نقد کننده فکر کردن و خوب فکر کردن با هم یکی نیستن. کارشناسان تفکر انتقادی رو بخشی از خوب فکر کردن مـی دانند نه تنهـا نـوع خوب فکر کردن (فاسیونه، ۲۰۱۱). خوب فکر کردن بخش های دیگری مثل حل مسأله، تفکر خلاق و تصمیم گیری داره.

بین تفکر انتقادی و حل مسأله فرق مهمی هست. حل مسأله بر مسأله و پیدا کردن راهی واسه حل اون تمرکز داره. در حالی که تفکر انتقادی به جای اینکه به دنبال راه حل مشخصی واسه مسأله باشه، به بیرون کشیدن سؤال از تموم حولوحوش موقعیت و نقد راه حل ها توجه داره. اینطوری، در حالی که حل مسأله بنا به طبیعت خود بر حل مسأله تمرکز داره، تفکر انتقادی اینجور تمرکزی نداره (مه یرز، ۱۹۸۶). شاید یکی از دلایل اینکه تفکر انتقادی با حل مسأله اشتباه گرفته می شه این باشه که تفکر انتقادی به عنوان یه روند در نظر گرفته نمی شه. بیشتر منظور از حل مسأله، دستورالعملیه که مراحلی رو طی می کنه و به نتیجه ای می رسد. اما در تفکر انتقادی مفروضه ای به عنوان نتیجه وجود نداره (سیمپسون[۶] و کورتنی[۷]، ۲۰۰۲). از این دید، حل مسأله راهی متفاوت از تفکر انتقادی رو طی می کنه. در مورد رابطه تفکر انتقادی و حل مسأله، می توان گفت که بین تفکر انتقادی (به عنوان یه روند) و حل مسأله از جنبه مشترک بیان مسأله و روشن کردن اون در مورد مسایل مبهمی که خوب تعریف نشده ان، رابطه هست.

معنی دیگری که با تفکر انتقادی اشتباه گرفته می شه، تفکر خلاقه. تفکر خلاق یا نوآورانه یه جور از تفکره که منتهی به بینش های جدید، رویکردهای تازه و دیدگاه های تازه در درک و بیان چیزها می شه. محصول تفکر خلاق می تونه چیزای واضحی مثل موسیقی، شعر، ادبیات، اختراعات و ابداعات تکنولوژیکی یا چیزای غیرواضحی مثل مطرح کردن سؤالی که چند راه حل ممکن داره یا بیان مطلبی که پیش پنداشته ها رو به رقابت می کشد و منتهی به دیدن دنیا از زاویه ای نو و متفاوت می شه، باشه (فاسیونه، ۲۰۱۱). تفکر خلاق ترکیبی از علم، قدرت خلاقه و آفرینندگیه. یه متفکر خلاق به کشف همیشگی ایده های جدید و حالت های ممکن امور علاقه داره. در نتیجه، تلاش می کنه در درک خود واسه رسیدن به علم یا معناهای جدید دست ببره. وقتی که راه حل های آشنا منتهی به حل مسأله ای نمی شن، تفکر خلاق از راه پیدا کردن احتمالات و امکانات جدید موجود تو یه موقعیت در خدمت حل مسأله قرار می گیرد؛ اون چیزی که بیشترین ارزش رو به تفکر خلاق می دهد. در این حالت، تفکر خلاق همون فرقی رو با تفکر انتقادی پیدا می کنه که بین حل مسأله و تفکر انتقادی هست. با این حال بین تفکر انتقادی و تفکر خلاق شباهت هم هست. تفکر خلاق مشابه با تفکر انتقادی از راه مطرح کردن سؤالاتی مثل «دیگه چه؟»، «به چه دلیل؟» و «چه می شه اگه؟» فعال می شه (پل، ۱۹۹۰). شاید به دلیل همین شباهته که تفکر خلاق با تفکر انتقادی اشتباه گرفته می شه.

شعر

تصمیم گیری به معنـای انتخاب از بیـن گزینه ها و داشتن انتخاب هاییه که واسه شخص اهمیت دارن (آیزنک[۸] و کین[۹]، ۲۰۰۰). به کار گیری مهارت های تفکر انتقادی در تصمیم گیری به شفاف شدن موقعیت و مشخص شدن گزینه هـا کمک می کنه که ایـن امـر به نوبـه خود تصمیم گیری رو آسون کردن می کنه. به خاطر همین، لیپمن[۱۰] و دیتریک[۱۱] (۱۹۹۷)  تأکید دارن که تصمیم گیری درست نیازمند تفکر انتقادیه.

در کل، اون چیزی که در بالا اومد نشون دهنده اون هستش که کیفیت حل مسأله، تفکر خلاق و تصمیم گیری به تفکر انتقـادی وابسته. چون روند ارزیابـی صحت و سقم اظهـارات، ایده ها و نتیجه گیری ها در این فعالیت های شناختی به وسیله تفکر انتقادی صورت می گیرد. در همین رابطه، فاسیونه و فاسیونه (۱۹۹۳) تفکر انتقادی رو موتوری شناختی توصیف می کنن که حل مسأله و تصمیم گیری رو پیش می برد. به بیان دیگه، تفکر انتقادی به عنوان پروسه آزمایش منطقی و نظام مند اطلاعات و موقعیت ها، مؤلفه اصلی فعالیت های شناختی دیگه مثل حل مسأله، تفکر خلاق و تصمیم گیری به حساب می رود و از این رو، در نظام فکری آدم از جایگاهی اساسی و منحصر به فرد برخورداره.

 

 

 

۲-۲- تحقیقات قبلی در مورد عوامل تأثیرگذار بر گرایش های تفکر انتقادی

 

همونطور که در فصل اول گفته شـد، این تحقیق با هدف تعیین عوامل تأثیرگذار بر گرایش های

تفکر انتقادی دانشجویان درصدد آزمون مدلی پیشنهادیه که بیان می کنه ارزش های فرهنگی جامعه بر جهت گیری های ارتباطاتی دانشجویان با والدین و استادان اثر می گذارن و این جهت گیری های ارتباطاتـی هم به نوبه خود مستقیما و یا به واسطه ارضــای نیازای روان شناختی پایه دانشجویان گرایش های تفکر انتقادی اونا رو تحت اثر قرار میدن.

دانشجو

در ایـن بخش، به مرور تحقیقات بیشتری در مورد رابطه این متغیرها با هم پرداخته خواهد

شد تا بر این پایه فرضیه های تحقیق صورت بندی شن.

[۱] . good thinking

[۲] . problem solving

[۳] . creative thinking

[۴] . innovative

[۵] . decision-making

[۶] . Simpson

[۷] . Courtney

[۸] . Eysenck

[۹] . Keane

[۱۰] . Lipman

[۱۱] . Deatrick