توسعه اقتصادی

دانلود پایان نامه

د تحقیق صورت می‌گیرد. نحوه ارائه مطالب به این شکل است که مباحث نظری زمان، مدیریت زمان، نوجوانان و جوانان، همچنین مفهوم روانشناختی مدیریت زمان، مفاهیم کلیدی مدیریت زمان، اصول مدیریت زمان، قوانین مرتبط با مدیریت زمان، عوامل اتلاف زمان، راه های استفاده بهینه از زمان، فواید مدیریت زمان،مبانی نظری رسانه و نتایج تحقیقات انجام شده در داخل کشور و خارج از کشور ارائه خواهد شد.
ماهیت و مفهوم زمان
ماهیت “زمان” یکی از بزرگترین رازها و پرسش‌های مردمان باستان بوده است. پرسشی که هنوز هم پاسخی برای آن یافت نشده است. علیرغم دستاوردهای علمی بشر در سده‌های گذشته، هیچگونه پیشرفتی در زمینه درک مفهوم زمان و تعریفی از آن به دست نیامده است.
بحث از زمان به صورت مستقل برای فلاسفه یونان باستان مطرح نبوده است؛ پی بردن به چگونگی تشکیل جهان و شناسایی عناصر اولیه تشکیل دهنده آن و نیز واحد یا کثیربودن پدیده‌ها موضوعات اساسی‌ای بودند که ذهن متفکران یونان باستان را به خود مشغول می‌کردند. (موسوی کریمی، 1389)
واژه زمان در زبان پارسی و عربی مشترک است؛ در زبان پهلوی Zaman، در ایران باستان jemana و در سریانی zabana آمده است. قرنها پس از ظهور زرتشت اولین بار به خدای زمان در بین ایرانیان اشاره می‌شود. هم چنین برخی از محققین معتقدند خدای زمان از خدایان قدیم آریایی‌هاست. (ابراهیمی، 1373).
امروزه در زبان فارسی می‌گوییم وقت طلاست. در زبان‌های دیگر نیز تعبیرهای متفاوتی چون وقت الماس است، وقت جواهراست، بکار رفته است. اما ارزش زمان بیش از طلاست و قابل مقایسه با آن نیست. ارزش والایی که وقت دارا است باید به گونه‌ای شایسته و بایسته از زمان در دسترس استفاده نمود.
بسیاری از افراد ادعا می‌کنند که وقت آنها به هدر نمی‌رود و ابراز می‌دارند که: “من خیلی سازمان‌دهی شده کار می‌کنم، می‌دانم کجا می‌روم، می‌دانم چکار می‌کنم و ….” این گروه از افراد در اقلیت هستند زیرا زمان، با ارزش‌ترین منبعی است که در اختیار انسانها قرار دارد و تمامی منابع دیگر به شرط وجود زمان، ارزش می‌یابند و به دلیل همین ارزش و اهمیت، توجه به زمان در بسیاری از فرهنگها و زبانهای مختلف تکرار شده است. زمان بسیار با ارزش‌تر از پول است و به همین دلیل این سرمایه بایست بسیار دقیق بکار گرفته شود. ما هنگامی قادر خواهیم بود برداشت درستی از زندگی بر روی کره زمین داشته باشیم که بتوانیم وقت معینی برای زندگی در این کره خاکی بدست آوریم.
خیلی از مردم نسبت به روزهای بدون بهره‌وری و بی‌حاصل خود بی‌تفاوت هستند در حالی که همگی ما مایل هستیم کارهای بسیاری را در یک روز انجام دهیم، ولی معلوم نیست کارهایمان چقدر ارزش داشته و بر چه اساسی اولویت‌بندی شده‌اند و چقدر وقت باید صرف آنها کنیم. مثلاً گاهی اوقات برای گرفتن یک جوراب یا ارسال یک نامه بیشتر از اهمیت آن موضوع وقت صرف می‌کنیم.
زمان برخلاف سایر منابع مثل پول، تجهیزات و چیزهای دیگر ثابت است و ما نی‌توانیم بیشتر از آنچه که هست ایجاد کنیم؛ اگر کاری را که ما انجام می‌دهیم متناسب با زمان‌ نباشد تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که مقدار کار را تغییر دهیم و این کار همان “مدیریت زمان” است.
زمان از منابع ارزشمند، محدود و البته غیرقابل جایگزین در اختیار بشر است. این منبع، قابلیت ذخیره شدن را ندارد. از این رو مدیریت زمان، اهمیت یافته و مورد توجه جدی است. (صفا، 1389)
برایان پوسر (2002) می‌گوید نکته مهم در مورد زمان، جهت آن است که به طور مستقیم از گذشته به طرف آینده است. یکی از فیلسوفان یونان باستان گفته است که هرگز دوبار در یک رودخانه شنا نمی‌کنیم یعنی زندگی دائماً در شرف آغاز است مانند فصلها و سالها.
نوع تلقی از زمان در میان جوامع مختلف، یکی از شاخص ها‌ و معیارهایی است که از طریق آن می‌توان درباره ماهیت و کارآمد بودن زمان، در رشد و بالندگی آن جامعه قضاوت کرد. زمان در بعضی از جوامع یک مقوله خطی و ساده ‌و در بعضی از جوامع یک مسئله غیرخطی و پیچیده است. این تعبیر از زمان بر نحوه استفاده و عملکرد افرادی که در چارچوب ارزش‌های آن جامعه قرار دارند تأثیر می‌گذارد.
درباره تلقی از زمان سه نوع زمان را می‌توان نام برد:
الف: حال مدار: در این نوع زمان، زمان تقریباً وجود ندارد و آینده نادیده گرفته می‌شود و هر چه هست، اکنون است که در آن قرار داریم.
ب: گذشته‌مدار: در این نوع زمان، تلاش می‌شود تا سنت‌های کهن را احیاء و این سنت‌ها را در زمان حال حفظ کنند و در واقع حال ادامۀ گذشته می‌شود.
ج: آینده‌مدار: در این نوع از زمان، همواره یک مطلوب وجود دارد که سعی می‌کنند آن را به دست آورند، عموماً مردمانی که به توسعه اقتصادی و اجتماعی دست یافته‌اند در این چارچوب به زمان می‌نگرند. (موذن جامی ، 1381).
تاریخچه مختصر از زمان
در اروپای قرون وسطی، کلیسا زمان را تنظیم می‌کرد و قوانینی درباره کارهایی که می‌توان یا نمی‌توان در روز خاصی داد وضع می‌کرد؛ قوانین مذهبی زمانهای معینی از روز را برای نماز خواندن تعیین می‌کرد. گرچه اولین ساعت‌های مکانیکی حدود قرن 13میلادی ساخته شد (پیش از آن به طور گسترده از ساعتهای آبی و شنی استفاده می‌شد)، اما از آنها برای قرنها فقط برای مجسمه‌های تزیینی استفاده می‌شد؛ حتی اشخاص مهمی چون ساموئل پینر که یک مقام دولتی قرن 17 بود اوقات روزانه خود را با ساعت خورشیدی یا ناقوس کلیسا تنظیم می‌کرد. (ظهوریان، 1389 ،ص52)
مفهوم نوین زمان در پی اعتراضات پیوریتنها به تقویم کشیشهای کاتولیک رم شکل گرفت؛ نظر آنها یعنی شش روز کار در هفته و یک روز استراحت عمدتاً تا پایان قرن 17 مورد قبول عامه بود. با توجه به عقیده مردم شناسان، شکارچیان عصر سنگ می‌توانستند با یک هفته کار 15 ساعته به راحتی امور خود را بگذرانند، اما این فقط مربوط به گذر زمان بود تا مردم متوجه شوند که صرف زمان بیشتر می‌تواند موجب پاداشهای بیشتری شود. همانطور که تمدن پیش می‌رفت به همان ترتیب طول هفته کاری افزایش یافت. (لوئیس، ترجمه روح شهباز، 1388)
در قرن 19 صاحبان کارخانه‌ها به طور روز افزونی به زمان توجه پیدا کردند و آن را به مثابه عنصری همسنگ پول می‌شناختند؛ تا آن موقع مردم عادی خود را درگیر چنین جزئیاتی نمی‌کردند؛ برای 150 سال ساعتها وجود داشت اما در خانه بیشتر کارگران ساعتی نبود که به همراه خود داشته باشند و کنترل وقت‌کاری، دلبخواهی بود، اما این شیوه مورد پسند صاحبان کار نبود، آنها می‌خواستند حداکثر بهره را از کارگرانشان بگیرند تا حداکثر بازده را از کارخانه‌هایشان کسب کنند ،چون ماشینها محتاج افراد زیادی برای کار انداختن آنها بودند، همه باید همزمان در محل حضور داشتند، همین موضوع در طول قرن بحران‌های متعددی بوجود آورد. (شیشه‌بر اصفهانی، 1387)
ایرانیان نیز از زمان‌های دور ساعت را می‌شناختند و روایاتی که در شاهنامه راجع به ساعت و تنظیم وقت آمده جملگی گواه بر این است که ساعت از نظر آنان همان مقدار زمانی بود که هم اکنون در جهان رایج است و گمان می‌رود به جای ساعت واژه «پاس» به کار می رفته است. (جنیدی، 1385)
وقت موهبتی است که در این کره خاکی به هر یک از ما به رایگان عطا شده است و میزان آن برای همه یکسان است. موفقیت ما در زندگی بستگی به چگونگی استفاده از این گوهر گرانبها دارد. موفقیت هر شخص در زمینه تحقق اهداف و آرمان‌هایش به مقدار قابل توجهی تابع استفاده مؤثر از وقت است (نصر اصفهانی، 81:1381).
عرفا نیز به واسطه ماهیت ابراز شناختی خود، یعنی دل، از زبان نمادین استفاده می‌کنند و زمان را دارای جنبه درونی می‌دانند و از آن با اصطلاحاتی مانند وقت، آن و دم یاد می‌کنند.
دین اسلام نیز اهمیت زمان را مورد تأیید قرار داده است، چنان که امام صادق (ع) می‌فرماید: «من استوی یوماه فهو مغبون» باید هر روز نسبت به روز قبل بهتر باشیم (رضایی مقدم؛ بخشی جهرمی، 1375، به نقل از کرمی‌مقدم، 1377).
در فرهنگ و ادب ایران نیز به اهمیت زمان و نحوه استفاده درست از آن اشاره شده است. خیام، زمان را به پرنده‌ای که به سر شاخه‌ای نشسته است تشبیه می‌کند (شیخ نظامی، به نقل از کرمی مقدم، 1377، ص 29).
ولتر نویسنده، فیلسوف و متفکر بزرگ فرانسوی در یکی از کتاب‌های خود از زبان دو تن از شخصیت‌هایش به موضوع قابل تأملی اشاره می‌کند. یکی از شخصیت‌ها از دیگری می‌پرسد: «از تمام چیزهایی که در دنیا وجود دارد، چه چیزی سریع‌ترین و کندترین است؟ چه چیز بلندترین و کوتاه‌ترین است؟ چه چیز بخش‌پذیرترین و گسترده‌ترین است؟ چه چیز حد اعلای ندامت را به همراه می‌آورد، ولی بیش از هر چیز دیگری مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد؟ چه چیز است که بدون آن هیچ‌کاری صورت نمی‌پذیرد، کوچک‌ترین چیزها را می‌بلعد و به بزرگ‌ترین‌ها حیات می‌بخشد؟ و پاسخ می‌شنود: «زمان»» (هیندل، 1383: 91).
ازنظرجامعه شناسان، نظام ارزشی هر فرد تحت تأثیر باورهای اوست و باورهای هر انسانی برخاسته از فرهنگی است که در آن رشد و نمو کرده است. نوع نگاه فرهنگ و افراد جامعه به زمان، بر نحوه استفاده و عملکرد افرادی که در چارچوب ارزش‌های آن قرار دارند، تأثیر می‌گذارد. زمان و نوع استفاده از آن یکی از عناصر و معیارهایی است که از طریق آن می‌توان درباره کارآمد بودن و قدرت یک فرهنگ در زمینه بالندگی و خلاقیت افراد آن قضاوت کرد (بوریل و مورگان، 1383: 20).در گذشته، به دلیل نیاز به دانستن زمان کشت و برداشت محصول، کشاورزان فقط به اندازه‌گیری فواصل بلند زمانی توجه داشتند. آنها به هم زمانی دقیق کار انسانی نیازمند نبودند و به ندرت از واحدهای دقیق برای اندازه‌گیری فواصل کوتاه زمانی استفاده می‌کردند. آنان به طور معمول زمان را نه به واحدهای ثابتی نظیر ساعت یا دقیقه، بلکه به بخش‌های بی‌نظم و غیردقیقی که نمایانگر زمان مورد نیاز برای اجرای وظایف روزمره بود، تقسیم می‌کردند؛ اما انقلاب صنعتی، تصاویر ذهنی مردم درباره زمان را دگرگون کرد. در این دوره به جای فواصل زمانی مبهم، جوامع صنعتی به واحدهای بسیار دقیقی مثل ساعت، دقیقه و ثانیه نیاز داشتند که می‌بایست استاندارد و از فصلی به فصل دیگر و از جامعه‌ای به جامعه دیگر قابل تبدیل باشد (سپورت،8:1375).
به طور کلی دو رویکرد متفاوت در مورد زمان وجود دارد، یکی رویکرد چند زمانی و دیگری رویکرد تک زمانی. در فرهنگ‌هایی که رویکرد چند زمانی دارند، تعامل گروه در مقایسه با رویکرد تک زمانی از لحاظ مهلت زمانی کار کردن مهم‌تر است. در این فرهنگ‌ها غالباً قرارها و وعده‌ها مورد توجه قرار نمی‌گیرد و در مورد آنها تخلف می‌شود. در فرهنگ‌هایی که رویکرد تک زمانی دارند، زمان به واحدهای دقیق تقسیم می‌شده است، وقت، زمان‌بندی و مدیریت می‌شود، برای اجرا ی کارها مهلت زمانی تعیین می‌گردد و تلاش می‌شود که کارها مطابق برنامه زمان‌بندی شده انجام گیرد. تأخیر در یک جلسه یا رعایت نکردن مهلت زمانی، وظیفه نشناسی تلقی می‌گردد. فرهنگ‌های اروپای شمالی و آمریکای شمالی بیشتر به سوی رویکرد تک زمانی گرایش دارند، در حالی که گرایش فرهنگ‌های آمریکای لاتین و خاورمیانه بیشتر به رویکرد چند زمانی است (قائد محمدی،1389 ،ص63).
مفهوم مدیریت زمان
مفهوم مدیریت زمان، برای اولین بار توسط فردریک تیلور در سال 1883به کار گرفته شد.وی یک کار مشخص را به عناصری تقسیم نمود و تک‌تک این عناصر را مورد بررسی قرار داد (آتش‌پور، 1376).مدیریت زمان عبارت است از استفاده مؤثر از منابع و راهی جهت رسیدن به اهداف شخصی، علاوه بر آن مدیریت زمان استفاده بهینه از وقت جهت زندگی راحت‌تر و آسوده‌تر است (جواهری‌زاده، 1379). مدیریت زمان به معنی تحت کنترل گرفتن زمان برای استفاده حداکثر از آن در رسیدن به هدف است، چنین مدیریتی باعث افزایش بهره‌وری و کاهش مشکلات ناشی از کار است. مدیریت زمان شامل مهارتهایی از قبیل هدف‌گذاری،اولویت بندی ، برنامه ریزی، استفاده بهینه از لحظه‌ها، انضباط شخصی، روش‌های سازماندهی و … می‌باشد. این مهارتها به خوبی می‌توانند باعث حذف بسیاری از منابع استرس زمانی شده و در نتیجه موجب بهبود بهداشت روانی افراد ‌شوند.

مبانی نظری مدیریت زمان:
اهمیت و اولویت زمان از دیرباز مورد توجه علما و اندیشمندان قرار داشته است. تا بدانجا که برخی برای شناخت بیشتر زمان، دست به پیشگویی زده و مرزهای آن را در هم شکسته‌اند. برخی تا سال 2100 میلادی نیز پیشگویی نموده‌اند (ابراهیمی، 1373، ص 16) . استفان لیندر درباره کمیابی فرایند زمان صحبت می‌کند و آن را یکی از مباحث اقتصادی می‌داند و اعتقاد دارد زمان می‌تواند به عنوان یکی از منابع کمیاب در علم اقتصاد مورد بررسی قرار گیرد.
«چونگ» می‌گوید: امروز جهان مشحون از چیزهای گرانبهاست، خانه، زمین، اموال و غیره. اما پرارزش‌ترین آنها زمان است. هیچ جنگاوری بالاتر از زمان نیست و تنها اوست که فاتح نهایی است. اتلاف وقت حتی از هدر دادن پول هم اسفناک‌تر است. زیرا شما همیشه قادر به تحصیل پول خواهی بود اما زمان هرگز باز نمی‌گردد (کیم، وو، چونگ، 1372، صص 84-75)
رضائیان بیان می‌کند که زمان یکی از منابعی است که هیچ کس نمی‌تواند برای شما بوجود آورد. اما افراد موفق همگی مبتکر زمان هستند و بر اصل و اساس هر وضعیت تمرکز می‌کنند. (رضائیان، 1372، ص 63).
سروش می‌گوید: وقت شما، عمر شما و ارزش شما معادل چیزهایی است در مقابل صرف عمرتان به دست آورده‌اید (سروش، 1372، ص 11). چونگ می‌گوید: بسیاری از فلاسفه اعتقاد دارند که زندگی انسان به اندازه کافی طولانی است. انسان چنانچه به طور مؤثر و مفید از وقتش استفاده کند طول عمر آنقدر خواهد بود که بتواند به موفقیت‌های برجسته‌ای دست پیدا کند. اما اگر عمر انسان به بطالت سپری شود و هیچ فرقی در زندگی نداشته باشد، پس از گذشت چند صباحی متوجه خواهد شد که دیگر فرصتی برای تغییر مسیر زندگی وجود ندارد، به هر حال عمر آدمی کوتاه نیست بلکه وی با اتلاف آن، عمر خود را کوتاه می‌کند. (کیم، وو، چونگ، 1372، صص 84-75)
اسلامی می‌گوید: عقربه‌های ساعت را نمی‌توان متوقف کرد و گذشت زمان را نمی‌توان کندتر نمود، بی‌توجهی به ارزش زمان باعث می‌شود که فرد نیازی به استفاده بهتر از اوقات احساس نکند و به اقدامات غیر ضروری و بیهوده بپردازد. (اسلامی، 1372، صص 35-34)
ابراهیمی اشاره می‌کند به اینکه دلیل تغییرات پر شتابی که در زمان رخ می‌دهد، زمان از ارزش و اهمیت کافی برخوردار است. به طوری که امروز کشورهای مترقی و در حال توسعه را براساس کندی و تندی تغییرات با یکدیگر مقایسه می‌کنند. هر چند در کشور ما چنانچه باید به مهم‌ترین نکته یعنی آموزش مدیریت زمان توجه کافی مبذول نشده است. (ابراهیمی، 1373، ص 59)
زالی می‌گوید: زمان‌های از دست رفته بازگشتنی نیستند و شاید

دیدگاهتان را بنویسید