داستان پردازی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یکی از درمان‌های مطرح در جهان است که در شرایط مختلف و برای افراد سالم و بیمار کاربرد دارد. شواهد نشان می‌دهد که تنیدگی زدایی مبتنی بر ذهن آگاهی اثرات مثبتی بر روی علائم جسمی و روانی داشته است و می‌تواند درمان کمکی مؤثری برای بیماری‌هایی از قبیل پسوریازیس و سندرم فیبرومیالژیا باشد (جم، علی نقی، ایمانی، مرادمند بدیع، رمضانی و محرز، 1390)
گروسمان، تیفنتالر، رایز و کسپر (2007) در پژوهشی اثربخشی روش کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن افسردگی موردبررسی قرار دادندو نتیجه گرفتند که این روش بهبودی معناداری را در درد، کیفیت زندگی، راهبردهای مقابله با درد و افسردگی نشان می‌دهد. این نتایج در مرحله پیگیری فقط برای کیفیت زندگی معنی‌دار گزارش شد.
مطالعات نشان می‌دهد کورتیزول یکی از نشانگرها برای اثبات بهبود ناشی از ذهن آگاهی است. در پژوهشی که روی زنان مبتلابه سرطان سینه انجام شد نیز تغییراتی در سطح پاسخ بیدارکننده کورتیزول مشاهده شد (ماتوسک، پروسنر، دابکین ،2011)
همچنین، در ایران نیز پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ذهن آگاهی می‌تواند باعث بهبودکیفیت زندگی افراد افسرده (کاویانی، حاتمی و شفیع آبادی، 2009)، تنظیم هیجانی (نریمانی، آریان پور، ابوالقاسمی و احدی، 2011)، اختلال وسواس (فیروزآبادی و شاره،2009) و چاقی (موسویان، مرادی، میرزایی، شادفر، محمودی کهریز و همکاران،2011) شود.
برخی ویژگی‌های ذهن آگاهی که توجه روان‌درمانگران را به خود جلب نموده است عبارت‌اند از:
الف) توجه: توجه بدون قضاوت به محیط اطراف و پدیده‌های فیزیکی، هیجانات و غیره یکی از مفاهیم درمان ذهن آگاهی است که توجه زیادی را به خود جلب نموده است. توجه به پدیده‌ها بدون قضاوت در مورد آن‌ها، آگاهی فرد را نسبت به پدیده‌های منفی بالا می‌برد و درمان‌جو را از جنبه‌های منفی و مثبت خویش آگاهی می‌سازد.
ب) تحمل عاطفه: عاطفه برای درمانگران از اهمیت زیادی برخوردار است. تحمل عاطفه مهارتی است که باعث بهبود بیماران می‌شود ) لینهان ، 199). به‌هرحال اگر درمانگران هیجانات نامناسب را تحمل نکنند، در درک عواطف قوی بیماران دچار مشکل می‌شوند؛ بنابراین آموزش ذهن آگاهی، تحمل عاطفی را بالا می‌برد. تحمل عاطفی پایین، باعث از بین رفتن آزادی عمل بیماران می‌شود که از طریق آموزش ذهن آگاهی این مهم به دست می‌آید (کانا و گریسون، 2013).
ج) تمرین پذیرفتن: ذهن آگاهی پذیرش در عمل است نه به‌عنوان یک فعالیت یا تصمیم واحد بازگشت به موضوع اولیه باعث پذیرش ویژگی‌های خوشایند و ناخوشایند می‌شود. این امر از این نظر مهم است که ممکن است بیماران نسبت به خویش دیدی انتقادآمیز داشته باشند؛ بنابراین پذیرش و تمرین آن باعث کاهش انتقاد نسبت به خویشتن در آنان می‌شود. این تکنیک در روان‌درمانی باعث پذیرش جنبه‌های واقعی در بیمار می‌شود و در اعتمادسازی رابطه اولیه با بیمار مفید و مؤثر است.
د) همدلی و دلسوزی: در تمرین‌های ذهن آگاهی بودا ایجاد بینش و دلسوزی نسبت به خویشتن از تمرین پذیرش تجربیات درد و رنج توسط بیماران حاصل می‌شود؛ اما وجود درد ورنج به‌تنهایی کافی نیست. ذهن آگاهی باعث می‌شود که در روابط با درد و رنج‌ها تغییراتی ایجاد شود و یا آن‌ها به‌صورت کلی نادیده گرفته شوند. درنهایت این‌که ذهن آگاهی دارای تکنیک‌هایی است که دلسوزی نسبت به خویشتن و نسبت به دیگران را ارتقا می‌بخشد.
ه) یادگیری مشاهده‌ای: یادگیری مشاهده‌ای آگاهی خویشتن یکی از تکنیک‌های مهم ذهن آگاهی است که در آن فرد از طریق مشاهده آگاهانه خویشتن نقاط قوت و ضعف خویش را پیدا نموده و به همراه تکنیک پذیرش سعی در پذیرش آن نقاط قوت و ضعف می کند. این تکنیک در یک معنای کلمه موجب بینش بیمار در مورد مشکل خویش می شودو نقش مهمی در روان‌درمانی دارد ) گرمر و همکاران، 2005).
۲-۱۹- آموزش حضورذهن و تغییر حالتهای ذهنی
آموزش حضورذهن مستقیماٌ مربوط به آموزش افراد برای تمرکززدایی افکار و هیجانهایشان بدون اجتناب، انکار، یا سرکوب آنها و مشاهدهی نزدیک این پدیده است و بنابراین بازداری از اجتناب تجربی و همچنین پذیرش غیرقضاوتگرانه و عدم واکنش به این پدیده را آموزش میدهد. براساس الگوی شناخت درمانی مبتنی بر حضورذهن ، تمرکز ارادی روی افکار، هیجانها، و احساسات به این روش، مقدار زیادی از توانایی فرد را برای پردازش توجهی به کار میگیرد، بنابراین توانایی اندکی برای نشخوار باقی میماند.
سگال و همکاران (2002) بین حالت ذهنی انجامی و حالت ذهنی بودن تمایز قائل شدند. حالت انجامی شامل بازشناسی تفاوت بین چیزها چگونهاند و اینکه ما میخواهیم چگونه باشند، میباشد. چنین تفاوتهایی، هیجانهای منفی و نیز الگوی فکری برای یافتن روشهایی برای کاهش این تفاوت را راهاندازی میکند. زمانی که میتوان اقدامات سازندهای انجام داد، این حالت ذهنی سازگارانه است و میتواند منجر به پیشرفت بسیاری از اهداف مهم گردد. با این حال، زمانی که هیچ کاری برای تغییر موقعیت مشکلساز نمیتوان انجام داد (برای مثال، هنگام سوگ از دست دادن همسر یا زوج)، این حالت ذهنی میتواند بیفایده و افسردهزاد باشد. بخش عمدهای از توجه فرد روی تحلیل گذشته، مرور اشتباهات حال، پیشبینی آینده، و جستجوی راه حلها متمرکز خواهد شد؛ با این حال، اگر راه حلهایی پیدا نشوند، میتواند منجر به حس فراگیر نارضایتی گردد. نشخوار به این طریق، احتمالاٌ زمینهساز حالات خلقی منفی است.
در مقابل، سگال و همکاران (2002) حضورذهن را به عنوان حالت بودن توصیف کردند. در شناخت درمانی مبتنی بر حضورذهن مهارت اصلی آموخته شده در تمرین حضورذهن رها شدن از حالت انجامی، به ویژه از الگوهای فکری نشخواری، منفی و خود تداومبخشی است که بخشی از حالت انجامی است. در حالت بودن تمرکز روی پذیرش هر آنچه در لحظهی حاضر وجود دارد، بدون هیچ هدف یا تلاشی برای تغییر است. در حالت بودن، هیچ تلاشی برای تحلیل پیامدهای آیندهی راهبردهای حل مسئلهی احتمالی یا مرور تلاشهای گذشته برای حل مشکلات مشابه صورت نمیگیرد. حالت بودن به جای تفکر در مورد مشکلات یا موقعیتها، به وسیلهی مشاهده و پذیرش مستقیم هر آنچه در لحظهی حاضر رخ میدهد- شامل افکار و احساساتی که اقدام فوری را برمیانگیزند- مشخص میشود. به جای عمل کردن براساس چنین افکار و احساساتی، شرکت کننده صرفاٌ آنها را مشاهده و مورد توجه قرار میدهد. هیچ کوششی برای ارزیابی منطق افکار مشاهده شده یا بررسی یا تغییر محتوای آنها صورت نمیگیرد.
این رویکرد حضورذهن نسبت به افکار و احساسات، واکنشپذیری نسبت به خلق را کُند میسازد، و زمان و توانایی انتخاب پاسخهای جدید را افزایش میدهد. همچنین نشخوار را افزایش و پذیرش افکار و احساسات را تقویت، گرایش به درنظر گرفتن آنها به عنوان بازنماییهای لزوماٌ دقیقی از حقیقت درمورد خود یا جهان را کاهش میدهد. اتخاذ حالت هشیارانه و غیرقضاوتی، احتمال اینکه افراد به پدیدهی نشانگر عود آینده توجه کنند را افزایش خواهد داد (مانند خستگی یا تحریکپذیری)، و مانع تلاشهای ناسازگارانه برای سرکوب یا نادیده گرفتن آنها میگردد. با این روش، آنها فرصتهای بسیار بهتری برای اقدام ماهرانه و ارادی برای مقابله با علائم اولیهی عود و برداشتن گامهای سازگارانه برای پیشگیرانه از آن برای خودشان فراهم میکنند.
سپس هدف MBCT، آموزش مهارتهایی است که به افراد اجازه خواهد داد در اوقات غمگینی، الگوهای عادتی قدیمی تفکرشان را متوقف سازند یا طوری رفتار کنند که این خلقها خفیف یا گذرا باقی بمانند و حالات عاطفی جدیتری را ایجاد نکنند. ضرورتی ندارد یا حتی مطلوب نیست که هدف درمان کاهش تجربهی غمگینی باشد. با این حال، این مهارتهای جدید میتواند تجربهی غمگینی را بدون تشدید خودکار افسردگی فراهم کند.
سگال و همکاران (2002) اظهار داشتند که هدف اصلی MBCT ”کمک به شرکتکنندگان است تا بتوانند ماهرانهترین پاسخی را که به هر فکر، احساس، یا موقعیت ناخوشایند مییابند انتخاب کنند“. MBCT در مورد بیماران افسردهی بهبودیافتهای انجام میشود که الگوهای فکری نشخواری منفی دوره های افسردگیشان کاهش یافته است.
تاکنون پژوهشهای زیادی اثربخشی آموزش MBCT را نشان دادهاند. برای مثال اولین کارآزمایی بالینی MBCT (تیزدیل و همکاران، 2000)، با هدف پاسخگویی به این سوال که آیا اضافه کردن MBCT به درمان رایج (TAU) موجب کاهش میزان عود افسردگی میشود یا خیر انجام شد. برای این منظور 145 بیمار به کار گرفته شدند و به صورت تصادفی در یکی از دو گروه MBCT یا TAU قرار داده شدند. بیماران از میان افرادی که در حال حاضر در دورهی بهبودی نسبی به سر میبردند، در گذشته نیز حداقل دو دوره افسردگی را سپری کرده بودند و به مدت 3 ماه پیش از ورود به کارآزمایی داروی ضدافسردگی مصرف نمیکردند انتخاب شدند. نتایج پیگیری یک ساله نشان داد که برای بیمارانی با سابقهی سه دوره افسردگی یا بیشتر، 40 % گروه MBCT و 66 ٪ گروه درمان رایج، کاهش عود 39٪ و اندازهی اثر متوسط را تجربه کردند.
۲-۲۰- دلالتهای بالینی حضورذهن
۲-۲۰-۱- افزایش زمان زندگی در لحظه
یکی از نشانه های مراقبهی تخصصی توانایی تجربهی هیجانات منفی بدون ضرورت پرداختن به آنهاست. این مهارت دلالتهای معناداری برای درمان اَشکال رایج آسیبهای روانشناختی، به ویژه اختلالهای خلقی و اضطرابی و اشکال شدید نشخوارهای فکری منفی دارد. آموزش حضورذهن مجموعهای از راهبردها را دربرمیگیرد که به افراد کمک میکند تا تمایلشان را برای نشخوار کاهش دهند (جین، شاپیرو، وانیک، روچ و میلز ، 2007). اگر همانطور که فارب، سگال، مایبرگ، بین و کن (2007) توصیه کردند حضورذهن بتواند به افراد کمک کند تجربهی لحظهی حاضرشان را از حس دراز مدت داستان پردازیشان جدا کنند، پس ممکن است این کار به افراد کمک کند به جای افکار منفی مربوط به تجربیات گذشته یا نگرانیهای آینده روی تجربهی جاری تمرکز کنند تبیین کند.
۲-۲۰-۲- افزایش عاطفهی مثبت

اگرچه بسیاری از انجامدهندگان دراز مدت مراقبه، سطوح بالایی از آرامش و خرسندی را به عنوان نتیجهی تمرین مراقبه گزارش کردهاند، سنجش عینی، امید به کمّی کردن ارتباط بین حضورذهن و عاطفهی مثبت را دشوار میسازد. با این حال، برخی پژوهشها اشارات اندکی را نشان میدهد که تمرین حضورذهن ممکن است به برانگیختن عاطفهی مثبت در مورد جمعیتهای بالینی کمک کند. ریچارد دیویدسن و همکاران الگوهای EEG را در حالت استراحت در آزمودنیهای سالم، قبل و بعد از 8 هفته مداخلهی MBSR با یک گروه کنترل (دیویدسن، کاباتزین، چاماچر، روسنراز و مولر ، 2003) مقایسه کردند. دیویدسن قبلاٌ نشان داده بود که EEG بیمارانی که از افسردگی و اضطراب رنج میبرند در حالت استراحت در نیمکرهی راست مغز افزایش نشان داده است، در حالی که آزمودنیهای سالم فعالیت بیشتری در نیمکرهی چپ دارند. اگرچه این پژوهش در مقیاسی کوچک بود، نتایج نشان داد که الگوهای EEG پس از هشت هفته تمرین و تداوم MBSR به مدت سه ماه، میتواند تغییر جهت الگوهای EEG به سمت چپ را در حالت استراحت نشان دهد. به صورت معنادارتری، تغییرات مشاهده شده با بهبود سیستم ایمنی همبستگی داشته است. به علاوه، پژوهش اخیر EEG با بهره گرفتن از MBSR روی یک گروه 22 نفره بیماران حاد خودکشیگرا نشان داد که ممکن است عاطفهی مثبت وقتی به وسیلهی افزایش فعالیت EEG اندازهگیری شود به طور معناداری در شرایط MBSR به اندازهی درمان رایج باشد. این نشان میدهد که موفقیت MBSR ممکن است تا حدی به افراد کمک کند تا الگوی ثابت هیجانی فعالیت مغزی را تداوم دهند (بارنهوفرو همکاران، 2007؛ به نقل از دیدونا، 2009.(
۲-۲۱- کاهش پاسخ دهی به استرس
ایجاد آرامش، توانایی مراقبهکننده را برای تجربهی حوادث منفی با واکنشپذیری کمتر افزایش میدهد. گلمن و شوارتز (1976؛ به نقل از دیدونا، 2009) این فرضیه را ارائه دادند که مراقبهکنندگان در مقایسه با گروه کنترل باید پاسخدهی فیزیولوژیکی کمی به محرک ناخوشایند نشان دهند. برای آزمون این فرضیه، آنها پاسخ هدایت قشری(SCR) را در حالی که آزمودنیها تصاویر حوادث کارخانه چوب را مشاهده کردند، در مراقبهکنندگان و گروه کنترل اندازهگیری کردند. SCR مقدار عرق تولید شده را به عنوان نشانهی برانگیختگی خودکار اندازهگیری کرد. در مقایسه با گروه کنترل، آزمودنیهای مراقبه در آغاز کمی بیشتر در SCR افزایش نشان دادند، اما بعد از آن سریعتر به خط پایه بازگشتند، که نشان دهندهی این بود که آزمودنیهای مراقبه پاسخ شدیدتری به تصاویر منفی داشتند، اما سریعتر توانستند آن تصاویر را رها کنند و به حالت آرامش ذهنی و تعادل بازگردند. احتمالا این آزمودنیها کمتر مشغول نشخوار افکار میشدند که برانگیختگی خودکارشان را تداوم میداد.
۲-۲۲- افزایش توان شناختی
فایدهی بالقوهی مهم دیگر مراقبهی منظم حفاظت در مقابل نازک شدن قشری است که معمولاٌ در سن پیری رخ میدهد. در پژوهش لازار، کر، واسرمان، گرای و گرو ، (2005)، این نتیجه بدست آمد که در میان انجامدهندگان مراقبه، یک ناحیهی کوچک از کرتکس پیش پیشانی در نتیجهی نازک شدن قشری وابسته به سن معمول نازک میشود. این نشان میدهد که مراقبه ممکن است در مقابل نازک شدن قشری که معمولا با سن رابطه دارد حفاظت کننده باشد.
۲-۲۳- ریشه های حضورذهن
حضورذهن روشی برای جهتدهی توجه است که از سنتهای مراقبهی شرقی به ویژه بودایی نشات میگیرد و معمولاٌ به عنوان تمرکز ارادی یک فرد بر رویداد تجربه شده در لحظهی حاضر به روشی بدون قضاوت یا پذیرشمندانه توصیف شده است (کابات-زین، 1990؛ به نقل از بائر، 2006).
این سنتها مراقبهی حضورذهن را به عنوان روشی در دسترس برای همگان به منظور کاهش رنج و تقویت رشد کیفیتهای مثبت مانند آگاهی، بینش، معرفت، شفقت، و عدالت توصیف میکند (گلدشتاین ، 2002؛ کابات-زین، 2003؛ به نقل از بائر، 2006). در دهه های اخیر، متخصصان و پژوهشگران بهداشت روانی غربی عقیده دارند که ایجاد حضورذهن میتواند برای افرادی که از دامنهی وسیعی از مشکلات و اختلالات رنج میبرند اما بدون توجه به اقتباس اصطلاحات یا سنتهای بودایی، سودمند باشد. به وسیلهی مفهومسازی تمرینهای مراقبهی حضورذهن سنتی به عنوان مجموعهای از مهارتهایی که میتواند به صورت مستقل از هر نظام باور مذهبی آموخته شود، پژوهشگران و متخصصان، آموزش حضورذهن را به وسیلهی ادغام آن با مداخلاتی که به صورت روزافزون در مجموعه های بهداشت روانی و پزشکی ارائه میشوند در دسترس جمعیتهای غربی قرار دادهاند.
۲-۲۴- تفاوت حضورذهن با مراقبهی متعالی
مراقبهی حضورذهن از رویکردهای مراقبهای مبتنی بر تمرکز (مانند مراقبهی متعالی ) که مستلزم محدود کردن توجه شخصی به محرک واحدی مانند یک واژه یا یک هجا (برای مثال، یک ذکر)، صدا، شیء، یا حس میباشد، متفاوت است. زمانی که

                                                    .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *