تعاریف سازگاری اجتماعی، دیدگاه پدیدار شناختی

دانلود پایان نامه

از آن جایی‌که سازگاری اجتماعی مفهوم عام و گسترده ای می باشد، تعریفی که مورد اتفاق نظراکثریت محققان باشد وجود ندارد. اما از عمده ترین تعاریف سازگاری اجتماعی می توان به تعاریف زیر اشاره کرد.
شافر و شوبن( 1972) معتقدند که سازگاری تمایل ارگانیزم برای تغییر فعالیت خود در راستای انطباق با محیط است که در واقع پاسخی به تغییرات محیط پیرامون می باشد. این ویژگی تعامل و سازگاری فرد با دیگر افراد و ساختارهای ارزشی در واقع مهارت اجتماعی است که تعامل پیوندها و مناسبات او را با دیگران و جنبه های ارزشی جامعه ای که در آن زندگی می کند را تأمین می کند (نقل از خدایاری فرد و همکاران،1381).
با توجه به این تعریف باید تمایزی بین سازگاری فیزیولوژیکی و سازگاری اجتماعی قایل شد .زیرا اگر ارضای نیازهای فیزیولوژیک زندگی برای موجود غیرممکن شود بقا ی موجود زنده به خطرمی افتد. ولی سازگاری اجتماعی برعکس نیازهای فیزیولوژیک در صور ت برآورده نشدن آسیبی به بقای موجود زنده از نظر زیستی نمی رساند اما رفتارهای او را غیرانطباقی می کند. براون (1993) سازگاری اجتماعی را جریانی می داند که توسط آن روابط میان افراد، گروه ها و عناصر فرهنگی در وضع رضایت بخشی برقرار باشد. به عبارت دیگر روابط میان افراد و گروه ها طوری برقرار شده باشد که رضایت متقابل آن ها را فراهم سازد (برغندان و همکاران،1391).
به نظر سالیوان(1992) در جریان سازگاری اجتماعی موضوع ارتباط فرد با افراد دیگر مطر ح می شود. در این جریان برخورد انگیزه ها و خواسته های فرد با ضروریات سازندگی گروهی نمایان می شود (به نقل از استاینبرگ ،1975).کلیر و کاردینز (1978) بیان داشته اند، سازگاری اجتماعی معمولاً در اصطلاحات نقش های اجتماعی، عملکرد نقش، درگیر شدن با، دیگران، و رضایت با نقش های متعدد مفهوم سازی شده است ( به نقل از بیدرمن و همکاران،1993).
گاه واژه های اجتماعی شدن ، جامعه پذیری و رفتار جامعه پسند را مترادف با سازگاری اجتماعی، می دانند اجتماعی شدن فرایندی است که فرد از طریق آن قالب ها، ارزش ها و رفتارهای موردنظر فرهنگ و جامعه خود را می آموزد ( مک کوبی و مارتین،1983؛ به نقل از زاهد وهمکاران،1391).
به گفته ی جری آرنت(1995 ) سه هدف عمده ی اجتماعی شدن عبارتند از : الف- کنترل تکانه ها که شامل گسترش وجدان است، ب -آمادگی نقش و عملکرد در برگیرنده نقش های شغلی، نقش های جنسی و نقش هایی که در مراسمی نظیر ازدواج و پدر و مادر شدن است، ج -پرورش منابع معناداری است که چه چیزی با اهمیت است، چه چیز دارای ارزش است، و زندگی برای چه چیزی است(توزنده جانی و همکاران،1386).
از آن جایی که سازگاری اجتماعی مفهوم عام و گسترده ای می باشد، تعریفی که مورد اتفا ق نظر اکثریت محققان باشد وجود ندارد. اما از عمده ترین تعاریف سازگاری اجتماعی می توان به تعاریف زیر اشاره کرد.
شافر و شوبن(1997) معتقدند که سازگاری تمایل ارگانیزم برای تغییر فعالیت خود در راستای انطباق با محیط است که در واقع پاسخی به تغییرات محیط پیرامون می باشد. این ویژگی تعامل و سازگاری فرد با دیگر افراد و ساختارهای ارزشی در واقع مهارت اجتماعی است که تعامل پیوندها و مناسبات او را با دیگران و جنبه های ارزشی جامعه ای که در آن زندگی می کند را تأمین می کند (نقل از خدایار ی فرد و همکاران ،1381).
با توجه به این تعریف باید تمایزی بین سازگاری فیزیولوژیکی و سازگاری اجتماعی قایل شد .زیرا اگر ارضا ی نیازهای فیزیولوژیک زندگی برای موجود غیرممک ن شود بقا ی موجود زنده به خطرمی افتد. ولی سازگاری اجتماعی برعکس نیازهای فیزیولوژیک در صور ت برآورده نشدن آسیبی به بقای موجود زنده از نظر زیستی نمی رساند اما رفتارهای او را غیرانطباقی می کند (براون،1997).
سازگاری اجتماعی را مترادف با مهارت اجتماعی می دانند، از نظر آن ها مهارت های اجتماعی عبارت است از توانای ی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه ی اجتماعی خاص ، به طریق خاص که در عرف جامعه قابل قبول وارزشمند باشد. این مهارت ها باید دارا ی بهره ای دو جانبه باشد. به عبارتی دیگر در عین حال که برای شخص مفید است برای دیگران نیز سودمند باشد.به نظر سالیوان (1992)، در جریان سازگاری اجتماعی موضوع ارتباط فرد با افراد دیگر مطر ح می شود. در این جریان برخورد انگیزه ها و خواسته های فرد با ضروریات سازندگی گروهی نمایان می شود (برات‌وند،1376).
2-1-2 -7 خلاصه ی دیدگاه ها درباره ی سازگاری اجتماعی
در دیدگاه روان پویشی، همانندسازی به فرایندی ناهشیار اطلاق می شود که فرد طی آن ویژگی‌های(بازخوردها، الگوهای رفتاری ، هیجان ها) فرد دیگری را برای خود سرمشق قرار می دهد .در روان تحلیل گری، همانندسازی چیزی فراتر از تقلید صرف از رفتار والدین است .فرایند همانندسازی به نظر فروید در تشکیل وجدان اخلاقی، نقش های جنسی و بازخوردها ی اجتماعی اهمیت فراوان دارد و به اجتماعی شدن کودک منتهی می شود (آذین و موسوی،1389).
در دیدگاه نو فروید گرایان، آدلر افراد بشر را موجودی اجتماعی دانسته و بر علاقه اجتماعی تأکید می ورزد. این علاقه عبارت است از تمایل به همکاری با دیگران برای یک صلاح عمومی و آگاهی از مناسبات مشترک جهانی برای همه ی افراد بشر. اریکسون با اشاره به مفهوم هویت که از یک سو به احساساتی رجوع می دهد که یک فرد از خویشتن دارد یعنی خودسنجی ، و از سوی دیگر بر روابط بین هویت شخصی و توصیف‌هایی که دیگران ( افرادی که برای فرد واجد ارزشند) از او به عمل می آورند، تکیه می کند.این توصیف ها مربوط به رفتارهایی هستند که جامعه آن ها را برا ی یک رفتار مناسب اساسی می داند و در حول مجموعه هایی که نقش های اجتماعی نامیده می شوند، سازمان یافته اند. نقش هایی که بین “من ” و اجتماع ارتباط برقرار می سازند دارای دو کنش اند .یکی آن که شخص را به قوانین اجتماعی مربوط می سازند و دیگر آن که وی را به عنوان فرد مشخص می کنند ( احمدی و همکاران،1391) .
وی هم چنین از نیاز به مؤانست به منزله‌ی جستجویی دو جانبه برای هویتی مشترک سخن می‌گوید. دیدگاه رفتاری به ویژه نظریه اجتماعی شناختی بر دو فرایند یادگیری مشاهده ای و خود نظم جویی تأکید کرده و بر این باور است که تهیه و تدارک سرمشق های اجتماعی وسیله ای ضروری برای جامعه پذیر شد ن افراد است. مشاهده سرمشق ها و رشد معیارها و مکانیسم های مهار خود، در پرخاشگری، در قضاوت های اخلاقی، و در تحمل به تعویق انداختن ارضا اهمیت پیدا می کند .این دیدگاه هم چنین بر این عقیده است که توانایی میل به تعویق انداختن ارضا در فرد، متضمن رشد صلاحیت های شناختی و رفتاری است و تحت تأثیر نتایج مورد انتظار قرار دارد. در نظریه ی شناختی یادگیری از طریق مشاهده رفتار دیگران و از طریق سرمشق گیری، مستلزم اقدام گسترده تر از تقلید است، ولی پراکندگی و عام بودن آن‌ازهمانندسازی کمتر است(همان) .
دیدگاه پدیدار شناختی با تکیه بر نظر راجرز انسان ذاتاً ماهیتی مثبت دارد و مسیر حرکت او درمجموع به سوی خود شکوفایی، رشد و اجتماعی شدن است .به نظر راجرز جامعه مهم است اما خود مقدم بر آن است .از دید وی نخستین شرط پیدایش شخصیت سالم دریافت توجه مثبت غیرشرطی است و در فرد بدین ترتیب ، هنجارها و معیارها درونی می شوند. مادر می تواند رفتارهای خاصی را مورد تأیید قرار ندهد، بدو ن آنکه برای دریافت عشق و محبت قید و شرطی بگذارد، در این حالت ،فضایی پیدا می شود که کودک ناپسند بودن بعضی از رفتارها را می پذیرد. راجرز بر این باور است که عملکرد کامل، امکان سازگاری بیشتر در دگرگونی های جدی اوضاع و احوال محیطی را برای فرد امکان پذیر می سازد و این سازگاری را از همرنگی با سازش فعل پذیر متمایز می سازد (آذین و موسوی،1389).
برغندان (1391) عنوان کرده است که، در دیدگاه تحولی باتکیه بر دیدگاه پیاژه یادآوری شد که اجتماعی شدن، یک ساخت بندی است که فرد به همان اندازه که دریافت می‌کند در آن سهیم است، و انتقال و تفویض های اجتماعی مستلزم درون سازی و برون سازی است و فرد با گذر از خود میان بینی که راه را بر روابط متقابل بسته است،آزادانه به قبول انضباط تن در می دهد و به طور ارادی خود را تابع نظام هنجارهای اخلاقی متقابل می نماید و با فراخواندن دستورها و احکام اخلاقی به تقابل با استقلال اخلاقی و خود پیروی خویش تحقق می بخشد. در دیدگاه بالبی، کودکانی که مراقبت کننده را حساس، پاسخ ده و قابل دسترسی می یابند به دلیل برخورداری از عواطف دیگران، خود را ارزشمند دانسته و این توقع را به مشارکت کنندگان اجتماعی دیگر گسترش می دهند.
2-1-2-8 سازگاری آموزشی
اکبرزاده (1389) معتقد است اغلب کودکان هنگام شروع دبستان از لحاظ رشد شناختی در آستانه ورود به مرحله عملیات عینی منطقی (7 تا 9 سالگی) قرار دارند که در این زمان کودک قادر به نگهداری ذهنی یا تثبیت ذهنی اشیاء و حوادث خواهد بود. (نظریه پیاژه) یعنی کودک قبل از هفت سالگی به و اسطه نداشتن ثبات ذهنی تحت تاثیر حجم و شکل اشیاء قرار می گیرد. ولی از 7 سالگی به بعد به محیط خود ثبات و واقعیت می دهد و از معیارهای ثابتی پیروی می نماید.موضوع دیگری که در این دوره برایش حاصل می گردد. خاصیت بازگشت پذیری است در حدود پایان کلاس اول دبستان با یادگیری عملیات جمع و تفریق می تواند به عدد اول نیز بر گردد(2=2-4 =2+2).
از آنجایی که برنامه آموزشی بایستی مطابق با رشد همه جانبه کودک طرح ریزی گردد معمولاً تحقیقات سنین بین 6 و 7 سال را برای شروع آموزش رسمی مناسب می دانند زیر از نظر توجه و دقت و ادامه آن پیشرفت‌ زیادی نسبت به سنین قبل در طفل دیده می شود. اولین تجربیات خواندن و نوشتن را کودک در این دوره می آموزد که اهمیت آن در مراحل دوران آموزشی انکار ناپذیر است همچنین اولین ارتباط رسمی را با معلم برقرار می‌کند از نظر نحوه یادگیری مورد ارزشیابی قرار گرفته و با افراد گروه همسن مقایسه می گردد.کلیه این عوامل مستلزم رفتارهای جدیدی برای ایجاد سازگاری آموزشی می باشند ( اکبرزاده،1389).
سازگاری آموزشی به مجموعه واکنش‌هایی گفته میشود که به وسیله آن فرد آماده می‌شود تا پاسخی موزون و هماهنگ با شرایط مدرسه و فعالیت‌هایی که آن محیط از وی می‌خواهد، ارائه نماید. سازگاری تحصیلی شامل رضایت از مدرسه، پیشرفت تحصیلی، مورد علاقه معلم بودن، ارتباط با سایر دانش‌آموزان، نظر مسئولین مدرسه نسبت به عملکرد دانش‌آموز و غیره می‌شود (اسکات، روت و اسکات،1989).
بیکر و سیریاک سازگاری آموزشی را رضایت از محیط آموزشی و انجام فعالیت هایی می دانند که کارکرد موثر تحصیلی را افزایش می دهد همچون برنامه ریزی، علاقه مندی به تحصیل، توجه درسی، شرکت در بحث ها و برنامه‌های دانشکده (به نقل از ابوالقاسمی،1390).
2-1-2-9 سازگاری عاطفی
همان طور که می دانیم اولین تجربیات عاطفی کودک با مادر و سپس پدر است در دوران اولیه کودکی از طریق آن‌ها اعتمادیابی اعتمادی را به دنیای خارج می آموزد همچنین از طریق همانند سازی با والدین رفتارش شکل گرفته و ارزش‌ها، باورها و در حدی گرایش‌ها از این طریق در دوران دوم کودکی در وی پی ریزی می گردند تا در دوران سوم یعنی از 6 سال به بعد قوی تر گردند.ارتباط با خواهران و برادران در سازگاری عاطفی کودک از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا پس از مادر و پدر اولین کسانی که در ذهن کودک نقش می بندد و اولین ارتباطات اجتماعی را به کودک می آموزند خواهران و برادران او می باشند به وسیله آن‌هاست که مناسبات صمیمانه و همکاری متقابل را می آموزد و یا برعکس در اثر روش ناصحیح والدین و خواهران و برادران کودک ممکن است احساساتی از قبیل حسادت و رقابت شدید و پرخاشگری را بیاموزد( اکبرزاده،1389).
سازگاری عاطفی را می‌توان شامل سلامت روانی خوب، رضایت از زندگی شخصی و هماهنگی میان احساسا ت، فعالیت‌ها و افکاردانست. به عبارت دیگر ، سازگاری عاطفی یعنی مکانیزم هایی که توسط آ ن‌ها، فرد ثبات عاطفی پیدا می کند و سازگاری اجتماعی شامل سازگاری فرد با محیط اجتماعی خود است که این سازگاری ممکن است با تغییر دادن خود و یا محیط به دست آید( بصیرشبستری،1392).
2-1-3 تاریخچه مدارس شبانه روزی