خصوصیات افراد سازگار، مکانیزم های دفاعی

2-بکارگیری اطلاعات برای تنظیم اهداف واقعی .
3-استفاده از توانایی هایی جهت کنترل محیط و سرنوشت خود، تا آنجا که بتوانیم به اهدافمان
نایل آئیم .
4-حساسیت داشتن نسبت به نیازها و دغدغه های سایرین، به گونه ای که نقش مثبتی در زندگی داشته باشیم .حال، با عنایت به توصیف فوق و نیز توجه به محتوا و اهداف تعالیم متعالی دین، می توان تصدیق نمود که از کنش های دین، هدایت بشر به سوی سازگاری مثبت و مؤثر با محیط پیرامون خود در جامعه است (به نقل از بنکداری،2005).
2-1-2-1 تعاریف سازگاری
در لغتنامه دهخدا، سازگاری؛ موافقت در کار، حسن سلوک و در مقابل ناسازگاری؛ بدسلوکی، بدرفتاری و سازگاری نکردن معنی شده است. مک دونالد می گوید: وقتی می گوییم فردی سازگار است که پاسخ هایی که او را به تعامل با محیطش قادر می کند آموخته باشد و به طریقی قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار کند تا نیازهایی در او ارضا شود.یک فرد در یک موقعیت اجتماعی خاص می تواند خود را به طریق زیادی با آن موقعیت تطبیق و سازگاری دهد (شهنی ییلاق و همکاران،1391).
احمدی و همکاران (1391) معتقدند، روان شناسان همچنین سازگاری فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار داده اند و خصوصیاتی از شخصیت را بهنجار می دانند که موجب سازگاری فرد با محیط خود می گردد، یعنی با دیگران در صلح و صفا زندگی کند و جایگاهی در جامعه برای خود به دست آورد. بسیاری از روان شناسان دیگر معتقدند که اگر اصلاح سازگاری در معنای همنوایی با اعمال و اندیشه های دیگران اعمال شود، دیگر نمی توان توصیفی از شخصیت سالم به عمل آورد، آن‌ها بیشتر بر ویژگی های مثبتی مانند فردیت، آفرینندگی و شکوفایی استعدادهای بالقوه تاکید دارند.
راجرز در تعریف سازگاری می گوید: منظور از سازگاری انطباق متوالی با تغییرات و ایجاد ارتباط میان خود و محیط است به نحوی که حداکثر خویشتن سازی را همراه با رفاه اجتماعی ضمن رعایت حقایق خارجی امکان پذیر می سازد. به این ترتیب سازگاری یعنی شناخت این حقیقت که فرد باید هدف های خود را با توجه به چارچوب های اجتماعی- فرهنگی تعقیب کند (شهنی ییلاق و همکاران،1391).
سازگاری به پذیرش و انجام رفتار و کردار مناسب و موافق محیط و تغییرات محیطی اشاره دارد و مفهوم متضاد آن ناسازگاری است. یعنی، نشان دادن واکنش نامناسب به محرک های محیط و موقعیت‌ها، به نحوی که برای خود فرد یا دیگران و یا هر دو زیان بخش باشد و فر د نتواند انتظارات خود و دیگران را برآورده سازد. ناسازگاری ممکن است در بافت ها و موقعیت‌های مختلف بروز کند و متوجه درون یا بیرون فرد باشد. به همین دلیل، معمولا صفت سازگا ری همراه با موصوف خود به کار میرود و در ادبیات مکتوب و محاورهای از مفاهیم سازگاری شغلی، زناشویی، تحصیلی، اجتماعی، هیجانی و جز آن استفاده می شود .خشم مهار نشده، اغلب به پرخاشگری و ناسازگاری منجر میشود (نویدی،1385).
 2-1-2-2 نظریات سازگاری
به نظر کارن هورنای، رفتار بهنجار یا ناسازگار ریشه در مناسبات والدین و فرزندان دارد. اگر فرد، گرمی و عشق را تجربه کند، احساس امنیت می کند و به شیوه ای بهنجار رشد می کند. در واقع اگر فردی واقعاً مورد عشق واقع شود می تواند مشکلات گوناگونی را در آینده تحمل کند. همچنین احساس ناامنی باعث می شود تا فرد متوسل به شیوه هایی شود که ناآرامی درونی خود را تضعیف و به حداقل کاهش دهد. وی سه جهت متفاوت که افراد می توانند در سازش با محیط اتخاذ کنند را مشخص کرد
الف) رفتن به طرف مردم: قبول درمانده بودن خویش و سعی در جلب محبت دیگران.
ب) حرکت بر ضد مردم: جنگ با محیط خود که مورد تنفر اوست.
ج) دور شدن از مردم: منزوی ماندن(نه تعلق، نه جنگیدن)
این سه تیپ از اشخاص ممکن است نمونه این سه گرایش اساسی باشند
1- مراعات کننده دیگران 2-پرخاشگر3-جدا مانده
راجرز معتقداست که اشخاص سازگار می توانند خودشان راهنمای دگرگونی و کمال خویش باشند و زندگی شان را بدون تاثیر رویدادهای گذشته هدایت کنند. دراین نظریه خصیصه چشم پوشی و آسان نگری بر خود نمایان است و همچنین در فراخواندن راجرز به خود بودن و در اکنون بودن، گیرایی خاصی نهفته است. نظر دیگری که راجرز ابراز داشته است، وجود گرایش فطری به سوی رشد و کمال و سلامت روان فرد است، یعنی انگیزش ذاتی در افراد برای سلامت روان وجود دارد که ما را به پیش  می راند (برات‌وند،1376).
2-1-2-3 خصوصیات افراد سازگار
زارعی و میرهاشمی(1391) بیان داشته که، راجرز و مازلو  بیشتر بر ویژگی های مثبت نظیر آفرینندگی و شکوفایی استعدادهای بالقوه تاکید دارند. هر یک از این نظریه پردازان نگرش منحصر به فرد خود را برای سازگاری و رشد روانی عرضه می کنند و استعداهای بالقوه آدمی را برای بهتر شدن یا بیشتر شدن از آنچه هست از نظری متفاوت می بینند.
   -شاید کلی ترین ویژگی فرد سازگار آن است که نسبت به خود واقع بین است، به این معنا که درباره انگیزه هایش خود را فریب نمی دهد و هدف های قابل دسترسی برای خود طرح می کند، لذا از تعارضات غیرلازم پرهیز می کند و با مشکلات شخصی خود به طور عینی برخورد می کند.
   -شخص سازگار کسی است که می تواند انگیزه ها و هدف هایش را تغییر دهد بدون آنکه آن‌ها را با مکانیزم های دفاعی تغییر شکل دهد.
   – فرد خوب سازگار یافته کسی است که صفات و ویژگی های گوناگون او با هم در ارتباطند. در عین حال که سازگاری کامل وجود ندارد، ولی سازگاری مطلوب احتمالاً هنگامی رخ می دهد که بین آنچه فرد راجع به خود می اندیشد با آنچه دیگران درباره او می اندیشند توافق منطقی وجود داشته باشد.
– به میزان کافی می تواند فعالیت کند و برای کاری که به عهده گرفته است شایستگی لازم را دارد و لزومی نمی بیند که شغل خود را مرتب تغییر دهد.
 – از اضطراب و تعارضی که او را از فعالیت سودبخشی باز دارد، دوری می جوید.
– بتواند با مشکلات مواجه شود، درباره آن‌ها بیندیشد و تصمیم بگیرد و عمل کند.

                                                    .