرهنگی:

در نظر گرفتن ادراکات فردی و توجه به خصوصیات و ارزش های فرهنگی و اجتماعی کاربران
پذیرش گروه های سنی و جنسی مختلف
جاذب فعالیت های اجتماعی- فرهنگی

یک مطلب دیگر:
سامانه پژوهشی - بررسی تاثیر افزودن متیونین به جیره های حاوی تانن بر عملکرد رشد ...

۲-۱۴-۲ عوامل روانشناسانه:

ایجاد ارتباط و تعامل میان کاربران و همچنین تقویت مراودات شهروندی
عدم القاء حس بیگانگی میان کاربری ها(ایجاد حس تعلق)
لذت بردن از حضور در فضا
امنیت

۲-۱۵ حضور شهروندان در فضاهای شهری:

شهرنشینی یک فرایند تاریخی است که تمامی عرصه های زندگی انسان را از جمله روابط انسانی و تعاملات متقابل اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده است. امروزه از شهر نشینی به عنوان پدیده ای ناخوشایند یا می شود اما با اندکی تامل و بررسی ویژگی ها و ساختار زندگی شهری می توان پی برد که این پدیده به خودی خود نامطلوب و نا خوشایند نیست بلکه آن چه بسیاری از شهرهای امروزی را ناخوشایند کرده عدم توجه به ماهیت حقیقی شهر و شهرنشینی است، قابل ذکر است که نمونه های بسیار ارزشمندی ازشهر و محیط های شهری موفق وجود دارند که همواره تجربه حضور در آنها برای انسان لذت بخش بوده است. (تیبالدز، ۱۳۸۷: ۷).
فضاهای شهری برای انسان هاست نه مکانی برای تردد اتومبیل ها و بستر پروژه های بزرگ, با این حال هنگام قدم زدن در اغلب شهرها و محیط های شهری شاهد عکس این قضیه می باشیم، در واقع سعی ما باید براین باشد که تا کیفیت و مقیاس انسانی را به محیط های شهری برگردانیم زیرا هدف در این فضاها امکان دهی به وقوع رفتارهای سالم شهروندان و فراهم آوردن زمینه های شکل گیری فعالیت ها در محیط مصنوع است.
فضا های شهری و شکل متعالی تر از آن یعنی مکان های شهری در واقع صحنه های به شمار می آورند که زندگی شهروندان با بازیگری خود آن ها به تصویر کشیده می شود. در واقع چنین فضاهایی محل حضور و برخورد و تعامل شهروندان با یکدیگر می باشند. (پورجعفر و همکاران، ۱۳۸۸).
ازعمده شاخصهای مطلوبیت سنجی فضایی شهری، اجتماع پذیری آن می باشد که خود بیانگر این نکته است که محیطی ازمطلوب، به طور یقین مورد استفاده و کاربری اجتماعی قرار می گیرد و همچنین عرصه تعاملات اجتماعی و مراودات شهروندی می باشد. در واقع باید گفت تنها فضاهایی که می توانند چنین شرایطی داشته باشند که مورد درخواست اجتماعی قرار گیرند تا بتوانند زاینده تعاملات اجتماعی باشد. میتوان گفت هرچه نیازها و خواسته های شهروندان بیشتر مورد نظر قرار گیرد و به تناسب و تطابق این فضاها با نیازهای آن ها توجه شود می توانیم انتظار حضور بیشتر شهروندان و اقشار اجتماعی را در این گونه فضاها داشته باشیم.(نادری، ۱۳۸۷: ۹۳). شهرهای امروزی ما تا حدی به خاطر تسلط اتومبیل بر زندگی شهری، مانع چالش های اساسی در فضاهای امروزین شهرهای ایران نیز می باشد. به جرات می توان گفت شهرهای مدرن امروزی نتوانسته اند در برابر زندگی ماشینی با این سرعت چشمگیر، به بروز و امکان دهی به شکل گیری چنین تعاملاتی پاسخ گو باشند.(قاسم زاده، ۱۳۹۰: ۵۸).
انسان به عنوان فاکتوری مهم در زندگی شهری و حتی پویایی فضای شهری نقش آفرین است, تا جایی که برخی معتقدند چنانچه دسته ای از فضاهای شهری بستر تعامل اجتماعی و ارتباطات شهروندی قرار نگیرد نمیتوانیم فضای شهری بدانیم. فضای شهری ظرف فعالیت های به شمار می آیند که این فعالیت هارا می توانیم در ۳ مورد جداگانه قرار دهیم:
دسته اول فعالیت های شهروندی درشهر را فعالیت های با اهمیت میدانند که تحت هرشرایطی اتفاق می افتند و ارتباط خاصی با ویژگی های منحصر به فرد اجتماعی ندارند.
دسته دوم فعالیت های گزینشی و انتخابی هستند که در شرایط مناسب و وضعیت دلخواه افراد ضرورت می یابند.
دسته سوم فعالیت های شهری را فعالیت های اجتماعی می دانند که بر اساس ویژگی های فضاهای
شهری در ابعاد کالبدی یا روانی گستره وسیعی از رفتارهای شهری را در بر میگیرند. این فعالیت ها به دلیل تأثیر پذیری از فعالیت های دیگر، فعالیت های نهایی نیز خوانده می شوند.
با توجه به دسته بندی بالا, دسته اول فعالیت های شهروندی بیشتر در ارتباط با رفع نیازهای اولیه مردم می باشد در نتیجه می توانیم در هر شرایطی شاهد این فعالیت ها باشیم.درمجموع می توان تمامی این فعالیت های شهروندی در عرصه فضای عمومی شهرها را سرمایه اجتماعی در ساختار شهری دانست و این فعالیت ها اساسی ترین بستر مکانی برای شکل گیری سرمایه اجتماعی و بهبود میزان آن به شمار می روند.(قاسم زاده،۱۳۹۰: ۵۸).