تحقیقات جور واجور نشون داده که برداشت اصلی بیشتر ادما از دین، داشتن رابطه ای نزدیک با خداونده، نه فقطً مجموعه ای از باورها و اعمال. علاوه بر اون تأکید بر نزدیکی هر فرد با خدا، هم اینکه ارجاعات تکراری به عشق بین بنده و خدا، به شکل ادیان توحیدی هست. دین و به خصوص «رابطه درک شده افراد با خدا» به عنوان یه پناه گاه مطمئن عمل می کنه. افراد در زمان بروز بحران، خدا رو به عنوان پناه بعضی وقتا مطمئن می دانند (روات[۲] و کرک پتریک[۳]، ۲۰۰۲).

می‏توان گفت که دین داری آگاهانه و گرایشات مذهبی اثر زیادی بر جنبه‏های جورواجور رفتار فردی و اجتماعی جامعه، به‏خاص نسل جوون داره. البته توجه زیادی که امروزه به رفتارای بینظم اخلاقی یا خلاف شرع و بزهکارانه‏ی جوانان معطوف می‏شه و هم سیاست‏های پیشگیرانه یا تنبیهی که به‏طور ضربتی اتخاذ می‏شه، می‏تونه تا حدودی مبیّن نگرانی از این واقعیت باشه که تلاش‏ها و فعالیت‏های بیشتر از بیست سال‏ی مدیران و مسئولان در انتقال باورها، ارزش‏ها و هنجارهای دینی به نسل جوون، با یه جور نبود موفقیت و شکست روبرو شده (سرمدی، ۱۳۸۵).

تعریف دین

در زبون اوستایی ایران باستان «دین» به معنی شریعت و مذهب بوده ‏است و پیروان دین خود رو «به دینان» می‏خوندن (حجتی، ۱۳۶۸). در فرهنگنامه‏ها هم «دین» به معانی: جزا، حساب، طاعت، ورع، قدرت و اون چه آدم بدون متدیّن و پای‏بند شه و هم به گونه‏ای استعاری واسه شریعت مصرف می‏شه (ابن‏منظور، ۱۹۹۶). هم اینکه به معنی جایزه، آیین پرستش خدا تعالی، رسم و قانون، قهر و مسلط شدن آمده (شعرانی، ۱۳۵۵).

در قرآن کریم هم که لفظ «دین» حدود ۹۰ بار به کار رفته، بدین معانیه: جزاء و حساب، کیش و شریعت، دین اسلام، رسم و قانون، حکم و فرمون، دعا و عبادت، آیین تنها‏پرستی (سرمدی، ۱۳۸۰). از دین تعریفی که مورد اتفاق همه‏ی محققان باشه، وجود نداره؛ به گونه‏ای که بعضی محققان از «برج بابل تعاریف دین» سخن به میان می‏بیارن (ویلم[۴]، ۱۳۷۷).

مروری بر آثار محققان مسلمون نشون می‏دهد که بیشتر نزدیک به اتفاق ایشون (برخلاف محققان غربی) تعریف واحدی از دین رو روش زوم کرده ‏ان (تعریف سنتی از دین). علمای دین برخلاف محققان علوم اجتماعی و فیلسوفان دین، تعریف خود رو متوجه کلیه‏ی ادیان ننموده و دایره‏ی تعریف خود رو به دین اسلام محدود کرده‏ان؛ مثلا، استاد مطهری منظورش از دین اسلام، کلیه‏ی دین های الهی از آدم تا آخر، چون بنابه استدلالی درون دینی، که متکی بر آیات قرآن کریمه، دین الهی در پیش خدا یکی بیش نیس. . . و اون به درستی دین اسلامه (مطهری، ۱۳۶۲). علامه طباطبایی دین رو مجموعه‏ی عقاید و یه سلسله دستورهای عملی و اخلاقی می‏دونه که پیامبران از طرف خدا واسه راهنمایی و هدایت بشر آورده‏ان (طباطبایی، ۱۳۶۲). در تعریفی دیگه «دین باور به آفریننده‏ای واسه جهان و آدم و دستورات عمل مناسب با این عقایده» (مصباح یزدی، ۱۳۶۸).

 

براساس این تلقی از دین، ادیان بشری و اسطوره‏ای و غیرالهی اصلاً دین حساب نمی‏شن: «بت‏پرستی و آدم‏پرستی دین نیستن. بودیسم (آیین بودا) هم که خدا در اون مطرح نیس، دین نیس» (مصباح یزدی، ۱۳۶۸). بعضی هم هنگام بیان نظر درباره‏ی اسلام و ادیان، دین رو کتاب و سنت قطعی معرفی می‏کنه (سروش، ۱۳۷۲).

شاید بشه گفت دین داری باور به وجودی متعالیه که وعده فرارسیدن زندگی پس از مرگ رو می دهد و به ما فرمون می دهد در این دنیا به روش اخلاقی رفتار کنیم (گیدنز[۵]، ۱۳۷۳). دین مثل عمیق ترین منبعیه که موجودیت آدم در اون پرورش یافته و تموم ابعاد اون از جمله وحدت آدم با خدا به اون وابسته. بنا به گفته کارلایل[۶]: «دین هر فرد واقیت وجودی هر انسانی رو مشخص می کنه و بر جنبه های هویت ملی اون هم اثر می گذارد. اعتقادات مذهبی با سرنوشت آدم پیوند می خورند و جوشش های این عقاید در قلب آدم، اصول دیگه زندگی آدم رو عمیقاً تحت اثر قرار میدن» (یوآخیم، ۱۳۸۲).

مذهب

آلپورت (۱۹۵۰)، مذهب رو به عنوان فلسفه وحدت بخش زندگی توصیف می کنه و اون رو یکی از عوامل بالقوه مهم واسه سلامت روان دونسته، اون عقیده داره نظام ارزشی مذهبی، بهترین زمینه رو واسه یه شخصیت سالم آماده می کنه. اما به این نکته هم توجه داره که این طور نیس که همه آدمایی که ادعای مذهبی بودن دارن، دارای شخصیت سالم هستن. از دیدگاه آلپورت (۱۹۵۰)، این جهت گیری به دو صورت جهت گیری مذهبی داخلی و جهت گیری مذهبی خارجی می باشه. جهت گیری مذهبی داخلی، مذهبی گسترده، دارای اصولی منظم و داخلی شده که خود غایت و هدفه نه وسیله ای واسه رسیدن به هدف. شخصی که جهت گیری مذهبی داخلی داره با مذهبش زندگی می کنه و مذهبش با شخصیتش یکی می شه. شخصی که جهت گیری مذهبی خارجی داره، مذهب با شخصیت و زندگیش ترکیب نشده؛ واسه اون مذهب وسیله ایه که واسه ارضای نیازای فردی مثل مقام و امنیت مورد استفاده قرار می گیرد (خوانین زاده، اژه ای و مظاهری، ۱۳۸۴).
فلسفه

مذهب یه سیستم اطلاعاتیه که واسه زندگی هدف مند اطلاعات و علم جفت و جور می کنه. مذهب به عنوان نظام اعتقادی منظم همراه با مجموعه ای از آیین ها و اعمال تعریف شده که تعیین کننده روش جواب دهی آدما به تجارب زندگیه (زولینگ و همکاران، ۲۰۰۶). مذهب شامل کیفیاتیه که به بافت مذهبی- سنتی فرد اشاره داره (کلی[۷]، ۲۰۰۸).

معنویت، دین داری و سلامت

از نامعلوم‏ترین و بحث انگیزترین زمینه‏هایی که در جهان پزشکی امروز مورد توجه بخش‏ خصوصی و دولتی قرار گرفته مسأله بررسی روابط معنویت و دین داری با سلامت جسمی‏ است. به کار گیری واژه‏های کلیدی مذهب و سلامت یا معنویت و سلامت تو یه جستجوی‏ اینترنتی، این نکته رو رو میسازه که از دهه هشتم قرن بیستم و مخصوصا در دهه گذشته، روند تحقیق ها و تعداد مقاله‏های منتشر شده مربوط به این قلمرو در مجله های معتبر پزشکی، روانپزشکی و پزشکی رفتاری ازدیاد یافته و از مرز ۱۲۰۰پژوهش هم گذشته س. اون چه در این مورد پراهمیت جلوه‏گر می‏شه اینه که معمولاً افزایش توجه و گسترش‏ انتشارات در مورد پزشکی، نتیجه یه نتیجه کار جدید مانند کشف یه ژن، ایجاد یه وسیله جدید و بعضی وقتا کشف یه روش آزمایش حساس و معتبره در حالی که معنویت و دین داری در هیچ‏ یه از این زمینه‏ها قرار ندارن و به گونه‏ای پایدار با فرهنگ ها وابسته‏ان. علوم پزشکی یعنی قلمرویی که همیشه ذهن رو از بدن جدا می‏کرد به این‏ نتیجه رسید که بررسی دوباره در روابط روح، ذهن و بدن، نه‏تنها باحال بلکه لازمه و قرار دادن اینجور مواردی در برنامه‏های آموزشی دانشکده‏های پزشکی و در سطح کاربرد بالینی و تحقیق، گواهی بر این مدعاست. الان، هفتاد و دو دانشکده پزشکی در امریکا، درس هایی رو عرضه می‏کنن تا به دانشجویان بی آموزند چیجوری به ارزش یابی جنبه‏های الهی بیماران بپردازند یا چیجوری دل مشغولی های الهی رو در طرح های درمان گری جا بدن. قرار دادن‏ آموزش های مذهبی و الهی در برنامه‏های روان پزشکی تحقق یافته و مسأله ضرورت این آموزش‏ به پزشکان عمومی هم هم‏حالا مطرحه (دادستان، ۱۳۸۵).

دانشجو

با اینکه تحقیق های زیادی به بررسی رابطه بین دین داری و گزارش فرد درباره سلامت‏ خودمون پرداخته‏ان اما هیچ کدوم در عین حال، رابطه دین داری و معنویت با وضع سلامت رو در نظر نگرفته‏ان. مع هذا، رابطه بین اندازه دین داری با بروز، شدید شدن یا بهبود مریضی در وسعت‏ بزرگی از شرایط پزشکی نشون داده شده و فواید حاصل از راه های درمان گری مذهبی هم برجسته شده. هم اینکه تحقیق گران تونسته‏ان به یه رابطه مثبت، بین سطوح بالای‏ باورهای مذهبی و سلامت بهتر دست ‏پیدا کنن و بعضی هم بر وجود یه رابطه علّی تأکید کرده‏ان، بدون اون که هنوز دلایل قاطعی به سود این موضع‏گیری به دست اومده باشه. از طرف دیگه، بعضی‏ از تحقیق های مروری به ناپایداری یافته های حاصل از ارزشیابی های مربوط به دین داری با دیدگاه فاعلی‏ فرد درباره سلامت خودمون دست یافته‏ان. شاید بشه یافته های گذشته رو حاصل نبود کنترل دیگه متغیرهای همراه با سلامت دونست یا این فرضیه رو مطرح کرد که دین داری و سلامت نتیجه متغیر دیگری مانند وضعیت کنشی فرد هستن و یا در آخر این یافته ها رو نتیجه نبود توجه به تفاوت بین‏ دین داری و معنویت ملحوظ کرد. از اینجاس که جنبه‏های بنیادی متمایزکردن و عملیاتی‏کردن دو سازه دین داری و معنویت برجسته می‏شه. پزشکان پذیرفته‏ان که بهزیستی الهی واسه حفظ سلامت خیلی خیلی مهمه و نصف اون ها هم می گن که باید دل مشغولی های الهی رو در نظر بگیرن. اما بیشتر‏ اون ها بعضی وقتا اینجور می‏کنن و یا به هیج وجه به این جنبه نمی‏پردازند. اینجور بازخوردی رو می‏توان‏ به کمبود وقت و مشکل آموزش های دریافت شده نسبت داد یا اون رو حاصل نگرانی درباره‏ منحرف کردن باورهای خودمون بر بیماران به حساب آورد (دادستان، ۱۳۸۵).

در وضع الان، نتایج گزارش ها و تحقیق ها رو می‏توان در چند نکته اصلی خلاصه کرد: خیلی از مقاله‏های پژوهشی الان، به رابطه مثبت بین افزایش معنویت و دین داری با وضع‏ سلامت بهتر دست یافته‏ان وارتباط بین این سازه‏ها با بروز و بهبود مریضی رو در وسعت‏ بزرگی از شرایط پزشکی نشون داده ‏ان. خیلی از دانشکده‏های پزشکی در بیشتر کشورای جهان، بعضی از برنامه‏های آموزش عملی‏ و موضوع های مذهبی و الهی رو در برنامه‏های خود قرار داده ‏ان. نیاز به تحقیق های گسترده‏تر در قلمرو روابط بین دین داری و معنویت با سلامت جسمی و به خصوص تجربه‏های بالینی در مورد اثر دخالت‏های الهی بر نتیجه های سلامت و پذیرش‏ نقش معنویت در عمل بالینی مطرح، و بر ضرورت گسترش تحقیق ها درباره رابطه بین معنویت با سلامت جسمی تأکید شده‏است. پس می‏توان از خود پرسید که اگه دین داری و معنویت در پزشکی سراسر جهان به معنی یه‏ اصل بنیادی در درمان بیماریهای جسمی و روانی تا این حدّ روش زوم شده‏است می‏توان در کشور اسلامی ما این عوامل رو ندیده تصور؟ (دادستان، ۱۳۸۵).

[۱] Vill Dourant

[۲] Rowatt,W. C

[۳] Kirkpatrick, L. A

[۴] Vilam

[۵] Giddenz

[۶] Karlayel

[۷] Kelly, B. S.