۲-۱۶-۹ دیدگاه پدیدارشناختی از سنتها:

ازسنتها و مکاتب جامعه شناسی که با تاکید بر زمینه مند بودن کنشها و اعمال، نقشی عمده در حوزه مورد مطالعه ایفا کرده است، سنت پدیدار شناختی به معنای عام است. تاکید بر زمینه مندی کنش و اعمال، وجهی از رویکردهای به لحاظ فرهنگی حساس مثل تعامل گرایی نمادین، جامعه شناسی معرفت، روش شناسی مردمی و پدیدار شناسی اجتماعی است. سنت مزبور براین نکته تاکید دارد که مردم، زندگی را در زمینه های انتزاعی “جامعه توده وار” تجربه نمی کنند. شناخت آنها در زمینه های اجتماعی به دست می آید که در آن معنا از طریق ارتباطات و تعامل با افرادی معدود به کنشها و حوادث نسبت داده میشود. زمینه هایی که عمدتا تحت نفوذ و سیطره چشم انداز گروه های مرجع است. در زندگی روزمره یک چنین زمینه هایی، مرزهایی برای یادگیری و تفسیر اجتماعی فراهم می کنند. گارفینکل بنیانگذار مکتب روش شناسی مردمی در جامعه شناسی به این نکته اشاره می کند که معانی یی که دو نفر به هر گونه تعاملی نسبت می دهند، متصل به زمان و مکان آن موقعیت است. به نظر وی، تعامل اجتماعی تنها در زمینه قابل فهمند و تناسب زمینه ای در کانون توجهات روش شناسی مردمی قرار دارد.
یکی ازعناصر طرح مفهومی کنش متقابل نمادی، زمینه و عرصه کنش متقابل است. زمینه واقعی، محلی است که کنش متقابل در آن رخ می دهد (اتاق، خیابان، کوچه، محله، اداره، قهوه خانه و غیره…) و قلمرو کنش، رفتاری است که در داخل زمینه ها نمودار می شود. هرزمینه فیزیکی اعم از اینکه محصور باشد یا نه بافرض بر اینکه بیش از دوعامل درآن حضور داشته باشد، می تواند به طور خودکار به یک “عرصه” تبدیل گردد. زمینه ها غیر قابل تغییراند در حالی که عرصه ها توسط افراد اجتماعی به وجود می آیند.
بدون تردید شوتزولاکمن در میان سایرین، نقشی عمده در تفسیرهای پدیدار شناختی ازمکان و معانی منسوب به مکان داشته اند، که همراه با سایر جامعه شناسانی که آرای شان به اختصار بررسی شد، سهمی اساسی در مناقشات و مباحث جاری دارند. سهمی که به روشنی در مفهوم “محلیت” گیدنز؛ “نظم نمایشی- اظهاری” دیکنز؛ “ناحیه جلو- عقب”گافمن؛ “محوری” هری؛ “جغرافیایی شناخت” تریفت؛ “جغرافیای زمان” هاگراستراند، و مفهوم”هویت مکان” رلف مشهود است(همان،۴۶).

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

۲-۱۷ سرمایه اجتماعی:

سابقه نظری مفهوم سرمایه اجتماعی به اوایل قرن بیستم برمی گردد که برای اولین بار توسط هانیفان و سپس، در سال ۱۹۶۱، توسط جین جاکوبز مطرح شد، ولی استفاده از آن در عرصه سیاست اجتماعی در چند دهه اخیر رواج یافته است. اکنون در بسیاری از رشته های علمی از جمله جامعه شناسی، علوم سیاسی و اقتصاد از سرمایه اجتماعی سخن گفته می شود(توکلی و همکاران، ۱۳۸۷: ۱۴۴).
لفظ و معنای سرمایه اجتماعی قدمت طولانی ای در علوم اجتماعی دارد. اما معنایی که امروز از اصطلاح سرمایه اجتماعی برداشت می شود به بیش از هشتاد سال پیش، به نوشته های لیدا جی هانیفانباز می گردد که رئیس شورای مدارس ویرجنیای غربی بود. هانیفان برای بیان اهمیت مشارکت اجتماعی در ارتقا عملکرد مدارس به مفهوم سرمایه اجتماعی متوسل می شود و آنرا بدین گونه توصیف می کند (هانیفان، ۱۹۱۶: ۱۳۰).
آن دسته از مفاهیم اساسی که در زندگی روزمره افراد اهمیت بسیاری دارد: یعنی حسن نیت، مصاحبت، همدلی و مراوده اجتماعی بین افراد و خانواده ها که یک واحد اجتماعی را شکل می دهند. اگر یک فرد با همسایه خود ارتباط برقرار کند و آن دو این ارتباط را با دیگر همسایگان برقرار سازند، در این صورت یک انباشت از سرمایه اجتماعی به وجود می آید که خود می تواند نیازهای اجتماعی فرد را بر آورد ساخته و از نظر اجتماعی این قابلیت را در خود دارد که برای پیشبرد مداوم شرایط زندگی در کل اجتماع عمل کند.
بعد از هانیفان ایده سرمایه اجتماعی به مدت چندین دهه به دست فراموشی سپرده شد. اما در دهه ۱۹۵۰ توسط یک گروه از جامعه شناسان شهری کانادایی (سیلی، سیم و لوزلی ۱۹۵۶)، در دهه ۱۹۶۰ توسط یک نظریه پرداز مبادله ( هومانس ۱۹۶۱) و یک صاحب نظر در زمینه شهری (ژاکوبس ۱۹۶۱) و در دهه ۱۹۷۰ توسط یک اقتصاد دان ( لوری ۱۹۷۷) احیا شد.
جالب اینکه، هیچ یک از نویسندگان به اثر اولیه در این حوزه اشاره ای نکردند، اما همه آنها برای نشان دادن اهمیت نیاز حیاتی به پیوندهای اجتماعی از همان بار معنایی استفاده نمودند. با این وجود، پژوهش بنیادی کلمن درباره آموزش و پاتنام درباره مشارکت مدنی و عملکرد نهادها الهام بخش آثار فعلی که متشکل از مطالعاتی درباره این ۹ حوزه اصلی است، شدند: خانواده ورفتار جوانان، تعلیم و تربیت، حیات اجتماعی (مجازی و مدنی)، کار و سازمانها، دموکراسی و حکومت، کنش جمعی، بهداشت عمومی و محیط زیست، جرم و خشونت و توسعه اقتصادی (شجاعی باغینی، ۱۳۷۸: ۹۳).
سرمایه اجتماعی مفهومی جدید است که مورد توجه بسیاری از اندیشمندان از جمله از جامعه شناسان قرار دارد. اهمیت سرمایه اجتماعی که مبین ” کنشهای معین و مشخصی از کنش گران” در درون “ساختارهای اجتماعی” می باشد، در مقایسه با سرمایه فیزیکی، اقتصادی و انسانی روز به روز بیشتر مکشوف می شود. همان طور که سرمایه فیزیکی با ایجاد تغییرات در مواد جهت شکل دادن به ابزارهایی که تولید را تسهیل می کندبه وجود می آید و از جنبه ای ملموس و قابل مشاهده برخوردار است، سرمایه انسانی با تغییر دادن افراد برای کسب مهارت ها و توانایی هایی به آنها پدید می آید و افراد را توانا می سازد تا به شیوه های جدید رفتار کنند و بنابراین کمتر ملموس بوده و در مهارت ها و دانشی که فرد کسب کرده تجسم می یابد. اما سرمایه اجتماعی حتی کمتر از این ملموس بوده و در روابط میان افراد تجسم می یابد و موقعی سرمایه اجتماعی به وجود می آید که روابط میان افراد به شیوه ای دگرگون شود که کنش را تسهیل نماید (کلمن، ۱۳۷۷: ۴۶۵).
کلمن سازمان اجتماعی را پدید آورنده سرمایه اجتماعی در نظر می گیرد، وی معتقد است که سرمایه اجتماعی با کار کردش تعریف می شود، به زعم وی شی واحدی نیست بلکه انواع چیزهای گوناگون است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آنها جنبه ای از ساخت اجتماعی هستند و کنشهای معین افراد را در درون ساختار تسهیل می کنند. سرمایه اجتماعی، مانند شکل های دیگر سرمایه مولد است و دست یابی به هدف های معین را که در نبود آن دستیافتنی نخواهد بود امکان پذیر می سازد (همان: ۴۶۴).
بوردیوسرمایه اجتماعی را یکی از اشکال “سرمایه” می داند. سرمایه از نظر او سه شکل بنیادی دارد “سرمایه اقتصادی” که قابل تبدیل شدن به پول است و به شکل حقوق مالکیت قابل نهادینه شدن است. “سرمایه فرهنگی” که در برخی شرایط به سرمایه اقتصادی تبدیل می شود و به شکل کیفیات آموزشی نهادینه می گردد و “سرمایه اجتماعی” که از تعهدات اجتماعی ساخته شده است و تحت برخی شرایط قابل تبدیل شدن به سرمایه اقتصادی می باشد و یا ممکن است که در شکل یک عنوان اشرافی نهادینه شود(بوردیو،۱۹۸۵: ۲۴۳).
رابرت پاتنام موفقیت در غلبه بر معضلات عمل جمعی و فرصت طلبی را که در نهایت به ضررخود افراد تمام می شود به زمینه اجتماعی گسترده آن مربوط می داند. به گونه ای که همکاری داوطلبانه در جامعه ای که سرمایه اجتماعی عظیمی را در شکل هنجارهای عمل متقابل و شبکه های مشارکت مدنی به ارث برده، بهتر صورت می گیرد. در اینجا اشاره مختصری به تعریف هر یک از این عناصر و تاثیر آنها بریکدیگر و ایجاد سرمایه اجتماعی به صورت مختصر می پردازیم:
شبکه های مشارکت مدنی: شبکه های مشارکت یکی از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی می باشند و هرچه این شبکه ها در جامعه ای مترامتر باشند احتمال همکاری شهروندان در جهت منافع متقابل بیشتر است. شبکه های مشارکت مدنی، هزینه های بالقوه عهد شکنی را در هر معامله ای افزایش می دهند. فرصت طلبی منافعی را که فرد انتظار دارد از دیگر معا
ملاتهم زمانش ومعاملات آینده نصیبش شود به خطر می اندازد. شبکه های مشارکت مدنی در زبان تئوری بازی های تکرار پیوند درونی بازی ها را افزایش می دهند (پاتنام، ۱۳۸۰: ۲۹۷).
شبکه های مشارکت مدنی، هنجارهای قوی معامله را تقویت می کنند، شبکه های مشارکت مدنی ارتباط را تسهیل می کنند و جریان اطلاعات را در مورد قابل اعتماد بودن افراد بهبود می بخشند. شبکه های مشارکت مدنی تجسم موفقیت پیشینیان در همکاری هستند که می توانند به عنوان یک چارچوب فرهنگی شفاف برای آینده عمل نمایند. البته شبکه های مشارکت مدنی مورد نظر کلمن و پاتنام شامل شبکه های افقی می باشد، نه عمودی، زیاد در شبکه های عمودی جریان اطلاعات غیر موثق تر از جریان افقی اطلاعات هستند و بخشی از آن به این دلیل است که اطلاعات قابل اتکا و درست مانع بهره کشی و استعمار محسوب می شوند. مهم تر از اینکه مجازاتهایی که از هنجارهای معامله متقابل در مقابل تهدید فرصت طلبی حمایت می کند در شبکه های عمودی، کمتر اجرا می گردند (پاتنام، ۱۳۸۰: ۲۹۸؛ کلمن، ۱۳۹۰: ۲۸۳_۲۸۷).
از طرف دیگر هنجارهای معامله متقابل یکی از مولدترین اجزای سرمایه اجتماعی است. جوامعی که در آنها از این هنجاری پیروی می شود به گونه ای موثر می توانند برفرصت طلبی فائق آمده ومشکلات علمی جمعی را حل نمایند(آلوینگولدنر، ۱۶۰-۱۶۱).
گرانووتر معتقد است هنگامی که توافقاتی در چارچوب بزرگ تر روابط شخصی و شبکه های اجتماعی حاصل می شود اعتماد ایجاد می گردد و انگیزه تخلف از مقررات رنگ می بازد (گرانووتر،۱۹۸۲: ۶۱-۸۸).
سومین عنصر اعتماد می باشد. اعتماد باعث تسهیل همکاری می شود و هرچه اعتماد در جامعه ای بالاتر باشد احتمال همکاری هم بیشتر می شود و خود همکاری نیز اعتماد ایجاد می کند. اعتماد که یکی از عناصر ضروری تقویت همکاری است عنصر غیر اختیاری و ناآگاهانه نمی باشد. اعتماد مستلزم پیش بینی رفتار بازیگر مستقل است. “شما برای انجام دادن کاری صرفا به این دلیل که فردی (یانهادی) می گوید آن را انجام خواهد داد به او اعتماد نمی کنید. بلکه شما تنها به این دلیل به او اعتماد می کنیدکه با توجه به شناختتان از خلق و خوی او، انتخاب های ممکن او، تبعات شان و توانایی او حدس می زنید که او انجام دادن این کار را بر می گزیند” (پاتنام، ۱۳۸۰: ۲۹۲).
پاتنام در چگونگی فرایند تبدیل اعتماد فردی به اعتماد جمعی معتقد است که اعتماد اجتماعی در جوامع مدرن پیچیده از دو منبع مرتبط یعنی هنجارهای معامله متقابل و شبکه های مدنی ناشی می شود. وی در بحث تقدم و تأخر سه عامل مذکور که منابع سرمایه اجتماعی را می سازند معتقد است:
“اعتماد اجتماعی به هنجارهای معامله متقابل، شبکه های مشارکت مدنی و همکاری موفقیت آمیز متقابلاً یکدیگر را تقویت می کنند. وجود نهادهای همکاری جویانه کارآمد مستلزم مهارت ها و اعتماد بین اشخاص می باشد، اما آن مهارت ها و این اعتماد نیز به نوبه خود به وسیله همکاری سازمان یافته تلقین می شوند. هنجارها و شبکه های مدنی به رفاه اقتصادی کمک می نمایند و به نوبه خود نیز توسط رفاه تقویت می شوند” (پاتنام، ۱۳۸۰: ۳۰۹).
وی به یک نوع “تحلیل تعادلی” به جای تحلیل خطی در رابطه این سه عنصر با یکدیگر معتقد است. مباحث و مطالعات فوکویاما نیز مانند پاتنام در سطح کلان مطرح شده است وسرمایه اجتماعی را در سطح کشورها و در ارتباط با رشد و توسعه اقتصادی می بیند و بنابراین تعریف او از سرمایه اجتماعی یک تعریف جمعی بوده و سرمایه اجتماعی دارایی گروه ها و جوامع تلقی می شود. به زعم وی، “سرمایه اجتماعی را به سادگی می توان به عنوان مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیررسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است درآن سهیم هستند. هنجارهایی که تولید سرمایه اجتماعی می کنند اساسا باید شامل سجایای ازقبیل صداقت، ادای تعهدات و ارتباط دوجانبه باشند” (فوکویاما، ۱۳۷۹:۱۱-۱۲).
فوکویاما مانند پاتنامهنجارهای همیاری راشالوده سرمایه اجتماعی معرفی می نماید و می نویسد: “فرض براین است که سرمایه اجتماعی وجودهنجارهای رفتاری مبتنی برتشریک مساعی را منعکس کند”. هنجارها و ارزش هایی که در این تعریف جای می گیرد از هنجارساده مشترک بین دودسته گرفته تا نظام های ارزشی پیچیده که مذاهب سازمان یافته ایجاد کرده اند ادامه می یابد(همان: ۷۰).
ازطرف دیگر،شبکه باسازمان مبتنی بر سلسله مراتب متفاوت است زیرا شبکه براساس هنجارهای غیررسمی مشترک استوار است و نه ارتباط مبتنی بر اقتدار رسمی (همان: ۷۱) .
سرمایه اجتماعی مجموعه هنجارهای “نظام اجتماعی” است که از یکطرف موجب ارتقای سطح همکاریهای اعضای جامعه با یکدیگر و از طرف دیگرنیز باعث کاهش هزینه های تبادلات و ارتباطات می گردد (محسنی تبریزی و همکاران، ۱۳۸۹: ۱۴۸).
این سرمایه از تعامل های هرروزه بین افراد به وجود می آید. این سرمایه، به تنهایی در فرد یا ساختار اجتماعی نهفته نیست، بلکه در فضای تعامل های بین افراد وجود دارد (شریفان ثانی،۱۳۸۰: ۱۶).
امروزه این امر مسلم است که با وجود سرمایه اجتماعی است که می توان به توسعه، جامعه مدنی، معیارهای جهان شمول و بستر زیست اجتماعی دست یافت. چالش های که در کشورهای جهان سوم وجود دارد دگرگونیهایی در جامعه به وجود می آورد که این چالش ها روندی مستقیم بر سرمایه اجتماعی می گذارد (اخترمحققی،۱۳۸۵: ۱۰-۱۴).
مفهوم سرمایه اجتماعی هم اکنون به شدت مورد توجه نهادهای توسعه و نهادهای تحقیقاتی قرار گرفته است و بخشی از این توجه
به تعریف آن معطوف می شود. در ذیل نمونه ای از برخی ازاین تعاریف ارائه می شود: (شجاعی باغینی و همکاران،۱۳۸۷: ۱۹).
فوکویاما: توانایی افراد برای همکاری و تعاون باهم برای اهداف عمومی در گروهها یا سازمانها.
برهم رایان: بافتی از ارتباطات تعاونی شهروندان که به یکدیگر برای رفع مشکلات کمک می کند.
پورتس: توانایی افراد برای منافع پایدار از طریق عضویت در شبکه های اجتماعی یا ساختار اجتماعی دیگر.
پاتنام: سرمایه اجتماعی را ارتباط های افقی بین افرادی می داند که در جهت کسب منافع متقابل را در اجتماع تقویت می کند. بنابراین تعاریف سرمایه اجتماعی یک دسته از کنش های اجتماعی است که یا خود با دوام هستند یا بر روی آنهایی که بادوام هستند تاثیر می گذارند.
با جمع بندی این نظریات می توان سرمایه اجتماعی را مجموعه ای از هنجارها، شبکه ها، ارزشها ودرکی دانست که همکاری در درون گروهها و بین گروهها را در جهت کسب منافع متقابل تسهیل می کند. (شریفیان، ۱۳۸۰: ۶).
بانک جهانی: قواعد، هنجارها، تعهدات، بده بستان، و اعتمادو مستقر در روابط اجتماعی، ساختارهای اجتماعی و ترتیبات نهادی جامعه که اعضا را به دستیابی به اهداف فردی و اجتماعی قادر می سازند.
اکثراین تعاریف بیان کننده این هستند که سرمایه اجتماعی چیست وچه کاری انجام می دهد. در حقیقت به نظر می رسد که در ادبیات سرمایه اجتماعی، درباره اینکه “سرمایه اجتماعی چه کار می کند” توافق گسترده ای وجود دارد تا درباره اینکه “سرمایه اجتماعی چیست” و به طور مشخص، درباره این که “سرمایه اجتماعی، کنش جمعی با منفعت متقابل را تسهیل می کند”، توافق گسترده ای وجود دارد. (شجاعی باغینی، ۱۳۸۷: ۲۰).

۲-۱۸ شکل گیری سرمایه اجتماعی:

درایران درچندسال گذشته تحقیقات متعددی درباره سرمایه اجتماعی ویا برخی ازعناصر آن در شکل گیری پژوهش مستقل و یا پیمایش های ملی صورت گرفته که می توان تاثیر برخی ازمتغیرهای مستقل را در سرمایه اجتماعی و یا برخی از عناصر تشکیل دهنده آن ملاحظه نمود.
سرمایه اجتماعی در برخی از تحقیقات با آگاهی، اعتماد (اجتماعی و نهادی)، مشارکت شورایی، اجتماعی و سیاسی و اعتماد به افراد، اعتماد به نهادها و سازمانها، فعالیت گروهی و انجمنی، اعتماد عام (شخصی، تعمیم یافته و نهادی) همیاری تعمیم یافته، بعد هنجاری اعتماد و عمل متقابل و بعد شبکه ای فعالیت اجتماعی، روابط اجتماعی با خانواده، دوستان و همسایگان و اعتماد اجتماعی و اعتماد تعریف و عملیاتی شده است و در برخی از تحقیقات و پیمایشهای ملی نیز برخی از عناصر مفهومی سرمایه اجتماعی مانند اعتماد، راست گویی، دورویی و تقلب، روابط اجتماعی رسمی، رفتارهای مذهبی و مشارکت های غیر رسمی، آگاهی، مطالعه مطبوعات، دیدن تلویزیون، فعالیتهای مذهبی، رفت و آمد خانواده، مشارکت اجتماعی، برگزاری جشن تولد، آگاهی، اعتماد و مشارکت مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفته است و بررسی رابطه متغیرهای زمینه ای و سایر متغیر ها بر روی هریک از این عناصر مفهومی سرمایه اجتماعی در شان یک فرا تحلیل بوده که به صورت مجزا به آن پرداخته شده است (فیروز آبادی، ۱۳۸۴).