اما در بین دیدگاه های نظری سرمایه اجتماعی عوامل موثر بر شکل گیری سرمایه اجتماعی را میتوان به شرح ذیل مرور نمود:

۲-۱۸-۱ سن

یکی ازعوامل موثر بر شکل گیری سرمایه اجتماعی است. سن معمولا بر اساس دوره کودکی، نوجوانی، بزرگسالی، والدینی و بازنشستگی شناخته می شود. چون سن بر اساس درآمد و زمان فراغت در مقاطع مختلف متفاوت است، بنابراین مشارکت اجتماعی فرد نیز در مراحل مختلف سنی متفاوت است. برخی از تحقیقات نشان داده که ارتباط سن و انجمن پذیری و مشارکت های اجتماعی به صورت رابطه سن و انجمن پذیری و مشارکت های اجتماعی به صورت رابطه u معکوس است به گونه ای که ازسن ۱۸ تا ۲۹ سالگی عضویت یگانه و ۳۰ تا ۵۹ سالگی عضویت چند گانه اش و در مقابل جمعیت ۶۰ ساله و بیشتر، در انجمن ها حضور کمتری دارند. البته به علت هم تغییری سن با متغیرهای درآمد، آموزش، موقعیت های شغلی- موقعیت های خانوادگی و تأهل می توان تغییر در میزان سرمایه اجتماعی را در مقاطع مختلف سنی تحلیل نمود. (افه و فوش، ۲۰۰۰: گلریز، ۲۰۰۱، پاراگال، گلیکان و هوک، ۲۰۰۲).

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

۲-۱۸-۲ نسل و تغییرات نسلی

یکی از عوامل موثر بر شکل گیری سرمایه اجتماعی است به گونه ای که افراد در سنین کار وفعالیت از میزان مشارکت های اجتماعی بیشتری برخوردار هستند و اتفاقاتی که برای یک نسل به وقع پیوسته است مانند: جنگ، رکود اقتصادی، کاهش میزان ازدواج و افزایش نرخ طلاق، کاهش تعداد فرزندان، کاهش نرخ دستمزد، جایگزینی سوپرمارکت ها، خرید الکترونیک و جایگزینی شرکت های بزرگ به جای شرکت های محلی مبتنی بر اجتماعات محلی بر سرمایه اجتماعی آن نسل تأثیر دارد. (پاتنام، ۱۹۹۵: ۲۰۰۰).

۲-۱۸-۳ آموزش و تحصیلات

از دیگر متغیرهای تأثیرگذار بر شکل گیری سرمایه اجتماعی است. درپیمایش ارزشهای جهانی در اکثر کشورها این متغیر با سایر متغیر های اجتماعی در ارتباط است. به زعم اطلاعات گلیرز، لابیسون و ساکردوت(۲۰۰۰) افزایش حضور در کلیسا، میزان اعتماد و کوشش در حل مسائل محلی در بین افراد با تحصیلات کالج و ارتباط اجتماعی در بین افراد تحصیل کرده بیشتر است. بین سال های رسمی آموزش در مدرسه و سرمایه اجتماعی رابطه مستقیمی ملاحظه نموده اند و آن ها این موضوع را تا حدودی ناشی از محیط های نهادی مدارس و دانشگاه ها در تشویق افراد به انجمن پذیری و آموزه های اخلاقی آنان در جهت تعاون و همیاری می دانند (افه و فوش، ۲۰۰۰).
پارگال و، گلیکان و هوک نیز بین سطح آموزش و میزان همکاری و مشارکت در پروژه های محلی رابطه مستقیم ملاحظه نموده اند.

۲-۱۸-۴ جنس

نیز از دیگر متغیرهای تاثیر گذار بر سرمایه اجتماعی است به گونه ای که میزان مشارکت بیشتر مردان نسبت به زنان در نیروی کار باعث افزایش مشارکت های رسمی آنان نسبت به زنان می گردد. ضمن اینکه جنسیت بر نوع عضویت در انجمن ها نیز تاثیر می گذارد به گونه ای که زنان بیشتر عضو انجمن های خدماتی- خیریه ای، کلیسایی، اولیا و مربیان و انجمن های فرهنگی می شوند و مردان علاقمند به فعالیت در انجمن های سیاسی هستند (همان، ۲۲۹).

۲-۱۸-۵ دین باوری و تعهد

رابطه مستقیمی با سرمایه اجتماعی دارند. زیرا سازمان های دینی نقش میانجی را در فعالیت های دینی ایفا می کنند. از آن جا که ادیان از نشست های عمومی و از مراسم و مناسک برخوردارند، باعث توسعه شیوه همکاری و تعاون و آگاهی از مسائل اجتماعی می گردند و ادیانی که بیشتر از مراسم و مناسک عمومی برخوردارند در افزایش سرمایه اجتماعی نقش بیشتری ایفا می کنند. (همان، ۲۰۸).

۲-۱۸-۶ مشارکت رسمی یکی از اعضای خانواده

نیز در ایجاد سرمایه اجتماعی مخصوصا در ابعاد گوناگون آن نقش مثبتی دارد. به گونه ای که در تحقیقات مشخص شده است افرادی که در خانواده هایی هستند که خانواده آنان با کمک دیگران به حل مشکلات اجتماعی مبادرت ورزیده و مشارکت اجتماعی فعال داشته اند، افراد در آن خانواده ها از سهم و میزان بیشتری در سرمایه اجتماعی برخوردارند. (کریشنا و آفف، ۲۰۰۲: ۱۱۸).

۲-۱۸-۷ میزان اقامت درشهر و مهاجربودن یا نبودن

نیز در میزان سرمایه اجتماعی تاثیرگذاراست به گونه ای که تحقیقات نشان داده است افرادی که از سن ۱۶ سالگی در شهر محل تحقیق اقامت داشته انداز میزان مشارکت اجتماعی بالاتری برخورداربوده اند و اندازه کل شهر محل اقامت نیز درمیزان مشارکت های اجتماعی تاثیر گذار است (برم و ران، ۱۹۹۷: ۱۰۰۸).

۲-۱۸-۸ میزان خواندن روزنامه و مجله و تماشای تلویزیون

بر اعتماد عمومی افراد بررسی شده که تلویزیون رابطه معنا داری نداشته است و خواندن روزنامه از طریق آگاهی دادن به مردم از وضعیت جامعه خود، باعث افزایش اعتماد گردیده است (همان، ۱۰۰۹).

۲-۱۸-۹ تجربیات طول دوره زندگی

نیز براعتماد تاثیر گذار است به گونه ای که قربانی جنایت بودن، سابقه طلاق، عضویت در اقلیت ها و در معرض پیش داوری و یا تبعیض بودن بر میزان اعتماد عمومی فرد تاثیر گذار است (همان، ۱۰۰۹).
“درآمد خانوار”معمولا به عنوان یک عامل تاثیرگذار برسرمایه اجتماعی تلقی می شود. با این فرض که افراد دارای درآمد متوسط و بالا و آشنایی بیشتری با فعالیت های انجمنی دارند که این موضوع ناشی از تجربه و سن و یا مهارت های سازمانی آنان است. البته در نقطه مقابل، این فرض وجود دارد که درآمد بالا باعث می شود که هزینه فرصت و زمان برای این گونه افراد مهم باشد و درآمد بالا باعث می شود که آنچه که از طریق انجمن دست یافتنی است از طریق پول خرید به دست می آید و به زعم بوردیو پول و سرمایه اقتصادی جایگزین سرمایه اجتماعی شود. (افه و فوش، ۲۰۰۲: ۲۰۶: برم و ران، ۱۹۹۷: ۱۰۰۹: پاراگال، گلیکان و هوک، ۲۰۰۲: ۱۸۸-۲۱۲).

۲-۱۸-۱۰ اشتغال

که معمولا تحت عنوان وضعیت شغلی دریک شاخص ترکیبی شامل امنیت شغلی، سطح درآمد و وقت اضافه قرار می گیرد با سرمایه اجتماعی روابط معناداری دارد و شاغلین نسبت بهبیکاران فعالیت انجمنی بیشتری دارند (افه و فوش، ۲۰۰۲: ۲۰۶- ۲۰۸).

۲-۱۹ دیدگاه های نظری در باب سرمایه اجتماعی

یکی از تاثیر گذار ترین ساخت های نظری که در جامعه شناسی اقتصادی نوین شکل گرفته، مفهوم “سرمایه اجتماعی” است. این اصطلاح به سرعت در فرهنگ لغات علوم اجتماعی و چرخه های سیاست گذاری راه یافت، ولی تعریفی واضحی از آن ارائه نشده است. تعداد معدودی از کسانی که این مفهوم را به کار گرفته اند، نظریه جامعی درباره سرمایه اجتماعی را ارائه کرده اند.
بعضی از محققان استفاده های ساده انگارانه و بدون پشتوانه نظری این مفهوم را مورد انتقاد قرار داده اند ولی اکثرا به این مساله به خاطر مفهومی سازی های گوناگون از سرمایه اجتماعی حمله می کنند.
بسیاری از این بدیل ها در مراحل میانی توسعه خود قرار دارند، از این رو منطقی است که باید تعاریف مذکور را با سوالات تجربی پیش رو تطبیق داد. با این همه هنوز ایراد بزرگتری به قوت خود باقی است: یعنی ارائه تبیینینظری درباره سرمایه اجتماعی که:
ویژه یک مسأله خاص نباشد.
محدود به واحد خاصی از تحلیل ها نباشد.
به لحاظ نظری با همه سطوح تحلیل سازگار باشد.
به لحاظ مفهومی از نظریه های مرتبط با عاملیت، انگیزش و ساختار اجتماعی متمایز باشد.
بتواند در برگیرنده، سازمان دهنده و پیوند دهنده از آن دسته از مفهومی سازی های موجود سرمایه اجتماعی باشد که کارآمدی آنها به اثبات رسیده است (شجاعی باغینی و همکاران، ۱۳۸۷: ۱۳۵).
برای غلبه به بر ابهام گیری که گریبانگیر بحث سرمایه اجتماعی شده است، نیازمند مفهومی سازی سیستمی هستیم که دقیق و جامع بوده و مشکلات پیش روی بررسی های تجربی را مشخص کند. هدف را در دو مرحله می توان خلاصه کرد: هدف نخست با تلفیق بهترین نظریه های ی موجود، یک مفهومی سازی دقیق درباره هر یک از سطوح سه گانه تحلیل “خرد، میانی، کلان” ارائه داده می شود و سپس نشان داده می شود که چگونه این سه دیدگاه، بستر نظریه فراگیر سرمایه اجتماعی ار شکل می دهند.
نظریه فراگیر حاصله، قطعا مجموعه ای از ادعاهای بنیادی که در پژوهش های تجربی تایید یا رد می شوند نیست. بلکه یک ابزار مفهومی برای تسهیل پژوهش های تجربی است که با ارائه سوالات جذاب و مقایسه پذیر در میان مدت نظریه های بنیادی و جامعی در بلند مدت ارائه می کنند.
سرمایه اجتماعی یک سیستم فرآیندی است که کارکرد آن تخصیص منابع درون یک شبکه اجتماعی بر طبق الگوی روابط در بین واحد های است که شبکه را شکل می دهند. دیدگاه سیستمی به تحلیلی سه بعدی از اجزا، ساختار، و محیط سیستم اشاره دارد. در سیستم سرمایه اجتماعی، “اجزا” واحد های متعددی هستند که شبکه های اجتماعی را تشکیل می دهند. “ساختار” یک سیستم الگوی ارتباطی است که واحد ها را به هم دیگه پیوند می دهد.”محیط” سیستم از محیط اجتماعی بزرگتری تشکیل شده که سیستم در آن مستقر بوده است.
سطح خرد سرمایه اجتماعی را می توان دیدگاه” واحد مستقر” نامید. در این سطح قابلیت یک واحد منفرد برای بسیج منابع در شبکه اجتماعی ای که واحد در آن مستقر شده است بررسی می شود. در این سطح بیشتر تمرکز روی نتایج فردی می باشد، ولی این نتایج در بستر یک ساختار اجتماعی خاصی بررسی شوند.
سطح میانی تحلیل سرمایه اجتماعی را دیدگاه “ساختاری” می توان نام داد. در این سطح به بررسی ساخت یابی یک شبکه خاص سرمایه اجتماعی، الگو بندی پیوند های بین واحد ها در این شبکه و شیوه جریان منابع در درون شبکه، که متاثر از ساختار خاص آن شبکه می باشد می پردازد. تمرکز بیشتر روی فرآیند ساخت یابی شبکه و پیامدهای توزیعی آن است، نه واحدهای فردی که شبکه را تشکیل می دهند.
سطح کلان تحلیل سرمایه اجتماعی نیز دیدگاه” ساختار مستقر” نام دارد. در این سطح به بررسی شیوه ای پرداخته می شود که یک شبکه خاص سرمایه اجتماعی در یک سیستم اقتصاد سیاسی و در سیستم های هنجاری یا فرهنگی، سیاسی و کلان اقتصادی بیرونی بر ماهیت پیوندهای اجتماعی در یک شبکه، تاثیرات بر ساختار شبکه، و تاثیرات بر پویایی شکل گیری، تغییر و انحطاط شبکه است.