واگرایی به عنوان احساس جدایی بالقوه و بالفعل اقوام با تمام یا بخشی از عناصر تشکیل دهنده کشور است. به طوری که آنها به جای احساس تعلق به ملت، سرزمین و حکومت با عناصری مانند: زبان، سرزمین قومی‎و حتی کشورها و مناطق همسایه احساس تجانس ساختاری نموده و در پی ایجاد حکومتی برآمده از هویت قومی‎خود یا الحاق به کشور همسایه هستند. واگرایی برحسب نوع هدف به درجات مختلفی قابل تقسیم است که از جمله آنها می‎توان واگرایی سیاسی، واگرایی سرزمینی و یا واگرایی شناور میان سیاسی و سرزمینی نام برد(عبدی،۱۱۱:۱۳۹۱).
واگرایی ملّی به معنای آن کنش اجتماعی است که در اثر عوامل پیدا و پنهان در ساختار اجتماعی و قدرت سیاسی حاکم، مانع همبستگی سیاسی – اجتماعی و حیات ملّی را تهدید می‎کند.همگرایی و واگرایی تابعی از تلقی کشورها و بازیگران و مردم نسبت به منافع ملی و جمعی یا فردی است. به عبارت دیگر فردی که تن به شرکت در فرآیند همگرایی یا واگرایی نسبت به دولت مرکزی می‎دهد، به این می‎اندیشد که این عمل تا چه اندازه منافع او را تأمین و تهدیدات را از او دور می‎سازد. واگرایی در مقابل مفهوم همگرایی به کار می‎رود که منظور از آن عبارت است از: تفکیک و جدایی از همدیگر و دور شدن آنها از هدف مشترک و حرکت به سوی هدف‎های خاص(حافظ نیا،۳۷۳:۱۳۸۵).
۲-۲۰-عوامل مؤثر در ایجاد واگرایی
عوامل مختلفی زمینه ساز عدم تجانس و واگرایی در سطوح ملی، فراملی نقش آفرینی می‎کنند که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‎شود.
۲-۲۰-۱- اختلافات ارضی و مرزی
اختلافات ارضی و مرزی از مهمترین اختلافات دو جانبه و یا چند جانبه در بین قلمروهای ملی میباشد که علاوه بر تحمیل هزینه‎های انسانی و مالی بر کشورها زمینه مداخله و نفوذ قدرت‎های بیگانه را نیز فراهم میسازد. در این مورد می‎توان به اختلافات مرزی متعدد میان کشورهای حوزه جهان اسلام اشاره کرد که یکی از عوامل اصلی ایجاد آن وجود مرزهای تحمیلی در این قلمرو پهناور می‎باشد. به طوری که اکثر کشورهای خاورمیانه به ویژه منطقه حساس خلیج فارس با یکدیگر اختلافات مرزی حل نشده دارند. نکته‎ای که نباید از آن غافل شد این است که هرچه منطقه مورد اختلاف از لحاظ ارزشی مهم جلوه نماید، درگیری و منازعه با شدت بیشتری صورت می‎پذیرد. اختلافات ارضی و مرزی در جهان اسلام مانع بزرگی بر سر ایجاد همگرایی و تفاهم میان کشورهای اسلامی‎واتخاذ مواضع مشترک در برابر مسائل منطقه ای و بین المللی به حساب می‎آید(صفوی،۲۰۱:۱۳۸۷).
از آنجا که خطوط مرزی اکثر کشورهای اسلامی‎واقع در خاورمیانه و شمال آفریقا توسط دولتهای استعمارگر(انگلستان، فرانسه و ایتالیا)، تعیین شده و در ترسیم آنها توجهی به مسائل قومی، تاریخی، فرهنگی و دفاعی نشده است، لذا امکان بروز درگیری میان کشورهای مزبور پیوسته وجود دارد، که این امر به طور مثال در جنوب شرق آسیا با این شدت مورد توجه نیست.در این راستا، در منطقه خلیج فارس که تنها بخش کوچکی از جهان اسلام را تشکیل می‎دهد، حدود ۵۰ مورد اختلافات ارضی و مرزی میان ۸ کشور این منطقه وجود دارد، که تاکنون اقدامی‎از سوی این کشورها برای حل اختلافات مزبور به صورت مسالمت آمیز مشاهده نشده است.این امر به نوبه خود احتمال ایجاد تنش میان کشورهایمنطقه را تشدید میکند(جعفری ولدانی،۱۱:۱۳۷۴).
۲-۲۰-۲- ناسیونالیسم
ناسیونالیسم به وابستگی مردم یک منطقه که براساس یک احساس مشترک به وجود آمده گفته می‎شود این احساس مشترک ممکن است علل تاریخی، فرهنگی، نژادی، جغرافیایی و غیره داشته باشد. ناسیونالیسم در حقیقت ملاتی است که گروه‎های مختلف را به هم پیوند داده و واحدی به نام ملت را به وجود میآورد. (روشن و فرهادیان،۲۴۲:۱۳۸۵)
میهن دوستی و دلبستگی به هویت میهنی مفاهیم غریزی و کهن هستند. ناسیونالیسم یا ملی گرایی مفهومی‎کاملاً سیاسی است که از سوی اروپای بعد از انقلاب صنعتی به جهان بشری معرفی شد. از نظر واژه شناسی ناسیونالیسم از ریشه ناسی(Nasci)آمده است این واژه لاتین متولد شدن معنی می‎دهد و نظریه تکاملی ایده ناسیونالیسم را تأیید می‎کند.(حافظ نیا و همکاران،۲۱۰:۱۳۸۹)
اگر ناسیونالیسم بر مبنای برگشت به ارزشهای جاهلی و اساطیری باشد، ارتجاعی محسوب می‎شود و اگر بر مبنای یک احساس انسانی و فرهنگ خلاق باشد، مترقیانه خواهد بود. مفهوم ناسیونالیسم در قرن نوزدهم و بیستم به طور گسترده ای از اروپا به سایر نقاط و از جمله خاورمیانه انتشار یافت. افکار ناسیونالیستی به دلایلی چند در نیمه دوم قرن نوزدهم در خاورمیانه، گسترش یافت.
اول: افتتاح مدارس جدید درمصر، لبنان وسوریه
دوم: اختراع چاپ که به دنبال خود آگاهی از امور سیاسی را افزایش داده و مشوق احیای فرهنگی- ادبی شد.
سوم: تجزیه امپراطوری‎های قدیم که به دنبال خود، خود مختاری گروه‎های ملی را به دنبال داشت.(درایسدل و بلیک،۷۷:۱۳۸۶)
با شروع قرن بیستم ناسیونالیسم به یک قدرت عمده سیاسی در خاورمیانه تبدیل شد و تأثیرات آن زمانی به اوج خود رسید که ناسیونالیسم ترک، عرب، ایرانی و یهود به طور همزمان در این منطقه ظهور کردند، از عوامل اصلی که سبب بروز شکاف و اختلاف در میان شیعیان منطقه خاورمیانه شده، اندیشه‎های ناسیونالیستی پیروان این مذهب در کشورهای مختلف می‎باشد. تنوع نژادی و قومی‎شیعیان ساکن در منطقه خاورمیانه الهام بخش اندیشه‎های ناسیونالیستی در میان آنان گردیده و این امر واگرایی و فقدان وحدت مذهبی در بین آنان را به دنبال دارد. ویژگی عمومی‎ناسیونالیسم تأکید بر برتری هویت ملی بر دعاوی مبتنی بر طبقه، دین و مذهب است و بر این اساس عوامل زبانی، فرهنگی وتاریخی مشترک به همراه تأکید بر سرزمین خاص، هویت بخش گروهی از مردم می‎شود.
بدین ترتیب ایدئولوژی ناسیونالیسم با تأکید بر نژاد و زبان در جهان اسلام که مرکب از انواع زبانها و نژادهای گوناگون است، یکی از عوامل اصلی واگرایی تلقی می‎گردد. تجارب تاریخی گویای این واقعیت است که حتی پان عربیسم از ادعای نهضت وحدت سراسری اعراب نتوانست در جوامع و کشورهای عربی ایجاد وحدت نماید و طی جنگهای اعراب اسرائیل و با شکست اعراب اعتبار خود را از دست داد. به طوری که در جریان جنگ ۱۹۹۱ آمریکا و متحدین با عراق برخی کشورهای عرب برای آزادی کویت به یک کشور دیگر عرب(عراق)، حمله ور شدند(صفوی،۲۰۲:۱۳۸۷).
فصل سوم:
قلمرو جغرافیایی
تحقیق
۳-۱- موقعیت جغرافیایی ایران
سرزمین ایران بخش عمده ای از فلات ایران را شامل میشود که در نیمکره شمالی زمین قرار دارد. وسعت کشور ایران بر اساس آخرین مطالعات یک میلیون وششصد و بیست و سه هزار و هفتصد و هفتاد و نه کیلومتر مربع برآورد شده است.موقعیت جغرافیایی ایران در جهان بسیار حساس و مهم ارزیابی می‎شود به طوری که رنه گروسه محقق فرانسوی ایران را چهار راه تاریخ خوانده است و گروهی دیگر از مستشرقین آن را پل بین شرق و غرب می‎دانند.(طاهری موسوی،۴:۱۳۸۷)
ایران سرزمینی است در غرب آسیا که از شمال به کشورهای ارمنستان، جمهوری آذربایجان، جمهوری ترکمنستان ودریای خزر و از خاور به ترکمنستان، افغانستان وپاکستان و از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس واز غرب به عراق و ترکیه محدود است. مساحت این کشور۱۶۲۳۷۷۹کیلومتر مربع بوده که از نظر وسعت هفدهمین کشور جهان به شمار می‎آید (اطلس گیتا شناسی نوین،۱۴۳:۱۳۸۴).
فضای داخلی کشور ایران با وجود یکپارچگی کلی آن اضلاع شمالی، غربی وجنوبی شامل ترکیبی از عناصر طبیعی و مورفولوژیک است این عناصر عمدتاً عبارتند از:
۱- رشته کوهها؛شامل رشته کوه البرز، زاگرس، مرکزی ورشته‎های منفرد شرق ایران (حافظ نیا،۴۷:۱۳۸۱).
کوههای البرز در شمال با حداکثر ارتفاع ۵۶۷۱ متر (قله دماوند) کوههای زاگرس در غرب و جنوب غربی با بلندی حداکثر۴۴۰۹(کوه دنا) و کوه‎های مرکزی با ارتفاع حداکثر ۴۴۶۵متر(کوه هزار) فراگرفته(اطلس گیتا شناسی نوین،۱۴۳:۱۳۸۴).
۲- فلات ها، شامل فلات آذربایجان، کردستان وفلات مرکزی ایران.
۳- دشت ها شامل دشت‎های گرم و خشک داخلی (کویر لوت وکویر نمک و…)، دشت‎های حاصلخیز ساحلی (گیلان،مازندران، گلستان،خوزستان وهرمزگان)، دشت‎های حاصلخیزپایکوهی (کرج،ورامین،اصفهان و…)، دشت‎های حاصلخیز میان کوهی (کشف رود،مغان، ماهی دشت،اسدآباد و …)
۴- دریاچه ها، شامل ارومیه، بختگان، جازموریان و…
۵- باتلاق ها، شامل شوره زارها، نمک زارها، تالاب ها و…
عناصر مورفولوژیک مذکور در فضای ایران با یکدیگر پیوند خورده و تنوع و گوناگونی محیط‎های زیست انسانی را سبب شده اند(حافظ نیا،۱۳۸۱: ۴۵).
ایران به دلیل برخورداری از پتانسیل‎هایی چون موقعیت ممتاز ژئوپلیتیک، منابع فراوان، نزدیکی جغرافیایی به دریاهای آزاد و تنگه استراتژیک هرمز، توانایی تبدیل به قدرت برتر در خاورمیانه را دارد.(نامی‎و عباسی،۴۱:۱۳۸۸)
ایران از نظر منابع طبیعی جزء کشورهای بسیار غنی در دنیا محسوب می‎گردد. براساس آمار سال ۲۰۱۰، میزان ذخایر اثبات شده نفت خام این کشور بالغ بر ۱۳۸میلیاردبشکه تخمین زده شده که از این حیث بعد از عربستان سعودی و کانادا سومین کشور غنی از لحاظ منابع نفتی میباشد. ذخایر گاز اثبات شده ایران نیز حدود ۳۰ هزار میلیاردمتر مکعب تخمین زده شده است که پس از روسیه، دومین دارنده بزرگ ذخایر گاز طبیعی در دنیاست (گزارش سالانه موسسه مطالعات بین المللی انرژی،۲۰۱۰).
جمعیت این کشور بر اساس آمار موجود تا سال۲۰۰۶ قریب به ۷۷ میلیون نفر براورد گردیده که از این تعداد نزدیک به ۹۶ درصد را مسلمانان و ۸۸ درصد کل جمعیت این کشور را شیعیان تشکیل داده اند (گزارش سالانه موسسه تحقیقاتی PEW،۲۰۱۰:۲۹).
سرزمین ایران بخش عمده ای از فلات ایران را شامل می‎شود که در نیمکره شمالی زمین قرار دارد. وسعت کشور ایران بر اساس آخرین مطالعات یک میلیون وششصد و بیست و سه هزار و هفتصد و هفتاد و نه کیلومتر مربع برآورد شده است.موقعیت جغرافیایی ایران در جهان بسیار حساس و مهم ارزیابی می‎شود به طوری که رنه گروسه محقق فرانسوی ایران را چهار راه تاریخ خوانده است و گروهی دیگر از مستشرقین آن را پل بین شرق و غرب می‎دانند.(طاهری موسوی،۴:۱۳۸۷)
ایران به دلیل برخورداری از پتانسیل‎هایی چون موقعیت ممتاز ژئوپلیتیک، منابع فراوان، نزدیکی جغرافیایی به دریاهای آزاد و تنگه استراتژیک هرمز، توانایی تبدیل به قدرت برتر در خاورمیانه را دارد.(نامی‎و عباسی،۴۱:۱۳۸۸)
ایران از نظر جغرافیایی و فرهنگی، قلب خاورمیانه محسوب می‎شود. پیشینه فرهنگی و هویت مذهبی ایران و هم چنین قابلیت‎های اقتصادی و عملی آن موجب تأثیر گذاری بیشتر آن در منطقه و حتی در تحولات جهانی شده است. ایران به عنوان پل ارتباطی میان شرق و غرب عالم از دیرباز مورد توجه کشورها و تمدن‎های دنیا بوده است. این نقش ارتباطی میان قاره ای و مجاورت با خلیج فارس و تنگه هرمز که محل ترانزیت محموله‎های نفتی است، بر اهمیت و نقش ایران در منطقه افزوده است به طوری که هرگونه تحول سیاسی در آن موجب برانگیخته شدن حساسیت‎های جهانی می‎گردد. بنابراین موقعیت گذرگاهی ایران به سبب نقش پر اهمیت آن در مبادلات منطقه ای و هم چنین اثرات عمیقی که بر تحولات سیاسی- اقتصادی حوزه‎های وسیعی هم چون آسیای مرکزی شبه قاره و اقیانوس هند، بین النهرین و آناتولی دارد، تبدیل به یک موقعیت حساس ژئوپلیتیکی گردیده است.
از طرفی کشف ذخایر عظیم سوخت‎های فسیلی در بستر خلیج فارس و اعماق خاک کشورهای منطقه و نیز احتیاج و نیاز ضروری جهان صنعتی به این منابع موجب تردد هر روزه تعداد زیادی شناور حامل مواد سوختی از خلیج فارس و تنگه هرمز شده است و همین امر موقعیت ژئوپلیتیکی ایران را تبدیل به یک موقعیت ژئواستراتژیکی در جهان ساخته است به گونهای که تعامل و انطباق موقعیت‎های ممتاز ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی ایران در این منطقه، کشور ایران را به یکی از نواحی پراهمیت جهان تبدیل کردهاست(روانبخش،۹۸:۱۳۹۰).
۳-۲-جایگاه منطقه ای ایران وموقعیت آن در منطقه
کشورایران درجنوب غرب آسیاواقع شده است. این کشوربه عنوان پل ارتباطی بین شرق وغرب محسوب میشود. دسترسی به آبهای گرم خلیج فارس،تسلط مشترک باعمان برتنگه هرمز،دارابودن منابع عظیم انرژی،جمعیت گسترده ووسعت زیادموقعیت ژئوپلیتیکی حساسی رابرای این کشورهم درمنطقه وهم درجهان به وجودآورده است. نوع نظام سیاسی ایران وموضع گیریهای این کشوردرقبال نفوذامریکادرمنطقه،مخالفت باموجودیت اسرائیل وحمایت ازفلسطینیهابرای احقاق حق آن وتلاش این کشوربرای تاثیرگذاری برمسائل منطقهای باعث شده است که این کشورچهره فعال وتأثیرگذاری ازخوددرمنطقه به نمایش بگذارد. بهطوریکه به عقیده بسیاری ازصاحبنظران بدون درنظرگرفتن این کشورنمیتوان درباره مسائل منطقه خاورمیانه نظردادوتصمیم گرفت.(آقابابایی توبنی،۴۶:۱۳۸۹)
همچنین اهمیت منابع اقتصادی منطقه خلیج فارس ووابستگی شدیدآمریکا،اروپاوژاپن به منبع انرژی این منطقه وعلم به اینکه ایران باثباتترین وقدرتمندترین کشورمنطقه است وباداشتن سواحل طولانی ۲۰۲۵ کیلومتری درشمال خلیج فارس ودریای عمان ودراختیارداشتن جزایربسیارمهم لارک قشم هنگام هرمزجزایرسه گانه ابوموسی تنب بزرگ وتنب کوچک وتسلط کامل برتنگه استراتژیک هرمزاین کشور را از موقعیت برترجغرافیایی برخوردارکرده است. (رشنو،۱۳۸۸:۸۸)
موقع جغرافیایی ممتازمیان دوانبارانرژی درسده بیست ویکم میلادی به صورت عامل مهمی‎درمی‌آیدکه برروابط خارجی ومنطقه‌ای این کشوراثرمی‌گذارد. یکی ازواقعیت‌هایی که ایران رابرآن داشته تاموضع صرفاًایدئولوژیک خودرادردهه ۱۹۸۰ واوایل دهه ۱۹۹۰ تغییردهدودرسیاست خارجی‌اش برای منافع ملی اولویت چشمگیرقائل شود،استراتژی ایالات متحده برای بیگانه‌سازی ایران درمناطقی است که ازلحاظ طبیعی مهداین کشورشمرده می‌شود. اینکارازطریق درگیرکردن یک کشورماورای منطقه‌ای مانندترکیه درمسائل انرژی دریای خزربه زیان ایران صورت می‌گیرد. تلاش‌های ایران برای رهایی ازمحاصره اقتصادی واستراتژیک آمریکابه صورت عاملی عمده درآمده است که درسطوح منطقه‌ای وبین‌المللی توجه دولت‌هارابه ارزش ژئوپولیتیک «جایگاه ایران» بین مهم‌ترین انبارهای انرژی درسده بیست و یکم یعنی “خلیج‌فارس” و “دریای خزر” معطوف می‌دارد،به طوریکه برخی ازناظران آمریکایی درامورژئوپولیتیک،ترکیبی ازدومخزن انرژی دردریای خزروخلیج‌فارس را “بیضی استراتژیک انرژی” نامیده‌اندکه ایران درمیان این دومخزن قرارگرفته است. نقش جغرافیایی حیاتی ایران به عنوان پلی زمینی میان دریای خزروخلیج‌فارس موجب شده که تهران،دریای خزررا یکی ازدومنطقه ژئوپولیتیکی حیاتی خودتلقی کند، منطقه دیگرخلیج‌فارس است. ایران موقعیت جغرافیایی‌اش رابین این دومخزن تأمین انرژی قرن ۲۱ درنظرداردوبرای متصل کردن این دومنطقه به یکدیگراحساس نیازمبرم می‌کندکه نقش خودرادرهرمنطقه حفظ نماید(رشنو،۱۳۸۸:۸۸).
واقعیت امرآن است که کشورایران باپانزده کشورهمسایه روبروست. بسیاری ازاین کشورهامانندپاکستان وافغانستان ضعیف ودرحال زوال وبعضی مانند منطقه جنوبی خلیج‌فارس و ترکیه درحال رشد، ولی ازنظرامنیتی به شدت وابسته‌اند. کشورعراق یک قدرت بالقوه اقتصادی ونظامی‎است که درآینده می‌تواند رقیب ایران باشد. تاریخ معرف ای نواقعیت است که ایران به واسطه ویژگی‌های ممتازفرهنگی،جغرافیایی وسیاسی،نتوانسته است باهمسایگان خودائتلاف کندوکشوری است خاص ودرمقام مقایسه باایران، بسیاری ازهمسایگان درحقارت ژئوپولیتیکی بسرمی‌برند. عموم این کشورهای همسایه به ایران بدبین هستندوپیوسته باشوکت آن درقالب‌های مختلف سیاسی مقابله کرده‌اند،بنابراین محیط فوری امنیت ملی ایران ناامن است وایران مجبوراست هزینه‌های فراوانی راجهت تأمین امنیت ملی ورفع تهدیدات نسبت به امنیت وهویت ملی و سیاسی خودصرف کند(اردوان،۱۳۸۹:۱)

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.