توسعه اقتصادی و اجتماعی، رشد و توسعه اقتصادی

سؤال کلی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا امور انسانی و اجتماعی را می‌توان مهندسی کرد؟ این پرسش چنانچه در حوزه فرهنگ مطرح شود، عمیق‌تر و جدی‌تر خواهند بود، زیرا فرهنگ اصلی‌ترین جلوه‌گاه ظهور حیات اجتماعی انسان است. برای پاسخ این سؤال، یعنی امکان‌پذیری سیاستگذاری برای فرهنگ یک جامعه، به بررسی دیدگاه‌های موجود در این رابطه می‌پردازیم.
سؤال خاص این فصل نیز این است که آیا پوشش مسئله‌ای شخصی، اختیاری و اخلاقی است یا مسئله‌ای مربوط به حوزه عمومی جامعه و همراه با الزام‌های حکومتی؟ آیا توجیهی از سوی حکومت برای الزام مردم به حفظ پوشش متصور است یا آنکه چنین الزام حکومتی اساساً مردود است و هیچ عنوان و دلیلی که حکومت با تکیه بر آن بتواند مردم را به رعایت حجاب الزام کند وجود ندارد؟ این پرسش در بردارنده پرسشی اساسی‌تر است و آن این است که آیا دولت می تواند در فرهنگ دخالت کند؟
این فصل نیز در بردارنده دو بخش است. در بخش اول به امکان سیاست‌پذیری فرهنگ خواهیم پرداخت و در بخش دوم عمومی یا خصوصی بودن پوشش و الزام یا عدم الزام حکومتی پوشش را مورد مطالعه قرار خواهیم داد.
1-3- دولت و فرهنگ(سیاستگذاری در حوزه فرهنگ)
1-1-3- سیاستگذاری عمومی و توسعه فرهنگی
تعاریف متعددی از سیاستگذاری عمومی ارائه شده است، «پیر مولر» آن را دولت در عمل تعریف می‌کند.(مولر، 1378: 13) براساس تعریف «فیلیپ برو» ، استاد علوم سیاسی دانشگاه سوربن، «سیاستگذاری عمومی تجلی اراده حکومت در عمل (یا خودداری از عمل) می‌باشد و آن را می‌توان به عنوان مجموعه‌های ساختاری و مرتبط متشکل از مقاصد، تصمیمات و اعمال که قابل نسبت به اقتدار عمومی در سطوح محلی و ملی و بین المللی هستند در نظر گرفت»(وحید، 1383: 16)
نویسندگانی چون «جنکینز» (1971)، «اندرسون» (1984) و «دای» (1992) تعدادی از این تعریف‌ها در مورد سیاستگذاری را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده‌اند. از میان تعاریف متعدد سیاستگذاری عمومی برخی بسیار ساده و برخی بسیار پیچیده‌اند. با وجود تنوع و تفاوت‌های موجود در این تعاریف، در همه آنها یک عنصر مشترک دیده می‌شود و آن عنصر مشترک این است که سیاست عمومی توسط حکومت یا دولتمردان تهیه و تدوین می‌گردد. به عبارت دیگر «سیاست عمومی از تصمیمات گرفته شده از سوی دولت‌ها ناشی می‌شوند که از دو بعد ایجابی و سلبی برخوردارند». (مایکل هال و جنکینز، 1378: 17)
توماس دای در تعریفی کوتاه سیاستگذاری عمومی را «هر آنچه حکومت انتخاب می‌کند که انجام دهد یا انجام ندهد» تعریف می‌کند. این تعریف گرچه اشاره به نقش دولت در سیاستگذاری و انتخاب و یا عدم انتخاب کاری از سوی دولت دارد اما بسیار ساده است و برای بیان سیاستگذاری مناسب نیست. جنکینز در تعریفی دقیق درباره سیاستگذاری می‌گوید: «مجموعه تصمیمات متعادل بازیگر یا گروهی از بازیگران سیاسی درباره اهداف و ابزارهای دستیابی به آنها در شرایط مشخص، به شرط آنکه این تصمیمات قانوناً در چارچوب اختیارات بازیگران اتخاذ شده باشند.» (هاولت و رامش، 1380: 7 و 8)
بنابراین «مجموعه اقدامات هدفمند که به وسیله یک بازیگر یا مجموعه‌ای از بازیگران در مواجهه با یک مشکل یا موضوع خاص دنبال می‌شود، سیاستگذاری نامیده می‌شود.» (اشتریان، 1386: 27)
نکته‌ای که قابل توجه این است که توسعه عمومی توسعه‌ای همه جانبه است و توسعه فرهنگ جزء جدایی‌ناپذیر و یکی از ابعاد توسعه عمومی است. به عبارت دیگر «برنامه‌ریزی فرهنگی در کنار آموزش نقشی فعال در جریان توسعه عمومی و تحقق آن به عهده دارد. از این منظر برنامه‌ریزی سیاست فرهنگی با برنامه‌ریزی توسعه عمومی تفاوتی ندارد و همان برنامه‌ریزی عمران و توسعه، خاص سیاست فرهنگی نیز هست.»(ستاری، 1354: 17 و 18)
سال 1970 نقطه آغاز توجه یونسکو به توسعه فرهنگی به مثابه یکی از ابعاد توسعه عمومی و جزء تفکیک‌ناپذیر توسعه اقتصادی و اجتماعی است. از دیدگاه علم سیاستگذاری، سیاست فرهنگی مقوله‌ای است دارای اهمیت راهبردی که بر کلیه زمینه‌های توسعه پایدار تأثیر می‌گذارد و در واقع بخش اساسی و جدایی‌ناپذیر هر نوع سیاستگذاری برای توسعه پایدار است. در گزارش کنفرانس مکزیکوسیتی در این‌باره آمده است: «به نظر غیر ممکن می‌آید که بتوان سیاستگذاری فرهنگی را از سیاستگذاری برای توسعه عمومی جامعه جدا کرد…» (یونسکو، 1982: 27 به نقل از اجلالی، 1379: 56)
دستیابی به توسعه همه‌جانبه زمانی ممکن است که مدیران ارشد یک جامعه به توسعه در همه ابعاد اعم از فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی توجه نمایند. از میان عناصر و عوامل مختلف نیل به توسعه، بخش فرهنگ و توسعه فرهنگی اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. امروزه دولت‌ها و سازمان‌ها به فرهنگ به عنوان بستری برای دستیابی به اهداف خود توجه ویژه‌ای مبذول می‌کنند.
«وحید» درباره جایگاه سیاستگذاری فرهنگی در مجموعه سیاستگذاری عمومی می‌گوید: «فرهنگ سیاستگذاری، فرهنگ پذیرش امکان تغییر تدریجی و هدفمند است، و از آن جا که تئوری تغییر در اساس فرهنگی است در مجموعه سیاستگذاری‌های اقتدار عمومی سیاست فرهنگی بالاترین اهمیت را دارد. قاعدتاً از این روست که در نگاه یونسکو (کنفرانس استکهلم، 1998) فرهنگ و سیاستگذاری‌های فرهنگی نه در حاشیه که در کانون فرایند توسعه پایدار کشورها تعریف می‌گردند.» (وحید، 1383: 14)
توسعه و توسعه فرهنگی مفاهیم مهمی هستند که در دوره‌های اخیر از جایگاه ویژه‌ای در برنامه‌های ملی برخوردار بوده‌اند. یکی از پایه‌های اساسی در رشد و توسعه، توسعه و تکامل فرهنگی است و بدون توسعه فرهنگی توسعه ایجاد نخواهد شد. از اواخر دهه 70 میلادی این تفکر شکل گرفت که انتقال تکنولوژی به تنهایی نمی‌تواند مشکلات کشورهای در حال توسعه را حل کند و برای این منظور نیاز است که انتقال تکنولوژی با گروهی از اقدامات فرهنگی همراه شود. از این زمان بود که مفهوم توسعه فرهنگی به صورت جدی مطرح شد. «در زمان انتقال تکنولوژی مشخص شد که ابزارهای وارداتی به محض ورود به کشورهای در حال توسعه به دلیل نداشتن هماهنگی با زمینه فرهنگ میزان کارایی خود را تا حد زیادی از دست می‌دهند و پس از گذشت دوره‌ای کوتاه به هیچ روی نمی‌توانست سرمایه‌های هزینه شده برای دستیابی به آنها را توجیه کند.» (فکوهی، 1379: 90)
فرهنگ توسعه معنایی اقتصادی داشته و درباره رشد و توسعه اقتصادی بکار می‌رود اما توسعه فرهنگی پیشرفت و تکامل در بخش فرهنگ و ناظر به ارتقاء و اعتلای فرهنگی جامعه است. «مفهوم فرهنگ توسعه ناظر به شکل اقتصادی- اجتماعی توسعه جوامع است. توسعه یافتگی یعنی فراهم آوردن شرایط و امکاناتی برای آحاد جامعه تا به شاخص‌های رشد و توسعه جامه عمل بپوشانند. توسعه فرهنگی نیز به معنای ارتقاء و اعتلای زندگی فرهنگی جامعه و دستیابی به ارزش‌های متعالی فرهنگی است. توسعه فرهنگی را افزایش قدرت و کارآمدی یک فرهنگ در پاسخگویی به نیازهای فرهنگی، معنوی و مادی انسان‌ها دانسته‌اند.» (صالحی امیری، 1386: 73-75)
تکیه صرف بر اقتصاد در روند رشد و توسعه به تنهایی کافی نیست و به بیان دیگر نقض غرض توسعه است. «تجربه نشان داده است که اگر توسعه بر مفهوم مکانیکی اقتصاد استوار باشد غالباً موجب تشدید اختلاف‌ها و تشنج‌های اجتماعی می‌گردد و کار ساختمان هویت ملی را دشوار می‌سازد… اگر کشوری با جریان‌هایی که در جهان رخ می‌دهد به صورت انفعالی برخورد کند و به فرهنگی پویا تکیه نزند هم از توسعه اقتصادی راستین محروم می‌ماند و هم باید به قبول آثار ناخوشایند آن در فرهنگ ملی خود تن در دهد.»(پهلوان، 1381: 21)
ابزارهای توسعه فرهنگی متعددند. مدیران فرهنگی برای دستیابی به توسعه فرهنگی باید از ابزارهایی چون «سیاستگذاری فرهنگی، برنامه‌ریزی فرهنگی، آموزش فرهنگی، اطلاع‌رسانی فرهنگی، پژوهش فرهنگی، اقتصاد فرهنگی و حقوق و مقررات تثبیت اوضاع فرهنگی» (صالحی امیری، 1386: 79) استفاده کنند.
2-1-3- سیاستگذاری فرهنگی
سیاستگذاری فرهنگی در پی برآورده کردن اهداف توسعه فرهنگی است. «سال‌هاست که سیاستگذاران به این امر اذعان دارند که تحولات در شاخص‌های کلان اجتماعی نظیر شاخص‌های جمعیتی، شاخص‌های مشارکت اجتماعی- سیاسی، شاخص‌های رفاه اجتماعی و مقولات دیگری چون آموزش، بهداشت و آسیب‌های اجتماعی همگی از سیاستگذاری فرهنگی تأثیر می‌پذیرند.» (همایون و جعفری، 1387: 14)
با وجود قدمت فرهنگ و فعالیت‌های فرهنگی در جهان، سیاستگذاری فرهنگی به معنای استفاده از مفاهیم و روش‌های جدید برنامه‌ریزی در عرصه فرهنگ امر جدیدی است. ریشه‌های این رویکرد جدید به فرهنگ که مانند دیگر نیازهای مادی و غیرمادی از نیازمندی‌های اساسی انسان است، باز می‌گردد. از این منظر می‌توان گفت «برنامه‌ریزی فرهنگی به معنای برآوردن علمی نیازهای فرهنگی جامعه و امکانات موجود و تعیین اقدامات مورد نیاز برای رفع نیازهای فرهنگی در یک دوره زمانی مشخص است.» (اجلالی، 1379: 59 )
در برخی از متون، فعالیت‌های مختلف فرهنگی ذیل عنوان برنامه‌ریزی فرهنگی آمده است. عده‌ای فعالیت‌های فرهنگی مربوط به حوزه برنامه‌ریزی به سه دسته برنامه‌ریزی اقتصادی یا تخصیص منابع برای فعالیت‌های فرهنگی، برنامه‌ریزی‌های که جزئی از طراحی شهری است و برنامه‌ریزی برای جلب مشارکت مردم از بعد اجرایی که جزئی از برنامه‌های شهری است قابل تقسیم است. در این تقسیم‌بندی مفهوم سیاستگذاری فرهنگی نیز در مفهوم برنامه‌ریزی فرهنگی آمده است و طراحی استراتژی فرهنگی نیز برنامه‌ریزی خوانده شده است. «فعالیت دیگری که باز هم برنامه‌ریزی فرهنگی خوانده می‌شود، طراحی استراتژی فرهنگی است. برخی این فعالیت را از نوع برنامه‌ریزی استراتژیک به شمار می‌آورند…این دیدگاه نیز دربرگیرنده فعالیت‌های مختلفی از طرح‌ریزی کالبدی گرفته تا سیاستگذاری کلان عمومی است. با وجود این می‌توان این نگرش را با سیاستگذاری فرهنگی کلان یکسان شمرد.» (صالحی امیری، حیدری‌زاده، : 18)

                                                    .