تولیدات صنعتی، طراحی معماری

در ادامه با درک واگرایی معماری و سازه تلاش جهت همگرایی سازه و معماری آغاز گردید که تا به امروز ادامه یافته است و در این میان تعدادی از معماران نیز توانستند که بدون تصنع و تقلید ساختمان های جالبی را در انطباق با محیط و در آشتی با صنایع، فن آوری و زندگی امروز ایجاد کنند. بدین ترتیب فن آوری در معماری به کار گرفته شد تا انطباق پذیری معماری با نیازهای زندگی که پویا و دائما در حال تغییر هستند به کمال تامین گردد.
در ایران قدیم نیز معماری وسازه رشته واحدی بودند و در خلق فضا آنچنان در هم آمیخته بودند که مفهوم جدایی، تفاوت یا تناقض بطور کامل رخت بر بسته بود. اما این در حالی است که در دوران معاصر سازه و معماری به طور کامل جدای از هم پیش می روند. (هاشم نژاد، 1386: 24)
بر این اساس جامعه امروز ایران به یک بازنگری کلی و حرکتی عملی و علمی به سوی پیشرفت نیاز دارد و قبل از فرسودگی نیازمند حرکتی دوباره است. امروز ما در بسیاری از زمینه ها از عرصه جهانی عقب مانده ایم که مورد حاد آن در معماری در ارتباط با فن آوری و مفاهیم نو سازه ایست. (هاشم نژاد، 1386: 24)
6-2 تاثیر سازه بر معماری:
سازه در معماری به عنوان اولین مسئله مهم بر پا سازی فضا مطرح است، اما کم تر به عنوان مسئله ای زیباشناسی به آن نگریسته شده زیرا که زیباشناسی غالبا در آخرین مراحل طراحی و ساخت مطرح می شود. در پی شناخت رابطه میان هنر طراحی معماری و طراحی سازه، ( یک رابطه میان متنی) سازه جزئی از اجزاء فرم معماری است. بررسی برخی از شیوه های طراحی معماری گذشته، کمک میکند روابط خاص حاکم بر اجزاء معماری را یافته و با تحلیل های ساختاری و اشاره به تداوم برخی از ویژگیهای آن در معماری معاصر، باعث بوجود آمدن روش های جدید طراحی گردید.(بقایی،1388: 28)
6-2-1 گسترش نقش سازه در معماری:
نقش سازه به دو شکل در معماری موثر است:
عملکرد ذاتی سازه که تحمل و انتقال بار و به عنوان اسکلت نگه دارنده ساختمان است.
عملکرد تندیسگون، بی شک گسترش نقش سازه در معماری به معنای معاصر آن با انقلاب صنعتی آغاز شد. تولید انبوه آهن (فولاد) پیشرفت های علمی در زمینه علم مواد و مصالح پیشرفت های فن آوری در زمینه صنعت و تولیدات صنعتی، مدرن شدن علم سازه و مهندسی سازه (بعد از تاسیس مدرسه پلی تکنیک پاریس و تاسیس رشته های مهندسی ساختمان) بی شک در گسترش نقش سازه در معماری به معنای معاصر آن موثر بوده است . در شروع گسترش معاصر این بحث ابتدا بناهایی بر پایه سبک گوتیک ولی با سازه های آهنی و جزئیات مدن بنا شدند. (بقایی،1388: 33)
6-2-1-1 سازه ، فرم معماری و فن آوری ساخت:
برای سنجش آثار معماری در ادوار مختلف و میزان حضور سازه و رابطه سازه با فرم باید نوع و میزان فن آوری آن دوره زمانی را سنجید. به همین منظور فن آوری از دو وجه مکمل و متمایز موثر بر میزان نوآوری فرم و سازه است:
فن آوری ساخت و اجرا
فن آوری مواد و مصالح
در فن آوری ساخت و اجرا عوامل مختلفی چون علوم محاسبه پایداری ساختمان و نحوه پرداختن به هندسه طرح مهم هستند و اجرای هر نوع هندسه و الگو مبتنی بر میزان و نوع علومی است که در پایداری فرم موثرند. دسترسی به این علوم چه به صورت تجربی مثلا به صورتی که در دوره های گوتیک یا تیموری و سلجوقی بوده چه به صورت علم محاسبه پایداری سازه که امروزه فن آوری رایانه ای قادر به انجام آن است در هر دو حالت تاریخی و معاصر آن، بر شکل و فرم سازه تاثیر شدید و بسزایی داشته است.
از آغاز تاریخ مدون معماری سه مقوله سازه، معماری و تکنولوژی ساخت به معنای اصلی خود در هر زمان یکی بوده اند و کسی که معمار نامیده می شد در هر سه عرصه، خبرگی و دانش یا به واژه امروز، تخصص داشته است. این تخصص و بصیرت در هر سه عرصه به دلیل پیوستگی ماهیت عرصه ها پدید آمده بود. تمایزی که امروز بین این سه عرصه وجود دارد از هنگامی پدید آمد آگاهی ها و دانش ها مربوط به این سه، رشد یافت و گسترش و پیچیدگی پیدا کرد. بی تردید، موضوع به صورت مسئله ای به نام تکنولوژی ساخت شروع شد و ضرورت مسئله ساخت با نیاز به داشتن سرپناه برای انسان شروع شد.
پس این هوشمندی انسان نخستین نسبت به آنچه که نیاز داشت و درک هر چند ابتدایی او از سازه باعث پابرجا ماندن سر پناه شد. پس اولین ساخت های دست بشر به لحاظ تاریخ نگاری واجد ساختماری سازه ای توام با دانش ساخت بوده است. (بقایی،1388: 30-32)
به لحاظ داشتن دانش ساخت و بصیرت هر چند تجربی و ابتدایی از رفتار فرم های سازه ای میتوان نتیجه گرفت که داشتن خلاقیت لازمه جهش هایی است که در مسئله ساخت و سازه مطرح است حتی اگر وارد عرصه هنری آن نشویم. پیوستگی سه عنصر سازه، معماری و تکنولوژی ساخت در عرصه های تاریخی ادامه پیدا کرد و از آنجا که قریحه هنرمندانه انسان نیز وارد عرصه ساخت شد و به مدد خلاقیت، انسان ها در هر دوره توانستند به تکنیک ساخت خاص همان دوره دست یابند. سه عامل مهم:
پیدایش ایده سازه ای و تبدیل آن ایده به فرم
خلاقیت و ابداع
ابعاد جدید زیباشناسی، حاصل همسویی خلاقانه سازه و معماری است. (بقایی،1388: 30-32)
6-2-2 سازه ، زیبایی و صداقت (جریان انتقال نیرو‌):
عده ای محققین معماری، (چون ماریوسالوالدوری) چنین استدلال کرده اند که توجه به سازه ساختمان به صورت غیرقابل اجتنابی منجر به زیبایی خواهد شد. البته بیان اینکه زیبایی ضرورتا به سازه ساختمان بستگی دارد، صحیح نیست و شاید بتوان نشان داد که بعضی ساختمان ها با سازه نادرست دوست داشتنی به نظر می رسند. حال آنکه بعضی از سازه های کاملا صحیح، از نقطه نظر زیبایی راضی کننده نیستند. بنابراین بیان مناسب و درست سازه جزء لازم زیبایی ساختمان است ولی به تنهایی برای زیبایی ساختمان کافی نیست.
بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت دانش درک سازه به عنوان قسمتی از معماری و زیباشناسی تلفیقی واجد اهمیت است و پیوند مشترک و درک متقابل سازه، معماری و زیبایی تخصصی است که جز از معمار و طراحی چیره دست بر نمی آید. (بقایی،1388: 33)

                                                    .