دانلود مقاله ادبیات عرفانی، عرفان اسلامی

دانلود پایان نامه

قلمرو و دامنه‌ی پژوهش
روش پژوهش حاضر
پیش‌گفتار
با عنایت به اینکه برخی از سخنانی را که در پیش‌گفتار یادرآور می‌شویم در لابه‌لای مطالب پیشین رفته است مقدمه، با شمارش نکاتی چند پیش‌کش می‌شود.
1. در طول دورهی نگارش این نگاشته بهگونهی مداوم و متناوب از 12 نوشته در روش مطالعه دینی، شیوهی نگارش علمی، ویرایش، تحقیق و پژوهش و اسلوب تدوین پایاننامه بهره برده شده و امید است که نگارندهی سطور توانسته باشد به خوبی، آن نکات ریزتر از مو را به‌کار گیرد و نیز آرزومندیم همهی نگاشته‌ها، انباشته‌ای صرف نباشد تا تولید علم به انجامی برسد.
2. در نگارش واژه‌های تازی، از رسمالخط پارسی پیروی نمودهایم همانگونه که دستور راهنمایان ویرایش است.
3. نویسنده، تمام تلاش خود را نموده که تا آنجا که شدنی است واژه‌های بیگانه را به‌کار نگیرد جز اینکه پارسی‌اش سخن را نرساند.
4. در بخش منابع نگاره، تلاش بر این بوده که از مذاهب مختلف اسلامی بهرهگیری شود و از تکیه بر نوشتههای کلامی یا تفسیری با گرایش فرقهای پرهیز شود و هماره سخن حق یا نزدیک به حق را بیان نموده باشد.
5. بهرهگیری از زبان شعر فارسی کهن، به خصوص مثنوی حکیم رومی کاری است که علاوه بر تغییر ذائقهی علمی نوشته و نیز خواننده به لطافت سخنان افزوده است و بالاتر، اینکه هم‌خونیِ ادبیات فارسی با قرآن و تاریخ انبیا و اولیا را می‌رساند.
6. پاسخ چالشی که امروزه مدعیان پشتیبانی از قرآن و سنت به نام جدایی قرآن، عرفان و برهان در پی آنند را این رساله با بهره‌گیری چشم‌گیر از آیات قرآن به مرز کفایت رسانده است و اگر اراده بر این بود که نام دیگری بر این نگاره نهیم بیگمان «عرفان و برهان در دامان قرآن» در خور آن بود، باشد که در جمع هر سه‌ی قرآن، عرفان و برهان در این نگاشته و نگاشته‌های دگر بیشتر بیندیشند.
7. محقق باید که کشته نقد و انتقاد بی‌رحمانه باشد چنانکه حقیر این خواست را از سروران عرفان‌پژوه و اساتید گران‌قدرم دارم.
8. راقم این سطور، نوآوری رساله حاضر را در اصل موضوع یعنی پرداختن به «مبانی قرآنی کرامات اولیا» می داند و بر این باور است که گرچه پژوههی پیش‌رو بهترین نیست و نخواهد بود اما معتقد است نخستین گام را در این باب گشوده است. باشد که پله‌ای گشته تا زیر پای قلم‌های پژوهش‌گران قرار گیرد و به بنای ساختمان دانش اسلامی خشتی فزون گردد.
9. رسالهی پیش رو در دو بخش سامان یافته که سخن اصلی نگارنده در بخش دوم به ویژه در گفتار سه، گنجانده شده و در پایان هر فصل یک نتیجه گرفته شده است که رهآورد و یافته‌های بنیادی نگاشته را می‌توان در آن یافت. بخش نخست، به کلیات و ایضاح مفهومی واژههای کلیدی و نیز دیدگاههای مکاتب مختلف علوم اسلامی به مسئله کرامات اولیا پرداخته است. در بخش دوم که قسمت اصلی
نوشته یعنی جستار قرآنی است نخست با موردپژوهی گونههای اصناف انسان به لحاظ امور خارق
عادت در قرآن کریم، آغاز میشود و سپس در گفتار دیگری به سخن اصلی نگاشته یعنی اموری است
که مایهی دستیابی انسان به کرامات میگردد و به عبارت دیگر، مبانی قرآنی کرامات اولیا، رسیده
است. به این صورت که به تحلیل اصول برگرفته از امور خارق عادتی که در گفتار پیشینش آمده، می‌پردازد.
10. در بخش موردپژوهی گونههای آدمیان و موجودات در انجام یا وقوع امور خارق عادت، مدعیِ استقرای همهگیر در قلمرو قرآن نیستیم ولی کوشیدهایم همه یا بیشتر امورخارق عادت در قرآن کریم که در ذیل یکی از دسته انسانها یا موجودات یادشده در قرآن کریم آمده را از قلم نیندازیم. همچنین در ذیل بیشتر مصادیق قرآنی امور خارق عادات به ویژه معجزات و کرامات، از سرودههای حکیم رومی جلال الدین بلخی به عنوان یک متن سترگ در ادبیات عرفانی اسلام بهره بردهایم.
11. در پیش انداختن گفتار گونهشناسی بر جستار تحلیل مبانی قرآنی کرامات اولیا بر این اندیشه بودیم که نخست امور خارق عادت یاد شده در کتاب آسمانی یعنی قرآن کریم را بیاوریم آنگاه بیان کنیم که اینگونه امور چگونه از انسان سرمیزند.
به هر روی:
تو گر پرنیانی نیابی مجوش
کرم کار فرما و حشوش بپوش
طرح مسئله
مسئله، این است که امور خارق عادتی که از سوی افراد خاصی انجام می شود آیا در قرآن به عنوان اساسیترین منبع دینی بدان پرداخته شده است؟ و اگر بررسیده، سخنش چیست؟ از نگاه قرآن چه اموری سبب می شود تا کارهای خارق عادت از اولیا و عارفان سرزند؟ نگارنده سطور در یک تحقیق میدانی، شناخت عارف را به میان عامه مردم و نیز دانش آموخته‌های سنتی و امروزی برده، بی‌گزاف قریب به اتفاق، انجام عمل خارق العاده، نیت‌خوانی، اشراف بر ضمایر و مانندهای این ها را ملاک عرفان و عارف قرار دادند. این‌جانب بر همه تأسف خورد و بیش از همه، بر غربت عرفان اسلامی. این‌جاست که جا برای جولان عارف‌نما گرفته تا مرتاض و هر معبرّ خواب و حدس‌زننده و پیش‌گو و فال‌زن و کف‌بین و جز اینها باز می شود تا راه شماری را ببندند و از سویی عده‌ای هم به کژراهه روند و حقیقت را گم کرده و ره افسانه زنند و عرفان را به تمسخر گیرند.
اما پژوهش حاضر در پی بررسی این حقیقت است که آیا کرامات اولیا، از دید آبشخور اساسی دین اسلام یعنی وحی اعتباری دارد؟ و وحی آن را عینیتدار می‌داند؟ و اگر معتبر است می‌توان در قرآن هم عللی را برای آن تبیین نمود؟ چه کسی قدرت انجامش را دارد؟ فاعل حقیقی این امر کیست؟ و آیا اولیا در این عمل استقلال دارند یا لزوما به اذن قادر متعال است؟ حقیقت آن و گسستش از دیگر امور همگن‌اش کدام است؟ ارزش‌گزاری آن به چه نحو است؟ معرفتی یا اقناعی؟ این ها پرسش‌های فرعی بود.
و اما سؤال اصلی این‌که: راه‌کارهای وحیانی ـ قرآنی برای دست‌یازی به ولایت تکوینی و انجام کرامات چیست؟ آیا این کار در قرآن، شدنی نشان داده شده و نمونه‌ای هم آورده است؟ بی‌گمان در ذهن بیننده امر خارق عادت پرسش‌هایی پیش می‌آید که دین بایست پاسخگوی آن باشد و استوارترین پاسخ‌ها را قرآن عهده‌دار است. اما آرمان‌گرایی عرفان پژوهان مایه نبود واقع‌بینی نسبت به این‌گونه امور شده است. نگارنده در پی آن است که با نشان دادن و تحلیل مایه‌های قرآنی این گونه کارها، راه دینی رسیدن به این توانایی را پیش رو گذارد و با همین راه‌کار، سازوکاری برای احتراز از قدرت‌نمایی ساحران، مرتاضان و گاه عارف نمایان دست دهد چرا که راقم این سطور در چالش‌های پیش‌روی دانش، هماره سخن حَلّی را کاراتر از پاسخ نقضی می‌داند. کوتاه سخن اینکه فرضیه و ادعای نگارنده این است که می‌شود با روی‌کردی وحیانی ـ قرآنی، به ناهمواری‌های فراروی عرفان اسلامی پایان داد و در موضوع‌نگاشت خود نیز به دنبال این است که ره‌یافتی قرآنی برای پرسش اصلی بیابد. در این رهگذر برای اینکه سخن اصلی بیشتردر جانها فرو رود و به قول معروف اوقع فی النفوس واقع شود، نخست گفتاری را به گذری بر گونههای امور خارق عادت با تکیه بر یادکرد انسانها و موجوداتی که آن کارها از آنها سرزده و یا پدید آمده، میپردازیم، و آنگاه به تحلیل و دست داده مبانی دستیابی به چنین امور فراحسی و فوق طبیعت در پیشگاه قرآن مینشینیم.